از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 42 از 144
المختصر في السيرة النبوية | موسى بن راشد العازمي | ح (35) | إسلام حمزة بن عبدالمطلب رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول است
0:12
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:19
حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه اسلام آورد
0:27
حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه در این مدت اسلام آورد
0:32
در سال ششم مأموریت
0:35
در سال دوم مأموریت گفته شد
0:38
حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است
0:42
از ابن اسحاق گفته است:
0:44
مردی از اسلام با من صحبت کرد و او هوشیار بود
0:49
اعتراض ابوجهل به رسول خدا صلی الله علیه و آله در وقت آرامش.
0:55
پس او را آزار داد و او را ناسزا گفت
0:57
در این باره آنچه را که از شرمساری و تضعیف دین خود بیزار است، گفت
1:02
رسول خدا صلی الله علیه و آله با او صحبت نکرد
1:07
خادم عبدالله بن جداان التیمی
1:10
در اقامتگاهش بالای صفا این را می شنود
1:14
سپس او را ترک کرد
1:16
پس به باشگاه قریش نزدیک کعبه رفت و با آنان نشست
1:21
چیزی نگذشت که حمزه بن عبدالمطلب به من نزدیک شد و کمان خود را کشید
1:26
بازگشت از تک تیرانداز خدا
1:29
و اگر این کار را کرد
1:31
بدون توقف، سلام و احوالپرسی و صحبت با آنها از کنار باشگاه قریش نمی گذشت
1:37
او قدرتمندترین و سرسخت ترین قریش بود
1:41
در آن زمان در دین قوم خود مشرک بود
1:45
سپس استاد نزد او آمد در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست تا به خانه خود بازگردد.
1:52
به او گفت
1:54
ای ابوعماره
1:56
اگر دیده بودی که برادرزاده ات محمد از ابوالحکم چه رنجی برد
2:01
اینجا پیداش کرد
2:03
پس او را آزار داد، به او توهین کرد و آنچه را که می خواست انجام داد
2:07
سپس او را ترک کرد
2:09
محمد با او صحبت نکرد
2:12
حمزه خشم را تحمل کرد
2:14
آنچه خداوند از کرامت خود خواسته است
2:17
او به سرعت رفت و مثل همیشه جلوی کسی را نگرفت
2:22
او می خواهد مجلس را طواف کند
2:24
ابوجهل عمداً خواست که عاشق او شود
2:28
وقتی وارد مسجد شد، دید که در میان مردم نشسته است
2:33
پس به سوی او حرکت کرد تا اینکه بالای سرش ایستاد
2:37
کمان را بلند کرد و ضربه سنگینی به سرش زد
2:42
مردانی از قریش از بنی مخزوم برای حمایت از ابوجهل به حمزه رفتند
2:48
گفتند: ما تو را نمی بینیم ای حمزه، جز اینکه بیمار شده ای.
2:53
حمزه گفت
2:54
و آنچه مرا از این امر باز می دارد برایم روشن شده است
2:59
شهادت می دهم که او رسول خداست
3:02
و هر که بگوید درست است
3:04
به خدا آن را حذف نمی کنم
3:06
پس اگر راست می گویی جلوی من را بگیر
3:10
ابوجهل گفت
3:11
ابو عماره را صدا کن
3:13
به برادرزاده اش عذاب زشتی داده ای
3:17
حمزه اسلام آوردن خود را انتقال داد
3:20
رسول خدا صلی الله علیه و آله ادامه داد
3:24
زمانی که حمزه اسلام آورد
3:26
قریش می دانستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله مغرور و پرهیز کرده است.
3:32
و حمزه مانع او می شود
3:35
پس از خوردن دست کشیدند و مقداری از آنچه می خوردند می خوردند
3:40
سپس حمزه رضی الله عنه به خانه خود بازگشت
3:44
سپس شیطان نزد او آمد و گفت
3:47
تو سرور قریش هستی
3:49
من از این مثال پیروی کردم
3:51
و دین پدرانتان را ترک کردید
3:53
مرگ برای تو بهتر از آنچه ساخته ای
3:57
پس با پخش خود نزد حمزه رفت و گفت:
4:00
چه کار کردی؟
4:02
خدایا اگر بالغ باشد
4:05
پس اعتقاد او را در قلب من قرار دهید
4:07
در غیر این صورت، برای من راهی برای رهایی از آنچه در آن افتادم ایجاد کنید
4:12
شب را تا صبح با امثال نجواهای شیطان گذراند
4:19
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و گفت
4:24
برادرزاده ام
4:25
گرفتار چیزی شده ام که راه رهایی از آن را نمی دانم
4:30
و مثل من ماندن در چیزی که نمی دانم چیست
4:34
ارشد یک دلتنگی شدید است
4:37
بنابراین او اخیراً با من صحبت کرد
4:39
برادرزاده ام، دلم می خواست با من حرف بزنی
4:43
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد
4:46
پس او را تذکر داد و نصیحت کرد و از او ترسید و بشارت داد
4:51
پس خداوند به خود ایمان آورد
4:53
چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:58
و او گفت
4:59
شهادت می دهم که تو راست می گویی، گواه راستی و علم
5:04
پس برادرزاده من دینت را نشان بده
5:07
به خدا سوگند دوست ندارم آنچه مرا از آسمان گمراه می کند داشته باشم
5:11
من پیرو دین اولم هستم
5:14
او گفت
5:15
حمزه از کسانی بود که خداوند دین را به واسطه او عزیز ساخت
5:37
طولانی شدن حسرت جهانیان به یکدیگر
5:44
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
5:51
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
5:58
و شما بقیه کار را انجام دهید
6:04
او شفا داد