از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 137 از 164
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (176) | دخول النبي صلى الله عليه وسلم مكة شرّفها الله
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:30
ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مکه مورد کرامت خداوند قرار گرفت
0:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد و خداوند آن را گرامی داشت.
0:43
از کاداء که در بالای مکه است
0:47
روز عالی و خاطره انگیزی بود
0:50
و در مقابل او رضی الله عنه یارانش از مهاجرین و انصار رضی الله عنهم بودند.
0:57
او بر شتر خود سوار است و المغفر بر سر دارد
1:01
سرش تقریباً جلوی کوله پشتی را لمس می کند
1:05
از خضوع او در برابر پروردگار متعالش
1:08
سوره فتح را می خواند و صدایش برمی گردد
1:13
پس بر کعبه طواف کرد، طواف ورود
1:16
عمره نخواست و انجام نداد
1:19
آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند
1:22
قال عایشه رضی الله عنها
1:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از کادعه در بالای مکه وارد سال فتح شد.
1:32
آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند
1:36
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
1:40
پیامبر صلی الله علیه و آله در روز فتح در حالی که المغفر را بر سر داشت وارد مکه شد.
1:47
و به عبارت دیگر در صحیح مسلم
1:50
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
1:55
پیامبر صلی الله علیه و آله در روز فتح مکه وارد شد
2:00
عمامه مشکی بر سر دارد
2:03
قاضی ایاد گفت
2:05
صورت ترکیب آنها
2:07
اولین ورودش المغفر بر سر بود
2:11
بعد از آن عمامه بر سر داشت
2:15
پس از حذف آمرزنده
2:17
به گواه آنچه او گفت
2:19
او مردمی را که عمامه سیاه بر سر داشتند خطاب کرد
2:23
زیرا خطبه بعد از اتمام فتح مکه در درب کعبه بود
2:29
حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است
2:32
او شاهدی بر ترس دارد
2:35
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح وارد مکه شد.
2:44
و چانه اش تحقیر شده در سفر است
2:48
آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند
2:51
از عبدالله بن مغفر رضی الله عنه گفت
2:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز فتح مکه دیدم که بر شتر خود سوار بود.
3:01
با خواندن سوره فتح برمی گردد
3:13
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
3:16
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
3:19
رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
3:23
تا سنگ را ببوسم
3:26
پس آن را دریافت کرد و سپس در اطراف خانه قدم زد
3:29
به بتی در کنار خانه ای رسید که در حال عبادت بودند
3:34
در دست رسول خدا صلی الله علیه و آله کمان بود
3:38
کمان را گرفت
3:41
این خمیدگی از هر دو انتهای قوس است
3:44
وقتی بر بت رسید
3:47
چاقو به چشمش زد و گفت:
3:50
حق آمد و باطل از بین رفت
3:54
وقتی طوافش تمام شد
3:57
در واقع الصفا بر او وارد شد
4:00
تا اینکه به خانه نگاه کرد
4:02
دستانش را بلند کرد و خدا را شکر کرد
4:05
هر چه می خواهد التماس کند
4:08
امام نووی فرمودند
4:11
و در حدیث
4:12
شروع با طواف در اولین ورود به مکه
4:16
خواه در حج احرام باشد یا عمره
4:19
یا ممنوع نیست
4:21
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:24
در این روز وارد آن شد
4:26
روز فتح است
4:28
با اجماع مسلمانان حرام نیست
4:31
و بر سر او بخشش بود
4:34
احادیث این را نشان می دهد
4:37
اجماع به اتفاق آرا مورد توافق است
4:40
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:43
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
4:47
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد
4:50
در این روز افتتاحیه
4:52
در اطراف خانه شصت و سیصد بنای تاریخی وجود دارد
4:56
پس با چوبی که در دست داشت شروع به زدن او کرد و گفت:
5:00
حق آمد و باطل از بین رفت
5:03
باطل در حال محو شدن بود
5:07
حق آمد و باطل شروع و تکرار نمی شود
5:15
ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:19
کعبه
5:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
5:26
با کلید کعبه
5:28
یکی از ابروی او عثمان بن طلحه رضی الله عنه بود
5:32
پس وارد خانه شد
5:34
دستور داد دکل ها را پاک کنند
5:36
بلال رضی الله عنه در آن روز اذن داد
5:39
پشت کعبه
5:41
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد
5:44
کلید عثمان بن طلحه رضی الله عنه
5:48
و آنها را برای سادانا تأیید کرد
5:51
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:55
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:58
پیامبر صلی الله علیه و آله به سال فتح نزدیک شد
6:02
این مترادف با اسامه در افراطی است
6:06
بلال و عثمان بن طلحه همراه او بودند
6:09
تا اینکه در خانه بخوابم
6:12
سپس به عثمان گفت
6:14
کلید را برای ما بیاور
6:16
پس کلید را آورد
6:18
در را برایش باز کرد
6:20
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد
6:23
و اسامه و بلال و عثمان
6:26
سپس در را به روی آنها بستند
6:29
بنابراین او یک روز طولانی ماند
6:31
بعد رفت بیرون
6:33
مردم شروع به ورود کردند
6:35
بنابراین آنها را شکست دادم
6:37
بلال را دیدم که پشت در ایستاده بود
6:41
پس به او گفتم
6:43
پیامبر صلی الله علیه و آله کجا نماز می خواند؟
6:46
و او گفت
6:48
بین آن دو ستون جلو نماز خواند
6:52
خانه روی شش ستون، دو خط بود
6:56
بین دو ستون خط ارائه شده دعا کنید
7:00
در خانه را پشت سر گذاشت
7:03
با همان چهره ای که وقتی وارد خانه ای بین او و دیوار می شوی سلام می کند
7:10
او گفت
7:11
یادم رفت ازش بپرسم چقدر نماز میخونی؟
7:15
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
7:18
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
7:21
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد سال فتح شد
7:26
بر شتر اسامه بن زید رضی الله عنه
7:31
تا اینکه وارد صحن کعبه می شوم
7:34
سپس عثمان ابن طلحه را صدا زد
7:37
او گفت
7:38
کلید را برای من بیاور
7:40
پس نزد مادرش رفت
7:43
او از دادن آن به او خودداری کرد
7:45
و او گفت
7:47
به خدا آن را به من می دهی
7:49
یا این شمشیر را از کمر من بردارند
7:52
او گفت
7:53
پس آن را به او داد
7:55
پس آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد
7:59
پس آن را به او داد
8:01
پس در را باز کرد
8:03
ابن ماجه در سنن خود و ابو داود در سنن خود به سند خوب روایت کرده اند.
8:08
تلفظ ابن ماجه است
8:11
از صفیه بنت شیبه رضی الله عنه گفت
8:15
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سال فتح اطمینان یافت.
8:20
سوار بر شتری شد
8:22
مهجین در دست گوشه را دریافت می کند
8:25
سپس وارد کعبه شد
8:27
آنجا یک کبوتر عیدم پیدا کرد
8:30
بنابراین او آن را شکست
8:32
سپس بر در کعبه ایستاد و آن را به سوی آن پرتاب کرد
8:35
و من نگاه می کنم
8:37
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
8:40
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
8:44
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به مکه آمد
8:49
او از ورود به خانه ای که خدایان بودند خودداری کرد
8:53
پس دستور داد و بیرون آوردند
8:56
پس عکسی از ابراهیم و اسماعیل را که در دستانشان بود از تیز کن بیرون آورد
9:01
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
9:05
خدا با آنها جنگید
9:07
آنها می دانستند که هرگز به آن سوگند یاد نکرده بودند
9:10
سپس وارد خانه شد
9:13
امام احمد در مسند خود و ابوداود با سند صحیح نقل کرده اند.
9:18
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
9:22
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:25
عمر بن خطاب رضي الله عنه در حالي كه در بطح بود امر به وقت فتح كرد.
9:31
آمدن به کعبه و محو هر تصویری در آن
9:35
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد آن نشد
9:39
تا اینکه هر تصویری را که در آن بود پاک کردم
9:42
حافظ در الفتح گفته است
9:46
چیزی که به نظر می رسد این است که او هر عکسی را که مثلاً نقاشی شده بود پاک کرد
9:52
چیزی که مخروط بود را بیرون آورد
9:55
و اما حدیث اسامه رضی الله عنه
9:58
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد کعبه شد
10:02
عکسی از ابراهیم دید
10:04
پس آب خواست و شروع به پاک کردن آن کرد
10:08
تعبیر به باقی ماندن می شود
10:12
از اینکه چه کسی اول آن را پاک کرده است پنهان است
10:15
خلاصه ای از سیره پیامبر
10:21
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
10:27
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
10:34
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
10:40
و حرکت شما با بقیه لب است