المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (176) | دخول النبي صلى الله عليه وسلم مكة شرّفها الله

◉ 713 بازدید ⏱ 10:50 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:30 ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مکه مورد کرامت خداوند قرار گرفت
0:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد و خداوند آن را گرامی داشت.
0:43 از کاداء که در بالای مکه است
0:47 روز عالی و خاطره انگیزی بود
0:50 و در مقابل او رضی الله عنه یارانش از مهاجرین و انصار رضی الله عنهم بودند.
0:57 او بر شتر خود سوار است و المغفر بر سر دارد
1:01 سرش تقریباً جلوی کوله پشتی را لمس می کند
1:05 از خضوع او در برابر پروردگار متعالش
1:08 سوره فتح را می خواند و صدایش برمی گردد
1:13 پس بر کعبه طواف کرد، طواف ورود
1:16 عمره نخواست و انجام نداد
1:19 آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند
1:22 قال عایشه رضی الله عنها
1:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از کادعه در بالای مکه وارد سال فتح شد.
1:32 آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند
1:36 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
1:40 پیامبر صلی الله علیه و آله در روز فتح در حالی که المغفر را بر سر داشت وارد مکه شد.
1:47 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم
1:50 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
1:55 پیامبر صلی الله علیه و آله در روز فتح مکه وارد شد
2:00 عمامه مشکی بر سر دارد
2:03 قاضی ایاد گفت
2:05 صورت ترکیب آنها
2:07 اولین ورودش المغفر بر سر بود
2:11 بعد از آن عمامه بر سر داشت
2:15 پس از حذف آمرزنده
2:17 به گواه آنچه او گفت
2:19 او مردمی را که عمامه سیاه بر سر داشتند خطاب کرد
2:23 زیرا خطبه بعد از اتمام فتح مکه در درب کعبه بود
2:29 حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است
2:32 او شاهدی بر ترس دارد
2:35 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح وارد مکه شد.
2:44 و چانه اش تحقیر شده در سفر است
2:48 آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند
2:51 از عبدالله بن مغفر رضی الله عنه گفت
2:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز فتح مکه دیدم که بر شتر خود سوار بود.
3:01 با خواندن سوره فتح برمی گردد
3:13 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
3:16 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
3:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
3:23 تا سنگ را ببوسم
3:26 پس آن را دریافت کرد و سپس در اطراف خانه قدم زد
3:29 به بتی در کنار خانه ای رسید که در حال عبادت بودند
3:34 در دست رسول خدا صلی الله علیه و آله کمان بود
3:38 کمان را گرفت
3:41 این خمیدگی از هر دو انتهای قوس است
3:44 وقتی بر بت رسید
3:47 چاقو به چشمش زد و گفت:
3:50 حق آمد و باطل از بین رفت
3:54 وقتی طوافش تمام شد
3:57 در واقع الصفا بر او وارد شد
4:00 تا اینکه به خانه نگاه کرد
4:02 دستانش را بلند کرد و خدا را شکر کرد
4:05 هر چه می خواهد التماس کند
4:08 امام نووی فرمودند
4:11 و در حدیث
4:12 شروع با طواف در اولین ورود به مکه
4:16 خواه در حج احرام باشد یا عمره
4:19 یا ممنوع نیست
4:21 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:24 در این روز وارد آن شد
4:26 روز فتح است
4:28 با اجماع مسلمانان حرام نیست
4:31 و بر سر او بخشش بود
4:34 احادیث این را نشان می دهد
4:37 اجماع به اتفاق آرا مورد توافق است
4:40 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:43 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
4:47 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد
4:50 در این روز افتتاحیه
4:52 در اطراف خانه شصت و سیصد بنای تاریخی وجود دارد
4:56 پس با چوبی که در دست داشت شروع به زدن او کرد و گفت:
5:00 حق آمد و باطل از بین رفت
5:03 باطل در حال محو شدن بود
5:07 حق آمد و باطل شروع و تکرار نمی شود
5:15 ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:19 کعبه
5:22 رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
5:26 با کلید کعبه
5:28 یکی از ابروی او عثمان بن طلحه رضی الله عنه بود
5:32 پس وارد خانه شد
5:34 دستور داد دکل ها را پاک کنند
5:36 بلال رضی الله عنه در آن روز اذن داد
5:39 پشت کعبه
5:41 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد
5:44 کلید عثمان بن طلحه رضی الله عنه
5:48 و آنها را برای سادانا تأیید کرد
5:51 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:55 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:58 پیامبر صلی الله علیه و آله به سال فتح نزدیک شد
6:02 این مترادف با اسامه در افراطی است
6:06 بلال و عثمان بن طلحه همراه او بودند
6:09 تا اینکه در خانه بخوابم
6:12 سپس به عثمان گفت
6:14 کلید را برای ما بیاور
6:16 پس کلید را آورد
6:18 در را برایش باز کرد
6:20 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد
6:23 و اسامه و بلال و عثمان
6:26 سپس در را به روی آنها بستند
6:29 بنابراین او یک روز طولانی ماند
6:31 بعد رفت بیرون
6:33 مردم شروع به ورود کردند
6:35 بنابراین آنها را شکست دادم
6:37 بلال را دیدم که پشت در ایستاده بود
6:41 پس به او گفتم
6:43 پیامبر صلی الله علیه و آله کجا نماز می خواند؟
6:46 و او گفت
6:48 بین آن دو ستون جلو نماز خواند
6:52 خانه روی شش ستون، دو خط بود
6:56 بین دو ستون خط ارائه شده دعا کنید
7:00 در خانه را پشت سر گذاشت
7:03 با همان چهره ای که وقتی وارد خانه ای بین او و دیوار می شوی سلام می کند
7:10 او گفت
7:11 یادم رفت ازش بپرسم چقدر نماز میخونی؟
7:15 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
7:18 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
7:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد سال فتح شد
7:26 بر شتر اسامه بن زید رضی الله عنه
7:31 تا اینکه وارد صحن کعبه می شوم
7:34 سپس عثمان ابن طلحه را صدا زد
7:37 او گفت
7:38 کلید را برای من بیاور
7:40 پس نزد مادرش رفت
7:43 او از دادن آن به او خودداری کرد
7:45 و او گفت
7:47 به خدا آن را به من می دهی
7:49 یا این شمشیر را از کمر من بردارند
7:52 او گفت
7:53 پس آن را به او داد
7:55 پس آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد
7:59 پس آن را به او داد
8:01 پس در را باز کرد
8:03 ابن ماجه در سنن خود و ابو داود در سنن خود به سند خوب روایت کرده اند.
8:08 تلفظ ابن ماجه است
8:11 از صفیه بنت شیبه رضی الله عنه گفت
8:15 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سال فتح اطمینان یافت.
8:20 سوار بر شتری شد
8:22 مهجین در دست گوشه را دریافت می کند
8:25 سپس وارد کعبه شد
8:27 آنجا یک کبوتر عیدم پیدا کرد
8:30 بنابراین او آن را شکست
8:32 سپس بر در کعبه ایستاد و آن را به سوی آن پرتاب کرد
8:35 و من نگاه می کنم
8:37 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
8:40 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
8:44 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به مکه آمد
8:49 او از ورود به خانه ای که خدایان بودند خودداری کرد
8:53 پس دستور داد و بیرون آوردند
8:56 پس عکسی از ابراهیم و اسماعیل را که در دستانشان بود از تیز کن بیرون آورد
9:01 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
9:05 خدا با آنها جنگید
9:07 آنها می دانستند که هرگز به آن سوگند یاد نکرده بودند
9:10 سپس وارد خانه شد
9:13 امام احمد در مسند خود و ابوداود با سند صحیح نقل کرده اند.
9:18 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
9:22 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:25 عمر بن خطاب رضي الله عنه در حالي كه در بطح بود امر به وقت فتح كرد.
9:31 آمدن به کعبه و محو هر تصویری در آن
9:35 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد آن نشد
9:39 تا اینکه هر تصویری را که در آن بود پاک کردم
9:42 حافظ در الفتح گفته است
9:46 چیزی که به نظر می رسد این است که او هر عکسی را که مثلاً نقاشی شده بود پاک کرد
9:52 چیزی که مخروط بود را بیرون آورد
9:55 و اما حدیث اسامه رضی الله عنه
9:58 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد کعبه شد
10:02 عکسی از ابراهیم دید
10:04 پس آب خواست و شروع به پاک کردن آن کرد
10:08 تعبیر به باقی ماندن می شود
10:12 از اینکه چه کسی اول آن را پاک کرده است پنهان است
10:15 خلاصه ای از سیره پیامبر
10:21 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
10:27 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
10:34 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
10:40 و حرکت شما با بقیه لب است