از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 101 از 166
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (136) | غزوة بني قريظة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:18
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
جنگ بنی قریده
0:32
روز چهارشنبه رخ داد
0:35
برای هفت روز باقی مانده از ذی القعده
0:37
از سال پنجم هجری
0:40
ما در نبرد خندق به آن اشاره کردیم
0:43
بنی قریده عهد خود را با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شکستند.
0:48
و توطئه آنها با احزاب برای جنگ با مسلمانان
0:52
سپس جبرئیل علیه السلام نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد.
0:57
به او دستور داد تا با یهودیان بنی قریظه بجنگد
1:01
حافظ بن کثیر گفت
1:03
باب جنگ بنی قریده
1:07
و چه عذاب بزرگی را خداوند متعال بر سر آنها قرار داده است
1:11
با آنچه خداوند در آخرت عذاب دردناک برایشان آماده کرده است
1:15
این به دلیل کفر آنهاست
1:17
عهد و پیمانی را که بین آنها و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود شکستند.
1:24
و احزاب آنها از او حمایت کردند
1:27
من چنین چیزی در مورد آنها پیدا نمی کنم
1:30
آنها مورد غضب خدا و رسولش قرار گرفتند
1:33
این یک معامله در دنیا و آخرت ضرر است
1:37
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:40
قال عایشه رضی الله عنها
1:43
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خندق برگشت
1:48
اسلحه را زمین گذاشت و دوش گرفت
1:50
جبرئیل علیه السلام نزد او آمد و گفت:
1:54
من اسلحه ها را زمین گذاشته ام اما به خدا قسم آنها را زمین نگذاشته ایم
1:58
پس نزد آنها رفت
2:00
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:03
پس کجا؟
2:05
گفت اینجا
2:07
به گریدا اشاره کرد
2:09
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان بیرون رفت
2:14
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
2:18
قال عایشه رضی الله عنها
2:21
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله مهمانی ها را تمام کرد
2:27
حمام کننده وارد شد تا خود را بشوید
2:30
سپس جبرئیل علیه السلام آمد و گفت
2:33
اوه اسلحه رو زمین گذاشتی
2:35
ما هنوز سلاح هایمان را زمین نگذاشته ایم
2:38
قیام به بنی جریده
2:41
یعنی به بنی قریده برو
2:44
عایشه رضی الله عنها گفت
2:46
گویی از در به جبرئیل علیه السلام نگاه می کنم
2:51
سرش پر از خاک بود
2:55
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
2:58
قال عایشه رضی الله عنها
3:01
رسول خدا صلی الله علیه و آله آنجا بود
3:06
وقتی در خانه بودیم مردی به ما سلام کرد
3:10
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از ترس برخاست
3:14
بنابراین من او را دنبال کردم
3:16
پس ضاحیه الکلبی
3:18
و او گفت
3:20
این جبرئیل است
3:21
او به من دستور می دهد که به بانو گریدا بروم
3:27
خروج پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی بنی قریده
3:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله با سه هزار نفر از یاران خود بیرون رفتند
3:40
به سمت Beni Gereida حرکت می کنیم
3:43
بنر به علی بن ابی طالب رضی الله عنه داده شد
3:48
بلال رضی الله عنه را فرستاد تا مردم را ندا دهد
3:52
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:56
دستور می دهد که نماز عصر را جز در بنی قریده نخوانید
4:00
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
4:04
قال عایشه رضی الله عنها
4:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود
4:12
تصمیم گرفتم نماز عصر را نخوانی
4:16
تا اینکه به بنی قریده بیایی
4:19
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
4:22
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
4:25
پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام بازگشت از مهمانی ها به ما فرمود
4:31
نماز عصر را جز در بنی قریده نمی خوانند
4:35
برخی از آنها در راه به بعد از ظهر رسیدند
4:38
بعضى گفتند: تا به آن نرسيم نماز نمى خوانيم
4:43
برخی از آنان گفتند: بلکه ما نماز می خوانیم.
4:46
ما این را نمی خواستیم
4:48
پس به پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شد
4:51
هیچ کدام را مجازات نکرد
4:55
و در روایت حکیم در مستدرک او با سند حسنه
4:59
عایشه رضی الله عنها گفت
5:02
قبل از اینکه به آنها برسند خورشید غروب کرد
5:05
گفت فرقه مسلمین
5:09
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نخواست که اذان کنید
5:13
نماز خواندند
5:15
فرقه گفت
5:17
ما در عزم پیامبر صلی الله علیه و آله هستیم
5:21
و بر ما گناهی نیست
5:23
گروهی از سر ایمان و امید جدا شدند
5:27
او از روی ایمان و امید این فرقه را ترک کرد
5:31
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از هیچ یک از این دو گروه انتقاد نکرد
5:36
امام ابن حزم گفت
5:39
خدای متعال می دانست که اگر آنجا بودیم
5:42
نماز عصر آن روز را جز در بنی قریده نخواندیم
5:47
حتی بعد از چند روز
5:49
حافظ بن کثیر گفت
5:52
ما نشان دادیم کسانی که نماز عصر را در وقت آن می خواندند
5:55
در همین موضوع به زدن راست نزدیکتر است
5:59
هر چند بقیه هم معذورند
6:03
بحث در اینجا در عذر آنها برای تأخیر نماز است
6:06
به خاطر جهاد و ابتکار محاصره عهد شکنان از فرقه ملعون
6:15
محاصره بنی گریدا
6:19
خداوند متعال جبرئیل علیه السلام را نزد بنی قریده فرستاد
6:24
تا آنها را به لرزه درآورد و وحشت را در دلهایشان بیاندازد
6:28
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
6:32
قال عایشه رضی الله عنها
6:35
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت
6:39
پس بین او و قریظه ملاقات هایی صورت گرفت
6:42
گفت: آیا کسی از کنار شما گذشت؟
6:47
ضحیه الکلبی با قاطر شهبای خود از کنار ما گذشت
6:51
زیر براد مخملی است
6:54
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
6:57
این شوخی نیست
6:59
اما جبرئیل علیه السلام است
7:02
برای بنی قریده فرستاده شد
7:04
تا آنها را به لرزه درآورد و وحشت را در دلهایشان بیاندازد
7:09
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
7:11
قال عن انس رضی الله عنه
7:14
انگار به گرد و غباری نگاه می کنم که در کوچه گوسفندان می درخشد
7:19
دسته جبرئیل
7:21
هنگامی که رسول خدا به سوی بنی قریده رفت
7:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد
7:28
با حفظ و عنایت خداوند به خانه های بنی قریده
7:33
چون او را دیدند با دژهای خود مستحکم شدند
7:36
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را فرا خواند
7:40
و او گفت
7:41
برادران میمون و خوک
7:45
سپس محاصره بر آنها تحمیل شد
7:48
این محاصره بیست و پنج شب به طول انجامید
7:51
تا اینکه اوضاع برایشان بدتر شد
7:53
و خداوند رعب و وحشت را در دلهایشان افکند
7:56
آنان شگفت زده شدند و از حکم سعد بن مظهر رضی الله عنه نازل شدند.
8:01
آنها متحدان او بودند
8:03
و در روایت ابن اسحاق
8:06
پس به حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمدند
8:10
پس اوس ثابت قدم شدند
8:12
گفتند یا رسول الله
8:15
آنها وفاداران ما هستند نه خزرج
8:18
دیروز آنچه را که در مورد وفاداران برادرانمان می دانستم انجام دادم
8:23
منظور آنها یهودیان بنی قینوقع است
8:25
یاران خزرج
8:27
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
8:30
قضاوت آنها در دست عبدالله بن ابی بن سلول است
8:34
این در زمان جنگ بنی قینوقع بود
8:38
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:42
ای اهل اوس آیا راضی نیستید؟
8:44
بگذارید مردی در میان شما آنها را قضاوت کند
8:48
گفتند بله
8:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:53
آن سعد بن معاذ است
8:56
امام احمد در مسند خود و ابن حبان در صحیح خود به سند حسنه روایت کرده اند.
9:01
قال عایشه رضی الله عنها
9:05
زمانی که حصرشان سخت شد و مصیبت شدیدتر شد
9:08
به آنها گفته شد
9:09
به حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمدند
9:14
پس با ابولبابه بن عبدالمنذر مشورت کردند
9:18
به آنها اشاره کرد که ذبح است
9:21
گفتند: به حکومت سعد بن معاذ فرود می آییم.
9:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:29
به حکم سعد بن معاذ فرود آمدند
9:33
خلاصه
9:35
در سیره پیامبر