از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 115 از 157
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (160) | هل فتحت حصون الكُتيبة صلحاً؟
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
دژهای گردان صلح باز کردند؟
0:33
افراد اسقف و مارشال در مورد دژهای گردان اختلاف نظر داشتند
0:38
آیا صلح برقرار شد یا درگیری صورت گرفت؟
0:42
ابوداود در سنن خود با سند صحیح روایت کرده است
0:46
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
0:50
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر تاخت
0:54
ما به زور به آن حمله کردیم و اسرا جمع شدند
0:58
ابوداود در سنن خود به سند صحیح از زهری روایت کرده که گفت:
1:03
به من خبر دادند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:07
خیبر پس از جنگ به زور فتح شد
1:11
برخی از مردم آن پس از درگیری تخلیه شدند
1:16
ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح روایت کرده است
1:21
از بشیر بن یسار گفت:
1:24
زمانی که خداوند خیبر را به پیامبرش صلی الله علیه و آله عطا کرد
1:29
آن را به سی و شش سهم تقسیم کنید
1:33
برای هر سهم صد سهم جمع آوری کنید
1:36
نیمی از آن را برای مصیبت ها و آنچه بر آن می آید جدا کرد
1:40
الوطیحه و الکتبه و آنچه بر آنها گذشت
1:44
نیمه دیگر را منزوی کرد و بین مسلمانان تقسیم کرد
1:49
الشقق و النطح و آنچه با آنها مرتبط است
1:53
تیر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
1:57
در حالی که من با آنها هستم
1:59
امام بیهقی فرمودند
2:02
زیرا برخی از خیبر به زور و برخی به زور فتح شد
2:08
آنچه را که به زور فتح شد بین اهل پنجم و غنائم تقسیم کرد
2:13
او آنچه را که در آرامش برای معاونانش گشوده شد، جدا کرد
2:16
و آنچه به مصلحت مسلمین لازم است و خداوند داناتر است
2:21
امام مسلم در صحیح خود و ابوداود در سنن آن را روایت کرده اند
2:26
تلفظ ابوداود است
2:29
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
2:33
هنگامی که خیبر فتح شد
2:35
یهودیان از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درخواست کردند
2:39
به آنها اجازه دهید که روی نیمی از آنچه از آن بیرون می آید کار کنند
2:44
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:48
من هر چه بخواهیم آن را تایید می کنم
2:52
بنابراین آنها در این مورد بودند
2:54
خرما از نصف خیبر به دو سهم تقسیم شد
2:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک پنجم را می گیرد
3:03
امام نووی فرمودند
3:05
این نشان می دهد که خیبر به زور فتح شده است
3:09
زیرا دو تیر برای آن دو غنائم بود
3:12
و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک پنجم را می گیرد.
3:17
یعنی به هر که لیاقتش را دارد می دهد
3:20
آنها پنج قسم هستند که در قول خداوند متعال ذکر شده است
3:24
و آنها می دانستند که شما چیزی را خراب کرده اید
3:28
یک پنجم آن مال خدا و رسول و خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان و در راه مانده است.
3:36
پس یک پنجم را برای خود و یکی از پنجمی را می گیرد
3:40
یک پنجم باقی مانده از پنجم خرج می شود
3:43
به چهار دسته باقی مانده
3:46
امام بن قیم گفت
3:48
آنچه بدون شک صحیح است این است که به زور باز شده است
3:53
امام در سرزمین زور حق انتخاب دارد
3:56
بین سوگند و پایانش
3:59
برخی تقسیم شدند و برخی متوقف شدند
4:02
رسول خدا صلی الله علیه و آله هر سه قسم را انجام داد
4:08
پس جریده و النضیر از هم جدا شدند
4:11
مکه را تقسیم نکرد
4:13
دو طرف خیبر را تقسیم کرد
4:15
نصفش را گذاشت
4:17
ابوداود و ابن حبان به سند صحیح روایت کرده اند.
4:21
عبارت از ابن حبان است
4:23
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
4:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:30
او مردم خیبر را کشت
4:32
تا اینکه آنها را به قصرشان برد
4:35
او زمین، محصولات کشاورزی و درختان خرما را فتح کرد
4:38
پس با او توافق کردند که از آنجا تخلیه شوند
4:41
و برای آنها چیزی است که مسافرانشان حمل می کنند
4:44
و به رسول خدا صلی الله علیه و آله
4:47
زرد و سفید
4:49
و از آن خارج می شوند
4:51
وی تصریح کرد که آن را کتمان نکنند
4:53
و چیزی را از دست نمی دهند
4:56
اگر چنین کنند، هیچ تعهد و حمایتی ندارند
5:00
آنها یک هدیه حاوی پول و جواهرات را برداشتند
5:03
لوحی بن اخطب
5:05
آن را با خود به خیبر برد
5:08
وقتی همتا را به تعویق می اندازم
5:10
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:13
بله دایی من
5:15
ماسک با محله من چه کرد؟
5:17
که از طرف مقابل آورده است
5:20
و او گفت
5:21
مخارج و جنگ ها او را می خورد
5:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:28
عهد نزدیک است
5:30
و پول بیش از این است
5:32
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را کنار زد
5:36
به زبیر بن عوام رضی الله عنه
5:39
او را با عذاب لمس کرد
5:41
قبل از آن محله من خراب شده بود
5:45
و او گفت
5:47
محله ام را دیدم که در خرابه های اینجا پرسه می زند
5:51
پس رفتند و راه رفتند
5:53
مشک را در خربت یافتند
5:56
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد
5:59
پسر من پدر واقعی من است
6:01
یکی از آنها شوهر صفیه است
6:03
دختر حویی بن اخطب
6:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت درآمد
6:09
زنان و فرزندانشان را تقسیم کرد
6:12
و پولشان را تقسیم کنند
6:14
برای کسانی که از خودداری می کنند
6:16
او می خواست آنها را از آن حذف کند
6:19
گفتند: ای محمد!
6:21
بیایید در این سرزمین باشیم، آن را اصلاح کنیم و برپا کنیم
6:26
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود
6:30
و اصحاب او هیچ خدمتکاری ندارند که از آن مراقبت کنند
6:34
آنها خود را وقف بلند شدن نکردند
6:37
خیبر را به این شرط جمع کردند که از هر محصول و نخل و چیزی سهمی نصیبشان شود
6:43
آنچه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر شد
6:48
ابن سیّد الناس گفت
6:51
در این مورد، آشتی را باز کرد
6:54
و آرامش به هم خورد
6:56
پس به زور این اتفاق افتاد
6:58
سپس یک پنجم آن به رسول خدا صلی الله علیه و آله داده شد
7:02
و آن را تقسیم کرد
7:04
خلاصه
7:06
در سیره پیامبر
7:08
حسرت دو دنیا برای هم
7:15
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:21
ان شاءالله تا زمانی که ندای شما بر طرف می شود
7:29
و حرکت شما با بقیه لب است