المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (160) | هل فتحت حصون الكُتيبة صلحاً؟

◉ 690 بازدید ⏱ 7:37 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 دژهای گردان صلح باز کردند؟
0:33 افراد اسقف و مارشال در مورد دژهای گردان اختلاف نظر داشتند
0:38 آیا صلح برقرار شد یا درگیری صورت گرفت؟
0:42 ابوداود در سنن خود با سند صحیح روایت کرده است
0:46 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
0:50 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر تاخت
0:54 ما به زور به آن حمله کردیم و اسرا جمع شدند
0:58 ابوداود در سنن خود به سند صحیح از زهری روایت کرده که گفت:
1:03 به من خبر دادند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:07 خیبر پس از جنگ به زور فتح شد
1:11 برخی از مردم آن پس از درگیری تخلیه شدند
1:16 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح روایت کرده است
1:21 از بشیر بن یسار گفت:
1:24 زمانی که خداوند خیبر را به پیامبرش صلی الله علیه و آله عطا کرد
1:29 آن را به سی و شش سهم تقسیم کنید
1:33 برای هر سهم صد سهم جمع آوری کنید
1:36 نیمی از آن را برای مصیبت ها و آنچه بر آن می آید جدا کرد
1:40 الوطیحه و الکتبه و آنچه بر آنها گذشت
1:44 نیمه دیگر را منزوی کرد و بین مسلمانان تقسیم کرد
1:49 الشقق و النطح و آنچه با آنها مرتبط است
1:53 تیر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
1:57 در حالی که من با آنها هستم
1:59 امام بیهقی فرمودند
2:02 زیرا برخی از خیبر به زور و برخی به زور فتح شد
2:08 آنچه را که به زور فتح شد بین اهل پنجم و غنائم تقسیم کرد
2:13 او آنچه را که در آرامش برای معاونانش گشوده شد، جدا کرد
2:16 و آنچه به مصلحت مسلمین لازم است و خداوند داناتر است
2:21 امام مسلم در صحیح خود و ابوداود در سنن آن را روایت کرده اند
2:26 تلفظ ابوداود است
2:29 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
2:33 هنگامی که خیبر فتح شد
2:35 یهودیان از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درخواست کردند
2:39 به آنها اجازه دهید که روی نیمی از آنچه از آن بیرون می آید کار کنند
2:44 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:48 من هر چه بخواهیم آن را تایید می کنم
2:52 بنابراین آنها در این مورد بودند
2:54 خرما از نصف خیبر به دو سهم تقسیم شد
2:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک پنجم را می گیرد
3:03 امام نووی فرمودند
3:05 این نشان می دهد که خیبر به زور فتح شده است
3:09 زیرا دو تیر برای آن دو غنائم بود
3:12 و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک پنجم را می گیرد.
3:17 یعنی به هر که لیاقتش را دارد می دهد
3:20 آنها پنج قسم هستند که در قول خداوند متعال ذکر شده است
3:24 و آنها می دانستند که شما چیزی را خراب کرده اید
3:28 یک پنجم آن مال خدا و رسول و خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان و در راه مانده است.
3:36 پس یک پنجم را برای خود و یکی از پنجمی را می گیرد
3:40 یک پنجم باقی مانده از پنجم خرج می شود
3:43 به چهار دسته باقی مانده
3:46 امام بن قیم گفت
3:48 آنچه بدون شک صحیح است این است که به زور باز شده است
3:53 امام در سرزمین زور حق انتخاب دارد
3:56 بین سوگند و پایانش
3:59 برخی تقسیم شدند و برخی متوقف شدند
4:02 رسول خدا صلی الله علیه و آله هر سه قسم را انجام داد
4:08 پس جریده و النضیر از هم جدا شدند
4:11 مکه را تقسیم نکرد
4:13 دو طرف خیبر را تقسیم کرد
4:15 نصفش را گذاشت
4:17 ابوداود و ابن حبان به سند صحیح روایت کرده اند.
4:21 عبارت از ابن حبان است
4:23 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
4:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:30 او مردم خیبر را کشت
4:32 تا اینکه آنها را به قصرشان برد
4:35 او زمین، محصولات کشاورزی و درختان خرما را فتح کرد
4:38 پس با او توافق کردند که از آنجا تخلیه شوند
4:41 و برای آنها چیزی است که مسافرانشان حمل می کنند
4:44 و به رسول خدا صلی الله علیه و آله
4:47 زرد و سفید
4:49 و از آن خارج می شوند
4:51 وی تصریح کرد که آن را کتمان نکنند
4:53 و چیزی را از دست نمی دهند
4:56 اگر چنین کنند، هیچ تعهد و حمایتی ندارند
5:00 آنها یک هدیه حاوی پول و جواهرات را برداشتند
5:03 لوحی بن اخطب
5:05 آن را با خود به خیبر برد
5:08 وقتی همتا را به تعویق می اندازم
5:10 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:13 بله دایی من
5:15 ماسک با محله من چه کرد؟
5:17 که از طرف مقابل آورده است
5:20 و او گفت
5:21 مخارج و جنگ ها او را می خورد
5:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:28 عهد نزدیک است
5:30 و پول بیش از این است
5:32 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را کنار زد
5:36 به زبیر بن عوام رضی الله عنه
5:39 او را با عذاب لمس کرد
5:41 قبل از آن محله من خراب شده بود
5:45 و او گفت
5:47 محله ام را دیدم که در خرابه های اینجا پرسه می زند
5:51 پس رفتند و راه رفتند
5:53 مشک را در خربت یافتند
5:56 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد
5:59 پسر من پدر واقعی من است
6:01 یکی از آنها شوهر صفیه است
6:03 دختر حویی بن اخطب
6:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت درآمد
6:09 زنان و فرزندانشان را تقسیم کرد
6:12 و پولشان را تقسیم کنند
6:14 برای کسانی که از خودداری می کنند
6:16 او می خواست آنها را از آن حذف کند
6:19 گفتند: ای محمد!
6:21 بیایید در این سرزمین باشیم، آن را اصلاح کنیم و برپا کنیم
6:26 برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود
6:30 و اصحاب او هیچ خدمتکاری ندارند که از آن مراقبت کنند
6:34 آنها خود را وقف بلند شدن نکردند
6:37 خیبر را به این شرط جمع کردند که از هر محصول و نخل و چیزی سهمی نصیبشان شود
6:43 آنچه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر شد
6:48 ابن سیّد الناس گفت
6:51 در این مورد، آشتی را باز کرد
6:54 و آرامش به هم خورد
6:56 پس به زور این اتفاق افتاد
6:58 سپس یک پنجم آن به رسول خدا صلی الله علیه و آله داده شد
7:02 و آن را تقسیم کرد
7:04 خلاصه
7:06 در سیره پیامبر
7:08 حسرت دو دنیا برای هم
7:15 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:21 ان شاءالله تا زمانی که ندای شما بر طرف می شود
7:29 و حرکت شما با بقیه لب است