از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 153 از 168
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (188) | محاولة اغتيال النبي صلى الله عليه وسلم
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
تلاش برای ترور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
0:32
عده ای از منافقین علیه رسول خدا صلی الله علیه و آله توطئه کردند
0:39
می خواستند او را در عقبه جمع کنند تا او را بکشند
0:43
پس خداوند رسول خود صلی الله علیه و آله و سلم را از آنان حفظ کرد
0:48
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
0:52
از ابوطفیل روایت شده است که فرمود:
0:55
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک آمد
1:00
دستور داد و صدا زد
1:03
رسول خدا صلی الله علیه و آله عقبه را گرفت
1:07
هیچ کس آن را نمی گیرد
1:10
در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به رهبری حذیفه رضی الله عنه بود.
1:16
عمار رضی الله عنه او را می راند
1:20
هنگامی که یک گروه نقابدار به اردوگاه ها نزدیک شدند
1:24
عمار را در حالی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رانندگی می کرد، فریب دادند
1:29
عمار شروع به ضربه زدن به صورت متوفی کرد
1:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله به حذیفه فرمود: آمد.
1:39
منظورم این است که برای تو کافی است
1:42
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمد
1:46
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمد، فرود آمد و عمار برگشت.
1:54
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:58
ای عمار آیا مردم را شناختی؟
2:01
گفت: من مردم را به طور کلی می شناسم و مردم نقاب دارند.
2:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:11
میدونی چی میخواستن؟
2:13
او گفت
2:14
خدا و رسولش بهتر می دانند
2:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:21
می خواستند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از خود بیگانه کنند و او را دور بیندازند.
2:27
گفت: از عمار مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بخواهید.
2:34
گفت: به خدا سوگند که عقبه را چقدر می دانی؟
2:40
گفت چهارده
2:43
گفت: اگر در میان آنها بودی، پانزده نفر بودند.
2:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله سه تن از آنان را معذور کرد
2:53
گفتند: به خدا سوگند ما ندای رسول خدا صلی الله علیه و آله را نشنیدیم.
2:59
ما نمی دانستیم مردم چه می خواهند
3:02
عمار رضی الله عنه گفت
3:05
من شهادت می دهم که دوازده باقی مانده
3:08
جنگی برای خدا و رسولش در زندگی دنیا و روزی که شاهدان بر پا می شوند
3:14
و قول خداوند متعال در این باره نازل شد
3:18
آنها رویای چیزی را می دیدند که به دست نیاوردند
3:21
امام قرطبی در تفسیر خود می فرماید:
3:24
یعنی منافقین کسانی هستند که پیامبر صلی الله علیه و آله را در شب عقبه در جنگ تبوک کشتند.
3:33
پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه شتافت
3:41
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به وادی القری رسید
3:47
به دوستانش گفت
3:49
من عجله دارم به شهر
3:52
هر کس از شما می خواهد با من عجله کند، عجله کند
3:57
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از مدینه مشرف شد
4:02
گفت این یک توپ است
4:05
و چون کوه احد را دید
4:08
یکی اینو گفت
4:11
کوهی که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم
4:14
امام نووی فرمودند
4:16
قول او صلوات الله علیه ما را دوست دارد و ما او را دوست داریم
4:20
درست است که ظاهر می شود
4:23
و این بدان معناست که او خود ما را دوست دارد
4:26
خداوند در آن فرق گذاشته است
4:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای یاران خود پاداش عذر آوران را ذکر کرد.
4:37
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:40
تلفظ بخاری است
4:42
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
4:46
رسول خدا صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک بازگشت
4:51
به شهر نزدیک شدیم و گفتیم:
4:54
در مدینه افرادی هستند که نه راهی را طی کرده اند و نه از دره ای عبور کرده اند
5:00
مگر اینکه با شما باشند
5:02
گفتند یا رسول الله در مدینه بودند
5:06
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:10
آنها در شهر هستند
5:12
بهانه آنها را زندانی کرد
5:14
امام نووی فرمودند
5:16
در این حدیث فضیلت نیت خیر وجود دارد
5:20
و هر که قصد تاخت و تاز کند و طاعت های دیگر را انجام دهد
5:23
پس بهانه ای برای جلوگیری از آن معرفی شد و ثواب نیت خود را گرفت
5:28
و تنها کاری که باید می کرد این بود که از دست دادنش پشیمان شود
5:33
آرزو می کرد که با بودن در کنار مهاجمان و امثال آنها اجر فراوانی نصیبش شود
5:38
و خدا داناتر است
5:40
استقبال از مردم شهر
5:45
مردم مدینه خبر آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدند
5:52
پس به سوی ثنیات الوداع بیرون رفتند
5:55
آنها آن را با گرما، شادی و شادی دریافت می کنند
5:59
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
6:02
از صائب بن یزید رضی الله عنه می فرماید:
6:06
یادم می آید که با پسرها بیرون رفتیم
6:09
پیامبر صلی الله علیه و آله را به ثنیات الوداع پذیرایی می کنیم
6:14
مقدمه ای بر جنگ تبوک
6:17
و در روایت امام ترمذی با سند صحیح
6:21
الصائب رضی الله عنه گفت
6:24
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از تبوک آمد
6:28
مردم برای پذیرایی از او به محل وداع بیرون رفتند
6:33
گفت: پس با مردم بیرون رفتم و پسر بودم.
6:37
پیامبر صلی الله علیه و آله مسجد الدرار را به آتش کشیدند
6:45
دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قبل از ورود به شهر پیامبر
6:52
مالک بن الدخشم و معانی بن عدی رضی الله عنهم
6:58
با سوزاندن و تخریب مسجد الدرار
7:01
که توسط منافقین برای آسیب رساندن به اسلام و مسلمین ساخته شد
7:06
خداوند متعال در کتاب مقدس خود آنها را رسوا کرد
7:11
و خداوند متعال فرمود
7:13
و کسانى که مسجدى را از زیان و کفر و تفرقه گرفتند
7:20
و بین مؤمنان تفرقه افکند و کسانی را که پیش از این با خدا و رسولش جنگیدند حفظ کند
7:29
و سوگند یاد کنند که جز خیر قصدی نداریم
7:35
و خداوند گواهى مى دهد كه آنان دروغگو هستند
7:39
هرگز در آن نمانید
7:42
مسجدی که از روز اول بر پایه تقوا بنا شده باشد سزاوارتر است که در آن برپا شود
7:50
مردانی هستند که دوست دارند خود را پاک کنند
7:55
خداوند پاک کننده ها را دوست دارد
7:59
جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به بازماندگان
8:08
فتح تبوک به دلیل شرایط خاص خودش بود
8:12
امتحان سخت از جانب خداوند متعال
8:16
مؤمنان را از دیگران متمایز می کند
8:19
همه کسانی که مؤمن واقعی بودند برای این کارزار رفتند
8:24
تا اینکه عقب ماندگی نشانه نفاق انسان شد
8:28
اگر عذر نداشته باشد، خدا او را معذور می کند
8:32
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
8:35
عن کعب بن مالک رضی الله عنه
8:38
او یکی از سه نفری بود که در این کمپین جا ماندند
8:42
گفت، وقتی گفته شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:48
ممکن است بیام ادامه دهم، دروغ از من حذف شده است
8:52
من می دانستم که هرگز با چیزی که دروغ باشد از آن بیرون نمی آیم
8:57
پس پذیرفتم که به او صدقه بدهم
8:59
رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمد
9:04
هر وقت از مسافرت می آمد از مسجد شروع می کرد
9:08
دو رکعت در آن بجا می آورد، سپس برای مردم می نشیند
9:13
هنگامی که او این کار را کرد، مردمی که در عقب مانده بودند، نزد او آمدند
9:17
پس شروع کردند به عذرخواهی از او و قسم خوردن
9:21
آنها هشتاد و چند مرد بودند
9:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله نیت آنان را پذیرفت
9:29
و با آنها بیعت کن و برایشان طلب آمرزش کن
9:32
و اسرار آنها را به خدا بسپار
9:35
سپس خداوند متعال از اصحاب راستین که عقب ماندند، توبه کرد.
9:43
برای صداقت و در راس آنها
9:46
کعب بن مالک و هلال بن امیه
9:50
و مراره بن الربیع رضی الله عنهم
9:54
و خداوند متعال فرمود
9:56
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید
10:03
حافظ بن کثیر گفت
10:06
عاقبت صداقتشان برایشان خیر و توبه برایشان بود
10:11
آنچه از قرآن در مورد جنگ تبوک نازل شده است
10:18
حافظ بن کثیر گفت
10:21
خداوند در آن سوره توبه را به طور کلی نازل کرده است
10:25
امام قرطبی فرمودند
10:28
به این دلیل که اسرار منافقین را جستجو می کند، رسوا و تحقیقی نامیده می شود
10:34
آن دو شیخ در صحیح خود از سعید بن جبیر روایت کرده اند
10:39
گفت: به ابن عباس گفتم خدا از هر دو راضی باشد
10:43
سوره توبه
10:45
گفت توبه رسوایی است
10:49
همچنان در حال پایین آمدن است و بارها و بارها
10:53
حتي گمان مي كردند كه يكي از آنها باقي نمانده است مگر اينكه در آن ذكر شده است
10:59
ابن ابی شیبه در کتاب خود با سند خوبی نقل کرده است
11:03
عن حذیفه رضی الله عنه گفت
11:06
شما می گویید سوره توبه که همان سوره توبه است
11:11
حکیم در المستدرک با سند صحیح روایت کرده است
11:16
از جبیر بن نفیر میگوید:
11:19
مردی به مقداد بن الاسود رضی الله عنه گفت
11:23
اگر یک سال از تهاجم دور می ماندم
11:26
گفت: ما تحقیق نداریم یعنی سوره توبه
11:31
خداوند متعال فرمود: بیرون برو، چه سبک و چه سنگین
11:37
نمی بینم که چیزی جز سبکی احساس می کنم
11:40
ابن اسحاق گفت
11:42
برائه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد از او خوانده شد
11:48
چیزهای پراکنده ای که اسرار مردم را فاش می کرد
11:53
تبوک آخرین جنگی بود که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله فتح شد
12:01
خلاصه ای از سیره پیامبر
12:05
حسرت دو دنیا برای هم
12:11
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
12:19
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
12:25
و حرکت شما با بقیه لب است