از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 83 از 137
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (148) | صلح الحديبية
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
صلح حدیبیه
0:32
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله این هفتاد نفر را آزاد کرد
0:38
قریش سهیل بن عمر را فرستاد
0:41
و با او هویتب بن عبدالعزه است
0:44
مکارز بن حفص
0:46
با رسول خدا صلی الله علیه و آله آشتی کند
0:50
مشروط بر اینکه امسال سالشان از ایشان برگردد
0:53
برای عمره سال آینده انجام می شود
0:56
آنها در موارد دیگر به توافق رسیدند
0:59
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
1:03
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
1:07
گفت قریش سهیل بن عمر را فرستاد
1:11
یکی از بنی عامر بن لؤی
1:14
گفتند: نزد محمد بیایید، او آشتی می کند.
1:18
با او صلح نمی شود مگر اینکه امسال از ما برگردد
1:23
به خدا سوگند اعراب هرگز نمی گویند که به زور بر ما وارد شدند
1:29
پس سهیل بن عمر نزد او آمد
1:31
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید
1:35
او گفت که مردم خواهان صلح هستند
1:38
وقتی این مرد را فرستادند
1:41
وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
1:45
صحبت کرد و طولانی صحبت کرد
1:48
او عقب نشینی کرد تا اینکه بین آنها صلح برقرار شد
1:52
دو طرف بر سر مهم ترین مسائل به توافق رسیدند
1:56
آنچه امام احمد در مسند خود با سند حسنه نقل کرده است
2:01
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
2:05
گفت: این چیزی است که محمد بن عبدالله سهیل بن عمر با آن موافقت کرد
2:12
امسال به ما باز خواهد گشت
2:15
برای ما وارد مکه نشوید
2:17
و اگر عمومی باشد امکان پذیر است
2:20
ما شما را ترک کردیم
2:22
بنابراین شما آن را با دوستان خود وارد کنید
2:24
سه روز آنجا ماندم
2:26
شما یک سلاح نصب شده دارید
2:28
بدون شمشیر وارد آن نشوید
2:32
و در روایت امام بخاری در صحیح خود
2:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:40
مشروط بر اینکه از خانه بین ما و ما خارج شوید، ما آن را طواف می کنیم
2:44
سهیل گفت
2:46
به خدا عرب ها نمی گویند ما ضربه زدیم
2:51
اما این از سال آینده است
2:54
امام احمد در مسند خود و ابوداود در سنن خود با سند حسنه روایت کرده اند
3:01
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
3:05
گفت ده سال بود که منتظر وضعیت جنگ بودند
3:10
مردم احساس امنیت می کنند و از یکدیگر دور می مانند
3:15
امام احمد در مسند خود با سند حسنه روایت کرده است
3:20
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
3:24
او گفت در زمان نوشتن کتاب در شرایط آنها بود
3:28
هر که بخواهد عقد و عهد محمد را ببندد، می تواند آن را ببندد
3:34
هر کس بخواهد عقد قریش و عهد آنها را ببندد می تواند آن را ببندد
3:39
خزاعه محکم ایستاد و گفت:
3:42
ما در عقد و عهد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم
3:47
بنی بکر ایستاد و گفت: ما در عهد و پیمان قریش هستیم.
3:54
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
3:57
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
4:01
سهیل بن عمر گفت
4:04
و هیچ مردی از ما نزد شما نمی آید، هر چند از دین شما پیروی کند
4:09
مگر اینکه شما آن را به ما برگردانید
4:12
و در روایت امام مسلم در صحیح خود
4:15
قال عن انس رضی الله عنه
4:18
پس شرط کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:22
هر کس از شما آمد، او را به شما برنگشتیم
4:26
و هر کس از ما نزد شما آمد، به سوی ما بازگشتید
4:30
گفتند یا رسول الله این را بنویسیم؟
4:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:38
بله، او یکی از ما بود که پیش آنها رفتیم و خدا او را از خود دور کرد
4:44
و هر کس از آنها نزد ما بیاید، خداوند برای او گشایش و نجات قرار می دهد
4:51
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است
4:55
عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت
4:59
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه محصور شد
5:04
مردم مکه با او موافقت کردند که وارد آن شود
5:08
یعنی سال آینده سه نفر آنجا می مانند
5:13
داخل آن نمی شود مگر با شمشیر و غلاف آن
5:18
او هیچ یک از افراد آن را با خود بیرون نمی برد
5:22
کسی که با او بود از ماندن در آنجا منع نمی شود
5:26
پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحاب خود دستور داد تا خود را آراسته کنند
5:34
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
5:39
هر که با حدیبیه صلح کرد به یارانش گفت
5:43
برخیز، قربانی کن، سپس بتراش، اما یکی از آنها بلند نشد
5:48
حتی سه بار هم این را گفت
5:52
چون هیچ یک از آنان برخاست، بر ام سلمه رضی الله عنه وارد شد
5:58
آنچه را که از مردم به او برخورد کرده بود برای او ذکر کرد
6:01
گفت: خدا از او راضی باشد ای پیامبر خدا، دوست داری؟
6:06
برو بیرون و با هیچ کدامشان حرفی نزن
6:11
تا اینکه او حرف شما را قطع کرد و به ریش تراش زنگ زد و او شما را اصلاح کرد
6:16
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
6:20
او تا زمانی که این کار را نکرد با هیچ یک از آنها صحبت نکرد
6:24
او را کشتیم و آرایشگرش را صدا زدیم و او را تراشید
6:29
چون آن را دیدند برخاستند و خود را ذبح کردند
6:33
برخی از آنها را وادار کرد که همدیگر را بتراشند تا اینکه از غم و اندوه نزدیک بود همدیگر را بکشند
6:39
حافظ بن کثیر گفت: آنها چنین نکردند.
6:43
منتظر کپی کردن تا بیرون آمد و سرش را تراشید
6:47
بنابراین مردم این کار را کردند
6:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
6:53
سه بار برای کسانی که موهای خود را می تراشند و یک بار برای کسانی که موهای خود را کوتاه می کنند
6:57
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
7:01
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
7:05
در روز حدیبیه مردان سر خود را تراشیدند و دیگران کوتاه آمدند
7:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:13
خدا بیامرزد کسانی را که اصلاح می کنند
7:16
گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان
7:20
گفت: خدا بیامرزد کسانی که موهای خود را می تراشند.
7:24
گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان
7:28
گفت: خدا بیامرزد کسانی که موهای خود را می تراشند.
7:32
گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان
7:36
فرمود: و غافلان
7:40
سپس صحابه رضی الله عنه قربانی خود را ذبح کردند
7:44
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
7:47
عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:51
با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سال حدیبیه قربانی کردیم.
7:57
به شتر هفت و به گاو هفت مزد می دهند
8:01
ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح روایت کرده است
8:05
عن جابر رضی الله عنه گفت
8:09
در روز حدیبیه هفتاد شتر ذبح کردیم
8:12
البدنا برای هفت
8:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:19
این گروه در قربانی شرکت می کند
8:22
امام ترمذی فرمودند
8:24
به گفته علمای صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران به این امر عمل می شود.
8:31
شتر را هفت و گاو را هفت می بینند
8:35
این نظر سفیان ثوری و شافعی و احمد است
8:41
خلاصه ای از سیره پیامبر
8:45
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:51
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:59
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
9:05
و حرکت شما با بقیه لب است