المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (148) | صلح الحديبية

◉ 884 بازدید ⏱ 9:14 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 صلح حدیبیه
0:32 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله این هفتاد نفر را آزاد کرد
0:38 قریش سهیل بن عمر را فرستاد
0:41 و با او هویتب بن عبدالعزه است
0:44 مکارز بن حفص
0:46 با رسول خدا صلی الله علیه و آله آشتی کند
0:50 مشروط بر اینکه امسال سالشان از ایشان برگردد
0:53 برای عمره سال آینده انجام می شود
0:56 آنها در موارد دیگر به توافق رسیدند
0:59 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
1:03 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
1:07 گفت قریش سهیل بن عمر را فرستاد
1:11 یکی از بنی عامر بن لؤی
1:14 گفتند: نزد محمد بیایید، او آشتی می کند.
1:18 با او صلح نمی شود مگر اینکه امسال از ما برگردد
1:23 به خدا سوگند اعراب هرگز نمی گویند که به زور بر ما وارد شدند
1:29 پس سهیل بن عمر نزد او آمد
1:31 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید
1:35 او گفت که مردم خواهان صلح هستند
1:38 وقتی این مرد را فرستادند
1:41 وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
1:45 صحبت کرد و طولانی صحبت کرد
1:48 او عقب نشینی کرد تا اینکه بین آنها صلح برقرار شد
1:52 دو طرف بر سر مهم ترین مسائل به توافق رسیدند
1:56 آنچه امام احمد در مسند خود با سند حسنه نقل کرده است
2:01 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
2:05 گفت: این چیزی است که محمد بن عبدالله سهیل بن عمر با آن موافقت کرد
2:12 امسال به ما باز خواهد گشت
2:15 برای ما وارد مکه نشوید
2:17 و اگر عمومی باشد امکان پذیر است
2:20 ما شما را ترک کردیم
2:22 بنابراین شما آن را با دوستان خود وارد کنید
2:24 سه روز آنجا ماندم
2:26 شما یک سلاح نصب شده دارید
2:28 بدون شمشیر وارد آن نشوید
2:32 و در روایت امام بخاری در صحیح خود
2:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:40 مشروط بر اینکه از خانه بین ما و ما خارج شوید، ما آن را طواف می کنیم
2:44 سهیل گفت
2:46 به خدا عرب ها نمی گویند ما ضربه زدیم
2:51 اما این از سال آینده است
2:54 امام احمد در مسند خود و ابوداود در سنن خود با سند حسنه روایت کرده اند
3:01 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
3:05 گفت ده سال بود که منتظر وضعیت جنگ بودند
3:10 مردم احساس امنیت می کنند و از یکدیگر دور می مانند
3:15 امام احمد در مسند خود با سند حسنه روایت کرده است
3:20 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
3:24 او گفت در زمان نوشتن کتاب در شرایط آنها بود
3:28 هر که بخواهد عقد و عهد محمد را ببندد، می تواند آن را ببندد
3:34 هر کس بخواهد عقد قریش و عهد آنها را ببندد می تواند آن را ببندد
3:39 خزاعه محکم ایستاد و گفت:
3:42 ما در عقد و عهد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم
3:47 بنی بکر ایستاد و گفت: ما در عهد و پیمان قریش هستیم.
3:54 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
3:57 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم
4:01 سهیل بن عمر گفت
4:04 و هیچ مردی از ما نزد شما نمی آید، هر چند از دین شما پیروی کند
4:09 مگر اینکه شما آن را به ما برگردانید
4:12 و در روایت امام مسلم در صحیح خود
4:15 قال عن انس رضی الله عنه
4:18 پس شرط کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:22 هر کس از شما آمد، او را به شما برنگشتیم
4:26 و هر کس از ما نزد شما آمد، به سوی ما بازگشتید
4:30 گفتند یا رسول الله این را بنویسیم؟
4:34 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:38 بله، او یکی از ما بود که پیش آنها رفتیم و خدا او را از خود دور کرد
4:44 و هر کس از آنها نزد ما بیاید، خداوند برای او گشایش و نجات قرار می دهد
4:51 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است
4:55 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت
4:59 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه محصور شد
5:04 مردم مکه با او موافقت کردند که وارد آن شود
5:08 یعنی سال آینده سه نفر آنجا می مانند
5:13 داخل آن نمی شود مگر با شمشیر و غلاف آن
5:18 او هیچ یک از افراد آن را با خود بیرون نمی برد
5:22 کسی که با او بود از ماندن در آنجا منع نمی شود
5:26 پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحاب خود دستور داد تا خود را آراسته کنند
5:34 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
5:39 هر که با حدیبیه صلح کرد به یارانش گفت
5:43 برخیز، قربانی کن، سپس بتراش، اما یکی از آنها بلند نشد
5:48 حتی سه بار هم این را گفت
5:52 چون هیچ یک از آنان برخاست، بر ام سلمه رضی الله عنه وارد شد
5:58 آنچه را که از مردم به او برخورد کرده بود برای او ذکر کرد
6:01 گفت: خدا از او راضی باشد ای پیامبر خدا، دوست داری؟
6:06 برو بیرون و با هیچ کدامشان حرفی نزن
6:11 تا اینکه او حرف شما را قطع کرد و به ریش تراش زنگ زد و او شما را اصلاح کرد
6:16 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
6:20 او تا زمانی که این کار را نکرد با هیچ یک از آنها صحبت نکرد
6:24 او را کشتیم و آرایشگرش را صدا زدیم و او را تراشید
6:29 چون آن را دیدند برخاستند و خود را ذبح کردند
6:33 برخی از آنها را وادار کرد که همدیگر را بتراشند تا اینکه از غم و اندوه نزدیک بود همدیگر را بکشند
6:39 حافظ بن کثیر گفت: آنها چنین نکردند.
6:43 منتظر کپی کردن تا بیرون آمد و سرش را تراشید
6:47 بنابراین مردم این کار را کردند
6:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
6:53 سه بار برای کسانی که موهای خود را می تراشند و یک بار برای کسانی که موهای خود را کوتاه می کنند
6:57 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
7:01 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
7:05 در روز حدیبیه مردان سر خود را تراشیدند و دیگران کوتاه آمدند
7:09 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:13 خدا بیامرزد کسانی را که اصلاح می کنند
7:16 گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان
7:20 گفت: خدا بیامرزد کسانی که موهای خود را می تراشند.
7:24 گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان
7:28 گفت: خدا بیامرزد کسانی که موهای خود را می تراشند.
7:32 گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان
7:36 فرمود: و غافلان
7:40 سپس صحابه رضی الله عنه قربانی خود را ذبح کردند
7:44 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
7:47 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:51 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سال حدیبیه قربانی کردیم.
7:57 به شتر هفت و به گاو هفت مزد می دهند
8:01 ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح روایت کرده است
8:05 عن جابر رضی الله عنه گفت
8:09 در روز حدیبیه هفتاد شتر ذبح کردیم
8:12 البدنا برای هفت
8:15 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:19 این گروه در قربانی شرکت می کند
8:22 امام ترمذی فرمودند
8:24 به گفته علمای صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران به این امر عمل می شود.
8:31 شتر را هفت و گاو را هفت می بینند
8:35 این نظر سفیان ثوری و شافعی و احمد است
8:41 خلاصه ای از سیره پیامبر
8:45 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:51 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:59 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
9:05 و حرکت شما با بقیه لب است