المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (130) | حصار بني النضير واستسلامهم

◉ 1215 بازدید ⏱ 9:45 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 محاصره ابن النضیر
0:33 و تسلیم شدن آنها
0:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب خود به سوی ابن النضیر رفتند.
0:42 ابن ام مکتوم رضی الله عنه را جانشین خود در مدینه قرار داد
0:47 وقتی یهود بن النضیر او را دید
0:50 آنها در قلعه های خود پنهان شدند
0:53 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را شش شب محاصره کرد
0:58 دستور داد درختان خرما را سوزانده و قطع کنند
1:01 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:04 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
1:07 رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل بن النضیر را سوزاند و قطع کرد.
1:13 بوئیرا است
1:15 همتا است
1:17 پس رفتم پایین
1:19 چه نوع ماده نرمی را بریدید یا روی ریشه آن ایستاده اید؟
1:26 انشاالله
1:28 و گناهکاران شرمنده شوند
1:32 امام ترمذی در مجموعه خود با سند روایی صحیح روایت کرده است
1:37 از ابن عباس رضی الله عنهم در کلام الله تعالی می فرماید.
1:42 چه نوع ماده نرمی را بریدید یا روی ریشه آن ایستاده اید؟
1:49 او گفت
1:50 کف دست نرم
1:53 و گناهکاران شرمنده شوند
1:55 او گفت
1:57 آنها را از قلعه هایشان پایین بیاورید
1:59 دستور دادند درختان خرما را قطع کنند
2:01 محاصره یهود بن نظیر شدت گرفت
2:05 آنها مطمئن بودند که قلعه هایشان آنها را از خدا باز نمی دارد
2:09 خداوند سبحان رعب و وحشت را در دل آنها قرار داد
2:13 سپس با رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تخلیه صلح کردند
2:19 و به اندازه شترها پول و توشه دارند
2:24 به جز اسلحه
2:26 امام قرطبی در تفسیر خود می فرماید:
2:29 تخلیه پارادوکس وطن است
2:32 تفاوت بین تخلیه و تخلیه
2:35 اگر چه معنای آنها یکی از دو جنبه است
2:39 یکی از آنها
2:41 تخلیه با خانواده و بچه ها نبود
2:44 خروج ممکن است با باقی ماندن خانواده و فرزند باشد
2:49 دوم
2:51 تخلیه فقط برای یک گروه است
2:54 خروجی برای یک نفر یا برای یک گروه است
2:58 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
3:02 قال عایشه رضی الله عنها
3:06 جنگ ابن النضیر بود
3:08 آنها فرقه ای از یهودیان هستند
3:11 شش ماه پس از جنگ بدر
3:15 خانه و نخل آنها در منطقه شهر بود
3:20 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را محاصره کرد
3:24 تا اینکه برای تخلیه آمدند
3:27 و آنچه را که شتران کمتر دارند، دارند
3:30 از توشه و پول
3:32 به جز حلقه به معنای سلاح
3:35 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
3:38 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
3:42 یهودیان ابن النظیر و قریده
3:45 با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدند
3:48 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله تخلیه شد
3:53 او قریده و کسانی را که در میان آنها بودند، تأیید کرد
3:56 تا اینکه گریدا بعد از آن جنگید
4:00 مردان آنها را کشت و زنان و فرزندان و پول آنها را بین مسلمانان تقسیم کرد
4:12 رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
4:16 آنچه يهود بن نظير از خود به جا گذاشت
4:19 از پول و اسلحه
4:21 برای او خاص بود
4:23 بخشی از این غنیمت برای این کمپین اختصاص داده شد
4:27 برای مهاجران، به خصوص به دلیل فقرشان
4:31 و مابقی آن را برای او درست کرد که درود خدا بر او باد
4:35 امام ابن قیم گفت
4:38 او ابن النظیر بود
4:40 ارادتمند برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:44 به ضرر آن و مصالح مسلمانان
4:47 و یک پنجم آن را خرج نکرد
4:50 زیرا خداوند متعال به او عطا فرمود
4:53 مسلمانان اسب و سوار به آن نیاوردند
4:58 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:02 عن عمر رضی الله عنه گفت
5:05 پول ابن النظیر بود
5:07 از آنچه خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله وسلم عطا کرده است
5:12 کاری که مسلمانان بدون اسب و سوار جرأت انجام آن را نداشتند
5:17 مخصوص رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
5:22 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:25 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
5:29 آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و آله نخل می داد
5:34 تا اینکه گریدا و نذیر باز شدند
5:37 سپس به آنها پاسخ داد
5:41 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است
5:45 از مردی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود:
5:50 نخل بن النظیر خادم خاص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود.
5:56 خداوند آن را به او داد و به او اختصاص داد
5:59 فرمود: و آنچه خداوند به رسولش از آنها داده است
6:05 هیچ اسب و سواری نزد او نیاوردی
6:09 بدون دعوا می گوید
6:12 پیامبر صلی الله علیه و آله بیشتر آن را در اختیار مهاجران قرار داد
6:17 و آن را بین آنها تقسیم کرد
6:19 بخشی از آن به دو مرد انصار که نیازمند بودند داده شد
6:24 ابن اسحاق در شرح حال خود از آنها نام برده است
6:27 سهل بن حنیف و ابودجانه
6:30 سمک بن خرشا رضی الله عنه هر دو
6:34 او به هیچ یک از انصار غیر از آنها قسم نخورد
6:38 آنچه از آن باقی می ماند صدقه رسول خدا صلی الله علیه و آله است
6:43 که در دست بنی فاطمه رضی الله عنه است
6:50 نزول سوره حشر
6:53 ابن اسحاق گفت
6:55 سوره حشر به طور کامل درباره ابن النضیر نازل شده است
7:01 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
7:04 از سعید بن جبیر می‌گوید:
7:07 به ابن عباس گفتم خدا از هر دو راضی باشد
7:10 سوره حشر
7:12 گفت: درباره ابن النضیر نازل شد
7:16 و به عبارت دیگر در صحیح البخاری
7:19 سعید بن جبیر گفت
7:21 به ابن عباس گفتم خدا از هر دو راضی باشد
7:24 سوره حشر
7:26 گفت: سوره نادر را بگو
7:30 حافظ در الفتح گفته است
7:32 انگار از آفت خطاب کردنش متنفر بود
7:35 زیرا گمان نمی رود که مراد روز قیامت باشد
7:39 بلکه مراد در اینجا بیرون آوردن ابن النظیر است
7:43 جنگ بدر آخرت
7:49 به آن بدر کوچک می گویند
7:51 چون در آنجا دعوا نبود
7:54 به آن ماه کامل انتصاب نیز گفته می شود
7:57 برای دیدار با ابوسفیان در روز یکشنبه
8:00 سال آینده در بدر همدیگر را خواهیم دید
8:03 آن را بدر سوم می گویند
8:06 جنگ دیگر بدر رخ داد
8:09 در شعبان سال چهارم هجری
8:13 او هنگام خروج ابوسفیان از جنگ احد با او ملاقات کرد
8:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:20 برای مبارزه در سال آینده از هر کسی
8:23 در بدر
8:25 هنگامی که در شعبان سال بعد بود
8:28 در سال چهارم هجری
8:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
8:34 برای انتصاب او در هزار و پانصد
8:38 هشت روز آنجا ماند
8:41 منتظر مشرکان است
8:44 ابوسفیان با دو هزار نفر از مکه خارج شد
8:47 چون تمام شد از ظهران گذشت
8:50 به همراهانش گفت
8:53 سال عقیم است
8:56 فکر کردم بهت برمیگردم
8:59 پس برگشتند و قرار خود را شکستند
9:02 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت
9:05 به شهر پیامبر
9:08 مردم در مورد سفر او شنیدند
9:12 خلاصه ای از سیره پیامبر
9:15 اگر آرزوی جهانیان طولانی است
9:18 به یکدیگر
9:21 در حسرت تو
9:24 محدوده آن محصور نیست
9:27 خداوند به شما برکت دهد
9:31 خدا صدا را بلند نکرد
9:34 و من حرکت کردم
9:37 با بقیه
9:40 او شفا داد