از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 67 از 137
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (130) | حصار بني النضير واستسلامهم
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
محاصره ابن النضیر
0:33
و تسلیم شدن آنها
0:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب خود به سوی ابن النضیر رفتند.
0:42
ابن ام مکتوم رضی الله عنه را جانشین خود در مدینه قرار داد
0:47
وقتی یهود بن النضیر او را دید
0:50
آنها در قلعه های خود پنهان شدند
0:53
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را شش شب محاصره کرد
0:58
دستور داد درختان خرما را سوزانده و قطع کنند
1:01
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:04
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
1:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل بن النضیر را سوزاند و قطع کرد.
1:13
بوئیرا است
1:15
همتا است
1:17
پس رفتم پایین
1:19
چه نوع ماده نرمی را بریدید یا روی ریشه آن ایستاده اید؟
1:26
انشاالله
1:28
و گناهکاران شرمنده شوند
1:32
امام ترمذی در مجموعه خود با سند روایی صحیح روایت کرده است
1:37
از ابن عباس رضی الله عنهم در کلام الله تعالی می فرماید.
1:42
چه نوع ماده نرمی را بریدید یا روی ریشه آن ایستاده اید؟
1:49
او گفت
1:50
کف دست نرم
1:53
و گناهکاران شرمنده شوند
1:55
او گفت
1:57
آنها را از قلعه هایشان پایین بیاورید
1:59
دستور دادند درختان خرما را قطع کنند
2:01
محاصره یهود بن نظیر شدت گرفت
2:05
آنها مطمئن بودند که قلعه هایشان آنها را از خدا باز نمی دارد
2:09
خداوند سبحان رعب و وحشت را در دل آنها قرار داد
2:13
سپس با رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تخلیه صلح کردند
2:19
و به اندازه شترها پول و توشه دارند
2:24
به جز اسلحه
2:26
امام قرطبی در تفسیر خود می فرماید:
2:29
تخلیه پارادوکس وطن است
2:32
تفاوت بین تخلیه و تخلیه
2:35
اگر چه معنای آنها یکی از دو جنبه است
2:39
یکی از آنها
2:41
تخلیه با خانواده و بچه ها نبود
2:44
خروج ممکن است با باقی ماندن خانواده و فرزند باشد
2:49
دوم
2:51
تخلیه فقط برای یک گروه است
2:54
خروجی برای یک نفر یا برای یک گروه است
2:58
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
3:02
قال عایشه رضی الله عنها
3:06
جنگ ابن النضیر بود
3:08
آنها فرقه ای از یهودیان هستند
3:11
شش ماه پس از جنگ بدر
3:15
خانه و نخل آنها در منطقه شهر بود
3:20
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را محاصره کرد
3:24
تا اینکه برای تخلیه آمدند
3:27
و آنچه را که شتران کمتر دارند، دارند
3:30
از توشه و پول
3:32
به جز حلقه به معنای سلاح
3:35
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
3:38
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
3:42
یهودیان ابن النظیر و قریده
3:45
با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدند
3:48
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله تخلیه شد
3:53
او قریده و کسانی را که در میان آنها بودند، تأیید کرد
3:56
تا اینکه گریدا بعد از آن جنگید
4:00
مردان آنها را کشت و زنان و فرزندان و پول آنها را بین مسلمانان تقسیم کرد
4:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
4:16
آنچه يهود بن نظير از خود به جا گذاشت
4:19
از پول و اسلحه
4:21
برای او خاص بود
4:23
بخشی از این غنیمت برای این کمپین اختصاص داده شد
4:27
برای مهاجران، به خصوص به دلیل فقرشان
4:31
و مابقی آن را برای او درست کرد که درود خدا بر او باد
4:35
امام ابن قیم گفت
4:38
او ابن النظیر بود
4:40
ارادتمند برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:44
به ضرر آن و مصالح مسلمانان
4:47
و یک پنجم آن را خرج نکرد
4:50
زیرا خداوند متعال به او عطا فرمود
4:53
مسلمانان اسب و سوار به آن نیاوردند
4:58
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:02
عن عمر رضی الله عنه گفت
5:05
پول ابن النظیر بود
5:07
از آنچه خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله وسلم عطا کرده است
5:12
کاری که مسلمانان بدون اسب و سوار جرأت انجام آن را نداشتند
5:17
مخصوص رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
5:22
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:25
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
5:29
آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و آله نخل می داد
5:34
تا اینکه گریدا و نذیر باز شدند
5:37
سپس به آنها پاسخ داد
5:41
ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است
5:45
از مردی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود:
5:50
نخل بن النظیر خادم خاص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود.
5:56
خداوند آن را به او داد و به او اختصاص داد
5:59
فرمود: و آنچه خداوند به رسولش از آنها داده است
6:05
هیچ اسب و سواری نزد او نیاوردی
6:09
بدون دعوا می گوید
6:12
پیامبر صلی الله علیه و آله بیشتر آن را در اختیار مهاجران قرار داد
6:17
و آن را بین آنها تقسیم کرد
6:19
بخشی از آن به دو مرد انصار که نیازمند بودند داده شد
6:24
ابن اسحاق در شرح حال خود از آنها نام برده است
6:27
سهل بن حنیف و ابودجانه
6:30
سمک بن خرشا رضی الله عنه هر دو
6:34
او به هیچ یک از انصار غیر از آنها قسم نخورد
6:38
آنچه از آن باقی می ماند صدقه رسول خدا صلی الله علیه و آله است
6:43
که در دست بنی فاطمه رضی الله عنه است
6:50
نزول سوره حشر
6:53
ابن اسحاق گفت
6:55
سوره حشر به طور کامل درباره ابن النضیر نازل شده است
7:01
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
7:04
از سعید بن جبیر میگوید:
7:07
به ابن عباس گفتم خدا از هر دو راضی باشد
7:10
سوره حشر
7:12
گفت: درباره ابن النضیر نازل شد
7:16
و به عبارت دیگر در صحیح البخاری
7:19
سعید بن جبیر گفت
7:21
به ابن عباس گفتم خدا از هر دو راضی باشد
7:24
سوره حشر
7:26
گفت: سوره نادر را بگو
7:30
حافظ در الفتح گفته است
7:32
انگار از آفت خطاب کردنش متنفر بود
7:35
زیرا گمان نمی رود که مراد روز قیامت باشد
7:39
بلکه مراد در اینجا بیرون آوردن ابن النظیر است
7:43
جنگ بدر آخرت
7:49
به آن بدر کوچک می گویند
7:51
چون در آنجا دعوا نبود
7:54
به آن ماه کامل انتصاب نیز گفته می شود
7:57
برای دیدار با ابوسفیان در روز یکشنبه
8:00
سال آینده در بدر همدیگر را خواهیم دید
8:03
آن را بدر سوم می گویند
8:06
جنگ دیگر بدر رخ داد
8:09
در شعبان سال چهارم هجری
8:13
او هنگام خروج ابوسفیان از جنگ احد با او ملاقات کرد
8:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:20
برای مبارزه در سال آینده از هر کسی
8:23
در بدر
8:25
هنگامی که در شعبان سال بعد بود
8:28
در سال چهارم هجری
8:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
8:34
برای انتصاب او در هزار و پانصد
8:38
هشت روز آنجا ماند
8:41
منتظر مشرکان است
8:44
ابوسفیان با دو هزار نفر از مکه خارج شد
8:47
چون تمام شد از ظهران گذشت
8:50
به همراهانش گفت
8:53
سال عقیم است
8:56
فکر کردم بهت برمیگردم
8:59
پس برگشتند و قرار خود را شکستند
9:02
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت
9:05
به شهر پیامبر
9:08
مردم در مورد سفر او شنیدند
9:12
خلاصه ای از سیره پیامبر
9:15
اگر آرزوی جهانیان طولانی است
9:18
به یکدیگر
9:21
در حسرت تو
9:24
محدوده آن محصور نیست
9:27
خداوند به شما برکت دهد
9:31
خدا صدا را بلند نکرد
9:34
و من حرکت کردم
9:37
با بقیه
9:40
او شفا داد