از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 79 از 146
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (133) | سعي النبي صلى الله عليه وسلم إلى مصالحة غطفان
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
سعدین را نزد بنی قریده فرستاد
0:33
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
0:38
سعد بن معاذ و سعد بن عباده
0:41
عبدالله بن رواحه و خوات بن جبیر رضی الله عنهم با آنان بودند
0:47
به بانو گریدا
0:49
برای تایید خبر تعهدشان به عهد و پیمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسته بودند.
0:54
یا عهدشکنی می کنند؟
0:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
1:02
بروید و ببینید آنچه ما در مورد این افراد گزارش کرده ایم درست است یا خیر؟ اگر درست است برای من آهنگی بساز که من می دانم و در میان مردم فتوا نده. اگر به آنچه میان ما و آنهاست وفادارند، آن را علناً به مردم اعلام کن.
1:23
پس بیرون رفتند تا نزد آنان آمدند و آنان را در حال انجام بدترین چیزهایی که درباره آنان به آنان گزارش شده بود یافتند و آشکارا به آنان دشنام دادند و حمله کردند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله دشنام دادند و گفتند: میان ما و محمد عهد و پیمانی نیست، پس از آنان جدا شدند.
1:44
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: أذل و القراء، یعنی مانند خیانت عدل و القره با اصحاب رجعت، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند.
1:59
خدا بزرگ است. ای جماعت مسلمین شاد باشید
2:04
ترس زیاد می شود و ریا نمایان می شود
2:11
این خبر با وجود کتمان این که بنی قریظه عهدشکنی کردند، در میان مردم پیچید، سخنان بسیار شد و اوضاع سخت شد، و ترس بر کودکان و زنان شدت گرفت و ترسید.
2:26
هیچ چیزی بین مسلمانان و بنی قریده نبود که مانع حمله آنها شود
2:34
احزاب با لشکر انبوه خود در مقابل آنها قرار گرفتند و وضع آنها به فرموده خداوند متعال شد
2:41
و هنگامى كه چشمها منحرف شد و دلها به حلق رسيد و به خدا شبهه كردى
2:50
در اینجا مؤمنان دچار زلزله شدیدی می شوند و می لرزند
2:57
امام احمد در مسند خود و ابن اسحاق در شرح حال خود به سند حسنه نقل کرده اند.
3:03
قال حذیفه بن الیمان رضی الله عنه
3:07
رسول خدا ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سنگر دیدی.
3:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مردی کیست که بایستد و ببیند مردم چه کردند و سپس برگردد؟
3:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرط کرد که برگردد
3:27
از خدا می خواهم در بهشت همنشین من باشد
3:31
از ترس شدید و گرسنگی شدید و باد شدید یکی از مردم بلند نشد
3:38
و ستاره نفاق ظاهر شد و کسانی که در دلهایشان بیماری بود آنچه را که در جانشان بود به زبان آوردند
3:46
خداوند متعال فرمود
4:02
ای اهل یثرب جایی برای شما نیست پس برگردید
4:06
گروهی از آنها پیامبر را استثنا می کنند که می گوید خانه های ما برهنه است
4:14
اگر فقط بخواهند فرار کنند، ناهمواری نیست
4:19
حافظ بن کثیر می گوید: منافق، نفاق او آشکار است
4:25
کسی که در دلش سوء ظن یا کینه دارد، یعنی دشمنی و کینه
4:30
حالش ضعیف شد، به خاطر ضعف ایمانش افکار وسواسی را در خود دمید.
4:37
و شدت پریشانی که در آن است
4:41
پیامبر صلی الله علیه و آله در صدد مصالحه با غطافان برآمد
4:51
زمانی که مصیبت بر مسلمانان سخت شد و این وضعیت بر آنان طولانی شد
4:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله به عیونه بن حصن پیام داد.
5:04
و به الحارث بن عوفان المری
5:07
آنها رهبران غطفان هستند
5:09
او در مورد یک سوم میوه های شهر با آنها موافقت کرد
5:13
مشروط بر اینکه با کسانی که با آنها هستند از طرف او و از طرف یارانش برگردد.
5:17
پذیرفتند و بر سر آن مذاکره کردند
5:21
ابهام زمانی است که شما یک مرد را کالایی توصیف می کنید که ندارید
5:26
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با السعدین مشورت کرد
5:31
سعد بن معاذ و سعد بن عباده رضی الله عنهم در این زمینه
5:36
گفتند یا رسول الله
5:39
اگر خدا به شما دستور داد که این کار را انجام دهید
5:42
پس گوش کردند و اطاعت کردند
5:44
حتی اگر چیزی باشد که شما برای ما می سازید
5:47
ما به آن نیاز نداریم
5:49
ما و این مردم بودیم
5:53
در مورد شرک و پرستش بتها
5:56
آنها آرزوی خوردن میوه آن را ندارند
6:00
جز قرائت یا بیعت
6:02
خداوند ما را به اسلام عزت دهد و ما را به آن هدایت کند
6:06
ما به شما و او افتخار می کنیم
6:09
پولمان را به آنها می دهیم
6:11
به خدا سوگند جز شمشیر به آنها نمی دهیم
6:14
تا خدا بین ما و آنها قضاوت کند
6:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:21
تو و اون
6:23
و این اتفاق نیفتاد
6:25
حافظ بن کثیر گفت
6:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نظر آنان را تایید کرد که خدا از هر دو راضی باشد.
6:33
او هیچ کاری از این کار انجام نداد
6:36
خلاصه ای از سیره پیامبر
6:53
محدوده آن محصور نیست
6:56
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:02
بقیه با لب هایش حرکت کرد