المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (133) | سعي النبي صلى الله عليه وسلم إلى مصالحة غطفان

◉ 1218 بازدید ⏱ 7:12 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 سعدین را نزد بنی قریده فرستاد
0:33 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
0:38 سعد بن معاذ و سعد بن عباده
0:41 عبدالله بن رواحه و خوات بن جبیر رضی الله عنهم با آنان بودند
0:47 به بانو گریدا
0:49 برای تایید خبر تعهدشان به عهد و پیمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسته بودند.
0:54 یا عهدشکنی می کنند؟
0:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
1:02 بروید و ببینید آنچه ما در مورد این افراد گزارش کرده ایم درست است یا خیر؟ اگر درست است برای من آهنگی بساز که من می دانم و در میان مردم فتوا نده. اگر به آنچه میان ما و آنهاست وفادارند، آن را علناً به مردم اعلام کن.
1:23 پس بیرون رفتند تا نزد آنان آمدند و آنان را در حال انجام بدترین چیزهایی که درباره آنان به آنان گزارش شده بود یافتند و آشکارا به آنان دشنام دادند و حمله کردند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله دشنام دادند و گفتند: میان ما و محمد عهد و پیمانی نیست، پس از آنان جدا شدند.
1:44 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: أذل و القراء، یعنی مانند خیانت عدل و القره با اصحاب رجعت، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند.
1:59 خدا بزرگ است. ای جماعت مسلمین شاد باشید
2:04 ترس زیاد می شود و ریا نمایان می شود
2:11 این خبر با وجود کتمان این که بنی قریظه عهدشکنی کردند، در میان مردم پیچید، سخنان بسیار شد و اوضاع سخت شد، و ترس بر کودکان و زنان شدت گرفت و ترسید.
2:26 هیچ چیزی بین مسلمانان و بنی قریده نبود که مانع حمله آنها شود
2:34 احزاب با لشکر انبوه خود در مقابل آنها قرار گرفتند و وضع آنها به فرموده خداوند متعال شد
2:41 و هنگامى كه چشمها منحرف شد و دلها به حلق رسيد و به خدا شبهه كردى
2:50 در اینجا مؤمنان دچار زلزله شدیدی می شوند و می لرزند
2:57 امام احمد در مسند خود و ابن اسحاق در شرح حال خود به سند حسنه نقل کرده اند.
3:03 قال حذیفه بن الیمان رضی الله عنه
3:07 رسول خدا ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سنگر دیدی.
3:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مردی کیست که بایستد و ببیند مردم چه کردند و سپس برگردد؟
3:22 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرط کرد که برگردد
3:27 از خدا می خواهم در بهشت همنشین من باشد
3:31 از ترس شدید و گرسنگی شدید و باد شدید یکی از مردم بلند نشد
3:38 و ستاره نفاق ظاهر شد و کسانی که در دلهایشان بیماری بود آنچه را که در جانشان بود به زبان آوردند
3:46 خداوند متعال فرمود
4:02 ای اهل یثرب جایی برای شما نیست پس برگردید
4:06 گروهی از آنها پیامبر را استثنا می کنند که می گوید خانه های ما برهنه است
4:14 اگر فقط بخواهند فرار کنند، ناهمواری نیست
4:19 حافظ بن کثیر می گوید: منافق، نفاق او آشکار است
4:25 کسی که در دلش سوء ظن یا کینه دارد، یعنی دشمنی و کینه
4:30 حالش ضعیف شد، به خاطر ضعف ایمانش افکار وسواسی را در خود دمید.
4:37 و شدت پریشانی که در آن است
4:41 پیامبر صلی الله علیه و آله در صدد مصالحه با غطافان برآمد
4:51 زمانی که مصیبت بر مسلمانان سخت شد و این وضعیت بر آنان طولانی شد
4:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله به عیونه بن حصن پیام داد.
5:04 و به الحارث بن عوفان المری
5:07 آنها رهبران غطفان هستند
5:09 او در مورد یک سوم میوه های شهر با آنها موافقت کرد
5:13 مشروط بر اینکه با کسانی که با آنها هستند از طرف او و از طرف یارانش برگردد.
5:17 پذیرفتند و بر سر آن مذاکره کردند
5:21 ابهام زمانی است که شما یک مرد را کالایی توصیف می کنید که ندارید
5:26 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با السعدین مشورت کرد
5:31 سعد بن معاذ و سعد بن عباده رضی الله عنهم در این زمینه
5:36 گفتند یا رسول الله
5:39 اگر خدا به شما دستور داد که این کار را انجام دهید
5:42 پس گوش کردند و اطاعت کردند
5:44 حتی اگر چیزی باشد که شما برای ما می سازید
5:47 ما به آن نیاز نداریم
5:49 ما و این مردم بودیم
5:53 در مورد شرک و پرستش بتها
5:56 آنها آرزوی خوردن میوه آن را ندارند
6:00 جز قرائت یا بیعت
6:02 خداوند ما را به اسلام عزت دهد و ما را به آن هدایت کند
6:06 ما به شما و او افتخار می کنیم
6:09 پولمان را به آنها می دهیم
6:11 به خدا سوگند جز شمشیر به آنها نمی دهیم
6:14 تا خدا بین ما و آنها قضاوت کند
6:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:21 تو و اون
6:23 و این اتفاق نیفتاد
6:25 حافظ بن کثیر گفت
6:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نظر آنان را تایید کرد که خدا از هر دو راضی باشد.
6:33 او هیچ کاری از این کار انجام نداد
6:36 خلاصه ای از سیره پیامبر
6:53 محدوده آن محصور نیست
6:56 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:02 بقیه با لب هایش حرکت کرد