المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (107) | نزول المسلمين بالعُدوة الدنيا

◉ 0 بازدید ⏱ 11:47 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زمانی رسید که قریش ظهور کردند و با او مشورت کردند.
0:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله از خروج قریش برای جلوگیری از سرزنش آنان مطلع شد.
0:41 پس با یاران خود مشورت کرد
0:43 مهاجران صحبت کردند و به خوبی عمل کردند
0:46 سپس دوباره با آنها مشورت کرد
0:50 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
0:53 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
0:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:00 وقتی اقبال ابوسفیان به او رسید مشورت کرد
1:04 و در روایتی از امام احمد در مسند خود
1:07 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:10 در روز بدر با مردم مشورت کن
1:12 سپس ابوبکر سخن گفت
1:14 پس از او روی گردان
1:16 سپس عمر سخن گفت
1:18 پس از او روی گردان
1:20 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
1:22 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
1:27 مقداد در روز بدر گفت
1:29 ای رسول خدا
1:31 آنچه بنی اسرائیل به موسی گفتند ما به شما نمی گوییم
1:36 پس شما و پروردگارتان بروید و بجنگید
1:39 اینجا نشسته اند
1:41 اما ادامه دهید و ما با شما هستیم
1:44 گویی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده است
1:49 به عبارت دیگر بخاری و امام احمد در مسندش
1:54 تلفظ برای احمد است
1:56 عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
1:59 من شاهد صحنه ای از المقداد بودم
2:02 این که مالک آن باشم برایم از هر چیزی روی زمین عزیزتر است
2:08 گفت نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
2:12 او مردی شوالیه بود
2:14 و او گفت
2:16 بشارت بده ای پیامبر خدا
2:18 به خدا سوگند ما به شما نمی گوییم که بنی اسرائیل به موسی رضی الله عنه چه گفتند.
2:25 پس برو تو و پروردگارت
2:27 پس بجنگ، اینجا نشسته اند
2:31 اما سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
2:33 بگذار در دستان تو باشیم
2:35 و به سمت راست و چپ و پشت سر شما
2:39 تا زمانی که خداوند به روی شما باز شود
2:41 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب رضی الله عنهم مشورت کرد.
2:48 و او گفت
2:50 مردم من را نصیحت کنید
2:52 اما او انصار را می خواهد
2:54 این به این دلیل است که آنها تعداد افراد هستند
2:56 و هنگامی که در عقبه با او بیعت کردند
2:58 گفتند یا رسول الله
3:00 ما از گناه شما آزادیم
3:02 تا زمانی که به خانه برسی
3:04 اگر به ما برسی
3:06 شما تحت حمایت ما هستید
3:08 ما شما را از آنچه شما را از آن باز می داریم باز می داریم
3:10 پسران و زنان ما
3:12 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
3:14 می ترسد که انصار نباشند
3:16 شما پیروزی بر او را می بینید
3:18 مگر کسانی که در مدینه به او یورش بردند
3:20 گویی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
3:22 می ترسد که انصار نباشند
3:24 مگر کسانی که در مدینه به او یورش بردند
3:26 از دشمنش
3:28 و آنها مجبور نیستند راه بروند
3:30 آنها را به دشمن کشورشان تبدیل کنند
3:32 پس برخاست
3:34 سعد بن معاذ رضی الله عنه
3:36 و او گفت
3:38 به خدا قسم که ما را می خواهی
3:40 ای رسول خدا
3:42 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:44 بله
3:46 سعد رضی الله عنه گفت
3:48 ما به تو ایمان آوردیم
3:50 و ما تو را باور کردیم
3:52 ما شاهد بودیم که آنچه شما آورده اید
3:54 او حق دارد
3:56 و ما آن را به شما دادیم
3:58 عهد و پیمان ما
4:00 شنیدن و اطاعت کردن
4:02 پس برو ای رسول خدا
4:04 هر چه بخواهید ما با شما هستیم
4:06 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
4:08 اگر بررسی کنید
4:10 ما این دریا را ساختیم، پس آن را گرفتم
4:12 آن را با شما خواهیم برد
4:14 حتی یک مرد از ما عقب نمانده است
4:16 و از چیزی که ما متنفریم
4:18 برای دیدار با دشمنمان
4:20 ما در جنگ صبوریم
4:22 در برخورد صادق باشید
4:24 شاید خدا بهت نشون بده
4:26 از ما آنچه شما تصدیق می کنید
4:28 چشم تو
4:30 لطفا با برکت خداوند ما را راهنمایی کنید
4:32 رسول خدا توضیح داد
4:34 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
4:36 به قول سعد رضی الله عنه
4:38 سپس گفت
4:40 راه بروید و موعظه کنید
4:42 خدا به من وعده داده است
4:44 یکی از دو فرقه
4:46 به خدا قسم الان هستم
4:48 به کشتی گیر مردم
4:50 تبار مسلمانان
4:54 با کمترین دشمن
4:56 و کافران
4:58 با حداکثر دشمن
5:00 سپس رسول خدا راه افتاد
5:02 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
5:04 تا اینکه با سپاهش فرود آمد
5:06 با کمترین دشمن
5:08 نزدیک بدر
5:10 کفار قریش نازل شدند
5:12 با حداکثر دشمن
5:14 هیچ کس نمی داند دیگری کجاست
5:16 و اما ابوسفیان
5:18 پس به ساحل دریا رسید
5:20 با کاروان فرار کرد
5:22 خداوند متعال فرمود
5:24 چون شما دشمن هستید
5:26 دنیا ضعیف است
5:28 با حداکثر دشمن
5:30 و زانوها زیر شماست
5:32 حتی اگه قرار گذاشتی
5:34 در مورد زمان بندی اختلاف نظر داشتید
5:36 اما بگذار خدا تصمیم بگیرد
5:38 یه چیزی موثر بود
5:40 از بین رفتن
5:42 هر که بی علم بمیرد
5:44 زنده باد کی
5:46 ما شفاف سازی کردیم
5:48 و خدا
5:50 او شنوا و داناست
5:52 ابن اسحاق گفت
5:55 در تفسیر آیه
5:57 یعنی کافر شدن هر که کافر شود
5:59 بعد از مشاجره
6:01 وقتی نشانه و عبرت را دید
6:03 و هر که ایمان آورد ایمان آورد
6:05 مثل اون
6:07 حافظ بن کثیر گفت
6:09 تعلیق در تفسیر ابن اسحاق
6:11 این توضیح خوبی است
6:13 و آن را ساده کنید
6:15 خداوند متعال می فرماید
6:17 او شما را دور هم جمع کرد
6:19 با دشمنت سر جایش
6:21 یکی یکی
6:23 تا شما را بر آنها پیروز کند
6:25 او حرف حق را مطرح می کند
6:27 بر باطل شدن
6:29 موضوع ظاهر است و استدلال روشن است
6:31 قطعی و شواهد
6:33 روشن است و نمی ماند
6:35 هیچ کس هیچ استدلال و شباهتی ندارد
6:37 سپس
6:39 هر که هلاک شد هلاک می شود
6:41 یعنی همچنان به کفر خود ادامه می دهد
6:43 با بصیرت در موضوع او
6:45 باطل است
6:47 برای اثبات حجت بر او
6:49 او از یک محله زندگی می کند
6:51 یعنی کسی که ایمان دارد ایمان می آورد
6:53 درباره ما
6:55 هر گونه استدلال و بینش
6:57 رسول خدا مبعوث شد
7:00 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
7:02 همراهانش به
7:04 ماه کامل
7:07 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
7:09 علی بن ابی طالب
7:11 و الزبیر بن العوام
7:13 و سعد بن ابی وقاص
7:15 خداوند از ایشان راضی باشد
7:17 در جمعی از اصحاب به
7:19 آب بدر را می جویند
7:21 اخبار قریش
7:23 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
7:25 با زنجیره انتقال معتبر
7:27 از علی بن ابی طالب
7:29 گفت خداوند از او راضی باشد
7:31 اونجا پیداش کردیم
7:33 دو مرد در میان آنها
7:35 مردی از قریش
7:37 او خادم عقبه بن ابی معیت بود
7:39 و اما قرشی فرار کرد
7:41 و اما مولا عقبه او را بردیم
7:43 بنابراین شروع کردیم به گفتن او
7:45 چند نفر؟
7:47 و او می گوید
7:49 به خدا قسم تعدادشان بسیار است
7:51 قوی با پیکان
7:53 مسلمانان نیز چنین کردند
7:55 اگر این را می گفت، او را می زدند
7:57 تا اینکه او را نزد پیامبر آوردند
7:59 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
8:01 و به او گفت
8:03 چند نفر؟
8:05 گفت: به خدا سوگند تعدادشان بسیار است.
8:07 قوی با پیکان
8:09 پیامبر صلی الله علیه و آله همت کردند
8:11 تا به او بگویم چقدر هستند
8:13 او امتناع کرد
8:15 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:17 از او پرسید
8:19 چند جزیره را ذبح می کنند؟
8:21 هویج جمع جزایر است
8:23 شتر است
8:25 گفت ده
8:27 هر روز
8:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:31 مردم هزار نفرند
8:33 هر جزیره
8:35 برای صد و او را دنبال کرد
8:37 و در روایتی دیگر در صحیح مسلم
8:39 مسند امام احمد
8:41 و سنن ابی داود
8:43 عن انس رضی الله عنه
8:45 او گفت
8:47 پس با رؤیاهای قریش بودند
8:49 یک غلام سیاه در آن است
8:51 شیر حجاج
8:53 پس یارانش او را گرفتند
8:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:57 بنابراین شروع به پرسیدن از او کردند
8:59 ابوسفیان کجاست؟
9:01 و او می گوید
9:03 به خدا هیچی ندارم
9:05 از فرمان او علم است
9:07 اما این قریش است
9:09 او آمده است
9:11 از جمله ابوجهل است
9:13 عتبه و شیبه فرزندان رابعه
9:15 و امیه بن خلف
9:17 اگر این را به آنها می گفت
9:19 او را کتک زدند
9:21 می گوید: مرا رها کن، مرا رها کن
9:23 من به شما می گویم
9:25 اگر او را ترک کنند
9:27 گفت: به خدا سوگند من با ابوسفیان کاری ندارم.
9:29 علم
9:31 اما این قریش رسیده اند
9:33 از جمله ابوجهل است
9:35 عتبه و شیبه فرزندان رابعه
9:37 و امیه بن خلف
9:39 آنها پذیرفته اند
9:41 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:43 او با شنیدن آن دعا می کند
9:45 وقتی رفت
9:47 گفت و کی
9:49 روح من در دست توست
9:51 اگر حرف شما را باور کند می توانید او را شکست دهید
9:53 و اونوقت بهش زنگ میزنی
9:55 دروغ های تو
9:57 این قریش رسیده است
9:59 برای جلوگیری از ابوسفیان
10:01 گفتم
10:03 و در ضرب و شتم صحابه رضی الله عنهم
10:05 از عباد بن حجاج
10:07 شاهد نفرت آنها
10:09 برای مبارزه
10:11 همانطور که خداوند متعال فرموده است
10:13 و هنگامی که خداوند به شما وعده می دهد
10:15 یکی از دو فرقه
10:17 مال توست
10:19 و شما دوست دارید
10:21 غیر خاردار
10:23 مال خودت باش
10:25 و خدا می خواهد
10:27 به حق استحقاق داشتن
10:29 به قول او
10:31 و ریشه کافران را قطع می کند
10:33 الحافظ گفت
10:35 ابن کثیر
10:37 مالکان چنین فکر می کردند
10:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
10:41 و خداحافظی کردند
10:43 اگر داشت از ابوسفیان مراقبت می کرد
10:45 و به آنها نزدیک است
10:47 برای بردن آن
10:49 چون سبک تره
10:51 از جنگ با نیروهای قریش
10:53 به دلیل شدت سهام آنها
10:55 و تمایل آنها به این کار
10:57 گفتند آنها را می زنند
10:59 اگر ضرب و شتم به آنها آسیب برساند
11:01 گفتند: ما از ابوسفیان هستیم
11:03 اگر ساکت بمانند
11:05 در مورد آنها و از آنها پرسید
11:07 گفتند: ما از قریش هستیم
11:09 خلاصه
11:12 در سیره پیامبر
11:28 خداوند به شما برکت دهد
11:30 تماس چه بود؟
11:32 و حرکت شما
11:34 با بقیه
11:36 او شفا داد