از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 82 از 176
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (107) | نزول المسلمين بالعُدوة الدنيا
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زمانی رسید که قریش ظهور کردند و با او مشورت کردند.
0:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله از خروج قریش برای جلوگیری از سرزنش آنان مطلع شد.
0:41
پس با یاران خود مشورت کرد
0:43
مهاجران صحبت کردند و به خوبی عمل کردند
0:46
سپس دوباره با آنها مشورت کرد
0:50
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
0:53
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
0:56
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:00
وقتی اقبال ابوسفیان به او رسید مشورت کرد
1:04
و در روایتی از امام احمد در مسند خود
1:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:10
در روز بدر با مردم مشورت کن
1:12
سپس ابوبکر سخن گفت
1:14
پس از او روی گردان
1:16
سپس عمر سخن گفت
1:18
پس از او روی گردان
1:20
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
1:22
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
1:27
مقداد در روز بدر گفت
1:29
ای رسول خدا
1:31
آنچه بنی اسرائیل به موسی گفتند ما به شما نمی گوییم
1:36
پس شما و پروردگارتان بروید و بجنگید
1:39
اینجا نشسته اند
1:41
اما ادامه دهید و ما با شما هستیم
1:44
گویی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده است
1:49
به عبارت دیگر بخاری و امام احمد در مسندش
1:54
تلفظ برای احمد است
1:56
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
1:59
من شاهد صحنه ای از المقداد بودم
2:02
این که مالک آن باشم برایم از هر چیزی روی زمین عزیزتر است
2:08
گفت نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
2:12
او مردی شوالیه بود
2:14
و او گفت
2:16
بشارت بده ای پیامبر خدا
2:18
به خدا سوگند ما به شما نمی گوییم که بنی اسرائیل به موسی رضی الله عنه چه گفتند.
2:25
پس برو تو و پروردگارت
2:27
پس بجنگ، اینجا نشسته اند
2:31
اما سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
2:33
بگذار در دستان تو باشیم
2:35
و به سمت راست و چپ و پشت سر شما
2:39
تا زمانی که خداوند به روی شما باز شود
2:41
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب رضی الله عنهم مشورت کرد.
2:48
و او گفت
2:50
مردم من را نصیحت کنید
2:52
اما او انصار را می خواهد
2:54
این به این دلیل است که آنها تعداد افراد هستند
2:56
و هنگامی که در عقبه با او بیعت کردند
2:58
گفتند یا رسول الله
3:00
ما از گناه شما آزادیم
3:02
تا زمانی که به خانه برسی
3:04
اگر به ما برسی
3:06
شما تحت حمایت ما هستید
3:08
ما شما را از آنچه شما را از آن باز می داریم باز می داریم
3:10
پسران و زنان ما
3:12
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
3:14
می ترسد که انصار نباشند
3:16
شما پیروزی بر او را می بینید
3:18
مگر کسانی که در مدینه به او یورش بردند
3:20
گویی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
3:22
می ترسد که انصار نباشند
3:24
مگر کسانی که در مدینه به او یورش بردند
3:26
از دشمنش
3:28
و آنها مجبور نیستند راه بروند
3:30
آنها را به دشمن کشورشان تبدیل کنند
3:32
پس برخاست
3:34
سعد بن معاذ رضی الله عنه
3:36
و او گفت
3:38
به خدا قسم که ما را می خواهی
3:40
ای رسول خدا
3:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:44
بله
3:46
سعد رضی الله عنه گفت
3:48
ما به تو ایمان آوردیم
3:50
و ما تو را باور کردیم
3:52
ما شاهد بودیم که آنچه شما آورده اید
3:54
او حق دارد
3:56
و ما آن را به شما دادیم
3:58
عهد و پیمان ما
4:00
شنیدن و اطاعت کردن
4:02
پس برو ای رسول خدا
4:04
هر چه بخواهید ما با شما هستیم
4:06
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
4:08
اگر بررسی کنید
4:10
ما این دریا را ساختیم، پس آن را گرفتم
4:12
آن را با شما خواهیم برد
4:14
حتی یک مرد از ما عقب نمانده است
4:16
و از چیزی که ما متنفریم
4:18
برای دیدار با دشمنمان
4:20
ما در جنگ صبوریم
4:22
در برخورد صادق باشید
4:24
شاید خدا بهت نشون بده
4:26
از ما آنچه شما تصدیق می کنید
4:28
چشم تو
4:30
لطفا با برکت خداوند ما را راهنمایی کنید
4:32
رسول خدا توضیح داد
4:34
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
4:36
به قول سعد رضی الله عنه
4:38
سپس گفت
4:40
راه بروید و موعظه کنید
4:42
خدا به من وعده داده است
4:44
یکی از دو فرقه
4:46
به خدا قسم الان هستم
4:48
به کشتی گیر مردم
4:50
تبار مسلمانان
4:54
با کمترین دشمن
4:56
و کافران
4:58
با حداکثر دشمن
5:00
سپس رسول خدا راه افتاد
5:02
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
5:04
تا اینکه با سپاهش فرود آمد
5:06
با کمترین دشمن
5:08
نزدیک بدر
5:10
کفار قریش نازل شدند
5:12
با حداکثر دشمن
5:14
هیچ کس نمی داند دیگری کجاست
5:16
و اما ابوسفیان
5:18
پس به ساحل دریا رسید
5:20
با کاروان فرار کرد
5:22
خداوند متعال فرمود
5:24
چون شما دشمن هستید
5:26
دنیا ضعیف است
5:28
با حداکثر دشمن
5:30
و زانوها زیر شماست
5:32
حتی اگه قرار گذاشتی
5:34
در مورد زمان بندی اختلاف نظر داشتید
5:36
اما بگذار خدا تصمیم بگیرد
5:38
یه چیزی موثر بود
5:40
از بین رفتن
5:42
هر که بی علم بمیرد
5:44
زنده باد کی
5:46
ما شفاف سازی کردیم
5:48
و خدا
5:50
او شنوا و داناست
5:52
ابن اسحاق گفت
5:55
در تفسیر آیه
5:57
یعنی کافر شدن هر که کافر شود
5:59
بعد از مشاجره
6:01
وقتی نشانه و عبرت را دید
6:03
و هر که ایمان آورد ایمان آورد
6:05
مثل اون
6:07
حافظ بن کثیر گفت
6:09
تعلیق در تفسیر ابن اسحاق
6:11
این توضیح خوبی است
6:13
و آن را ساده کنید
6:15
خداوند متعال می فرماید
6:17
او شما را دور هم جمع کرد
6:19
با دشمنت سر جایش
6:21
یکی یکی
6:23
تا شما را بر آنها پیروز کند
6:25
او حرف حق را مطرح می کند
6:27
بر باطل شدن
6:29
موضوع ظاهر است و استدلال روشن است
6:31
قطعی و شواهد
6:33
روشن است و نمی ماند
6:35
هیچ کس هیچ استدلال و شباهتی ندارد
6:37
سپس
6:39
هر که هلاک شد هلاک می شود
6:41
یعنی همچنان به کفر خود ادامه می دهد
6:43
با بصیرت در موضوع او
6:45
باطل است
6:47
برای اثبات حجت بر او
6:49
او از یک محله زندگی می کند
6:51
یعنی کسی که ایمان دارد ایمان می آورد
6:53
درباره ما
6:55
هر گونه استدلال و بینش
6:57
رسول خدا مبعوث شد
7:00
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
7:02
همراهانش به
7:04
ماه کامل
7:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
7:09
علی بن ابی طالب
7:11
و الزبیر بن العوام
7:13
و سعد بن ابی وقاص
7:15
خداوند از ایشان راضی باشد
7:17
در جمعی از اصحاب به
7:19
آب بدر را می جویند
7:21
اخبار قریش
7:23
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
7:25
با زنجیره انتقال معتبر
7:27
از علی بن ابی طالب
7:29
گفت خداوند از او راضی باشد
7:31
اونجا پیداش کردیم
7:33
دو مرد در میان آنها
7:35
مردی از قریش
7:37
او خادم عقبه بن ابی معیت بود
7:39
و اما قرشی فرار کرد
7:41
و اما مولا عقبه او را بردیم
7:43
بنابراین شروع کردیم به گفتن او
7:45
چند نفر؟
7:47
و او می گوید
7:49
به خدا قسم تعدادشان بسیار است
7:51
قوی با پیکان
7:53
مسلمانان نیز چنین کردند
7:55
اگر این را می گفت، او را می زدند
7:57
تا اینکه او را نزد پیامبر آوردند
7:59
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
8:01
و به او گفت
8:03
چند نفر؟
8:05
گفت: به خدا سوگند تعدادشان بسیار است.
8:07
قوی با پیکان
8:09
پیامبر صلی الله علیه و آله همت کردند
8:11
تا به او بگویم چقدر هستند
8:13
او امتناع کرد
8:15
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:17
از او پرسید
8:19
چند جزیره را ذبح می کنند؟
8:21
هویج جمع جزایر است
8:23
شتر است
8:25
گفت ده
8:27
هر روز
8:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:31
مردم هزار نفرند
8:33
هر جزیره
8:35
برای صد و او را دنبال کرد
8:37
و در روایتی دیگر در صحیح مسلم
8:39
مسند امام احمد
8:41
و سنن ابی داود
8:43
عن انس رضی الله عنه
8:45
او گفت
8:47
پس با رؤیاهای قریش بودند
8:49
یک غلام سیاه در آن است
8:51
شیر حجاج
8:53
پس یارانش او را گرفتند
8:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:57
بنابراین شروع به پرسیدن از او کردند
8:59
ابوسفیان کجاست؟
9:01
و او می گوید
9:03
به خدا هیچی ندارم
9:05
از فرمان او علم است
9:07
اما این قریش است
9:09
او آمده است
9:11
از جمله ابوجهل است
9:13
عتبه و شیبه فرزندان رابعه
9:15
و امیه بن خلف
9:17
اگر این را به آنها می گفت
9:19
او را کتک زدند
9:21
می گوید: مرا رها کن، مرا رها کن
9:23
من به شما می گویم
9:25
اگر او را ترک کنند
9:27
گفت: به خدا سوگند من با ابوسفیان کاری ندارم.
9:29
علم
9:31
اما این قریش رسیده اند
9:33
از جمله ابوجهل است
9:35
عتبه و شیبه فرزندان رابعه
9:37
و امیه بن خلف
9:39
آنها پذیرفته اند
9:41
و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:43
او با شنیدن آن دعا می کند
9:45
وقتی رفت
9:47
گفت و کی
9:49
روح من در دست توست
9:51
اگر حرف شما را باور کند می توانید او را شکست دهید
9:53
و اونوقت بهش زنگ میزنی
9:55
دروغ های تو
9:57
این قریش رسیده است
9:59
برای جلوگیری از ابوسفیان
10:01
گفتم
10:03
و در ضرب و شتم صحابه رضی الله عنهم
10:05
از عباد بن حجاج
10:07
شاهد نفرت آنها
10:09
برای مبارزه
10:11
همانطور که خداوند متعال فرموده است
10:13
و هنگامی که خداوند به شما وعده می دهد
10:15
یکی از دو فرقه
10:17
مال توست
10:19
و شما دوست دارید
10:21
غیر خاردار
10:23
مال خودت باش
10:25
و خدا می خواهد
10:27
به حق استحقاق داشتن
10:29
به قول او
10:31
و ریشه کافران را قطع می کند
10:33
الحافظ گفت
10:35
ابن کثیر
10:37
مالکان چنین فکر می کردند
10:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
10:41
و خداحافظی کردند
10:43
اگر داشت از ابوسفیان مراقبت می کرد
10:45
و به آنها نزدیک است
10:47
برای بردن آن
10:49
چون سبک تره
10:51
از جنگ با نیروهای قریش
10:53
به دلیل شدت سهام آنها
10:55
و تمایل آنها به این کار
10:57
گفتند آنها را می زنند
10:59
اگر ضرب و شتم به آنها آسیب برساند
11:01
گفتند: ما از ابوسفیان هستیم
11:03
اگر ساکت بمانند
11:05
در مورد آنها و از آنها پرسید
11:07
گفتند: ما از قریش هستیم
11:09
خلاصه
11:12
در سیره پیامبر
11:28
خداوند به شما برکت دهد
11:30
تماس چه بود؟
11:32
و حرکت شما
11:34
با بقیه
11:36
او شفا داد