از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 88 از 151
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (137) | حكم سعد بن معاذ رضي الله عنه في بني قريظة
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:25
آمدن سعد بن معاذ رضی الله عنه و حکومت او در بنی قریده
0:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله به سعد بن معاذ رضی الله عنه پیام داد.
0:43
او را سوار بر الاغی آوردند که روی آن غلاف الیاف بود
0:47
کاف همان طناب است
0:49
او مورد حمله قرار گرفت و مردمش او را محاصره کردند و گفتند:
0:54
ای ابوعمر
0:55
متحدان، وفاداران و افراد کینه توز شما
0:59
و چه کسانی را یاد گرفته ام
1:01
یک کلمه به آنها برنگرد
1:03
او به آنها توجه نمی کند
1:06
حتی اگر به نوبتشان نزدیک شد
1:08
رو به قومش کرد و گفت
1:11
وقت آن رسیده است که سعد به سرزنش خدا اهمیتی ندهد
1:17
هنگامی که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر شد
1:21
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:25
برو پیش استادت و او را پایین بیاور
1:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:34
من آنها را قضاوت می کنم
1:36
سعد رضی الله عنه گفت
1:39
من آنها را قضاوت خواهم کرد
1:41
برای کشتن مبارزشان
1:44
نوادگان آنها به اسارت گرفته می شوند
1:46
پول آنها تقسیم می شود
1:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:53
آنها به حکم خدای متعال و به حکم رسولش داوری می شدند
1:58
و در روایت امام احمد و ترمذی با سند صحیح.
2:03
عن جابر رضی الله عنه گفت
2:06
بنابراین تصمیم گرفته شد که افراد آنها را بکشند
2:09
و زنان و فرزندانشان شرمنده خواهند شد
2:12
تا مسلمانان از آنها کمک بگیرند
2:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:18
من به حکم خدا بر آنها رسیده ام
2:22
و در روایت حکیم با سند حسنه
2:25
از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه گفت
2:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:33
امروز خداوند آنها را قضاوت کرده است
2:36
که از بالای هفت آسمان حکومت کرد
2:41
و خدای سبحان وقتی گفت راست گفت
2:44
و کسانی از اهل کتاب که از آنها حمایت کردند از محاصره آنها نازل شدند
2:51
و رعب و وحشت در دلهایشان گسترش یافته است. گروهی را می کشی و گروهی را اسیر می کنی
2:59
و زمین و خانه و پولشان و زمینی را که شما مالک آن نبودید برای شما وصیت خواهم کرد
3:06
خداوند بر همه چیز تواناست
3:13
اجرای حکم در بنی گریدا
3:18
فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:22
خداوند در مورد یهودیان بنی قریده از او راضی باشد
3:27
که همه آنهایی که امبت بودند کشته شدند و آنهایی که امبت نبودند جا ماندند
3:33
آنها را در سنگرهایی که در بازار شهر کنده بودند، سر برید
3:38
آنها چهارصد مرد بودند
3:41
امام احمد در مسند خود، ترمذی و ابوداود به سند صحیح روایت کرده است.
3:47
عطیه القرضی فرمود:
3:50
آن را در روز جریده به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه کردیم
3:55
هر که جوانه زد کشته شد و هر که جوانه نزند رها شد
4:01
من از جمله کسانی بودم که رشد نکردند، پس من را رها کنید
4:05
و در روایت ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح.
4:10
عطیه القردی گفت
4:12
من اولین کسی بودم که سعد بر من حکومت کرد
4:15
پدرم آمد و فکر کردم می خواهد مرا بکشد
4:19
موهای ناحیه تناسلی من را فاش کرد
4:21
آنها متوجه شدند که من رشد نکرده ام
4:23
پس مرا به اسارت بردند
4:25
امام ترمذی در مسجد خود فرمود
4:28
برخی از علما به این امر عمل می کنند
4:32
آنها Impat را به عنوان یک بزرگسال می بینند
4:35
اگر رویای خیس خود را نمی داند یا سنش را نمی داند
4:38
این سخن احمد و اسحاق است
4:41
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:44
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
4:47
یهودیان ابن النظیر و قریده
4:50
با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدند
4:54
پس ابن النضیر فرستاده شد
4:56
او قریده و کسانی را که در میان آنها بودند، تأیید کرد
5:00
تا اینکه گریدا بعد از آن جنگید
5:03
بنابراین مردان آنها کشته شدند
5:05
زنان و فرزندانشان را بین مسلمانان تقسیم کرد
5:09
تنها یکی از زنان بنی قریظه کشته شد
5:18
هیچ زن یهودی از بنی قریده کشته نشد
5:22
فقط یک زن
5:24
از امام احمد و ابوداود و حکیم روایت شده است
5:28
تلفظ برای حاکم است
5:30
با زنجیره انتقال خوب
5:32
قال عایشه رضی الله عنها
5:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته نشد
5:39
زنی از بانو گریدا
5:41
به جز یک زن
5:43
به خدا قسم از پشت تا شکم من را می خنداند
5:47
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:50
تا مردان خود را با شمشیر بکشند
5:53
می گوید تلفن به نام او
5:55
فلانی کجاست؟
5:57
گفت: به خدا سوگند.
6:00
گفتم: وای بر تو!
6:03
گفت: به خدا قسم تو را خواهم کشت.
6:06
گفتم چرا؟
6:08
او از اتفاقی که او به وجود آورد گفت
6:11
ابن هشام در شرح حال خود گفته است
6:14
او بود که به خلاد بن سوید رضی الله عنه تسکین داد و او را کشت.
6:20
پس او را درآورد و به گردنش زد
6:23
هرگز فراموش نمی کنم که چقدر از مهربانی و خنده های فراوان او شگفت زده شدم
6:29
و می دانستم که می کشد
6:32
استاد بزرگ درگذشت
6:38
سعد بن معاذ رضی الله عنه
6:42
خداوند متعال پاسخ داد
6:44
دعای بنده صالحش سعد بن معاذ رضی الله عنه
6:48
چشمش را شفا داد و سینه اش را از یهودیان بنی قریده شفا داد
6:53
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
6:57
که مردانشان را کشتند
6:59
زخمش خوب شد و رضی الله عنه فوت کرد
7:03
امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود با سند صحیح روایت کرده است.
7:09
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:13
وقتی کارش تمام شد، آنها را کشت
7:16
رگش پاره شد و مرد
7:19
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
7:22
قال عایشه رضی الله عنها
7:25
سعده گفت
7:27
خدایا، تو می دانی که کسی نیست که دوست داشته باشم به خاطر تو با او مبارزه کنم
7:34
از قومی که رسول شما صلی الله علیه و آله را تکذیب کردند و او را بیرون کردند
7:39
خدایا من فکر می کنم تو بین ما و آنها جنگ ایجاد کرده ای
7:45
اگر چیزی از جنگ قریش باقی مانده است
7:48
پس مرا به خاطر او در امان بدار تا برای تو با آنان مبارزه کنم
7:52
و اگر جنگی را آغاز کردی، آن را آغاز کن و مرگ مرا در آن بساز
7:58
از هسته اش، یعنی از گلویش منفجر شد
8:02
او به آنها اهمیت نمی داد
8:04
در مسجد خیمه ای از بنی غفار است
8:07
جز اینکه خون به سمت آنها جریان می یابد
8:10
گفتند: ای اهل خیمه!
8:12
این چه چیزی است که از شما به ما می رسد؟
8:16
اگر خوشحال باشد زخمش را با خون سیر می کند
8:19
از آن رضوان الله تعالی فوت کرد
8:22
سپس سعد رضی الله عنه حامله شد
8:25
بعد از اینکه دستگاهش را تمام کرد
8:27
فرشتگان او را با مردم بردند
8:30
تشییع جنازه او به دلیل فرشتگانی که او را حمل می کردند سبک بود
8:35
امام ترمذی و حکیم با سند صحیح روایت کرده اند
8:39
قال عن انس رضی الله عنه
8:42
وقتی تشییع جنازه سعد بن معاذ رضی الله عنه را برگزار کردم
8:47
منافقین گفتند
8:49
تشییع جنازه اش چقدر پنهان است
8:51
این تنها به دلیل حکومت او در بنی قریده بود
8:55
این به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و فرمود
8:59
خیر
9:00
اما فرشتگان او را حمل می کردند
9:03
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
9:07
تلفظ بخاری است
9:09
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
9:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:17
تاج و تخت با مرگ سعد بن معاذ متزلزل شد
9:21
امام ذهبی فرمودند
9:23
عرش برای خدا و بندگی آفریده شده است
9:26
اگر بخواهد تکان بخورد
9:28
انشاالله تکان بده
9:31
او آن را به احساس عشق به سعد رضی الله عنه تبدیل کرد
9:35
خداوند متعال در کوه احد نیز احساسی قرار داد
9:39
با محبت او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:42
و حق تعالی فرمود
9:44
اوبی کوه با او
9:47
و او گفت
9:48
آسمان ها و زمین هفت گانه او را تسبیح می گویند
9:52
بعد کلی تعمیم داد و گفت
9:54
و چیزی نیست که تسبیح او را ستایش نکند
9:58
و این درست است
10:00
و در صحیح البخاری
10:02
گفتن ابن مسعود رضی الله عنه
10:05
می توانستیم غذا خوردن را بشنویم
10:08
این یک باب گسترده است که شامل ایمان است
10:13
نزول سوره احزاب
10:17
ابن اسحاق گفت
10:20
و خداوند متعال امر خندق را نازل کرد
10:23
و فرمان بنی قریده از قرآن
10:26
سوره احزاب
10:28
به مصیبتی که بر او وارد شد اشاره می کند
10:31
و لطف او بر آنهاست
10:33
برایشان کافی بود که این کار آنها را راحت کرد
10:37
بعد از مقاله کسانی که می گفتند منافق است
10:41
خلاصه ای از سیره پیامبر
10:46
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
10:53
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
11:01
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
11:07
بقیه را با لب هایش حرکت داد