المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (137) | حكم سعد بن معاذ رضي الله عنه في بني قريظة

◉ 1190 بازدید ⏱ 11:16 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:25 آمدن سعد بن معاذ رضی الله عنه و حکومت او در بنی قریده
0:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله به سعد بن معاذ رضی الله عنه پیام داد.
0:43 او را سوار بر الاغی آوردند که روی آن غلاف الیاف بود
0:47 کاف همان طناب است
0:49 او مورد حمله قرار گرفت و مردمش او را محاصره کردند و گفتند:
0:54 ای ابوعمر
0:55 متحدان، وفاداران و افراد کینه توز شما
0:59 و چه کسانی را یاد گرفته ام
1:01 یک کلمه به آنها برنگرد
1:03 او به آنها توجه نمی کند
1:06 حتی اگر به نوبتشان نزدیک شد
1:08 رو به قومش کرد و گفت
1:11 وقت آن رسیده است که سعد به سرزنش خدا اهمیتی ندهد
1:17 هنگامی که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر شد
1:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:25 برو پیش استادت و او را پایین بیاور
1:30 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:34 من آنها را قضاوت می کنم
1:36 سعد رضی الله عنه گفت
1:39 من آنها را قضاوت خواهم کرد
1:41 برای کشتن مبارزشان
1:44 نوادگان آنها به اسارت گرفته می شوند
1:46 پول آنها تقسیم می شود
1:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:53 آنها به حکم خدای متعال و به حکم رسولش داوری می شدند
1:58 و در روایت امام احمد و ترمذی با سند صحیح.
2:03 عن جابر رضی الله عنه گفت
2:06 بنابراین تصمیم گرفته شد که افراد آنها را بکشند
2:09 و زنان و فرزندانشان شرمنده خواهند شد
2:12 تا مسلمانان از آنها کمک بگیرند
2:15 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:18 من به حکم خدا بر آنها رسیده ام
2:22 و در روایت حکیم با سند حسنه
2:25 از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه گفت
2:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:33 امروز خداوند آنها را قضاوت کرده است
2:36 که از بالای هفت آسمان حکومت کرد
2:41 و خدای سبحان وقتی گفت راست گفت
2:44 و کسانی از اهل کتاب که از آنها حمایت کردند از محاصره آنها نازل شدند
2:51 و رعب و وحشت در دلهایشان گسترش یافته است. گروهی را می کشی و گروهی را اسیر می کنی
2:59 و زمین و خانه و پولشان و زمینی را که شما مالک آن نبودید برای شما وصیت خواهم کرد
3:06 خداوند بر همه چیز تواناست
3:13 اجرای حکم در بنی گریدا
3:18 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:22 خداوند در مورد یهودیان بنی قریده از او راضی باشد
3:27 که همه آنهایی که امبت بودند کشته شدند و آنهایی که امبت نبودند جا ماندند
3:33 آنها را در سنگرهایی که در بازار شهر کنده بودند، سر برید
3:38 آنها چهارصد مرد بودند
3:41 امام احمد در مسند خود، ترمذی و ابوداود به سند صحیح روایت کرده است.
3:47 عطیه القرضی فرمود:
3:50 آن را در روز جریده به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه کردیم
3:55 هر که جوانه زد کشته شد و هر که جوانه نزند رها شد
4:01 من از جمله کسانی بودم که رشد نکردند، پس من را رها کنید
4:05 و در روایت ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح.
4:10 عطیه القردی گفت
4:12 من اولین کسی بودم که سعد بر من حکومت کرد
4:15 پدرم آمد و فکر کردم می خواهد مرا بکشد
4:19 موهای ناحیه تناسلی من را فاش کرد
4:21 آنها متوجه شدند که من رشد نکرده ام
4:23 پس مرا به اسارت بردند
4:25 امام ترمذی در مسجد خود فرمود
4:28 برخی از علما به این امر عمل می کنند
4:32 آنها Impat را به عنوان یک بزرگسال می بینند
4:35 اگر رویای خیس خود را نمی داند یا سنش را نمی داند
4:38 این سخن احمد و اسحاق است
4:41 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:44 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
4:47 یهودیان ابن النظیر و قریده
4:50 با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدند
4:54 پس ابن النضیر فرستاده شد
4:56 او قریده و کسانی را که در میان آنها بودند، تأیید کرد
5:00 تا اینکه گریدا بعد از آن جنگید
5:03 بنابراین مردان آنها کشته شدند
5:05 زنان و فرزندانشان را بین مسلمانان تقسیم کرد
5:09 تنها یکی از زنان بنی قریظه کشته شد
5:18 هیچ زن یهودی از بنی قریده کشته نشد
5:22 فقط یک زن
5:24 از امام احمد و ابوداود و حکیم روایت شده است
5:28 تلفظ برای حاکم است
5:30 با زنجیره انتقال خوب
5:32 قال عایشه رضی الله عنها
5:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته نشد
5:39 زنی از بانو گریدا
5:41 به جز یک زن
5:43 به خدا قسم از پشت تا شکم من را می خنداند
5:47 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:50 تا مردان خود را با شمشیر بکشند
5:53 می گوید تلفن به نام او
5:55 فلانی کجاست؟
5:57 گفت: به خدا سوگند.
6:00 گفتم: وای بر تو!
6:03 گفت: به خدا قسم تو را خواهم کشت.
6:06 گفتم چرا؟
6:08 او از اتفاقی که او به وجود آورد گفت
6:11 ابن هشام در شرح حال خود گفته است
6:14 او بود که به خلاد بن سوید رضی الله عنه تسکین داد و او را کشت.
6:20 پس او را درآورد و به گردنش زد
6:23 هرگز فراموش نمی کنم که چقدر از مهربانی و خنده های فراوان او شگفت زده شدم
6:29 و می دانستم که می کشد
6:32 استاد بزرگ درگذشت
6:38 سعد بن معاذ رضی الله عنه
6:42 خداوند متعال پاسخ داد
6:44 دعای بنده صالحش سعد بن معاذ رضی الله عنه
6:48 چشمش را شفا داد و سینه اش را از یهودیان بنی قریده شفا داد
6:53 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
6:57 که مردانشان را کشتند
6:59 زخمش خوب شد و رضی الله عنه فوت کرد
7:03 امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود با سند صحیح روایت کرده است.
7:09 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:13 وقتی کارش تمام شد، آنها را کشت
7:16 رگش پاره شد و مرد
7:19 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
7:22 قال عایشه رضی الله عنها
7:25 سعده گفت
7:27 خدایا، تو می دانی که کسی نیست که دوست داشته باشم به خاطر تو با او مبارزه کنم
7:34 از قومی که رسول شما صلی الله علیه و آله را تکذیب کردند و او را بیرون کردند
7:39 خدایا من فکر می کنم تو بین ما و آنها جنگ ایجاد کرده ای
7:45 اگر چیزی از جنگ قریش باقی مانده است
7:48 پس مرا به خاطر او در امان بدار تا برای تو با آنان مبارزه کنم
7:52 و اگر جنگی را آغاز کردی، آن را آغاز کن و مرگ مرا در آن بساز
7:58 از هسته اش، یعنی از گلویش منفجر شد
8:02 او به آنها اهمیت نمی داد
8:04 در مسجد خیمه ای از بنی غفار است
8:07 جز اینکه خون به سمت آنها جریان می یابد
8:10 گفتند: ای اهل خیمه!
8:12 این چه چیزی است که از شما به ما می رسد؟
8:16 اگر خوشحال باشد زخمش را با خون سیر می کند
8:19 از آن رضوان الله تعالی فوت کرد
8:22 سپس سعد رضی الله عنه حامله شد
8:25 بعد از اینکه دستگاهش را تمام کرد
8:27 فرشتگان او را با مردم بردند
8:30 تشییع جنازه او به دلیل فرشتگانی که او را حمل می کردند سبک بود
8:35 امام ترمذی و حکیم با سند صحیح روایت کرده اند
8:39 قال عن انس رضی الله عنه
8:42 وقتی تشییع جنازه سعد بن معاذ رضی الله عنه را برگزار کردم
8:47 منافقین گفتند
8:49 تشییع جنازه اش چقدر پنهان است
8:51 این تنها به دلیل حکومت او در بنی قریده بود
8:55 این به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و فرمود
8:59 خیر
9:00 اما فرشتگان او را حمل می کردند
9:03 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
9:07 تلفظ بخاری است
9:09 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
9:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:17 تاج و تخت با مرگ سعد بن معاذ متزلزل شد
9:21 امام ذهبی فرمودند
9:23 عرش برای خدا و بندگی آفریده شده است
9:26 اگر بخواهد تکان بخورد
9:28 انشاالله تکان بده
9:31 او آن را به احساس عشق به سعد رضی الله عنه تبدیل کرد
9:35 خداوند متعال در کوه احد نیز احساسی قرار داد
9:39 با محبت او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:42 و حق تعالی فرمود
9:44 اوبی کوه با او
9:47 و او گفت
9:48 آسمان ها و زمین هفت گانه او را تسبیح می گویند
9:52 بعد کلی تعمیم داد و گفت
9:54 و چیزی نیست که تسبیح او را ستایش نکند
9:58 و این درست است
10:00 و در صحیح البخاری
10:02 گفتن ابن مسعود رضی الله عنه
10:05 می توانستیم غذا خوردن را بشنویم
10:08 این یک باب گسترده است که شامل ایمان است
10:13 نزول سوره احزاب
10:17 ابن اسحاق گفت
10:20 و خداوند متعال امر خندق را نازل کرد
10:23 و فرمان بنی قریده از قرآن
10:26 سوره احزاب
10:28 به مصیبتی که بر او وارد شد اشاره می کند
10:31 و لطف او بر آنهاست
10:33 برایشان کافی بود که این کار آنها را راحت کرد
10:37 بعد از مقاله کسانی که می گفتند منافق است
10:41 خلاصه ای از سیره پیامبر
10:46 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
10:53 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
11:01 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
11:07 بقیه را با لب هایش حرکت داد