از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 108 از 146
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (164) | مصالحة يهود فدك
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
آشتی یهودیان فدک
0:31
ابن اسحاق گفت
0:35
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله خیبر را تمام کرد
0:40
خداوند رعب و وحشت را در دل مردم فدک افکند
0:43
وقتی شنیدند که خدای متعال چه بر سر مردم خیبر آمده است
0:48
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادند تا نیمی از فدک را با او آشتی دهد.
0:55
پس فرستادگانشان در خیبر نزد او آمدند
0:58
یا در طائف
1:00
یا بعد از اینکه به شهر آمد
1:02
او این را از آنها پذیرفت
1:04
پس فدک صرفا برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
1:10
زیرا هیچ اسب و سواری به آن نمی آمد
1:14
ابوداود آن را در سنن خود با سند خوب نقل کرده است
1:18
از مالک بن اوس بن الهداتان می گوید:
1:22
این همان چیزی بود که عمر رضی الله عنه به عنوان دلیل استفاده کرد
1:25
او گفت
1:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله دارای سه درجه بود
1:32
ابن النظیر و خیبر هیئت شما هستند
1:36
و اما ابن النضیر به خاطر بدبختی هایش به زندان افتاد
1:41
و اما فدک زندان راهیان بود
1:46
در مورد خیبر
1:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به سه قسمت تقسیم کرد
1:53
دو بخش در میان مسلمانان
1:56
و هزینه های کافی برای خانواده اش را پرداخت کرد
1:58
آنچه از مخارج خانواده اش باقی مانده بود، او را در زمره فقرای مهاجران قرار داد
2:04
ابوداود آن را در سنن خود با سند خوب نقل کرده است
2:09
درباره المغیره فرمود:
2:11
عمر بن عبدالعزیز زمانی که بنی مروان را به عنوان خلیفه منصوب کردند جمع کرد
2:16
و او گفت
2:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله فدک داشت
2:23
از آن خرج می کرد
2:25
و به فرزندی از بنی هاشم برمی گردد
2:28
و ایهام با او ازدواج خواهد کرد
2:31
حصار وادی القری
2:36
و یک داستان پشتیبانی شده
2:38
رسول خدا صلی الله علیه و آله از خیبر به سوی وادی القری حرکت کرد.
2:45
گروهی از یهودیان آنجا بودند
2:49
هنگامی که آنها پایین آمدند، یهودیان با تیراندازی با کمان از آنها استقبال کردند
2:53
بسیج نمی شوند
2:56
تا اینکه مسلمانان به زور آن را فتح کردند
2:59
نزد رسول خدا پسری بود به نام معادم
3:04
انبوهی از غنایم به دست آورد و کشته شد
3:08
آن دو شيخ در صحيح خود و حكيم در المستدرك روايت كرده اند.
3:13
تلفظ برای حاکم است
3:15
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
3:18
اگر با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خیبر تا وادی القری حرکت کنیم.
3:25
و خادمش با او بود
3:27
آن را رفاع بن زید الجدمی به او داد
3:31
در حالی که دراز کشیده بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت.
3:36
با ضد آفتاب
3:38
یک تیر غربی به او اصابت کرد و او را کشت
3:41
تیری است که نمی داند چه کسی آن را شلیک کرده است
3:45
پس به او گفتیم: در بهشت بر او مبارک باد
3:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:53
نه، سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست
3:57
اگر الان او را در آغوش بگیری، او را در آتش می سوزانی
4:01
برداشت آن از دام های مسلمانان در روز خیبر بود
4:05
سپس مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و به وحشت افتاد.
4:11
چون از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که فرمود
4:16
گفت یا رسول الله
4:19
دو تله برای کفشم پیدا کردم
4:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:26
همان برای شما در آتش می سوزد
4:30
بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه
4:39
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای پیروزی بر یهودیان خیبر به مدینه پیامبر بازگشت.
4:48
خداوند متعال به او توفیق داده است
4:52
در راه بازگشت، حوادث متعددی رخ داد، از جمله:
4:58
هیچ قدرت و نیرویی جز در خدا نیست
5:04
آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است.
5:08
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید
5:12
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر تاخت
5:17
یا گفت وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله خطاب کرد
5:23
مردم به دره ای مشرف شدند و با تکبیر صدای خود را بلند کردند
5:28
خدا بزرگ است، خدا بزرگ است، معبودی جز خدا نیست
5:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:38
با خودتان مهربان باشید. شما به شخص ناشنوا یا غایب زنگ نمی زنید
5:45
شما شنونده ای را می خوانید که نزدیک و با شماست
5:50
من پشت سر حیوان رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم
5:55
او از من شنید که می گفتم: هیچ نیرویی و نیرویی جز به خدا نیست
6:01
به من گفت عبدالله بن قیس
6:05
به تو گفتم یا رسول الله
6:08
گفت: آیا از یکی از گنج های بهشت سخنی به تو نگویم؟
6:14
گفتم آری یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد
6:19
فرمود: هیچ نیرویی و نیرویی جز به خدا نیست
6:24
حافظ در الفتح در این زمینه گفته است
6:29
او فکر می کند که این اتفاق زمانی افتاده است که آنها به خیبر می رفتند
6:34
اینطور نیست، بلکه این اتفاق پس از بازگشت آنها رخ داد
6:39
زیرا ابوموسی بعد از فتح خیبر با جعفر رضی الله عنه آمد
6:46
بر این اساس، در چارچوب، برآورد وی حذف شد
6:50
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی خیبر حرکت کرد
6:55
پس آن را محاصره کرد و گشود و استفراغ کرد و برگشت
7:00
شریف ترین مردم و غیره
7:09
آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است.
7:13
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
7:17
با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نزد خیبر رفتم تا خدمت ایشان بروم.
7:24
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله برگشت
7:28
به نظرش رسید که یکی گفته
7:31
این کوهی است که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم
7:35
سپس با دست به شهر اشاره کرد و گفت
7:39
خدایا من آنچه را که بین دو پدرش است محروم می کنم
7:43
مانند نهی حضرت ابراهیم از مکه
7:46
خدایا ما را در سختی ها و شهرهایمان برکت ده
7:50
امام نووی فرمودند
7:52
گفتار او صلی الله علیه و آله و سلم
7:55
این کوهی است که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم
7:58
درست انتخاب شده
8:00
یعنی کسی واقعاً ما را دوست دارد
8:04
خداوند متعال در او فرق گذاشت که دوست دارد
8:08
همانطور که خداوند متعال فرموده است
8:11
و برخی از آنها از ترس خدا نازل می شوند
8:15
و مثل حسرت تنه خشک
8:18
و همانطور که سنگریزه ها شنا می کردند
8:20
همانطور که سنگ با جامه موسی علیه السلام فرار کرد
8:24
همانطور که پیامبر ما صلی الله علیه و آله فرمودند
8:28
من سنگی را در مکه می شناسم
8:31
او به من سلام کرد
8:33
و مثل دو درخت جدا شده
8:36
بنابراین آنها ملاقات کردند
8:38
و آزادانه می لرزید
8:40
و او گفت
8:41
من آزادانه زندگی می کنم
8:43
شما فقط یک پیامبر یا یک دوست هستید
8:46
و همانطور که بازوی شاه گفت
8:49
همانطور که خداوند متعال فرموده است
8:53
و چیزی نیست که تسبیح او را ستایش نکند
8:57
اما شما ستایش آنها را درک نمی کنید
9:00
معنای این آیه صحیح است
9:03
هر چیزی واقعاً مطابق شرایطش شنا می کند
9:08
اما بدون هزینه
9:10
این و شواهد مشابه از آنچه ما انتخاب کردیم
9:14
محققین آن را با توجه به معنای حدیث انتخاب کردند
9:17
و اینکه کسی واقعاً ما را دوست دارد
9:20
خلاصه ای از سیره پیامبر
9:26
حسرت دو دنیا برای هم
9:32
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
9:39
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
9:45
بقیه با لب هایش حرکت کرد