از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 76 از 110
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (168) | زواج النبي صلى الله عليه وسلم بميمونة رضي الله عنها
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
The entry of the Prophet, may God bless him and grant him peace, into Mecca
0:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد
0:39
The majority of the people of Mecca went out to Qiqa'an
0:43
Some of them are close to stone
0:46
آنها ادعا کردند که برخی از آنها از ترس عفونت در خانه ماندند
0:51
و علم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:54
شایعه قریش که شما پخش کردید
0:57
So he ordered his companions, may God be pleased with them, to sand
1:01
یارانش به او خیره شده بودند و با او نماز می خواندند
1:05
و او را از ذائقه قریش حفظ می کنند
1:08
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:11
و پیچیدن توسط بخاری
1:13
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
1:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش آمدند
1:21
مشرکان گفتند
1:23
هیئتی که ضعیف و خسته به سوی تو می آید به یثرب می آید
1:28
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد سه دور را شن و ماسه کنند
1:33
And to walk between the two corners
1:36
It did not prevent him from ordering them to complete all the rounds
1:40
جز نگه داشتن آنها
1:43
و مشرکان از قیقان هستند
1:46
امام مسلم در صحیح خود افزوده است
1:49
مشرکان گفتند
1:51
Those who you claimed were weakened by the mother-in-law
1:56
اینها بیشتر شلاق خورده اند تا فلانی
1:59
And in the narration of Imam Ahmad and Ibn Hibban with an authentic chain of narration
2:05
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
2:09
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
2:13
تا اینکه وارد مسجد شد
2:15
قریش به سمت سنگ نشستند
2:18
پس خرقه خود را چاپ کرد
2:20
سپس به دوستانش گفت
2:22
مردم چشمکی در شما نمی بینند
2:25
هر نقطه ضعفی
2:26
بنابراین او گوشه را دریافت کرد
2:28
Then he entered the Yemeni Corner until he was gone
2:32
به سمت گوشه سیاه رفت
2:34
قریش گفتند
2:36
آنها مانند بز کوهی می پرند
2:40
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:43
از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه گفت
2:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله عمره را به جا آورد
2:51
با او عمره انجام دادیم
2:53
وقتی وارد مکه شد
2:55
او شناور شد و ما با او شناور شدیم
2:57
به صفا و مروه آمد و آنها را با خود آوردیم
3:01
ما او را از اهل مکه محافظت می کردیم که مبادا کسی او را دور بیندازد
3:08
عبدالله بن رواحه رضی الله عنه در حال شعرخوانی
3:15
Imam al-Tirmidhi narrated in his Jami` and Ibn Hibban in his Sahih
3:20
تلفظ ترمذی است
3:22
با زنجیره انتقال معتبر
3:24
قال عن انس رضی الله عنه
3:27
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای عمره قضائیه وارد مکه شد.
3:32
Abdullah bin Rawahah, may God be pleased with him, was walking in his hands
3:37
و او می گوید
3:39
فرزندان کفار را از راه او دور کن
3:42
امروز به شما توصیه می کنیم آن را دانلود کنید
3:45
کتکی که الهام را از رختخوابش می برد
3:49
دوست پسر از دوست پسرش شگفت زده شده است
3:52
عمر رضی الله عنه به او گفت
3:55
ابن رواحه
3:57
به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله
4:01
و در حرم خدا شعر می گویی
4:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:07
ولش کن عمر
4:10
در آنها سریعتر از تراوش شرافت است
4:13
پیامبر صلی الله علیه و آله قربانی او را ذبح کرد و آن را ذبح کرد.
4:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف و طلبش را تمام نکرد.
4:28
He slaughtered his sacrificial animal and shaved his honorable head
4:32
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد کعبه نشد
4:37
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:40
از اسماعیل بن ابی خالد میگوید:
4:43
به عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه گفتم
4:47
صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:51
The Prophet, may God bless him and grant him peace, entered the house during his Umrah
4:55
گفت نه
4:57
امام نووی فرمودند
5:00
این همان چیزی است که آنها بر سر آن توافق کردند
5:03
دانشمندان گفتند
5:05
مراد از عمره، قوه قضائیه است
5:07
که سال هفتم هجری قبل از فتح مکه بود
5:12
علت دخول نشدن او رضی الله عنه
5:16
چه بت ها و عکس هایی در خانه بود؟
5:19
مشرکان به او اجازه تغییر آن را نمی دادند
5:23
هنگامی که خداوند متعال مکه را برای او فتح کرد
5:27
وارد خانه شد و در آنجا نماز خواند
5:29
او قبل از ورود عکس ها را حذف کرد و خدا بهتر می داند
5:34
حافظ در الفتح گفته است
5:36
این احتمال وجود دارد که ورود به خانه شرایط را نداشته باشد
5:41
اگر می خواست داخل شود مانعش می شدند، همچنان که بیش از سه روز در مکه منع کردند.
5:48
او قصد ورود نداشت که مبادا مانع او شوند
5:52
خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مکه
5:59
زمانی که سه روز مقرر برای ورود مسلمانان به مکه و انجام عمره به پایان رسید
6:07
طبق مفاد عهدنامه حدیبیه
6:10
قریش حویطب بن عبدالعزه را با گروهی از قریش فرستادند
6:15
به رسول خدا صلی الله علیه و آله
6:19
به او خبر دادند که سه روز اقامتش در مکه به پایان رسیده است
6:24
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
6:27
عن البراء بن عازب رضی الله عنه آنچه گفت
6:32
وقتی وارد شد، مدتش گذشت
6:35
نزد علی رضی الله عنه آمدند و گفتند:
6:38
به دوستت بگو ما را ترک کند، چون زمان گذشته است
6:42
پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت
6:46
در روایت امام مسلم
6:49
گفتند: شاید علی رضی الله عنه
6:52
این آخرین روز از وضعیت دوست شماست
6:55
پس دستور داد بیرون بیاید
6:58
پس اینو بهش بگو
7:00
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:03
بله، پس او رفت
7:06
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
7:11
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
7:14
حویطب بن عبدالعزه نزد او آمد
7:17
در گروهی از قریش در روز سوم
7:20
به او گفتند زمان شما گذشته است
7:24
بنابراین او ما را ترک کرد و رفت
7:27
امام نووی فرمود: اگر گفته شود
7:31
چگونه می توانم آنها را از آنها بپرسم؟
7:34
برو بیرون و شرط رو انجام بده
7:37
پاسخ این است که این درخواست
7:40
کمی قبل از پایان سه روز بود
7:43
عزم پیامبر صلی الله علیه و آله بود
7:46
و یارانش در حرکتند
7:49
وقتی این سه به پایان رسید
7:51
پس کفار مواظب خود هستند
7:54
او خواست تا قبل از پایان سه روز برود
7:57
وقتی تمام شد رفتند
8:00
در تحقق شرط
8:02
چون ساکن بودند
8:04
اگر تقاضای تبعید آنها را نکرده بود
8:10
قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:14
در دختر حمزه رضی الله عنه
8:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
8:21
از مکه
8:23
دختر حمزه بن عبدالمطلب به دنبال آنها آمد
8:26
خداوند از او راضی باشد
8:28
پس علی رضی الله عنه آن را گرفت
8:31
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
8:34
الحکیم در مستدرک خود با سند حسنه
8:37
از علی رضی الله عنه می فرماید
8:40
وقتی مکه را ترک کردیم
8:43
دختر حمزه به دنبال ما آمد
8:45
بنابراین او تماس گرفت
8:47
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله را صدا زد
8:50
ای عمو، ای عمو
8:53
پس دست او را گرفتم و به فاطمه دادم
8:56
گفتم بدون تو پسر عمویت
8:59
وقتی به شهر آمدیم
9:02
من و زید و جعفر و من بر سر آن با هم اختلاف داشتیم
9:05
پس گفتم من آن را گرفتم
9:08
او پسر عموی من است
9:10
زید، خواهرزاده من، گفت
9:13
پسر عمویم جعفر گفت
9:16
و عمه اش با من است
9:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:21
من از نظر شخصیتی شبیه جعفر هستم
9:24
مخلوق من و او به زید گفت
9:27
تو برادر و سرور ما هستی
9:30
به من گفت: تو مال من هستی
9:33
و من از شما می خواهم که آن را به من پرداخت کنید
9:36
عمه اش، چون خاله مادر است
9:39
پس گفتم یا رسول الله با او ازدواج نکن
9:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:45
او خواهرزاده رضاعی من است
9:48
فواید حدیث
9:52
حافظ در الفتح گفته است
9:55
و در حدیث فوایدی است
9:58
اولاً، به حداکثر رساندن پیوندهای خویشاوندی
10:01
بنابراین اختلاف بین بزرگسالان رخ می دهد
10:04
در رسیدن به آن
10:07
قاضی ادله حکم را برای رقیب توضیح می دهد
10:10
سوم
10:13
و حریف استدلال خود را بیان می کند
10:16
رابعاً از او گرفته می شود که عمه
10:19
در مهد کودک به عمه معرفی شد
10:22
زیرا صفیه دختر عبدالمطلب بود
10:25
آن زمان وجود داشت
10:28
اگر با وجودش به عمه تقدیم شود
10:31
نزدیکترین باندها زنان هستند
10:38
ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
10:41
فرخنده
10:44
خداوند از او راضی باشد
10:48
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد
10:51
از مکه
10:54
او با مادر مؤمنان، میمونه بنت الحارث ازدواج کرد
10:57
خداوند از او راضی باشد
11:00
او آخرین همسری است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با او ازدواج کرد
11:03
امام بخاری روایت کرده است
11:06
از ابن عباس رضی الله عنهم
11:09
گفت پیامبر صلی الله علیه و آله ازدواج کرد
11:12
میمونه در عمره القضه
11:15
امام مسلم نقل کرد
11:18
و ابن حبان در دو صحیح آنها
11:21
عبارت از ابن حبان است
11:24
از میمونه رضی الله عنه گفت
11:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله با من ازدواج کرد
11:30
به شدت و هر دو جایز هستند
11:33
یعنی حرام نیستند
11:36
بعد از اینکه از مکه برگشتیم
11:40
امام احمد و ترمذی آن را با سند حسنه نقل کرده اند
11:43
از ابو رافع، بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
11:46
او گفت
11:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد
11:52
فرخنده و حلال
11:55
آن را ساخته و جایز است
11:58
من رسول بین آنها بودم
12:01
امام ترمذی فرمودند
12:04
در مورد ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله اختلاف کردند
12:07
فرخنده زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
12:10
در راه مکه با او ازدواج کرد
12:13
برخی از آنها گفتند
12:16
حلال با او ازدواج کرد
12:19
دستور ازدواج با او آشکار شد، اما ممنوع بود
12:22
سپس آن را ساختیم و حلال و اسراف بود
12:25
در راه مکه
12:29
جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بنا کرد
12:32
او را با شکوه دفن کردند
12:35
امام نووی فرمودند
12:38
پیامبر صلی الله علیه و آله با او ازدواج کرد
12:41
حلال
12:44
اکثر صحابه این گونه نقل کرده اند
12:47
امام بن قیم گفت
12:50
با او رضی الله عنه اختلاف کرد
12:53
آیا ازدواج میمونه حلال است یا حرام؟
12:56
ابن عباس رضی الله عنه گفت
12:59
احرام با او ازدواج کرد
13:02
ابو رافعی رضی الله عنه گفت
13:05
حلال با او ازدواج کرد
13:08
من رسول بین آنها بودم
13:11
قول ابورافع رضی الله عنه احتمال بیشتری دارد
13:14
از بسیاری جهات
13:17
سپس ابن قیم هفت وجه را ذکر کرد
13:20
به نفع بیان ابورافع
13:23
حافظ بن کثیر گفت
13:27
اکثر علما این حدیث را ارائه کردند
13:30
به قول ابن عباس رضی الله عنه هر دو
13:33
چون او صاحب داستان است
13:36
او بهتر می داند
13:39
خلاصه ای از سیره پیامبر
13:42
آرزوی جهانیان طولانی است
13:45
به یکدیگر
13:48
در حسرت تو
13:51
محدوده آن محصور نیست
13:54
خداوند به شما برکت دهد
13:57
خدا صدا را بلند نکرد
14:00
و حرکت شما
14:04
با بقیه
14:07
او شفا داد