المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (168) | زواج النبي صلى الله عليه وسلم بميمونة رضي الله عنها

◉ 793 بازدید ⏱ 14:11 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 The entry of the Prophet, may God bless him and grant him peace, into Mecca
0:34 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد
0:39 The majority of the people of Mecca went out to Qiqa'an
0:43 Some of them are close to stone
0:46 آنها ادعا کردند که برخی از آنها از ترس عفونت در خانه ماندند
0:51 و علم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:54 شایعه قریش که شما پخش کردید
0:57 So he ordered his companions, may God be pleased with them, to sand
1:01 یارانش به او خیره شده بودند و با او نماز می خواندند
1:05 و او را از ذائقه قریش حفظ می کنند
1:08 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:11 و پیچیدن توسط بخاری
1:13 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
1:16 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش آمدند
1:21 مشرکان گفتند
1:23 هیئتی که ضعیف و خسته به سوی تو می آید به یثرب می آید
1:28 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد سه دور را شن و ماسه کنند
1:33 And to walk between the two corners
1:36 It did not prevent him from ordering them to complete all the rounds
1:40 جز نگه داشتن آنها
1:43 و مشرکان از قیقان هستند
1:46 امام مسلم در صحیح خود افزوده است
1:49 مشرکان گفتند
1:51 Those who you claimed were weakened by the mother-in-law
1:56 اینها بیشتر شلاق خورده اند تا فلانی
1:59 And in the narration of Imam Ahmad and Ibn Hibban with an authentic chain of narration
2:05 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
2:09 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
2:13 تا اینکه وارد مسجد شد
2:15 قریش به سمت سنگ نشستند
2:18 پس خرقه خود را چاپ کرد
2:20 سپس به دوستانش گفت
2:22 مردم چشمکی در شما نمی بینند
2:25 هر نقطه ضعفی
2:26 بنابراین او گوشه را دریافت کرد
2:28 Then he entered the Yemeni Corner until he was gone
2:32 به سمت گوشه سیاه رفت
2:34 قریش گفتند
2:36 آنها مانند بز کوهی می پرند
2:40 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:43 از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه گفت
2:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله عمره را به جا آورد
2:51 با او عمره انجام دادیم
2:53 وقتی وارد مکه شد
2:55 او شناور شد و ما با او شناور شدیم
2:57 به صفا و مروه آمد و آنها را با خود آوردیم
3:01 ما او را از اهل مکه محافظت می کردیم که مبادا کسی او را دور بیندازد
3:08 عبدالله بن رواحه رضی الله عنه در حال شعرخوانی
3:15 Imam al-Tirmidhi narrated in his Jami` and Ibn Hibban in his Sahih
3:20 تلفظ ترمذی است
3:22 با زنجیره انتقال معتبر
3:24 قال عن انس رضی الله عنه
3:27 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای عمره قضائیه وارد مکه شد.
3:32 Abdullah bin Rawahah, may God be pleased with him, was walking in his hands
3:37 و او می گوید
3:39 فرزندان کفار را از راه او دور کن
3:42 امروز به شما توصیه می کنیم آن را دانلود کنید
3:45 کتکی که الهام را از رختخوابش می برد
3:49 دوست پسر از دوست پسرش شگفت زده شده است
3:52 عمر رضی الله عنه به او گفت
3:55 ابن رواحه
3:57 به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله
4:01 و در حرم خدا شعر می گویی
4:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:07 ولش کن عمر
4:10 در آنها سریعتر از تراوش شرافت است
4:13 پیامبر صلی الله علیه و آله قربانی او را ذبح کرد و آن را ذبح کرد.
4:23 رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف و طلبش را تمام نکرد.
4:28 He slaughtered his sacrificial animal and shaved his honorable head
4:32 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد کعبه نشد
4:37 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:40 از اسماعیل بن ابی خالد می‌گوید:
4:43 به عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه گفتم
4:47 صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:51 The Prophet, may God bless him and grant him peace, entered the house during his Umrah
4:55 گفت نه
4:57 امام نووی فرمودند
5:00 این همان چیزی است که آنها بر سر آن توافق کردند
5:03 دانشمندان گفتند
5:05 مراد از عمره، قوه قضائیه است
5:07 که سال هفتم هجری قبل از فتح مکه بود
5:12 علت دخول نشدن او رضی الله عنه
5:16 چه بت ها و عکس هایی در خانه بود؟
5:19 مشرکان به او اجازه تغییر آن را نمی دادند
5:23 هنگامی که خداوند متعال مکه را برای او فتح کرد
5:27 وارد خانه شد و در آنجا نماز خواند
5:29 او قبل از ورود عکس ها را حذف کرد و خدا بهتر می داند
5:34 حافظ در الفتح گفته است
5:36 این احتمال وجود دارد که ورود به خانه شرایط را نداشته باشد
5:41 اگر می خواست داخل شود مانعش می شدند، همچنان که بیش از سه روز در مکه منع کردند.
5:48 او قصد ورود نداشت که مبادا مانع او شوند
5:52 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مکه
5:59 زمانی که سه روز مقرر برای ورود مسلمانان به مکه و انجام عمره به پایان رسید
6:07 طبق مفاد عهدنامه حدیبیه
6:10 قریش حویطب بن عبدالعزه را با گروهی از قریش فرستادند
6:15 به رسول خدا صلی الله علیه و آله
6:19 به او خبر دادند که سه روز اقامتش در مکه به پایان رسیده است
6:24 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
6:27 عن البراء بن عازب رضی الله عنه آنچه گفت
6:32 وقتی وارد شد، مدتش گذشت
6:35 نزد علی رضی الله عنه آمدند و گفتند:
6:38 به دوستت بگو ما را ترک کند، چون زمان گذشته است
6:42 پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت
6:46 در روایت امام مسلم
6:49 گفتند: شاید علی رضی الله عنه
6:52 این آخرین روز از وضعیت دوست شماست
6:55 پس دستور داد بیرون بیاید
6:58 پس اینو بهش بگو
7:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:03 بله، پس او رفت
7:06 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
7:11 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
7:14 حویطب بن عبدالعزه نزد او آمد
7:17 در گروهی از قریش در روز سوم
7:20 به او گفتند زمان شما گذشته است
7:24 بنابراین او ما را ترک کرد و رفت
7:27 امام نووی فرمود: اگر گفته شود
7:31 چگونه می توانم آنها را از آنها بپرسم؟
7:34 برو بیرون و شرط رو انجام بده
7:37 پاسخ این است که این درخواست
7:40 کمی قبل از پایان سه روز بود
7:43 عزم پیامبر صلی الله علیه و آله بود
7:46 و یارانش در حرکتند
7:49 وقتی این سه به پایان رسید
7:51 پس کفار مواظب خود هستند
7:54 او خواست تا قبل از پایان سه روز برود
7:57 وقتی تمام شد رفتند
8:00 در تحقق شرط
8:02 چون ساکن بودند
8:04 اگر تقاضای تبعید آنها را نکرده بود
8:10 قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:14 در دختر حمزه رضی الله عنه
8:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
8:21 از مکه
8:23 دختر حمزه بن عبدالمطلب به دنبال آنها آمد
8:26 خداوند از او راضی باشد
8:28 پس علی رضی الله عنه آن را گرفت
8:31 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
8:34 الحکیم در مستدرک خود با سند حسنه
8:37 از علی رضی الله عنه می فرماید
8:40 وقتی مکه را ترک کردیم
8:43 دختر حمزه به دنبال ما آمد
8:45 بنابراین او تماس گرفت
8:47 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله را صدا زد
8:50 ای عمو، ای عمو
8:53 پس دست او را گرفتم و به فاطمه دادم
8:56 گفتم بدون تو پسر عمویت
8:59 وقتی به شهر آمدیم
9:02 من و زید و جعفر و من بر سر آن با هم اختلاف داشتیم
9:05 پس گفتم من آن را گرفتم
9:08 او پسر عموی من است
9:10 زید، خواهرزاده من، گفت
9:13 پسر عمویم جعفر گفت
9:16 و عمه اش با من است
9:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:21 من از نظر شخصیتی شبیه جعفر هستم
9:24 مخلوق من و او به زید گفت
9:27 تو برادر و سرور ما هستی
9:30 به من گفت: تو مال من هستی
9:33 و من از شما می خواهم که آن را به من پرداخت کنید
9:36 عمه اش، چون خاله مادر است
9:39 پس گفتم یا رسول الله با او ازدواج نکن
9:42 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:45 او خواهرزاده رضاعی من است
9:48 فواید حدیث
9:52 حافظ در الفتح گفته است
9:55 و در حدیث فوایدی است
9:58 اولاً، به حداکثر رساندن پیوندهای خویشاوندی
10:01 بنابراین اختلاف بین بزرگسالان رخ می دهد
10:04 در رسیدن به آن
10:07 قاضی ادله حکم را برای رقیب توضیح می دهد
10:10 سوم
10:13 و حریف استدلال خود را بیان می کند
10:16 رابعاً از او گرفته می شود که عمه
10:19 در مهد کودک به عمه معرفی شد
10:22 زیرا صفیه دختر عبدالمطلب بود
10:25 آن زمان وجود داشت
10:28 اگر با وجودش به عمه تقدیم شود
10:31 نزدیکترین باندها زنان هستند
10:38 ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
10:41 فرخنده
10:44 خداوند از او راضی باشد
10:48 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد
10:51 از مکه
10:54 او با مادر مؤمنان، میمونه بنت الحارث ازدواج کرد
10:57 خداوند از او راضی باشد
11:00 او آخرین همسری است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با او ازدواج کرد
11:03 امام بخاری روایت کرده است
11:06 از ابن عباس رضی الله عنهم
11:09 گفت پیامبر صلی الله علیه و آله ازدواج کرد
11:12 میمونه در عمره القضه
11:15 امام مسلم نقل کرد
11:18 و ابن حبان در دو صحیح آنها
11:21 عبارت از ابن حبان است
11:24 از میمونه رضی الله عنه گفت
11:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله با من ازدواج کرد
11:30 به شدت و هر دو جایز هستند
11:33 یعنی حرام نیستند
11:36 بعد از اینکه از مکه برگشتیم
11:40 امام احمد و ترمذی آن را با سند حسنه نقل کرده اند
11:43 از ابو رافع، بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
11:46 او گفت
11:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد
11:52 فرخنده و حلال
11:55 آن را ساخته و جایز است
11:58 من رسول بین آنها بودم
12:01 امام ترمذی فرمودند
12:04 در مورد ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله اختلاف کردند
12:07 فرخنده زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
12:10 در راه مکه با او ازدواج کرد
12:13 برخی از آنها گفتند
12:16 حلال با او ازدواج کرد
12:19 دستور ازدواج با او آشکار شد، اما ممنوع بود
12:22 سپس آن را ساختیم و حلال و اسراف بود
12:25 در راه مکه
12:29 جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بنا کرد
12:32 او را با شکوه دفن کردند
12:35 امام نووی فرمودند
12:38 پیامبر صلی الله علیه و آله با او ازدواج کرد
12:41 حلال
12:44 اکثر صحابه این گونه نقل کرده اند
12:47 امام بن قیم گفت
12:50 با او رضی الله عنه اختلاف کرد
12:53 آیا ازدواج میمونه حلال است یا حرام؟
12:56 ابن عباس رضی الله عنه گفت
12:59 احرام با او ازدواج کرد
13:02 ابو رافعی رضی الله عنه گفت
13:05 حلال با او ازدواج کرد
13:08 من رسول بین آنها بودم
13:11 قول ابورافع رضی الله عنه احتمال بیشتری دارد
13:14 از بسیاری جهات
13:17 سپس ابن قیم هفت وجه را ذکر کرد
13:20 به نفع بیان ابورافع
13:23 حافظ بن کثیر گفت
13:27 اکثر علما این حدیث را ارائه کردند
13:30 به قول ابن عباس رضی الله عنه هر دو
13:33 چون او صاحب داستان است
13:36 او بهتر می داند
13:39 خلاصه ای از سیره پیامبر
13:42 آرزوی جهانیان طولانی است
13:45 به یکدیگر
13:48 در حسرت تو
13:51 محدوده آن محصور نیست
13:54 خداوند به شما برکت دهد
13:57 خدا صدا را بلند نکرد
14:00 و حرکت شما
14:04 با بقیه
14:07 او شفا داد