المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (203) | النظرة الأخيرة

◉ 0 بازدید ⏱ 9:14 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 آخرین وصیت نامه ها
0:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آخرین احکام خود را قبل از مرگ به پدر و مادرش داد.
0:42 و از آن
0:43 زانو زدن و سجده
0:46 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
0:49 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
0:53 رسول خدا صلی الله علیه و آله پرده را نازل کرد
0:57 مردم پشت سر ابوبکر رضی الله عنه در صف بودند
1:01 و او گفت
1:03 مردم
1:04 از بشارت نبوت چیزی جز رؤیت نیک نماند
1:10 مسلمان آن را می بیند یا برای او می بیند
1:13 همانا من از تلاوت قرآن در حال زانو و سجده نهی شده ام
1:18 در مورد تعظیم
1:19 پس خداوند متعال را در آن تسبیح کردند
1:22 در مورد سجده
1:24 پس برای نماز تلاش کن
1:26 باشد که او به شما پاسخ دهد
1:30 داشتن فکر خوب در خدا
1:33 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
1:36 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
1:40 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سه روز قبل از رحلتش شنیدم که می فرمود:
1:47 هیچ یک از شما نمی میرد مگر اینکه نسبت به خداوند متعال حسن نظر داشته باشد
1:54 امام نووی فرمودند
1:56 دانشمندان گفتند
1:57 این یک هشدار در برابر ناامیدی است
2:00 او در پایان خواستار امیدواری شد
2:03 معنی حسن ایمان به خداوند متعال
2:07 فکر کند که به او رحم کند و او را ببخشد
2:11 امر به نماز
2:14 امام احمد در مسند خود و ابن ماجه با سند صحیح روایت کرده است
2:19 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:23 به طور کلی خواست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود که مرگ به او نزدیک شد.
2:29 دعا و آنچه که دست راست شما دارد
2:33 دعا و آنچه که دست راست شما دارد
2:37 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع کرد به غرغره کردن سینه با آن.
2:42 به سختی توانست آن را از زبانش بیرون بیاورد
2:46 منظورم این است که سخنان او نشان می دهد
2:49 امام احمد در مسند خود و ابن ماجه با سند حسنه روایت کرده است
2:54 قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه
2:58 آخرین سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
3:03 دعای نماز
3:05 در آنچه در اختیار دارید از خدا بترسید
3:12 آخرین نگاه
3:16 رسول خدا صلی الله علیه و آله شب دوشنبه را به سر برد
3:22 یعنی بیماریش تشدید شد تا اینکه از مرگ خلاص شد
3:26 وقتی سحر آمد
3:28 هوشیار شد
3:30 پرده اتاق را آشکار کرد
3:32 به مردمی که پشت سر ابوبکر صدیق رضی الله عنه ایستاده بودند نگاه کرد.
3:38 لبخندی زد و از این بابت خوشحال شد
3:41 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
3:44 و امام احمد در مسندش
3:46 تلفظ برای احمد است
3:48 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
3:52 وقتی دوشنبه بود
3:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله پرده اتاق را نازل کرد
4:00 ابوبکر رضی الله عنه را دید
4:03 با مردم نماز می خواند
4:05 او گفت
4:06 به صورت او چنان نگاه کردم که گویی برگی از قرآن است
4:11 و او در حال لبخند زدن است
4:13 تقریباً در نمازمان گم شده بودیم
4:16 به دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
4:21 ابوبکر رضی الله عنه خواست عقب نشینی کند
4:25 یعنی به عقب برمی گردد
4:27 به او اشاره کرد
4:29 همینطور که هستی
4:31 سپس پرده را پایین انداخت
4:33 سپس آن روز گذشت
4:39 اجازه گرفتن از ابوبکر صدیق رضی الله عنه
4:44 مردم وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله را بیدار دیدند خوشحال شدند.
4:51 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
4:54 از علی بن ابی طالب رضی الله عنه
4:58 از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است
5:02 در دردی که در آن مرد
5:05 و مردم گفتند
5:07 یا ابوالحسن
5:08 چگونه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد؟
5:13 و او گفت
5:14 خدا را شکر که بی گناه شد
5:18 ابوبکر صدیق رضی الله عنه اجازه خواست
5:21 با سنه نزد خانواده اش برود
5:24 پس به او اجازه داد
5:26 این بعد از نماز صبح روز دوشنبه است
5:29 که در آن رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد
5:35 ابن اسحاق گفت
5:36 ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید
5:40 ای پیامبر خدا
5:42 من می بینم که شما به لطف خدا تبدیل به چیزی شده اید که ما دوست داریم
5:47 امروز روز بیرون رفتن یک دختر است
5:50 بهش دادی؟
5:52 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:56 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد
6:00 ابوبکر رضی الله عنه با اجازه نزد اهلش بیرون رفت
6:09 درد بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدید شد
6:16 درد بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدید شد
6:20 وقتی به اتاق برگشت، تا جایی که می توانست عصبانی بود
6:24 حضار در دامان عایشه است که خداوند از او راضی باشد
6:28 اندوه شدیدی بر او غلبه کرد تا اینکه فاطمه رضی الله عنه آسیب دید.
6:36 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
6:39 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
6:43 زمانی که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگینی می کرد
6:47 او را وادار کرد که خودش را بپوشاند
6:49 فاطمه سلام الله علیها فرمود
6:53 و از پدرش متنفر بود
6:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
7:00 پدرت دیگر مضطرب نخواهد شد
7:04 امام احمد و ابن ماجه آن را با سند خوب اضافه کردند
7:08 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:12 او از پدرت چیزی آورده است که هیچ کس از او باقی نگذاشته است
7:18 ثواب در قیامت
7:21 در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:25 دردهای مرگ
7:28 عایشه رضی الله عنها او را بر سینه تکیه داد
7:32 عبدالرحمن بن ابی بکر صدیق رضی الله عنه وارد شد
7:37 و در دستش سیواک خیس بود که با آن استفاده می کرد
7:41 یعنی خیالش راحت است
7:43 گویی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
7:46 سیواک را می خواست
7:48 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
7:51 قال عایشه رضی الله عنها
7:55 عبدالرحمن بن ابی بکر رضی الله عنه وارد شد
7:59 بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:02 او را به سینه ام تکیه دادم
8:05 و با عبدالرحمن سیواک، مردی نمناک که از آن استفاده می کند
8:09 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بینایی خود را از دست داد
8:14 یعنی به او نگاه کرد
8:17 پس سیواک را گرفت، گاز گرفت، تکان داد و پوشید
8:22 سپس آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله دادم
8:27 پس دنبالش باش
8:29 من رسول خدا صلی الله علیه و آله را ندیدم
8:33 صبر کن، صبر کن، هرگز بهتر از او منتظر نمان
8:37 خلاصه ای از سیره پیامبر
8:42 حسرت دو دنیا برای هم
8:49 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:55 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
9:01 و حرکت شما با بقیه لب است