المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (200) | بعثُ جيش أسامة رضي الله عنه إلى أُبْنَى

◉ 744 بازدید ⏱ 11:28 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 محمد رسول خداست
0:10 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:25 نزول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:33 و طواف خداحافظی
0:38 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آخرین روز از روزهای تشریق از میان ما برخاست.
0:45 پس به محاسب رسید که همان الابطح است که خائف بنی کنانه است.
0:51 آن دو شیخ در صحیح خود ابوداوود و اللف از ابی داود روایت کرده اند.
0:57 قال عایشه رضی الله عنها
1:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله فقط بر محاسب نازل شد تا اجازه خروج بدهد.
1:07 نه یک سال
1:09 هر کی میخواد دانلود کنه و هر کی میخواد دانلود نکنه
1:13 ابورافع رضی الله عنه به سنگینی پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
1:20 یعنی روی وسایلش
1:22 بنابراین او به یک گنبد برخورد کرد
1:24 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن نازل شد
1:28 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
1:31 از ابورافع رضی الله عنه می فرماید
1:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من دستور نداد که به سوی الابطح پایین بروم که یکی از ما رفت.
1:42 اما آمدم و گنبدی در آن زدم
1:45 پس آمد و فرود آمد
1:47 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بقیه آن روز و شب را در محاسب ماند.
1:55 فصل ظهر و بعد از ظهر
1:57 و مراکش و شام
1:59 سپس آنجا دراز کشید
2:02 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:05 قال عن انس رضی الله عنه
2:08 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نماز ظهر و عصر و غروب و مغرب را می خواند.
2:14 سپس در کلبه دراز کشید
2:18 سپس سوار خانه شد و دور آن قدم زد
2:21 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:24 امام احمد در مسند خود و ابوداود
2:27 تلفظ برای احمد است
2:29 از ابن عمر رضی الله عنه گفت
2:32 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز ظهر و عصر و غروب و مغرب را با حسب خواند.
2:41 بعد خوابش برد
2:43 سپس وارد شد و در خانه قدم زد
2:46 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:49 قال عایشه رضی الله عنها
2:52 برخی از ما فرار کردند، پس در المحصاب اردو زدیم
2:56 پس عبدالرحمن را صدا زد
2:58 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله عبدالرحمن را صدا زد
3:02 برادرم عایشه خدا از او راضی باشد
3:05 گفت: خواهرت را ببر بیرون و بگذار در آرامش زندگی کند.
3:10 سپس طواف خود را تمام کنید
3:13 من اینجا منتظرت هستم
3:15 گفت: نصف شب آمدیم.
3:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:23 وقتی تموم کردی گفتی بله
3:26 یارانش را صدا زد که بروند
3:29 پس مردم رفتند و آنهایی که قبل از نماز صبح خانه را طواف کردند
3:34 سپس رفت و راهی شهر شد
3:37 و به عبارت دیگر در دو صحیح
3:40 عایشه رضی الله عنها گفت
3:43 وقتی حج را تمام کردیم
3:45 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد
3:49 با عبدالرحمن بن ابی بکر صدیق رضی الله عنهم
3:53 برای نرم شدن
3:55 پس عمره به جا آورد
3:57 گفت: اینجا محل عمره شماست
4:00 گفت: کسانی که عمره کردند، خانه و بین صفا و مروه را طواف کردند
4:07 سپس حل شدند
4:09 بعد از برگشتن تعدادی از ما طواف دیگری کردند
4:13 و اما کسانی که حج و عمره را جمع کردند
4:16 آنها فقط یک بار طواف کردند
4:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله اذن فرمود
4:34 برای زنان حائض برای پرهیز از طواف وداع
4:37 آن دو شیخ از عایشه رضی الله عنها روایت کردند که گفت
4:42 صفیه بنت حویی بعد از خونریزی حیض حیض شد
4:46 پس حیض خود را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر کرد
4:51 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:55 من برای همیشه زندانی هستم
4:57 عرض کردم یا رسول الله
4:59 تمام شده بود و در خانه قدم زد
5:03 سپس بعد از حیض حیض شد
5:06 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:09 آن را به حال خود رها کنید
5:11 امام ترمذی در مسجد خود فرمود
5:14 و اهل معرفت در این امر کار می کنند
5:17 اگر زن طواف زیارت کند
5:20 بعد پریود شد
5:22 او از خود بیگانه است و هیچ مشکلی برای او وجود ندارد
5:25 این نظر ثوری و شافعی است
5:28 و احمد و اسحاق
5:30 بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:37 به شهر
5:39 و تا جایی که بتوانم او را همراهی کنم
5:45 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
5:48 از پایین مکه
5:50 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:53 قال عایشه رضی الله عنها
5:57 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:00 وقتی به مکه آمد
6:02 از بالا وارد شد
6:04 از زیر آن بیرون آمد
6:06 ابن سیّد الناس گفت
6:08 مدت اقامت آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم بود
6:12 در مکه
6:13 از زمانی که وارد شد تا زمانی که آن را به ما واگذار کرد
6:17 به عرفات
6:18 به مزدلفه
6:20 به ما
6:21 به محصاب
6:23 تا اینکه برگشت
6:25 ده روز
6:27 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
6:30 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
6:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:37 زمانی بود که از غزوه، حج یا عمر بسته بود
6:41 برای هر افتخاری روی زمین سه بزرگ وجود دارد
6:45 بعد می گوید
6:47 هیچ معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست
6:51 پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن اوست
6:54 او بر همه چیز قدرتمند است
6:57 ایبون توبه کننده
6:59 نمازگزاران سجده می کنند
7:02 خدا را می ستاییم
7:04 خداوند به وعده خود وفا کرد
7:06 و نصر عبده
7:08 او به تنهایی احزاب را شکست داد
7:11 امام ترمذی در مسجد خود روایت کرده است
7:14 الحکیم در مستدرک خود با سند حسنه
7:17 از عایشه رضی الله عنها
7:20 آب زمزم حمل می کرد
7:23 نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:27 او آن را حمل می کرد
7:29 لشکر اسامه رضی الله عنه را نزد پدر ما فرستاد
7:38 امام بخاری در صحیح خود می فرماید
7:42 باب بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم
7:46 اسامه بن زید خدا از هر دو راضی باشد
7:49 در طول بیماری که در آن درگذشت
7:52 پسرش شام گفت
7:54 آخرین رسالتی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده است
7:59 رسول خدا صلی الله علیه و آله عزادار شد
8:03 صحابه رضی الله عنه به شام حمله کردند
8:06 اون روز دوشنبه
8:08 چهار شب از صفر ماند
8:11 در سال 11 هجری قمری
8:14 این مأموریت را اسامه بن زید - رضی الله عنه - بر عهده داشت
8:19 او پیر بود، خدا از او راضی باشد
8:22 هجده سال
8:24 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
8:27 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
8:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله مأموریتی فرستاد
8:36 اسامه بن زید رضی الله عنه به آنها امر کرد
8:40 ابن اسحاق گفت
8:42 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در را بست
8:46 یعنی از حجة الوداع برگشت
8:49 تا آخر ذی الحجه و محرم و صفر در مدینه ماند
8:54 به مردم حمله کرد و او را به شام فرستاد
8:57 اسامه پسر مولایش زید رضی الله عنه به آنها امر کرد
9:03 دستور داد اسب را زیر پا بگذارد
9:06 روستاهای بلقا و دروم از سرزمین فلسطین است
9:10 بنابراین مردم آماده شدند
9:12 او با اسامه بن زید، رضی الله عنه، اولین مهاجران، بازی کرد
9:18 مردم درباره رهبری اسامه بن زید صحبت کردند که خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
9:25 به خاطر سن کمش
9:27 وقتی این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
9:32 او در میان مردم به عنوان یک واعظ قیام کرد، همانطور که خواهد آمد
9:36 حافظ بن کثیر گفت
9:38 صدیق رضی الله عنه مردم را به نماز رهبری می کند
9:42 با متن ایشان که درود خدا بر او باد
9:45 و کنار گذاشتن او از ارتش اسامه
9:48 که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای حمله شام به رومیان آماده کرده بود.
9:55 اسامه رضی الله عنه با لشکر خود رفت
9:59 او در الجرف اردو زد
10:01 اما به سوریه نرفت
10:04 به دلیل شروع بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله
10:08 ابن اسحاق گفت
10:10 مردم در آن اتفاق نظر داشتند
10:12 رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع کرد
10:16 به خاطر شکایت او که خدا او را در آن گرفت
10:19 به آنچه از کرامت و رحمتش می خواست
10:23 امام ذهبی فرمودند
10:25 اسامه بن زید خدا از هر دو راضی باشد
10:29 پیامبر صلی الله علیه و آله از آن استفاده کرد
10:32 ارتشی برای حمله به شام
10:35 و در لشکر عمر رضی الله عنه و بزرگان
10:39 خشنود نشد تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
10:44 صدیق رضی الله عنه برای فرستادن آنها پیشقدم شد
10:48 آنها به پسرم از ولسوالی بلقی حمله کردند
10:53 خلاصه ای از سیره پیامبر
10:58 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
11:04 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
11:11 تا زمانی که شبنم از بین می رود، خداوند برکت دهد
11:18 و حرکت شما با بقیه لب است