از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 158 از 160
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (200) | بعثُ جيش أسامة رضي الله عنه إلى أُبْنَى
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
محمد رسول خداست
0:10
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:25
نزول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:33
و طواف خداحافظی
0:38
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آخرین روز از روزهای تشریق از میان ما برخاست.
0:45
پس به محاسب رسید که همان الابطح است که خائف بنی کنانه است.
0:51
آن دو شیخ در صحیح خود ابوداوود و اللف از ابی داود روایت کرده اند.
0:57
قال عایشه رضی الله عنها
1:00
رسول خدا صلی الله علیه و آله فقط بر محاسب نازل شد تا اجازه خروج بدهد.
1:07
نه یک سال
1:09
هر کی میخواد دانلود کنه و هر کی میخواد دانلود نکنه
1:13
ابورافع رضی الله عنه به سنگینی پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
1:20
یعنی روی وسایلش
1:22
بنابراین او به یک گنبد برخورد کرد
1:24
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن نازل شد
1:28
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
1:31
از ابورافع رضی الله عنه می فرماید
1:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من دستور نداد که به سوی الابطح پایین بروم که یکی از ما رفت.
1:42
اما آمدم و گنبدی در آن زدم
1:45
پس آمد و فرود آمد
1:47
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بقیه آن روز و شب را در محاسب ماند.
1:55
فصل ظهر و بعد از ظهر
1:57
و مراکش و شام
1:59
سپس آنجا دراز کشید
2:02
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:05
قال عن انس رضی الله عنه
2:08
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نماز ظهر و عصر و غروب و مغرب را می خواند.
2:14
سپس در کلبه دراز کشید
2:18
سپس سوار خانه شد و دور آن قدم زد
2:21
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:24
امام احمد در مسند خود و ابوداود
2:27
تلفظ برای احمد است
2:29
از ابن عمر رضی الله عنه گفت
2:32
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز ظهر و عصر و غروب و مغرب را با حسب خواند.
2:41
بعد خوابش برد
2:43
سپس وارد شد و در خانه قدم زد
2:46
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:49
قال عایشه رضی الله عنها
2:52
برخی از ما فرار کردند، پس در المحصاب اردو زدیم
2:56
پس عبدالرحمن را صدا زد
2:58
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله عبدالرحمن را صدا زد
3:02
برادرم عایشه خدا از او راضی باشد
3:05
گفت: خواهرت را ببر بیرون و بگذار در آرامش زندگی کند.
3:10
سپس طواف خود را تمام کنید
3:13
من اینجا منتظرت هستم
3:15
گفت: نصف شب آمدیم.
3:19
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:23
وقتی تموم کردی گفتی بله
3:26
یارانش را صدا زد که بروند
3:29
پس مردم رفتند و آنهایی که قبل از نماز صبح خانه را طواف کردند
3:34
سپس رفت و راهی شهر شد
3:37
و به عبارت دیگر در دو صحیح
3:40
عایشه رضی الله عنها گفت
3:43
وقتی حج را تمام کردیم
3:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد
3:49
با عبدالرحمن بن ابی بکر صدیق رضی الله عنهم
3:53
برای نرم شدن
3:55
پس عمره به جا آورد
3:57
گفت: اینجا محل عمره شماست
4:00
گفت: کسانی که عمره کردند، خانه و بین صفا و مروه را طواف کردند
4:07
سپس حل شدند
4:09
بعد از برگشتن تعدادی از ما طواف دیگری کردند
4:13
و اما کسانی که حج و عمره را جمع کردند
4:16
آنها فقط یک بار طواف کردند
4:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله اذن فرمود
4:34
برای زنان حائض برای پرهیز از طواف وداع
4:37
آن دو شیخ از عایشه رضی الله عنها روایت کردند که گفت
4:42
صفیه بنت حویی بعد از خونریزی حیض حیض شد
4:46
پس حیض خود را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر کرد
4:51
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:55
من برای همیشه زندانی هستم
4:57
عرض کردم یا رسول الله
4:59
تمام شده بود و در خانه قدم زد
5:03
سپس بعد از حیض حیض شد
5:06
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:09
آن را به حال خود رها کنید
5:11
امام ترمذی در مسجد خود فرمود
5:14
و اهل معرفت در این امر کار می کنند
5:17
اگر زن طواف زیارت کند
5:20
بعد پریود شد
5:22
او از خود بیگانه است و هیچ مشکلی برای او وجود ندارد
5:25
این نظر ثوری و شافعی است
5:28
و احمد و اسحاق
5:30
بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:37
به شهر
5:39
و تا جایی که بتوانم او را همراهی کنم
5:45
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
5:48
از پایین مکه
5:50
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:53
قال عایشه رضی الله عنها
5:57
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:00
وقتی به مکه آمد
6:02
از بالا وارد شد
6:04
از زیر آن بیرون آمد
6:06
ابن سیّد الناس گفت
6:08
مدت اقامت آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم بود
6:12
در مکه
6:13
از زمانی که وارد شد تا زمانی که آن را به ما واگذار کرد
6:17
به عرفات
6:18
به مزدلفه
6:20
به ما
6:21
به محصاب
6:23
تا اینکه برگشت
6:25
ده روز
6:27
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
6:30
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
6:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:37
زمانی بود که از غزوه، حج یا عمر بسته بود
6:41
برای هر افتخاری روی زمین سه بزرگ وجود دارد
6:45
بعد می گوید
6:47
هیچ معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست
6:51
پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن اوست
6:54
او بر همه چیز قدرتمند است
6:57
ایبون توبه کننده
6:59
نمازگزاران سجده می کنند
7:02
خدا را می ستاییم
7:04
خداوند به وعده خود وفا کرد
7:06
و نصر عبده
7:08
او به تنهایی احزاب را شکست داد
7:11
امام ترمذی در مسجد خود روایت کرده است
7:14
الحکیم در مستدرک خود با سند حسنه
7:17
از عایشه رضی الله عنها
7:20
آب زمزم حمل می کرد
7:23
نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:27
او آن را حمل می کرد
7:29
لشکر اسامه رضی الله عنه را نزد پدر ما فرستاد
7:38
امام بخاری در صحیح خود می فرماید
7:42
باب بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم
7:46
اسامه بن زید خدا از هر دو راضی باشد
7:49
در طول بیماری که در آن درگذشت
7:52
پسرش شام گفت
7:54
آخرین رسالتی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده است
7:59
رسول خدا صلی الله علیه و آله عزادار شد
8:03
صحابه رضی الله عنه به شام حمله کردند
8:06
اون روز دوشنبه
8:08
چهار شب از صفر ماند
8:11
در سال 11 هجری قمری
8:14
این مأموریت را اسامه بن زید - رضی الله عنه - بر عهده داشت
8:19
او پیر بود، خدا از او راضی باشد
8:22
هجده سال
8:24
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
8:27
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
8:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله مأموریتی فرستاد
8:36
اسامه بن زید رضی الله عنه به آنها امر کرد
8:40
ابن اسحاق گفت
8:42
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در را بست
8:46
یعنی از حجة الوداع برگشت
8:49
تا آخر ذی الحجه و محرم و صفر در مدینه ماند
8:54
به مردم حمله کرد و او را به شام فرستاد
8:57
اسامه پسر مولایش زید رضی الله عنه به آنها امر کرد
9:03
دستور داد اسب را زیر پا بگذارد
9:06
روستاهای بلقا و دروم از سرزمین فلسطین است
9:10
بنابراین مردم آماده شدند
9:12
او با اسامه بن زید، رضی الله عنه، اولین مهاجران، بازی کرد
9:18
مردم درباره رهبری اسامه بن زید صحبت کردند که خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
9:25
به خاطر سن کمش
9:27
وقتی این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
9:32
او در میان مردم به عنوان یک واعظ قیام کرد، همانطور که خواهد آمد
9:36
حافظ بن کثیر گفت
9:38
صدیق رضی الله عنه مردم را به نماز رهبری می کند
9:42
با متن ایشان که درود خدا بر او باد
9:45
و کنار گذاشتن او از ارتش اسامه
9:48
که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای حمله شام به رومیان آماده کرده بود.
9:55
اسامه رضی الله عنه با لشکر خود رفت
9:59
او در الجرف اردو زد
10:01
اما به سوریه نرفت
10:04
به دلیل شروع بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله
10:08
ابن اسحاق گفت
10:10
مردم در آن اتفاق نظر داشتند
10:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع کرد
10:16
به خاطر شکایت او که خدا او را در آن گرفت
10:19
به آنچه از کرامت و رحمتش می خواست
10:23
امام ذهبی فرمودند
10:25
اسامه بن زید خدا از هر دو راضی باشد
10:29
پیامبر صلی الله علیه و آله از آن استفاده کرد
10:32
ارتشی برای حمله به شام
10:35
و در لشکر عمر رضی الله عنه و بزرگان
10:39
خشنود نشد تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
10:44
صدیق رضی الله عنه برای فرستادن آنها پیشقدم شد
10:48
آنها به پسرم از ولسوالی بلقی حمله کردند
10:53
خلاصه ای از سیره پیامبر
10:58
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
11:04
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
11:11
تا زمانی که شبنم از بین می رود، خداوند برکت دهد
11:18
و حرکت شما با بقیه لب است