المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (197) | خروج النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه إلى منى

◉ 756 بازدید ⏱ 13:00 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 محمد رسول خداست
0:10 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:25 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به سوی منا
0:34 هنگامی که قربانی روز پنج شنبه هشتم ذی الحجه سال دهم هجری بود.
0:42 روز ترویه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان همراه او به منا رفتند
0:50 هر که از آنان حلال تر بود برای حج احرام کرد و چون به منا رسید در آنجا فرود آمد.
0:56 نماز ظهر و عصر و غروب و عصر را به صورت مختصر می خواند
1:01 شب را در منا گذراند که شب جمعه بود
1:06 صبح روز جمعه به آنجا رسید، سپس مدتی ماند تا آفتاب طلوع کرد
1:13 امام مسلم در صحیح خود از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
1:20 چون روز ترویه شد، به سوی منا حرکت کردند و به حج پرداختند
1:26 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوار شد و ظهر و عصر و غروب و شام و سحر را هدایت کرد.
1:35 سپس مدتی ماند تا خورشید طلوع کرد
1:39 امام ترمذی و ابوداود به سند صحیح از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود:
1:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله ظهر روز ترویه و سحر روز عرفات را در منا خواند.
1:55 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به عرفات
2:05 هنگامی که خورشید در روز جمعه نهم ذی الحجه طلوع کرد
2:11 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی عرفات رفت و مردم با او بودند که برخی از آنها مداحی و برخی بلند بود.
2:20 این را می شنود و این و آن را انکار نمی کند
2:26 آن دو شیخ در صحیحین خود از محمد بن ابی بکر ثقفی روایت کرده اند که فرمود:
2:33 از انس رضی الله عنه پرسیدم که از نزد عرفات برای تلبیه می رفتیم.
2:40 برخورد شما با پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود؟
2:45 گفت: بلند صحبت می کرد و نکوهش نمی شد و متکبرانه صحبت می کرد اما نکوهش نمی شد.
2:53 و به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند صحیح
2:58 قال عن انس رضی الله عنه
3:01 ما با رسول خدا بودیم، فردا او را خواهید شناخت
3:04 در میان ما مستکبران و در میان ما مهلت است
3:07 تقویت کننده نباید به خاطر تلفظ بزرگنمایی خود مورد انتقاد قرار گیرد، همچنین او به دلیل محدودیت زمانی که آن را نامناسب می خواند مقصر نیست.
3:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد گنبد ببری را برای او بزنند.
3:19 متوجه شد که گنبد به او برخورد کرده است
3:22 پس با آن پایین آمد
3:24 حتی اگر خورشید غروب کند
3:26 شتر خود را القصوه امر کرد و او نزد او رفت
3:30 سپس راه افتاد تا از سرزمین ارنه به ته دره رسید
3:34 او در حالی که بر کوه بود خطبه بزرگ و جامعی برای مردم ایراد کرد
3:40 در احکام اسلام تصمیم گرفت
3:43 و احکام شرک و جاهلیت را از بین برد
3:46 تصمیم گرفت حرام ها را حرام کند
3:49 تابوهایی که فرقه ها بر منع آنها توافق کرده اند
3:53 خون و پول و ناموس است
3:57 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
4:00 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
4:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد گنبدی از مو ساخته شود
4:09 با ببر بهش بزن
4:11 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد
4:15 قریش هیچ شکی ندارند جز اینکه او در مکان مقدس ایستاده است
4:20 همانطور که قریش در پیش از اسلام می ساختند
4:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اجازه داد
4:28 تا اینکه عرفات آمد
4:30 او متوجه شد که گنبد مورد اصابت گلوله قرار گرفته است
4:34 پس با آن فرود آمد تا اینکه خورشید طلوع کرد
4:38 دستور داد که مرا قطع کنند، به سوی او حرکت کردم
4:41 به دره آمد و مردم را خطاب کرد
4:44 گفت خون و مال شما برای شما مقدس است
4:49 به اندازه این روز شما مقدس است
4:51 در این ماه شما
4:53 در این کشور شما
4:55 همه چیز مربوط به دوران جاهلیت تابع پای من است
5:00 و خون زمان جاهلیت ریخته می شود
5:03 و اولین خونی که ریخته شد خون ما بود
5:06 دم بن ربیعه بن الحارث
5:09 در بنی سعد پرستار بود
5:11 پس هذیل او را کشت
5:13 ارباب زمان جاهلیت یک موضوع است
5:16 و اولین ربائی که از آن دست می کشم مال ماست
5:18 پروردگار عباس بن عبدالمطلب
5:21 یک موضوع کامل است
5:24 پس در مورد زنان از خدا بترسید
5:26 شما آنها را به امان خدا بردید
5:29 و عورت آنها را با کلام خدا حلال کردی
5:33 از شما خواسته می شود که اجازه ندهید کسی که از آن متنفر هستید روی تخت شما بگذارد
5:38 اگر این کار را انجام دهند
5:40 آنها را نه به شدت کتک زدند
5:43 این وظیفه شماست که آنها را تامین کنید و لباس مهربانی به آنها بپوشانید
5:48 من چیزی را در میان شما گذاشتم که پس از آن هرگز گمراه نخواهید شد
5:53 کتاب خدا
5:55 و از من میپرسی
5:57 پس چی میگی؟
5:59 گفتند
6:01 شهادت می دهیم که شما ابلاغ کردید و انجام دادید و نصیحت کردید
6:05 با انگشت اشاره اش گفت
6:07 آن را به آسمان می برد و به مردم می گستراند
6:11 خدایا شاهد باش
6:13 خدایا شاهد باش
6:15 سه بار
6:17 امام احمد در مسند و ترمذی خود روایت کرده است
6:20 و ابن اسحاق در شرح حال
6:22 عبارت از ابن اسحاق است
6:24 با زنجیره انتقال خوب
6:26 از عمر بن خوارج رضی الله عنه گفت
6:29 عطاب بن آسید مرا فرستاد
6:32 به رسول خدا صلی الله علیه و آله نیازمند
6:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله در عرفات ایستاده بود
6:40 پس به او گفتم
6:42 سپس زیر شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستادم
6:47 آب دهانش روی سرم می افتد
6:50 پس شنیدم که می گفت
6:53 مردم
6:55 خداوند حق همه را داده است
6:59 وصیت به ورثه جایز نیست
7:02 و پسر به رختخواب
7:04 و فاحشه سنگ دارد
7:06 هر کس ادعا کند که به غیر پدرش تعلق دارد یا زمام امور را به دست گیرد، وفادار نیست
7:10 لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد
7:15 خداوند هیچ مبادله و عدالتی را از او نمی پذیرد
7:22 پیامبر صلی الله علیه و آله نماز ظهر و عصر را جمع کرد
7:27 و در عرفات ایستاده است
7:30 جابر رضی الله عنه گفت
7:33 بعد اجازه داد
7:34 سپس کلاس ظهر را برگزار کرد
7:36 سپس جلسه بعد از ظهر را برگزار کرد
7:38 چیزی بین آنها نیفتاد
7:41 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شد
7:45 تا اینکه شرایط پیش آمد
7:47 پس شکم شتر خود را تا حد امکان به صخره ها نزدیک کرد
7:51 طناب راه رفتن را در دستانش گذاشت
7:54 و رو به قبله باشد
7:56 تا غروب آفتاب ایستاده بود
8:00 زردی کمی از بین رفت تا اینکه دیسک ناپدید شد
8:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
8:07 مردم از شکم ارنه برخیزند
8:10 و عرفه مختص به مقام او نیست
8:14 الطحاوی در بیان مشکل ردپای با سند صحیح روایت کرده است.
8:19 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
8:23 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:26 عرفات یک توقف است
8:29 و از شکم ارنه بردار
8:31 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:35 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
8:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:43 او اینجا توقف کرد
8:45 و من همه شرایط را می دانستم
8:47 امام ترمذی و ابن ماجه آن را با سند صحیح روایت کرده اند.
8:52 از یزید بن شیبان می فرماید:
8:54 ابن مربعان انصاری آمد
8:57 ما در موقعیت گیر کرده ایم
8:59 مکانی دور از زندگی
9:02 و او گفت
9:03 من فرستاده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی شما هستم
9:08 او می گوید
9:09 از احساسات خود آگاه باشید
9:12 شما در میراثی از میراث ابراهیم هستید
9:16 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
9:19 مشغول در عرفات با دعا
9:22 داشت نماز می خواند و دست هایش را بالا می گرفت
9:25 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
9:30 از اسامه بن زید - رضی الله عنه - گفت
9:34 من صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در عرفات بودم.
9:39 دستانش را برای دعا بلند کرد
9:41 سپس شترش به طرف او خم شد
9:43 بعد پوزه اش افتاد
9:45 افسار را با یک دست گرفت
9:48 دست دیگرش را بلند کرد
9:51 نزول کلام حق تعالی
9:57 امروز دین شما را برای شما کامل کردم
10:01 و خداوند آن را بر رسولش صلی الله علیه و آله نازل کرد
10:05 او در عرفات ایستاده است
10:07 خداوند متعال فرمود
10:09 امروز دین شما را برای شما کامل کردم
10:12 و نعمتم را بر تو تمام کردم
10:14 من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم
10:17 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
10:20 از طریق طارق بن شهاب
10:22 از امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه.
10:26 که مردی یهودی به او گفت
10:29 ای امیرالمومنین!
10:31 آیه ای در کتابتان که خواندید
10:34 اگر به ما یهودیان وحی می شد
10:37 ما آن روز را به عنوان تعطیلات در نظر می گرفتیم
10:40 گفت خدا از او راضی باشد
10:42 هر آیه ای
10:44 گفت: امروز دین شما را کامل کردم.
10:48 و نعمتم را بر تو تمام کردم
10:50 من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم
10:53 عمر رضی الله عنه گفت
10:56 ما امروز این را می دانستیم
10:58 و آن جا که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
11:03 او در روز جمعه در عرفات ایستاده است
11:07 حافظ بن کثیر گفت
11:10 این بزرگترین نعمت خداوند متعال است
11:13 بر این ملت
11:15 جایی که دینشان را برایشان تمام کرد
11:17 آنها به هیچ دین دیگری نیاز ندارند
11:20 نه به پیامبری غیر از پیامبرشان
11:23 درود خدا بر او باد
11:26 به همین دلیل خداوند متعال او را خاتم الانبیاء قرار داد
11:30 و او را به سوی انس و جن فرستاد
11:33 هیچ چیز جایز نیست مگر آنچه من حلال می کنم
11:36 هیچ چیز حرام نیست مگر حرام
11:39 هیچ دینی نیست جز آنچه او مقرر کرده است
11:41 همه چیزهایی که به شما می گویم درست و واقعی است
11:45 دروغ و غیبت در آن نیست
11:48 همانطور که خداوند متعال فرموده است
11:50 کلام پروردگارت به حق و عدل محقق شد
11:54 یعنی در اخبار و عدالت در دستورات و جهات
11:58 وقتی بدهی را برای آنها تکمیل کرد
12:01 آنها متبرک شدند
12:03 به همین دلیل گفت
12:05 امروز دین شما را برای شما کامل کردم
12:08 و نعمتم را بر تو تمام کردم
12:10 من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم
12:13 یعنی به خودتان تحمیل کنید
12:16 دینی است که خداوند آن را دوست دارد و از آن راضی است
12:20 و بهترین رسول ارجمند او را فرستاد
12:23 و شریف ترین کتاب خود را نازل کرد
12:26 خلاصه ای از سیره پیامبر
12:30 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
12:37 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
12:45 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
12:51 بقیه با لب هایش حرکت کرد