از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 141 از 146
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (197) | خروج النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه إلى منى
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
محمد رسول خداست
0:10
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:25
خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به سوی منا
0:34
هنگامی که قربانی روز پنج شنبه هشتم ذی الحجه سال دهم هجری بود.
0:42
روز ترویه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان همراه او به منا رفتند
0:50
هر که از آنان حلال تر بود برای حج احرام کرد و چون به منا رسید در آنجا فرود آمد.
0:56
نماز ظهر و عصر و غروب و عصر را به صورت مختصر می خواند
1:01
شب را در منا گذراند که شب جمعه بود
1:06
صبح روز جمعه به آنجا رسید، سپس مدتی ماند تا آفتاب طلوع کرد
1:13
امام مسلم در صحیح خود از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
1:20
چون روز ترویه شد، به سوی منا حرکت کردند و به حج پرداختند
1:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوار شد و ظهر و عصر و غروب و شام و سحر را هدایت کرد.
1:35
سپس مدتی ماند تا خورشید طلوع کرد
1:39
امام ترمذی و ابوداود به سند صحیح از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود:
1:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله ظهر روز ترویه و سحر روز عرفات را در منا خواند.
1:55
خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به عرفات
2:05
هنگامی که خورشید در روز جمعه نهم ذی الحجه طلوع کرد
2:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی عرفات رفت و مردم با او بودند که برخی از آنها مداحی و برخی بلند بود.
2:20
این را می شنود و این و آن را انکار نمی کند
2:26
آن دو شیخ در صحیحین خود از محمد بن ابی بکر ثقفی روایت کرده اند که فرمود:
2:33
از انس رضی الله عنه پرسیدم که از نزد عرفات برای تلبیه می رفتیم.
2:40
برخورد شما با پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود؟
2:45
گفت: بلند صحبت می کرد و نکوهش نمی شد و متکبرانه صحبت می کرد اما نکوهش نمی شد.
2:53
و به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند صحیح
2:58
قال عن انس رضی الله عنه
3:01
ما با رسول خدا بودیم، فردا او را خواهید شناخت
3:04
در میان ما مستکبران و در میان ما مهلت است
3:07
تقویت کننده نباید به خاطر تلفظ بزرگنمایی خود مورد انتقاد قرار گیرد، همچنین او به دلیل محدودیت زمانی که آن را نامناسب می خواند مقصر نیست.
3:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد گنبد ببری را برای او بزنند.
3:19
متوجه شد که گنبد به او برخورد کرده است
3:22
پس با آن پایین آمد
3:24
حتی اگر خورشید غروب کند
3:26
شتر خود را القصوه امر کرد و او نزد او رفت
3:30
سپس راه افتاد تا از سرزمین ارنه به ته دره رسید
3:34
او در حالی که بر کوه بود خطبه بزرگ و جامعی برای مردم ایراد کرد
3:40
در احکام اسلام تصمیم گرفت
3:43
و احکام شرک و جاهلیت را از بین برد
3:46
تصمیم گرفت حرام ها را حرام کند
3:49
تابوهایی که فرقه ها بر منع آنها توافق کرده اند
3:53
خون و پول و ناموس است
3:57
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
4:00
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
4:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد گنبدی از مو ساخته شود
4:09
با ببر بهش بزن
4:11
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد
4:15
قریش هیچ شکی ندارند جز اینکه او در مکان مقدس ایستاده است
4:20
همانطور که قریش در پیش از اسلام می ساختند
4:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اجازه داد
4:28
تا اینکه عرفات آمد
4:30
او متوجه شد که گنبد مورد اصابت گلوله قرار گرفته است
4:34
پس با آن فرود آمد تا اینکه خورشید طلوع کرد
4:38
دستور داد که مرا قطع کنند، به سوی او حرکت کردم
4:41
به دره آمد و مردم را خطاب کرد
4:44
گفت خون و مال شما برای شما مقدس است
4:49
به اندازه این روز شما مقدس است
4:51
در این ماه شما
4:53
در این کشور شما
4:55
همه چیز مربوط به دوران جاهلیت تابع پای من است
5:00
و خون زمان جاهلیت ریخته می شود
5:03
و اولین خونی که ریخته شد خون ما بود
5:06
دم بن ربیعه بن الحارث
5:09
در بنی سعد پرستار بود
5:11
پس هذیل او را کشت
5:13
ارباب زمان جاهلیت یک موضوع است
5:16
و اولین ربائی که از آن دست می کشم مال ماست
5:18
پروردگار عباس بن عبدالمطلب
5:21
یک موضوع کامل است
5:24
پس در مورد زنان از خدا بترسید
5:26
شما آنها را به امان خدا بردید
5:29
و عورت آنها را با کلام خدا حلال کردی
5:33
از شما خواسته می شود که اجازه ندهید کسی که از آن متنفر هستید روی تخت شما بگذارد
5:38
اگر این کار را انجام دهند
5:40
آنها را نه به شدت کتک زدند
5:43
این وظیفه شماست که آنها را تامین کنید و لباس مهربانی به آنها بپوشانید
5:48
من چیزی را در میان شما گذاشتم که پس از آن هرگز گمراه نخواهید شد
5:53
کتاب خدا
5:55
و از من میپرسی
5:57
پس چی میگی؟
5:59
گفتند
6:01
شهادت می دهیم که شما ابلاغ کردید و انجام دادید و نصیحت کردید
6:05
با انگشت اشاره اش گفت
6:07
آن را به آسمان می برد و به مردم می گستراند
6:11
خدایا شاهد باش
6:13
خدایا شاهد باش
6:15
سه بار
6:17
امام احمد در مسند و ترمذی خود روایت کرده است
6:20
و ابن اسحاق در شرح حال
6:22
عبارت از ابن اسحاق است
6:24
با زنجیره انتقال خوب
6:26
از عمر بن خوارج رضی الله عنه گفت
6:29
عطاب بن آسید مرا فرستاد
6:32
به رسول خدا صلی الله علیه و آله نیازمند
6:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله در عرفات ایستاده بود
6:40
پس به او گفتم
6:42
سپس زیر شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستادم
6:47
آب دهانش روی سرم می افتد
6:50
پس شنیدم که می گفت
6:53
مردم
6:55
خداوند حق همه را داده است
6:59
وصیت به ورثه جایز نیست
7:02
و پسر به رختخواب
7:04
و فاحشه سنگ دارد
7:06
هر کس ادعا کند که به غیر پدرش تعلق دارد یا زمام امور را به دست گیرد، وفادار نیست
7:10
لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد
7:15
خداوند هیچ مبادله و عدالتی را از او نمی پذیرد
7:22
پیامبر صلی الله علیه و آله نماز ظهر و عصر را جمع کرد
7:27
و در عرفات ایستاده است
7:30
جابر رضی الله عنه گفت
7:33
بعد اجازه داد
7:34
سپس کلاس ظهر را برگزار کرد
7:36
سپس جلسه بعد از ظهر را برگزار کرد
7:38
چیزی بین آنها نیفتاد
7:41
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شد
7:45
تا اینکه شرایط پیش آمد
7:47
پس شکم شتر خود را تا حد امکان به صخره ها نزدیک کرد
7:51
طناب راه رفتن را در دستانش گذاشت
7:54
و رو به قبله باشد
7:56
تا غروب آفتاب ایستاده بود
8:00
زردی کمی از بین رفت تا اینکه دیسک ناپدید شد
8:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
8:07
مردم از شکم ارنه برخیزند
8:10
و عرفه مختص به مقام او نیست
8:14
الطحاوی در بیان مشکل ردپای با سند صحیح روایت کرده است.
8:19
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
8:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:26
عرفات یک توقف است
8:29
و از شکم ارنه بردار
8:31
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:35
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
8:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:43
او اینجا توقف کرد
8:45
و من همه شرایط را می دانستم
8:47
امام ترمذی و ابن ماجه آن را با سند صحیح روایت کرده اند.
8:52
از یزید بن شیبان می فرماید:
8:54
ابن مربعان انصاری آمد
8:57
ما در موقعیت گیر کرده ایم
8:59
مکانی دور از زندگی
9:02
و او گفت
9:03
من فرستاده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی شما هستم
9:08
او می گوید
9:09
از احساسات خود آگاه باشید
9:12
شما در میراثی از میراث ابراهیم هستید
9:16
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
9:19
مشغول در عرفات با دعا
9:22
داشت نماز می خواند و دست هایش را بالا می گرفت
9:25
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
9:30
از اسامه بن زید - رضی الله عنه - گفت
9:34
من صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در عرفات بودم.
9:39
دستانش را برای دعا بلند کرد
9:41
سپس شترش به طرف او خم شد
9:43
بعد پوزه اش افتاد
9:45
افسار را با یک دست گرفت
9:48
دست دیگرش را بلند کرد
9:51
نزول کلام حق تعالی
9:57
امروز دین شما را برای شما کامل کردم
10:01
و خداوند آن را بر رسولش صلی الله علیه و آله نازل کرد
10:05
او در عرفات ایستاده است
10:07
خداوند متعال فرمود
10:09
امروز دین شما را برای شما کامل کردم
10:12
و نعمتم را بر تو تمام کردم
10:14
من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم
10:17
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
10:20
از طریق طارق بن شهاب
10:22
از امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه.
10:26
که مردی یهودی به او گفت
10:29
ای امیرالمومنین!
10:31
آیه ای در کتابتان که خواندید
10:34
اگر به ما یهودیان وحی می شد
10:37
ما آن روز را به عنوان تعطیلات در نظر می گرفتیم
10:40
گفت خدا از او راضی باشد
10:42
هر آیه ای
10:44
گفت: امروز دین شما را کامل کردم.
10:48
و نعمتم را بر تو تمام کردم
10:50
من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم
10:53
عمر رضی الله عنه گفت
10:56
ما امروز این را می دانستیم
10:58
و آن جا که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
11:03
او در روز جمعه در عرفات ایستاده است
11:07
حافظ بن کثیر گفت
11:10
این بزرگترین نعمت خداوند متعال است
11:13
بر این ملت
11:15
جایی که دینشان را برایشان تمام کرد
11:17
آنها به هیچ دین دیگری نیاز ندارند
11:20
نه به پیامبری غیر از پیامبرشان
11:23
درود خدا بر او باد
11:26
به همین دلیل خداوند متعال او را خاتم الانبیاء قرار داد
11:30
و او را به سوی انس و جن فرستاد
11:33
هیچ چیز جایز نیست مگر آنچه من حلال می کنم
11:36
هیچ چیز حرام نیست مگر حرام
11:39
هیچ دینی نیست جز آنچه او مقرر کرده است
11:41
همه چیزهایی که به شما می گویم درست و واقعی است
11:45
دروغ و غیبت در آن نیست
11:48
همانطور که خداوند متعال فرموده است
11:50
کلام پروردگارت به حق و عدل محقق شد
11:54
یعنی در اخبار و عدالت در دستورات و جهات
11:58
وقتی بدهی را برای آنها تکمیل کرد
12:01
آنها متبرک شدند
12:03
به همین دلیل گفت
12:05
امروز دین شما را برای شما کامل کردم
12:08
و نعمتم را بر تو تمام کردم
12:10
من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم
12:13
یعنی به خودتان تحمیل کنید
12:16
دینی است که خداوند آن را دوست دارد و از آن راضی است
12:20
و بهترین رسول ارجمند او را فرستاد
12:23
و شریف ترین کتاب خود را نازل کرد
12:26
خلاصه ای از سیره پیامبر
12:30
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
12:37
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
12:45
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
12:51
بقیه با لب هایش حرکت کرد