از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 70 از 157
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (105) | غزوة بدر الكبرى
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:27
جنگ بزرگ بدر
0:30
جنگ بزرگ بدر رخ داد
0:34
صبح جمعه
0:36
هفدهم ماه مبارک رمضان
0:38
از سال دوم هجرت
0:41
حافظ بن عبدالبر گفت
0:44
شریف ترین فتوحات او رضی الله عنه بود
0:48
بزرگترین آنها نزد خداوند مقدس است
0:50
و با رسولش صلی الله علیه و آله
0:53
و در میان مسلمانان
0:55
جنگ بزرگ بدر
0:57
آنجا که خداوند صندل های قریش را کشت
1:00
دین خود را نشان داد
1:02
و خداوند از آن روز او را گرامی داشت
1:05
بدر در سال دوم هجری بود
1:08
در هفدهم ماه مبارک رمضان
1:11
صبح جمعه
1:13
و نه در غزوات او رضی الله عنه
1:16
هیچ چیز در فضیلت با آن برابری نمی کند
1:18
و به او نزدیک تر می شود
1:20
جز جنگ حدیبیه
1:22
جایی که بیعت با الرضوان صورت گرفت
1:25
آن سال ششم هجری بود
1:28
دلیل تهاجم
1:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید
1:37
کاروانی از قریش از شام می آید
1:40
در رأس آن ابوسفیان قرار دارد
1:42
صخر بن حرب
1:44
در سی یا چهل مرد از قریش
1:48
پول زیادی در آن وجود دارد
1:50
قافله ای است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن خارج شد
1:55
به درخواست او در حمله قبیله
1:58
وقتی مکه را ترک کردم
2:00
پیامبر صلی الله علیه و آله عزادار شد
2:06
دوستانش برای بیرون رفتن
2:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله عزادار شد
2:12
همراهانش مجبور به ترک شدند
2:14
به آنها گفت
2:16
این کاروان قریش است
2:18
پول آنها در آن است
2:20
پس به سوی آن برو، شاید خداوند به تو آزادی عطا کند
2:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
2:28
هر که پشتش آماده بلند شدن بود
2:31
او با جشن زیادی جشن گرفته نشد
2:34
چون سریع اومد بیرون
2:37
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:40
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:44
رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
2:47
باسیسا آینا
2:49
ببین کاروان ابوسفیان چه کرد؟
2:52
بعد آمد و جز من کسی در خانه نبود
2:55
و غیر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:59
او گفت
3:00
پس با او صحبت کرد
3:02
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
3:06
پس صحبت کرد
3:07
و او گفت
3:08
دانشجو داریم
3:10
هر چیزی که بخواهیم
3:12
هر که پشتش حاضر است
3:14
بگذار با ما سوار شود
3:16
پس مردان را در پشت خود از او اجازه خواست
3:20
در اوج شهر
3:22
و او گفت
3:23
خیر
3:24
به جز کسانی که پشتشان حاضر بود
3:27
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتاد
3:30
و دوستانش
3:34
رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:36
از شهر
3:39
روز شنبه
3:40
به مدت دوازده شب
3:42
ماه رمضان گذشت
3:44
در آغاز نوزده ماه هجرتش
3:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله را جانشین خود قرار داد
3:51
ابن ام مکتوم با مردم در شهر نماز خواند
3:55
سپس آبا به بابا جواب داد
3:58
بشیر بن عبدالمسجد
4:00
عبا به بابا جواب داد
4:02
بشیر بن عبدالمسجد
4:04
آبا به بابا جواب داد
4:06
بشیر بن عبدالمنذر رضی الله عنه فردی روحانی است
4:10
و از آن در شهر استفاده کنید
4:13
با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفت
4:16
از مهاجرین و انصار
4:19
سیصد و دوازده مرد
4:22
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
4:25
عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت
4:29
در مورد صاحبان بدر صحبت می کردیم
4:32
سیصد و دوازده
4:35
با چند تن از یاران طالوت که با او از رودخانه گذشتند
4:39
و جز مؤمنی با او نگذشت
4:44
با مسلمانان هفتاد شتر بودند که آنها را پشت سر هم حمل می کردند
4:49
هر سه بر یک شتر
4:52
و مردم عادی آنها روی پاهای خود راه می رفتند
4:55
و یک اسب برای مقداد بن عمر رضی الله عنه
4:59
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
5:02
با زنجیره انتقال خوب
5:04
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
5:08
روز بدر هر سه شتر سوار بودیم
5:12
ابولبابه و علی بن ابی طالب بود
5:15
همکارم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:19
گفت: مانع رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
5:25
گفت: از تو دور می شویم.
5:28
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:31
تو قوی تر از من نیستی
5:34
من از تو ثروتمندتر نیستم
5:38
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
5:42
قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه
5:46
در روز بدر هیچ شوالیه ای جز مقداد در میان ما نبود
5:51
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
5:55
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
5:59
من شاهد صحنه ای از المقداد بودم
6:02
این که مالک آن باشم برایم از هر چیزی روی زمین عزیزتر است
6:08
گفت نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
6:12
او مردی شوالیه بود
6:14
سپس مقام خود را در روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با مردم مشورت کرد ذکر کرد.
6:21
حافظ در الاصابه و التهذیب گفته است
6:24
مقداد بن عمر رضی الله عنه
6:28
من در گذشته مسلمان شدم
6:30
او شاهد بدر و صحنه ها بود
6:32
او در روز بدر شوالیه بود
6:35
ثابت نشد که هیچ شوالیه دیگری شاهد آن بوده باشد
6:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله پرچم را پرداخت
6:49
به مصعب بن عمیر رضی الله عنه
6:52
و پرچم مهاجرین به علی بن ابی طالب رضی الله عنه
6:57
و پرچم انصار به سعد بن مضار رضی الله عنه داده شد
7:02
قیسة بن ابی صعصعه رضی الله عنه را بر روی ساق پا گذاشت
7:07
خلاصه ای از سیره پیامبر
7:12
حسرت دو دنیا برای هم
7:18
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:25
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:31
بقیه با لب هایش حرکت کرد