از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 117 از 160
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (159) | فتح حصن قلعة الزبير
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
گشایش دژ قلعه الزبیر
0:31
یهودیانی که از حصن الساب فرار کردند به ابن معاذ گرویدند
0:37
به قلعه قله الزبیر
0:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله سه روز او را محاصره کرد
0:45
سپس مردی یهودی به نام غزال آمد
0:49
به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت
0:53
یا ابوالقاسم
0:55
شما به من اعتماد دارید تا به شما نشان دهم کجا می توانید از مردم ناتا آرامش پیدا کنید
1:00
و برای اهل شق بیرون می رود
1:03
اهل شق از ترس تو هلاک شدند
1:06
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خانواده و مال او را تأمین کرد
1:12
یهودی گفت
1:14
اگر یک ماه می ماندی، بدشان نمی آید
1:17
آنها سیاه چال های زیرزمینی دارند
1:20
شب بیرون می آیند و از آن می نوشند
1:23
سپس به قلعه خود باز می گردند و از شما دوری می کنند
1:28
اگر آب آشامیدنی آنها را قطع کنید برای شما بیابان می شوند
1:32
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سیاهچالهای آنها رفت و آنها را قطع کرد.
1:38
وقتی راه راه آنها را برید
1:41
بیرون رفتند و سخت جنگیدند
1:44
در آن روز گروهی از مسلمانان کشته شدند
1:47
در آن روز ده یهودی کشته شدند
1:51
توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله گشوده شد
1:56
این آخرین قلعه النطح بود
1:59
می گویند فلانی شهید است؟
2:05
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:09
عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت
2:13
وقتی روز خیبر بود
2:15
جمعی از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدند
2:21
گفتند: فلانی شهید است. فلانی شهید است
2:25
تا اینکه از کنار مردی گذشتند و گفتند: فلانی شهید است.
2:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:34
نه، او را در آتش دیدم
2:37
در خرقه یا عبا
2:40
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:44
سخنرانی را بسازید
2:46
برو به مردم زنگ بزن
2:49
فقط مؤمنان وارد بهشت می شوند
2:53
گفت پس رفتم بیرون و زنگ زدم
2:56
اما فقط مؤمنان وارد بهشت می شوند
3:01
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
3:04
از عبدالله بن عمر بن العاص رضی الله عنهم گفت
3:09
او مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگین بود
3:12
مردی به نام کرکارا
3:15
پس مرد
3:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:20
او در آتش است
3:22
پس رفتند تا او را نگاه کنند
3:24
عبایی پیدا کردند که بسته شده بود
3:27
فواید حدیث
3:30
امام نووی فرمودند
3:32
و در حدیث
3:34
ممنوعیت شدید تقلب
3:36
از جمله این است که تفاوتی بین کم و زیاد نیست
3:40
حتی تله ها
3:42
از جمله این که فریب مانع از آن می شود که در صورت کشته شدن، نام شهادت بر فریب خورده گذاشته شود.
3:48
از جمله این است که کسی که در حال کفر بمیرد وارد بهشت نمی شود
3:54
این مورد اتفاق نظر مسلمانان است
3:57
دژ پدرم را باز کن
4:01
یکی از دو قلعه شق
4:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله قلعه های النطح را به پایان رساند.
4:11
یهودیان به قلعه های شاق تبدیل شدند
4:14
شامل دو قلعه است
4:16
آنها قلعه ابی و قلعه النظر هستند
4:20
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی قلعه ابی رفت و آنجا را محاصره کرد.
4:26
او به شدت با خانواده اش جنگید
4:29
تا اینکه مسلمانان آنها را شکست دادند
4:32
قلعه پدرم را باز کردند
4:34
در آن اثاثیه و غذا پیدا کردند
4:37
یهودیانی که در آنجا بودند به قلعه النظر گریختند
4:41
آخرین قلعه ناتا و شق است
4:46
افتتاح قلعه النظار
4:48
این قلعه مهیب ترین قلعه ناتا و شق است
4:52
یهودیان به شدت از آن پرهیز کردند
4:56
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به سوی آنان خزیدند.
5:01
پس به راه افتادند تا تیرهایشان به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
5:07
محاصره یهودیان در قلعه النظار تشدید شد
5:11
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد تا منجنیق را برپا کنند.
5:17
گویا آن را در برخی از قلعه هایی که فتح کرده اند، یافته اند
5:22
آنها به دیوارهای قلعه النظار آسیب وارد کردند
5:25
سپس اصحاب رضی الله عنه از او هجوم آوردند
5:29
دعوای تلخی بین آنها و یهودیان داخل قلعه در گرفت
5:34
تا اینکه یهودیان در انکار شکست خوردند
5:37
آنهایی که فرار کردند، زنان و فرزندان خود را رها کردند
5:43
پس از افتتاح قلعه النظار
5:46
آخرین دژ در قسمت اول خیبر است
5:49
منطقه النطة و الشق است
5:52
رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمان شد
5:55
تا نیمه دوم قلعه خیبر
5:58
دژهای گردان هستند و سه قلعه دارند
6:03
آنها پیراهن، دیگ و نردبان هستند
6:07
خلاصه ای از سیره پیامبر
6:13
حسرت دو دنیا برای هم
6:19
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
6:26
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
6:33
و حرکت شما با بقیه لب است