از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 96 از 137
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (161) | عِظَمُ غنائم خيبر
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:18
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:28
غنائم خیبر
0:33
مسلمانان از خیبر غنایم فراوان گرفتند
0:37
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
0:40
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
0:44
تا خیبر را فتح نکردیم راضی نبودیم
0:48
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
0:51
قال عایشه رضی الله عنها
0:54
هنگامی که خیبر فتح شد
0:56
گفتیم الان پر خرما شدیم
1:00
حافظ در الفتح گفته است
1:02
یعنی به دلیل فراوانی درختان خرما در آن
1:05
نشانه ای وجود دارد که آنها قبل از باز شدن آن بودند
1:09
در چند زندگی
1:11
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
1:14
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
1:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز خیبر سوگند یاد کرد.
1:22
اسب دو تیر دارد
1:24
و مرد یک تیر دارد
1:26
نافع آن را تعبیر کرد و گفت:
1:29
اگر مرد اسب داشته باشد
1:32
او سه سهم دارد
1:34
اگر اسب نداشته باشد
1:36
او یک تیر دارد
1:38
امام ترمذی فرمودند
1:41
این مورد توسط اکثر علما عمل می شود
1:44
از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران
1:48
این سخن سفیان ثوری و اوزائی است
1:52
و مالک بن انس
1:54
ابن مبارک و شافعی
1:56
و احمد و اسحاق
1:58
گفتند
2:00
شوالیه سه سهم دارد
2:02
او را به اشتراک بگذارید
2:03
و دو تیر برای اسبش
2:05
و مرد یک تیر دارد
2:07
مهاجران به فریاد انصار پاسخ دادند
2:13
زمانی که خداوند متعال با فتح خیبر مسلمانان را غنی کرد
2:19
مهاجران هدایایی را که به انصار داده بودند، برگرداندند
2:24
وقتی شهر را برایشان آوردند
2:27
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
2:30
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:34
زمانی که مهاجران از مکه به مدینه آمدند
2:38
و هیچ چیز در دستان آنها معنایی ندارد
2:42
انصار اهل زمین و ملک بودند
2:46
پس انصار با آنها موافقت کردند که هر سال ثمره پولشان را به آنها بدهند
2:51
همین که کار کنند و غذا تهیه کنند کافی است
2:54
انس رضی الله عنه گفت
2:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:00
هنگامی که جنگ با مردم خیبر را تمام کرد
3:03
پس عازم شهر شد
3:05
مهاجران هدایای خود را از میوه های آن به انصار بازگرداندند
3:10
امام نووی فرمودند
3:13
این گواه بر ثمربخش بودن آن است
3:18
هر گونه جواز میوه ها
3:20
صاحب گردن درختان نخل نباشید
3:23
اگر هدیه ای برای گردن درخت خرما بود
3:26
به آن برنگشت
3:28
پس از دریافت هدیه، استرداد آن جایز نیست
3:33
اما همان طور که اشاره کردیم جایز بود
3:36
جواز ممکن است بدون تأخیر لغو شود
3:40
با این حال، او به آن بازنگشت
3:43
تا اینکه با فتح خیبر اوضاع برای مهاجرین بدتر شد
3:47
و از آن صرف نظر کردند
3:49
آن را به انصار برگرداندند و آنها پذیرفتند
4:02
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
4:04
در خیبر پس از فتح آن
4:06
پسر عمویش جعفر بن ابی طالب
4:09
یارانش رضی الله عنه از حبشه بودند
4:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله از او خوشحال شد
4:16
شادی بزرگ
4:18
حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است
4:22
او شواهدی برای حمایت از او دارد
4:25
عن جابر رضی الله عنه گفت
4:28
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
4:33
جعفر از خیبر از حبشه آمد
4:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله از او پذیرایی کرد
4:40
پس پیشانی او را بوسید
4:42
سپس گفت: به خدا سوگند نمی دانم به کدام یک راضی باشم.
4:47
با فتح خیبر یا با آمدن جعفر؟
4:51
او با مهاجران حبشی اشاعره را معرفی کرد
4:55
از جمله ابوموسی اشعری رضی الله عنه است
4:59
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
5:03
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید
5:07
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
5:11
افرادی از مردم من هستند
5:13
پس از فتح خیبر با سه
5:16
برای ما به اشتراک بگذارید
5:18
او جز ما به کسی که شاهد فتح بود قسم نخورد
5:22
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
5:25
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید
5:28
به خروجی پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدیم
5:32
ما در یمن هستیم
5:34
بنابراین من و دو برادرم به عنوان مهاجر بیرون رفتیم
5:38
من جوان ترین هستم
5:40
یکی از آنها ابوبرده است
5:42
دیگری پدرشان است
5:44
یا گفت در چند
5:47
یا گفت در پنجاه و سه
5:51
یا پنجاه و دو مرد از قوم من
5:54
پس سوار کشتی شدیم
5:57
بنابراین کشتی ما ما را به Negus در حبشه تحویل داد
6:01
ما با جعفر بن بی طالب و یارانش به توافق رسیدیم
6:05
جعفر رضی الله عنه گفت
6:08
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:11
اینجا فرستادیم
6:13
دستور داد که بمانیم
6:15
پس با ما همراه باشید
6:17
پس تا رسیدن همگی پیش او ماندیم
6:21
پس پیغمبر صلی الله علیه و آله با ما موافقت کرد
6:25
هنگامی که خیبر فتح شد
6:27
برای ما به اشتراک بگذارید
6:29
یا گفت: مقداری از آن را به ما داد.
6:32
به کسی که چیزی از فتح خیبر از دست داد چیزی را اختصاص نداد
6:37
مگر کسانی که با او شهادت دادند
6:39
مگر صاحبان کشتی ما با جعفر و یارانش
6:43
آنها را با آنها تقسیم کنید
6:51
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
6:55
او پس از فتح خیبر در آن بود
6:57
دوسیان ها
6:59
از جمله طفیل بن عمرالدوسی است
7:02
راوی اسلام ابوهریره رضی الله عنه است
7:06
و دیگران
7:09
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
7:11
الحکیم در المستدرک با سند معتبر
7:14
از خثم بن عراق بن مالک
7:17
از پدرش فرمود:
7:19
ابوهریره رضی الله عنه
7:21
او با جمعی از مردم خود به شهر آمد
7:24
پیامبر صلی الله علیه و آله در خیبر بود
7:28
او سبعه بن عرفطه رضی الله عنه را جانشین مدینه کرد
7:33
او گفت
7:34
پس او را در حال خواندن رکعت اول در نماز صبح یافتم
7:39
دیگه بسه عین ساد
7:43
و در دومی
7:45
وای بر خاموش شدگان!
7:47
او گفت
7:48
پس با خودم گفتم
7:50
وای بر فلانی!
7:52
اگر کاتال
7:53
آکتل بالوافی
7:55
و اگر او تماس بگیرد
7:57
منهای را محاسبه کنید
7:59
او گفت
8:00
وقتی نماز می خواند
8:01
چیزی برای ما فراهم کن تا به خیبر بیاییم
8:05
پیامبر صلی الله علیه و آله خیبر را فتح کرد
8:10
او گفت
8:11
پس با مسلمانان سخن گفت
8:13
بنابراین ما را در تیرهای خود قرار دادند
8:16
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
8:19
و امام احمد در مسندش
8:21
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
8:24
وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
8:28
در راه گفتم
8:30
چه شب سخت و طولانی
8:34
چون از دایره کفر است رستگار می شوم
8:38
پسری مرا در راه نگه داشت
8:41
وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم با او بیعت کردم.
8:46
در حالی که من با او بودم، پسر ظاهر شد
8:50
پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود
8:53
ای ابوهریره این پسر توست
8:57
گفتم: برای رضای خداست.
9:00
بنابراین او را آزاد کردم
9:03
خلاصه ای از سیره پیامبر
9:07
حسرت دو دنیا برای هم
9:13
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
9:20
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
9:26
و حرکت شما با بقیه لب است