المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (109) | المبارزة ونزول الملائكة

◉ 0 بازدید ⏱ 11:38 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:25 دوئل
0:31 زمانی که قریش در میدان جنگ مستقر شدند
0:35 من خواستار دوئل شدم
0:37 حکیم در المستدرک با سند صحیح روایت کرده است
0:41 قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه
0:45 عتبه پدید آمد
0:47 و برادرش شیبه
0:49 و پسر تازه متولد شده اش
0:51 گفتند: چه کسی دوئل خواهد کرد؟
0:53 سپس جوانانی از انصار بیرون آمدند
0:56 عتبه گفت
0:58 ما آن ها را نمی خواهیم
1:00 اما برخی از عموهای بنی عبدالمطلب با ما رقابت می کنند
1:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:09 بلند شو حمزه
1:11 برخیز ای عبیده
1:13 بلند شو علی
1:15 حمزه در عتبه ظاهر شد
1:17 و عبیده لاشبه
1:19 و علی برای نوزاد
1:21 حمزه عتبه کشته شد
1:23 علی الولد کشته شد
1:25 عبیده شیبه کشته شد
1:27 شیبه به پای عبیده ضربه زد
1:29 بنابراین او آن را قطع کرد
1:31 پس حمزه و علی او را نجات دادند
1:33 تا اینکه بر اثر یرقان درگذشت
1:36 در روایت امام احمد
1:38 این توسط یک زنجیره معتبر از روایت پشتیبانی می شود
1:40 علی بن ابی طالب گفت
1:42 خداوند از او راضی باشد
1:44 پس خداوند متعال او را کشت
1:46 عتبه و شیبه فرزندان رابعه هستند
1:48 و الولید بن عتبه
1:50 عبیده مجروح شد
1:52 امام ذهبی فرمودند
1:54 آنچه صحیح است برجسته بودن آن است
1:56 حمزه اتبا
1:58 و علی شیبه
2:00 و خدا داناتر است
2:02 حافظ در الفتح گفته است
2:04 این صحیح ترین روایات است
2:06 اما آنچه در بیوگرافی وجود دارد
2:08 از آن چیزی که او متمایز کرد
2:10 علی رضی الله عنه
2:12 او یک نوزاد تازه متولد شده است
2:14 او معروف است
2:16 او شایسته این مقام است
2:18 زیرا عبیده رضی الله عنه
2:20 شیبه پیرمردانی بودند
2:22 مثل عتبه و حمزه
2:24 بر خلاف علی رضی الله عنه
2:26 و نوزاد تازه متولد شده
2:28 آنها دو مرد جوان بودند
2:30 ابن سعد در طبقات خود گفته است
2:32 اثبات
2:34 آن حمزه عتبه را کشت
2:36 و علی نوزاد را کشت
2:38 و عبیده برجسته است
2:40 موهای خاکستری
2:42 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
2:44 و ابن ماجه
2:46 تلفظ ابن ماجه است
2:48 از قیس بن عباد می گوید:
2:50 شنیدم ابوذر رضی الله عنه
2:52 به او سوگند یاد می کند
2:54 این آیات نازل می شد
2:56 این شش روز
2:58 روز بدر
3:00 این دو مخالفی هستند که دعوا کردند
3:02 در پروردگارشان
3:04 در حمزه بن عبدالمطلب
3:06 و علی بن ابی طالب
3:08 و عبیده بن الحارث
3:10 و عتبه بن ربیعه
3:12 شیبه بن ربیعه
3:14 و الولید بن عتبه
3:16 در روز بدر با هم نزاع کردند
3:18 در استدلال ها
3:20 امام بن جریر طبری فرمود
3:22 اولین از این گفته ها
3:24 من حق دارم
3:26 کی گفته؟
3:28 در مورد دو حریف
3:30 همه کافر
3:32 از هر نوع ناباوری
3:34 او همه مؤمن بود
3:36 اما من گفتم
3:38 این درست تر است
3:40 زیرا خداوند متعال از او یاد کرده است
3:42 قبلا ذکر شد
3:44 دو نوع خلقت او
3:46 یکی از آنها افرادی هستند که مطیع او هستند
3:48 با سجده بر او
3:50 دیگری افرادی هستند که از او سرپیچی می کنند
3:52 عذاب به خاطر او بود
3:54 سپس آن را دنبال کنید
3:56 ویژگی های هر دو نوع
3:58 و کاری که با آنها انجام می دهد
4:00 اگر کسی گفت
4:02 پس چی میگی؟
4:04 چنان که از ابوذر نقل شده است
4:06 خداوند در گفتارش از او راضی باشد
4:08 این در مورد کسانی نازل شد که
4:10 آنها در روز بدر ظهور کردند
4:12 که گفته شد
4:14 انشاء الله همانطور که از او نقل شده است
4:16 اما آیه ممکن است
4:18 به هر دلیلی پایین می آید
4:20 سپس کلی است
4:22 در همه چیز همتا بود
4:24 به همین دلیل است
4:26 و این یکی از آن هاست
4:30 دعوا شروع می شود
4:32 و توسل پیامبر
4:34 خدا رحمتش کند و درود فرستد
4:36 پروردگارش
4:39 سپس گرما گرم شد
4:41 و مردم می خزند
4:43 به هم نزدیک شدند
4:45 و هارب برگشت
4:47 درگیری شدت گرفت
4:49 و رسول خدا آن را گرفت
4:51 خدا رحمتش کند و درود فرستد
4:53 و التماس دعا
4:55 و توسل به پروردگارش
4:57 از امام بخاری گریختند
4:59 در صحیح او
5:01 از ابن عباس رضی الله عنه
5:03 او گفت
5:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:07 در حالی که در گنبد بود گفت
5:09 روز بدر
5:11 خدایا من به تو متوسلم
5:13 عهد و عهد تو
5:15 خدایا اگه بخوای
5:17 بعد از امروز عبادت نکنید
5:19 پس ابوبکر آن را گرفت
5:21 خداوند با دست او راضی باشد
5:23 گفت: تو را بس است یا رسول الله
5:25 پروردگارت را اصرار کردی
5:27 در روایت امام
5:29 مسلم در صحیح خود
5:31 عن عمر بن الخطاب
5:33 گفت خداوند از او راضی باشد
5:35 پس پیامبر خدا را پذیرفت
5:37 خدا رحمتش کند و درود فرستد. قبله
5:39 سپس دستانش را دراز کرد
5:41 پس شروع کرد به فریاد زدن برای پروردگارش
5:43 خدایا این کار را برای من انجام بده
5:45 چیزی که بهم قول دادی
5:47 خدایا به قولی که بهم دادی عمل میکنم
5:49 خدایا اگر هلاک شدی
5:51 این باند از اهل اسلام است
5:53 عبادت نکن
5:55 در زمین
5:57 او هنوز پروردگارش را ندا می کند
5:59 دستان او چیست؟
6:01 آینده قبله
6:03 تا اینکه عبایش از دوشش افتاد
6:05 ابوبکر نزد او آمد
6:07 پس ردای خود را گرفت
6:09 پس او را بر دوش خود انداخت
6:11 سپس خود را به آن متعهد کرد
6:13 گفت ای پیامبر خدا
6:15 این درخواست شماست
6:17 برای شما تحویل می دهد
6:19 چه قولی دادی؟
6:21 هبوط فرشتگان
6:25 بعد خوابش برد
6:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:30 چرت زدنش
6:32 سپس سرش را بلند کرد
6:34 و او می گوید
6:36 مژده ابوبکر
6:38 این جبرئیل است
6:40 بر روی چین های آن خیساندن
6:42 یعنی روی پاهای اسبش
6:44 و سرش خاک است
6:46 به روایت امام بخاری
6:48 از ابن عباس
6:50 گفت خداوند از آنها راضی باشد
6:52 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:54 در روز بدر گفت
6:56 این جبرئیل است
6:58 سر اسبش را می گیرد
7:00 او ابزار جنگ است
7:02 خداوند متعال فرمود
7:04 وقتی به دنبال کمک هستید
7:06 پروردگارت پاسخ داد
7:08 به شما
7:10 من هستم
7:12 من آن را به شما تعمیم می دهم
7:14 با هزار فرشته
7:16 مردوین
7:20 و آنچه خدا آن را ساخته است
7:22 به جز انسان ها
7:24 و از آن مطمئن شوید
7:26 قلب های شما
7:28 و از پیروزی
7:30 جز از خدا
7:32 خداست
7:34 خردمند عزیز
7:36 و حق تعالی فرمود
7:38 هنگامی که پروردگارت آشکار می کند
7:40 به فرشتگان
7:42 من با شما هستم
7:44 پس کسانی که ایمان آوردند ثابت قدم بودند
7:46 من آن را به قلب می اندازم
7:48 کسانی که کافر شدند
7:50 وحشت
7:52 بنابراین ضربه بزنید
7:54 گردن و ضربه
7:56 همه آنها
7:58 موز
8:00 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:02 از ابن عباس
8:04 گفت خداوند از آنها راضی باشد
8:06 در حالی که یک مرد از
8:08 مسلمانان در آن زمان
8:10 تأثیر مرد تشدید می شود
8:12 مشرکان قبل از او
8:14 وقتی صدای شلاق را شنید
8:16 بالاتر از آن
8:18 و صدای شوالیه می گوید
8:20 قدیمی ترین هایزوم
8:22 به مشرک روبرو نگاه کرد
8:24 غرور دراز کشیده
8:26 پس به او نگاه کرد
8:28 بعد دماغش را کشید
8:30 صورتش را شکافت
8:32 مثل ضربه زدن به او
8:34 همه اینها سبز بود
8:36 بعد الانصاری آمد
8:38 پس آن را به رسول خدا گفت
8:40 خدا رحمتش کند و درود فرستد
8:42 رسول خدا فرمود
8:44 خدا رحمتش کند و درود فرستد
8:46 من آن را باور کردم
8:48 از امتداد بهشت سوم
8:50 پرتاب کردن پیامبر
8:54 خدا رحمتش کند و درود فرستد
8:56 مشرکان به حساب می آیند
8:58 پس چرا؟
9:01 خداوند متعال نازل کرد
9:03 فرشتگان او
9:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
9:07 درود بر او از العریش
9:09 و او می گوید
9:11 و پشت می کنند
9:13 سپس یک مشت شن بردارید
9:15 پس کفار آن را دریافت کردند
9:17 و او گفت
9:19 چهره ها به بالا نگاه کردند
9:21 سپس آن را به صورت آنها انداخت
9:23 پس چه چیزی باقی می ماند؟
9:25 یکی از آنها
9:27 جز اینکه چشمانش پر از شن بود
9:29 و در آن
9:31 خداوند متعال می فرماید
9:33 تو آنها را نکشتی
9:35 اما خدا آنها را کشت
9:37 و پرتاب نکردم
9:39 وقتی پرتاب کردم
9:41 اما خدا انداخت
9:43 امام فرمودند
9:45 بن القیم
9:47 آیه از بزرگترین معجزات پیامبر است
9:49 خدا رحمتش کند و درود فرستد
9:51 و سخنرانی با آن
9:53 ویژه مردم بدر
9:55 همینطور مشتی که انداخت
9:57 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:59 پس خدا آن را تحویل داد
10:01 منزه است در همه چهره ها
10:03 مشرکان
10:05 این از توان او خارج است
10:07 خدا رحمتش کند و درود فرستد
10:09 پرتابی است که او انکار کرد
10:11 و تیراندازی به او ثابت شد
10:13 که در حیطه قدرت اوست
10:15 این مورد است
10:17 و کشتن هم همینطور
10:19 آنها را تبعید کرد
10:21 این قتلی بود که شما آن را آغاز نکردید
10:23 دستشون
10:25 اما دستان فرشتگان او را لمس کرد
10:27 یکیشون داشت عصبانی میشد
10:29 در پی شوالیه
10:31 و اگر سرش افتاد
10:33 پیش از او از ضربه شاه
10:35 در مدریج السالین گفت
10:37 رجوع به آیه را هدایت کنید
10:39 او منزه است
10:41 او دلایل روشنی را بیان کرد
10:43 برای دفع مشرکان
10:45 و آنها را هل داد
10:47 و از بین بردن آنها به دلایل پنهان
10:49 دلایل ظاهر شده را تغییر دهید
10:51 برای مردم
10:53 بنابراین آنچه اتفاق افتاد شکست بود
10:55 و کشتن و پیروزی
10:57 به آن و توسط آن اضافه شده است
10:59 او بهترین یاور است
11:01 خلاصه
11:03 در سیره پیامبر