از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 135 از 160
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (177) | خطبة النبي صلى الله عليه وسلم وعفوه عن أهل مكة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:25
خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و بخشش آن حضرت بر اهل مکه
0:37
وقتی کار برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حل شد
0:43
بر پله های کعبه ایستاد و مردم مکه را خطاب قرار داد
0:47
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
0:51
از عمر بن حارث رضی الله عنه گفت
0:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را خطاب قرار داد
1:00
عمامه مشکی بر سر دارد
1:03
ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است
1:07
از عبدالله بن عمر بن العاص رضی الله عنهم گفت
1:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح در مکه خطبه ایراد کرد.
1:18
پس سه مرتبه الله اکبر گفت
1:20
سپس گفت
1:22
هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست
1:24
قولش درست بود
1:26
و نصر عبده
1:28
او به تنهایی احزاب را شکست داد
1:30
به هر حال هر عملی که در زمان جاهلیت اتفاق افتاده باشد، خون یا مال نامیده می شود
1:37
زیر پاهایم
1:39
جز آب دادن حج
1:42
و ارباب خانه
1:44
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:47
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
1:51
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که می فرمود
1:55
او در سال فتح در مکه بود
1:58
خدا و رسولش فروش مشروبات الکلی و گوشت مرده و خوک و بت را حرام کردند
2:04
گفته شد یا رسول الله
2:07
چربی بدن مرده را دیدی؟
2:09
با آن کشتی ها را رنگ می کند
2:12
پوست ها را با آن رنگ می کند
2:14
و مردم از آن الهام می گیرند
2:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:20
خیر حرام است
2:23
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن جا فرمود
2:27
خداوند یهودیان را کشت
2:30
خداوند چربی آن را حرام نکرده است
2:33
آن را زیبا کردند، سپس فروختند و قیمتش را گرفتند
2:37
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:41
از عبدالله بن مطیع از پدرش فرمود:
2:45
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که در روز فتح می فرمود
2:50
قریشی بعد از این روز صبرا را نمی کشد
2:54
تا روز قیامت
2:57
امام نووی فرمودند
2:59
دانشمندان گفتند
3:01
معنی آن
3:02
اطلاع رسانی به اینکه همه قریش تسلیم اسلام خواهند شد
3:06
هیچ کدام مرتد نمی شوند
3:08
دیگران پس از او رضی الله عنه نیز مرتد شدند
3:12
از کسانی که جنگیدند و صبورانه کشته شدند
3:15
منظور این نیست که از روی صبر به ناحق کشته نمی شوند
3:20
پس از آن، آنچه معلوم است برای قریش رخ داد
3:24
و خدا داناتر است
3:26
امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود به سند حسنه روایت کرده است.
3:32
قال حارث بن مالک رضی الله عنه
3:36
از رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح مکه شنیدم که می فرمود:
3:42
تا روز قیامت دیگر با آن جنگ نمی شود
3:47
یعنی مکه نزد خداوند محترم است
3:50
و به عبارت دیگر در مسند
3:53
و در توضیح مشکل اثرات با زنجیره انتقال خوب
3:57
از عبدالله بن مطیع از پدرش فرمود:
4:01
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که دستور کشتن این افراد را در مکه صادر کرد.
4:08
او می گوید که مکه پس از این سال هرگز مورد حمله قرار نمی گیرد
4:13
شیخ در پاورقی می فرماید منظورش راحت است
4:17
آنها کسانی هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خونشان را قبل از ورود به مکه ریخت.
4:24
این قبلا ذکر شد
4:29
سفیان بن عیینه، راوی حدیث، مانند روایت طهاوی گفت.
4:35
تعبیر او این است که هرگز کافر نمی شوند
4:38
آنها به کفر حمله نمی کنند
4:41
رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به اهل مکه خشکیده بود
4:46
مردم نزد او گرد آمدند تا با او رضی الله عنه بیعت کنند
4:51
امام نسائی در سنن کبری به سند صحیح نقل کرده است.
4:56
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
5:00
رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و خانه را طواف کرد
5:05
پس از کنار آن بتها گذشت و شمشیر کمان را به آنها زد و گفت:
5:11
حق آمد و باطل از بین رفت. همانا باطل از بین رفته است
5:18
تا تمام شد و نماز خواند، آمد و دو چوب در را گرفت
5:24
سپس گفت ای مردم قریش چه می گویید؟
5:29
برادرزاده و پسر عموی رحیم کریم گفت
5:34
آن گاه آن قول به آنها برگشت و همان را گفتند
5:38
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:42
زیرا من می گویم همانطور که برادرم یوسف گفت امروز هیچ ملامتی بر شما نخواهد بود
5:49
خداوند تو را ببخشايد و او مهربان ترين رحم كنندگان است
5:54
پس بیرون رفتند و بر اسلام با او بیعت کردند
5:57
امام احمد در مسند خود و الحکیم در مستدرک خود به سند خوب نقل کرده اند.
6:03
از محمد بن الاسود بن خلف می گوید:
6:07
پدر سیاه پوستش به او گفت
6:10
پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که در روز فتح با مردم بیعت می کرد.
6:15
گفت پس در قارن در بن سمره نشست
6:20
پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که نشسته بود
6:24
مردم از پیر و جوان و زن آمدند
6:29
پس بر اسلام و شهادت با او بیعت کردند
6:32
گفتم: گواهی چیست؟
6:35
درباره ایمان به خدا گفت
6:38
و شهادت به اینکه معبودی جز الله نیست
6:42
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
6:45
از مجشع بن مسعود السلمی رضی الله عنه گفت
6:50
برادرم را بعد از فتح نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردم
6:55
گفتم یا رسول الله برادرم را برای تو آوردم تا در هجرت با او بیعت کنی.
7:01
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:05
اهل هجرت از جمله آنها رفتند
7:08
گفتم: با چه بیعتی؟
7:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:17
من در اسلام و ایمان و جهاد با او بیعت می کنم
7:21
امام نووی فرمودند
7:24
یعنی هجرت ممدوح و با فضیلت است
7:28
که برای صاحبانش مزیت آشکاری دارد
7:31
اما قبل از فتح بود
7:34
اما من با تو در مورد اسلام و جهاد و همه اعمال خیر بیعت می کنم
7:40
بحث ذکر عام بعد از خاص است
7:43
نیکی عمومی تر از جهاد است
7:46
یعنی برای انجام این کارها با تو بیعت می کنم
7:51
خلاصه ای از سیره پیامبر
7:56
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:02
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:09
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:16
و حرکت شما با بقیه لب است