المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (198) | إفاضة النبي صلى الله عليه وسلم من عرفة إلى مزدلفة

◉ 849 بازدید ⏱ 13:49 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 محمد رسول خداست
0:10 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:24 شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله از عرفات تا مزدلفه.
0:33 هنگامی که خورشید غروب کرد و غروب آن قوی شد، زردی از بین رفت
0:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله از عرفات به سوی مزدلفه حرکت کرد.
0:45 او راه خود را انجام می دهد
0:48 اسامه بن زید رضی الله عنه جانشین خود را اضافه کرد
0:53 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را پر از سلام کرد
0:57 و رسول خدا صلی الله علیه و آله گردن را آسان کرد
1:02 بین کاهش سرعت و افزایش سرعت حرکت می کند
1:05 اگر شکافی وجود داشته باشد، متن بالای گردن می رود
1:10 متن نوعی پیاده روی سریع است
1:14 و هرگاه یکی از طناب ها بیاید
1:17 افسار شترش را کمی شل کرد تا او بتواند از آن بالا برود
1:22 طناب یک تکه ماسه بزرگ کشیده است
1:27 وقتی با مردم در راه بود
1:30 درود و رحمت بر او باد
1:33 پس بول کرد و سبک وضو گرفت
1:36 اسامه رضی الله عنه به او گفت
1:39 صلوات یا رسول الله
1:42 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:45 دعا کردن پیش شما
1:48 آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است.
1:52 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
1:56 اسامه رضی الله عنه
1:58 باسن پیامبر صلی الله علیه و آله بود
2:01 از عرفات تا مزدلفه
2:04 سپس اعتباری از مزدلفه به منا اضافه کرد
2:07 هر دو گفتند
2:09 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ادامه داد
2:12 تا جمرات عقبه را رجم می کند، تلبیه می کند
2:16 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:19 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
2:23 جمع آوری می کنیم
2:25 شنيدم کسي که سوره بقره بر او نازل شده در اين باره مي گفت
2:30 خدا خیرت بده
2:33 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:36 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
2:40 تا غروب آفتاب ایستاده بود
2:44 زردی کمی از بین رفت تا اینکه دیسک ناپدید شد
2:48 اسامه پشت سر او تعقیب کرد
2:51 رسول خدا صلی الله علیه و آله پرداخت کرد
2:54 او توسط افسار به دار آویخته شد
2:57 حتی سرش به مورک برخورد کرد
3:01 و با دست راستش می گوید
3:03 ای مردم، آرامش، آرامش
3:07 هر وقت یکی از طناب ها می آید
3:10 او را کمی آرام کنید تا بتواند بالا بیاید
3:13 تا اینکه به مزدلفه آمد
3:16 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
3:18 و ابوداود در سنن خود با سند صحیح
3:22 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
3:26 رسول خدا صلی الله علیه و آله به تفصیل پرداخت
3:29 از عرفات سلام الله علیه
3:32 و همنشینش اسامه رضی الله عنه
3:35 گفت: ای مردم آرام باشید.
3:40 زیرا عدالت با درو کردن اسب و شتر یکسان نیست
3:44 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
3:47 از اسامه بن زید رضی الله عنه هر دو
3:51 از او پرسیدند که حال رسول خدا صلی الله علیه و آله چگونه است؟
3:57 هنگام پرداخت به حجة الوداع می رود
4:00 گفت خدا از او راضی باشد
4:03 او راحت می رفت
4:05 اگر در متن خلأ وجود داشته باشد
4:08 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:11 از اسامه بن زید - رضی الله عنه - گفت
4:15 دنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:18 از عرفات
4:20 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید
4:23 افراد چپ که زیر مزدلفه هستند
4:26 آناچ فبال
4:28 بعد آمد و من وضو بر او ریختم
4:31 پس وضوی سبکی گرفت
4:34 پس نماز خواندم یا رسول الله
4:37 نماز را پیش شما خواند
4:40 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
4:44 به مزدلفه
4:46 مسجدالحرام است
4:48 وضو بگیر و وضو را تمام کن
4:51 نماز مغرب و عشا را با آن خواند
4:54 با یک اذان و دو اقامه
4:57 چیزی بین آنها نیفتاد
5:00 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نشینی کرد
5:03 تا اینکه سحر آمد
5:06 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
5:09 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:12 نماز مغرب و عشا را جدا کرد
5:15 با یک اذان و دو اقامه
5:18 چیزی بین آنها رد نشد
5:21 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نشینی کرد
5:24 تا اینکه سحر آمد
5:27 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
5:30 از اسامه بن زید - رضی الله عنه - گفت
5:33 وقتی به مزدلفه آمد
5:36 فرود آمد و وضو گرفت و آن را خوب انجام داد
5:39 سپس نماز خوانده شد
5:42 فصل مراکش
5:44 هر کس در خانه شتر خود را دارد
5:47 بعد شام خوردم
5:50 او را از هم جدا کرد و چیزی بین آنها نیفتاد
5:53 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:56 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:59 مجموعه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:02 ترکیب بین مغرب و عشا
6:05 هر کدام از آنها یک اقامتگاه دارند
6:08 او بین آنها شنا نکرد
6:11 نه بعد از هر کدام
6:14 پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده است
6:21 در مسجدالحرام
6:24 سپس آن را به سمت ما هل داد
6:27 وقتی سحر آمد
6:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد
6:34 مردم را صبح در اول وقتش جدا کن
6:37 با اذان و اقامه
6:40 آن روز، روز قربانی است
6:43 بزرگترین روز حج است
6:46 روز اذان برای برائت خداوند است
6:49 و رسولش از هر مشرکی است
6:52 و شنبه بود
6:55 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
6:58 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:01 هنگامى كه سحر بر او ظاهر شد، نماز فجر را خواند
7:04 با اذان و اقامه
7:07 سپس حداکثر سوار شد
7:11 پس رو به قبله شد
7:14 پس او را خواند و او را تسبیح داد و تنها خدا را تسبیح گفت
7:17 تا زمانی که قدش بلند شد ایستاده بود
7:20 پس قبل از طلوع خورشید پرداخت
7:23 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
7:26 ترمذی در دانشگاهش
7:29 با زنجیره انتقال معتبر
7:32 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
7:35 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:39 قبل از طلوع آفتاب
7:42 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
7:45 اهل مزدلفه همه در موقعیتی هستند
7:48 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
7:51 با زنجیره انتقال معتبر
7:54 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:57 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:00 او اینجا توقف کرد
8:03 و تمام مزدلفه پارکینگ است
8:09 پیامبر صلی الله علیه و آله سنگ ها را آماده کرد
8:12 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:16 الفضل بن عباس رضی الله عنهم
8:19 روز بعد از قربانی
8:22 برای برداشتن سنگ ریزه ها برای او
8:25 پس برای او هفت سنگریزه برداشت
8:28 ابن ماجه در سنن خود روایت کرده است
8:31 با زنجیره انتقال معتبر
8:34 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
8:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
8:40 صبح عقبه بر شترش بود
8:43 گربه لی گره می زند
8:46 هفت سنگریزه برایش پرتاب کرد
8:49 آنها سنگ کیسه صفرا هستند
8:52 پس شروع کرد به تکان دادن آنها در کف دستم و گفت:
8:55 چنین افرادی خرد می شوند
8:58 سپس فرمود: ای مردم!
9:01 مراقب غلو در دین باشید
9:04 انداختن پیامبر صلی الله علیه و آله
9:09 جمرات عقبه روز قربانی است
9:12 جابر بن عبدالله رضی الله عنه گفت
9:16 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله این راه را در پیش گرفت
9:19 راه وسط
9:22 که در جمرات الکبری بیرون می آید
9:25 تا اینکه به زغال سوزان نزدیک درخت رسید
9:28 هفت سنگریزه به سوی او پرتاب کرد
9:31 با هر وعده از آن رشد می کند
9:34 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
9:37 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
9:40 گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله
9:43 جماعت در روز قربانی، قربانی است
9:46 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
9:49 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
9:53 گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم
9:56 روزی خود را روی شترش می اندازد
9:59 نسبت به او
10:02 روزی بر شتر خود قربانی می انداخت
10:05 و او می گوید
10:06 برای انجام تشریفات شما
10:09 نمی‌دانم بعد از این حج من حج نخواهم کرد؟
10:14 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
10:17 از ام الحسین رضی الله عنه گفت
10:21 حج وداع را با رسول خدا صلی الله علیه و آله به جا آوردم
10:26 او را دیدم که جمرات عقبه را رجم کرد و رفت
10:30 او با بلال و اسامه بر کوه بود
10:34 یکی از آنها شتر خود را رهبری کرد
10:37 آن دیگری از آفتاب جامه خود را بر سر رسول خدا صلی الله علیه و آله برافراشت.
10:44 او گفت
10:45 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سخنان زیادی فرمود
10:50 بعد شنیدم که گفت
10:53 غلام سیاه و فرفری به تو دستور داده است
10:57 او شما را با کتاب خداوند متعال هدایت می کند
11:00 پس او را بشنوید و از او اطاعت کنید
11:03 پیامبر صلی الله علیه و آله قتلگاه را در منا پرداخت
11:11 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به قتلگاه منا رفت.
11:18 پس بدنش را با دست شریفش ذبح کرد
11:21 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
11:24 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
11:29 سپس به سمت شیب رفت
11:31 پس شصت و سه را با دست خود ذبح کرد
11:34 سپس علی رضی الله عنه را داد
11:37 پس ما ذبح می کنیم که خاک است
11:39 یعنی چیزی که باقی می ماند
11:41 و با او در هدیه او همراه شوید
11:43 سپس از هر بدن مقداری دستور داد
11:46 هر قطعه
11:48 پس در قابلمه ریختم و پختم
11:51 پس گوشت آن را خوردند و آبگوشت آن را نوشیدند
11:55 جنازه را به رسالت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می آورد.
12:01 امام احمد در مسند و ابوداود در سنن به سند صحیح نقل کرده اند.
12:07 از عبدالله بن قرطار رضی الله عنه گفت
12:11 پنج یا شش شتر به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تقدیم کنید
12:17 پس شروع کردند به نزدیک شدن به او هر کدام را که او نشان دهد
12:23 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
12:26 قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه
12:30 پیامبر صلی الله علیه و آله صد شتر هدیه داد
12:35 پس به من دستور داد که گوشت آن را بخورم، پس آن را تقسیم کردم
12:38 سپس به من دستور داد که آن را کندم، پس آن را تقسیم کردم
12:42 بعد با پوستشون تقسیمشون کردم
12:45 جلال آن چیزی است که بر پشت شتر افکنده می شود، مانند لباس و مانند آن
12:50 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است
12:54 قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه
12:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور داد که بر جنازه او بایستم
13:04 و گوشت و پوست و لگن آنها را صدقه خواهم داد
13:09 و نباید آن را به قصاب بدهم
13:12 گفت از خودمان می دهیم
13:16 خلاصه ای از سیره پیامبر
13:20 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
13:26 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
13:33 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
13:40 بقیه با لب هایش حرکت کرد