از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 106 از 110
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (198) | إفاضة النبي صلى الله عليه وسلم من عرفة إلى مزدلفة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
محمد رسول خداست
0:10
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:24
شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله از عرفات تا مزدلفه.
0:33
هنگامی که خورشید غروب کرد و غروب آن قوی شد، زردی از بین رفت
0:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله از عرفات به سوی مزدلفه حرکت کرد.
0:45
او راه خود را انجام می دهد
0:48
اسامه بن زید رضی الله عنه جانشین خود را اضافه کرد
0:53
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را پر از سلام کرد
0:57
و رسول خدا صلی الله علیه و آله گردن را آسان کرد
1:02
بین کاهش سرعت و افزایش سرعت حرکت می کند
1:05
اگر شکافی وجود داشته باشد، متن بالای گردن می رود
1:10
متن نوعی پیاده روی سریع است
1:14
و هرگاه یکی از طناب ها بیاید
1:17
افسار شترش را کمی شل کرد تا او بتواند از آن بالا برود
1:22
طناب یک تکه ماسه بزرگ کشیده است
1:27
وقتی با مردم در راه بود
1:30
درود و رحمت بر او باد
1:33
پس بول کرد و سبک وضو گرفت
1:36
اسامه رضی الله عنه به او گفت
1:39
صلوات یا رسول الله
1:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:45
دعا کردن پیش شما
1:48
آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است.
1:52
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
1:56
اسامه رضی الله عنه
1:58
باسن پیامبر صلی الله علیه و آله بود
2:01
از عرفات تا مزدلفه
2:04
سپس اعتباری از مزدلفه به منا اضافه کرد
2:07
هر دو گفتند
2:09
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ادامه داد
2:12
تا جمرات عقبه را رجم می کند، تلبیه می کند
2:16
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:19
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
2:23
جمع آوری می کنیم
2:25
شنيدم کسي که سوره بقره بر او نازل شده در اين باره مي گفت
2:30
خدا خیرت بده
2:33
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:36
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
2:40
تا غروب آفتاب ایستاده بود
2:44
زردی کمی از بین رفت تا اینکه دیسک ناپدید شد
2:48
اسامه پشت سر او تعقیب کرد
2:51
رسول خدا صلی الله علیه و آله پرداخت کرد
2:54
او توسط افسار به دار آویخته شد
2:57
حتی سرش به مورک برخورد کرد
3:01
و با دست راستش می گوید
3:03
ای مردم، آرامش، آرامش
3:07
هر وقت یکی از طناب ها می آید
3:10
او را کمی آرام کنید تا بتواند بالا بیاید
3:13
تا اینکه به مزدلفه آمد
3:16
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
3:18
و ابوداود در سنن خود با سند صحیح
3:22
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
3:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله به تفصیل پرداخت
3:29
از عرفات سلام الله علیه
3:32
و همنشینش اسامه رضی الله عنه
3:35
گفت: ای مردم آرام باشید.
3:40
زیرا عدالت با درو کردن اسب و شتر یکسان نیست
3:44
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
3:47
از اسامه بن زید رضی الله عنه هر دو
3:51
از او پرسیدند که حال رسول خدا صلی الله علیه و آله چگونه است؟
3:57
هنگام پرداخت به حجة الوداع می رود
4:00
گفت خدا از او راضی باشد
4:03
او راحت می رفت
4:05
اگر در متن خلأ وجود داشته باشد
4:08
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:11
از اسامه بن زید - رضی الله عنه - گفت
4:15
دنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:18
از عرفات
4:20
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید
4:23
افراد چپ که زیر مزدلفه هستند
4:26
آناچ فبال
4:28
بعد آمد و من وضو بر او ریختم
4:31
پس وضوی سبکی گرفت
4:34
پس نماز خواندم یا رسول الله
4:37
نماز را پیش شما خواند
4:40
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
4:44
به مزدلفه
4:46
مسجدالحرام است
4:48
وضو بگیر و وضو را تمام کن
4:51
نماز مغرب و عشا را با آن خواند
4:54
با یک اذان و دو اقامه
4:57
چیزی بین آنها نیفتاد
5:00
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نشینی کرد
5:03
تا اینکه سحر آمد
5:06
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
5:09
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:12
نماز مغرب و عشا را جدا کرد
5:15
با یک اذان و دو اقامه
5:18
چیزی بین آنها رد نشد
5:21
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نشینی کرد
5:24
تا اینکه سحر آمد
5:27
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
5:30
از اسامه بن زید - رضی الله عنه - گفت
5:33
وقتی به مزدلفه آمد
5:36
فرود آمد و وضو گرفت و آن را خوب انجام داد
5:39
سپس نماز خوانده شد
5:42
فصل مراکش
5:44
هر کس در خانه شتر خود را دارد
5:47
بعد شام خوردم
5:50
او را از هم جدا کرد و چیزی بین آنها نیفتاد
5:53
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:56
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:59
مجموعه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:02
ترکیب بین مغرب و عشا
6:05
هر کدام از آنها یک اقامتگاه دارند
6:08
او بین آنها شنا نکرد
6:11
نه بعد از هر کدام
6:14
پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده است
6:21
در مسجدالحرام
6:24
سپس آن را به سمت ما هل داد
6:27
وقتی سحر آمد
6:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد
6:34
مردم را صبح در اول وقتش جدا کن
6:37
با اذان و اقامه
6:40
آن روز، روز قربانی است
6:43
بزرگترین روز حج است
6:46
روز اذان برای برائت خداوند است
6:49
و رسولش از هر مشرکی است
6:52
و شنبه بود
6:55
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
6:58
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:01
هنگامى كه سحر بر او ظاهر شد، نماز فجر را خواند
7:04
با اذان و اقامه
7:07
سپس حداکثر سوار شد
7:11
پس رو به قبله شد
7:14
پس او را خواند و او را تسبیح داد و تنها خدا را تسبیح گفت
7:17
تا زمانی که قدش بلند شد ایستاده بود
7:20
پس قبل از طلوع خورشید پرداخت
7:23
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
7:26
ترمذی در دانشگاهش
7:29
با زنجیره انتقال معتبر
7:32
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
7:35
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:39
قبل از طلوع آفتاب
7:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
7:45
اهل مزدلفه همه در موقعیتی هستند
7:48
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
7:51
با زنجیره انتقال معتبر
7:54
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
7:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:00
او اینجا توقف کرد
8:03
و تمام مزدلفه پارکینگ است
8:09
پیامبر صلی الله علیه و آله سنگ ها را آماده کرد
8:12
فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:16
الفضل بن عباس رضی الله عنهم
8:19
روز بعد از قربانی
8:22
برای برداشتن سنگ ریزه ها برای او
8:25
پس برای او هفت سنگریزه برداشت
8:28
ابن ماجه در سنن خود روایت کرده است
8:31
با زنجیره انتقال معتبر
8:34
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
8:37
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
8:40
صبح عقبه بر شترش بود
8:43
گربه لی گره می زند
8:46
هفت سنگریزه برایش پرتاب کرد
8:49
آنها سنگ کیسه صفرا هستند
8:52
پس شروع کرد به تکان دادن آنها در کف دستم و گفت:
8:55
چنین افرادی خرد می شوند
8:58
سپس فرمود: ای مردم!
9:01
مراقب غلو در دین باشید
9:04
انداختن پیامبر صلی الله علیه و آله
9:09
جمرات عقبه روز قربانی است
9:12
جابر بن عبدالله رضی الله عنه گفت
9:16
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله این راه را در پیش گرفت
9:19
راه وسط
9:22
که در جمرات الکبری بیرون می آید
9:25
تا اینکه به زغال سوزان نزدیک درخت رسید
9:28
هفت سنگریزه به سوی او پرتاب کرد
9:31
با هر وعده از آن رشد می کند
9:34
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
9:37
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
9:40
گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله
9:43
جماعت در روز قربانی، قربانی است
9:46
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
9:49
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
9:53
گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم
9:56
روزی خود را روی شترش می اندازد
9:59
نسبت به او
10:02
روزی بر شتر خود قربانی می انداخت
10:05
و او می گوید
10:06
برای انجام تشریفات شما
10:09
نمیدانم بعد از این حج من حج نخواهم کرد؟
10:14
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
10:17
از ام الحسین رضی الله عنه گفت
10:21
حج وداع را با رسول خدا صلی الله علیه و آله به جا آوردم
10:26
او را دیدم که جمرات عقبه را رجم کرد و رفت
10:30
او با بلال و اسامه بر کوه بود
10:34
یکی از آنها شتر خود را رهبری کرد
10:37
آن دیگری از آفتاب جامه خود را بر سر رسول خدا صلی الله علیه و آله برافراشت.
10:44
او گفت
10:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سخنان زیادی فرمود
10:50
بعد شنیدم که گفت
10:53
غلام سیاه و فرفری به تو دستور داده است
10:57
او شما را با کتاب خداوند متعال هدایت می کند
11:00
پس او را بشنوید و از او اطاعت کنید
11:03
پیامبر صلی الله علیه و آله قتلگاه را در منا پرداخت
11:11
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به قتلگاه منا رفت.
11:18
پس بدنش را با دست شریفش ذبح کرد
11:21
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
11:24
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
11:29
سپس به سمت شیب رفت
11:31
پس شصت و سه را با دست خود ذبح کرد
11:34
سپس علی رضی الله عنه را داد
11:37
پس ما ذبح می کنیم که خاک است
11:39
یعنی چیزی که باقی می ماند
11:41
و با او در هدیه او همراه شوید
11:43
سپس از هر بدن مقداری دستور داد
11:46
هر قطعه
11:48
پس در قابلمه ریختم و پختم
11:51
پس گوشت آن را خوردند و آبگوشت آن را نوشیدند
11:55
جنازه را به رسالت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می آورد.
12:01
امام احمد در مسند و ابوداود در سنن به سند صحیح نقل کرده اند.
12:07
از عبدالله بن قرطار رضی الله عنه گفت
12:11
پنج یا شش شتر به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تقدیم کنید
12:17
پس شروع کردند به نزدیک شدن به او هر کدام را که او نشان دهد
12:23
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
12:26
قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه
12:30
پیامبر صلی الله علیه و آله صد شتر هدیه داد
12:35
پس به من دستور داد که گوشت آن را بخورم، پس آن را تقسیم کردم
12:38
سپس به من دستور داد که آن را کندم، پس آن را تقسیم کردم
12:42
بعد با پوستشون تقسیمشون کردم
12:45
جلال آن چیزی است که بر پشت شتر افکنده می شود، مانند لباس و مانند آن
12:50
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است
12:54
قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه
12:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور داد که بر جنازه او بایستم
13:04
و گوشت و پوست و لگن آنها را صدقه خواهم داد
13:09
و نباید آن را به قصاب بدهم
13:12
گفت از خودمان می دهیم
13:16
خلاصه ای از سیره پیامبر
13:20
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
13:26
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
13:33
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
13:40
بقیه با لب هایش حرکت کرد