المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (147 ) | بيعة الرضوان

◉ 1029 بازدید ⏱ 9:40 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 عهد رضوان
0:30 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
0:36 خداوند از ایشان به خاطر بیعتشان راضی باشد
0:38 این بیعت به بیعت رضوان معروف بود
0:42 زیرا خداوند متعال از صاحبان آن راضی است
0:46 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
0:49 نشستن زیر درخت
0:51 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
0:54 از مقیل بن یسار رضی الله عنه گفت
0:58 شما ما را در روز درختکاری دیدید
1:01 پیامبر صلی الله علیه و آله با مردم بیعت کرد
1:04 و یکی از شاخه هایش را از روی سرش برداشتم
1:08 ما هزار و چهارصد نفریم
1:11 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
1:14 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
1:18 در روز حدیبیه هزار و چهارصد نفر بودیم
1:21 پس با او بیعت کردیم
1:23 عمر رضی الله عنه دستش را زیر درخت گرفته بود
1:28 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کرد
1:31 خودش از طرف عثمان رضی الله عنه
1:35 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
1:38 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
1:42 و اما غیبت او از بیعت با الرضوان
1:45 اگر کسی در دل مکه از عثمان عزیزتر بود
1:49 تا او را به جای خود بفرستند
1:51 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله عثمان را فرستاد
1:55 این بیعت با الرضوان بود
1:57 پس از آنکه عثمان به مکه رفت
2:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله با دست راست فرمود
2:05 این دست عثمان است
2:07 پس به دستش زد
2:10 این را به عثمان گفت
2:13 امام ترمذی در مجموعه خود آن را با سند خوبی نقل کرده است
2:18 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:21 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد
2:25 با بیعت با الرضوان
2:27 عثمان بن عفان رضی الله عنه فرستاده رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردم مکه بود.
2:35 گفت: پس مردم بیعت کردند
2:38 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:42 عثمان به خدا و رسولش نیازمند است
2:46 او با یک دست به دست دیگر ضربه زد
2:49 دست رسول خدا صلی الله علیه و آله برای عثمان بود
2:54 بهتر از دست خودشون
2:57 حافظ بن کثیر گفت
3:00 این بزرگ ترین شاهدان او رضی الله عنه آن بیعت بود
3:05 و خداوند متعال در این باره نازل کرده است
3:08 هنگامی که مؤمنان در زیر درخت با تو بیعت کردند، خداوند از آنان خشنود شد
3:14 فضیلت اهل بیعت با الرضوان
3:19 بزرگترین چیزی که در فضیلت اهل بیعت با الرضوان ذکر شده است.
3:24 خداوند متعال فرمود
3:26 هنگامی که مؤمنان در زیر درخت با تو بیعت کردند، خداوند از آنان خشنود شد
3:31 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
3:34 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
3:38 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز حدیبیه به ما فرمود.
3:44 شما بهترین مردم روی زمین هستید
3:46 ما هزار و چهارصد بودیم
3:49 حافظ در الفتح گفته است
3:51 این به وضوح نشان دهنده فضیلت صاحبان درخت است
3:55 او در آن زمان مسلمان بود
3:58 گروهی در مکه و مدینه و جاهای دیگر
4:02 امام احمد در مسند خود، ترمذی و ابوداود روایت کرده است
4:07 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
4:11 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:15 کسی که زیر درخت بیعت کند وارد آتش نمی شود
4:20 تعدادی از مشرکان اسیر شدند
4:25 هنگامی که قریش از بیعت مطلع شدند
4:29 شبانه گروهی را به اردوگاه مسلمانان فرستادم
4:33 همگی اسیر شدند
4:36 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
4:39 و امام احمد در مسندش
4:41 تلفظ برای احمد است
4:43 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
4:47 وقتی روز حدیبیه بود
4:50 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و یارانش نازل شد.
4:54 هشتاد مرد مکی اسلحه دار
4:58 از جبل تنیم
5:00 پس آنها را ندا داد و آنها را گرفتند
5:03 این آیه نازل شد
5:05 اوست که دستهای آنان را از تو و دستهای تو را از آنان باز داشت
5:11 در قلب مکه
5:13 در قلب مکه بعد از اینکه تو را به خاطر گناهانشان می بخشم
5:18 و خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست
5:24 و در روایتی دیگر در المسند و المستدرک با سند صحیح.
5:29 از عبدالله بن مغفال الموزنی رضی الله عنه گفت
5:34 ما هم همینطور
5:36 سی جوان با اسلحه بر علیه ما بیرون آمدند
5:40 در صورت ما شورش کردند
5:42 پس پیامبر صلی الله علیه و آله برای آنها دعا کرد
5:46 پس خداوند چشم آنها را گرفت
5:49 پس به سوی آنها رفتیم و آنها را اسیر کردیم
5:52 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
5:56 آیا در زمان سلطنت کسی آمده اید؟
5:58 یا کسی شما را امن کرده است؟
6:02 گفتند: خدایا نه
6:05 پس آنها را رها کنید
6:07 و خداوند متعال نازل کرد
6:09 اوست که دستهای آنان را از تو و دستهای تو را از آنان باز داشت
6:15 در قلب مکه
6:17 در قلب مکه بعد از اینکه تو را به خاطر گناهانشان می بخشم
6:23 و خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست
6:30 چه زمانی اسیر شدند؟
6:34 گفتم به نظر می رسد این حادثه پس از مصالحه رخ داده است
6:39 یا کمی قبل از آن
6:41 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
6:45 از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید
6:49 مشرکان به دنبال آشتی هستند
6:52 پس به سمت هم رفتیم
6:54 و خودمان را مسلح کردیم
6:56 به طلحه بن عبیدالله می فروختی
6:59 اسبش را سیراب می کنم، او را حس می کنم و به او خدمت می کنم
7:02 و مقداری از غذایش را خورد
7:04 خانواده و مال خود را گذاشتم تا به سوی خدا و رسولش هجرت کنم.
7:11 وقتی ما و اهل مکه مسلح شدیم
7:14 با هم قاطی شدیم
7:16 به درختی رسیدم و خارهایش را شکستم
7:19 بنابراین او در ریشه خود دراز کشید
7:22 چهار مشرک از مکه نزد من آمدند
7:26 پس شروع کردند به حمله به رسول خدا صلی الله علیه و آله
7:30 پس من آنها را می خواستم
7:32 بنابراین به درخت دیگری تبدیل شد
7:35 اسلحه ها را آویزان کردند و فریاد زدند
7:38 بنابراین ما آنها را نیز توضیح دادیم
7:40 سپس یک تماس گیرنده از ته دره تماس گرفت
7:43 ای مهاجران!
7:45 ابن زن کشته شد
7:47 او گفت
7:48 بنابراین من شمشیر خود را انتخاب کردم
7:50 بعد به آن چهار نفر در حالی که دراز کشیده بودند استرس دادم
7:54 پس اسلحه آنها را گرفتم
7:56 بنابراین من آن را در دستم فشار دادم
7:58 بعد گفتم
8:00 و چه کسی چهره محمد را گرامی داشت
8:02 هیچ کدومتون سرتون رو بلند نکنید
8:05 مگر اینکه به کسی که در چشمانش بود برخورد کند
8:08 سپس آنها را آوردم و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردم
8:13 او گفت
8:15 دایی ام عامر آمد
8:17 با مردی از ابلات
8:19 او را مکرز می گویند
8:21 او را به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله می رساند
8:25 روی مادیان خشک شده
8:27 در هفتاد مشرک
8:30 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها نگاه کرد
8:34 و او گفت
8:35 به آنها اجازه دهید
8:37 شروع و ادامه بداخلاقی در اختیار آنها نیست
8:40 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را عفو کرد
8:44 و خداوند نازل کرد
9:04 حافظ بن کثیر در تفسیر آیه می گوید:
9:07 این سپاس خداوند از بندگان مؤمنش است
9:11 هنگامی که دست مشرکان مانع آنها شد
9:14 هیچ آسیبی به آنها نرسید
9:17 و دست مؤمنان مشرکین
9:20 در مسجد الحرام با آنها نجنگیدند
9:23 بلکه هر دو تیم را حفظ کرد
9:26 و بین آنها آشتی ایجاد کن که برای مؤمنان خیر باشد
9:30 و عاقبتی برای آنها در دنیا و آخرت است
9:34 خلاصه
9:37 در سیره پیامبر