المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (122) | فضل شهداء أحد

◉ 0 بازدید ⏱ 8:20 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 شفای رسول خدا صلی الله علیه و آله
0:33 نبرد تمام نشده بود
0:37 صحابه رضی الله عنه آن را گرفتند
0:39 زخم های رسول خدا صلی الله علیه و آله را مداوا می کنند
0:44 ابن حبان در صحیح خود با سند قوی روایت کرده است
0:48 از زبیر بن عوام رضی الله عنه می فرماید.
0:52 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:55 علی بن ابی طالب رضی الله عنه
0:58 پس مهاراها آمدند
1:00 آب در کوه احد است
1:03 برایش آب در کوزه اش آورد
1:06 یعنی در سپر چرمی اش
1:08 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست از آن بنوشد
1:13 بویی از او یافت و او را درمان کرد
1:16 پس خون روی صورتش را شست
1:19 و می گوید صلی الله علیه و آله و سلم
1:22 غضب خداوند بر کسانی که چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را خون آلود کردند شدت گرفت.
1:29 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:33 از سهل بن سعد رضی الله عنه
1:36 از او درباره زخم رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز احد سؤال شد.
1:42 گفت خدا از او راضی باشد
1:44 صورت مجروح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:48 چهارش شکسته بود
1:50 تخم مرغ روی سرش کوبید
1:53 فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در حال شستشوی خونها بود.
2:00 علی بن ابی طالب رضی الله عنه بر او آب ریخت
2:05 یعنی با سپر
2:07 وقتی فاطمه دید که آب فقط جریان خون را زیاد می کند
2:12 یک تکه حصیر برداشتم
2:14 پس او را سوزاند تا خاکستر شد
2:17 سپس آن را به زخم چسباندم
2:20 پس خون را نگه دارید
2:22 مسلمانان شهدای خود را از دست می دهند و آنها را دفن می کنند
2:28 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و یارانش برای تفتیش مردگانشان فرود آمدند.
2:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد تا شهدای احد را جمع کنند.
2:41 و در قبر خود دفن می شوند
2:43 نباید آنها را به شهر برد و در آنجا دفن کرد
2:47 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است
2:52 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
2:56 ما مردگان را روز یکشنبه حمل کردیم تا دفن کنیم
3:00 سپس منادى پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و فرمود:
3:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما دستور می دهد که مردگان را در جای خود دفن کنید.
3:12 ما به آنها پاسخ دادیم
3:14 و در روایت امام ترمذی در جامع خود با سند صحیح.
3:19 جابر رضی الله عنه گفت
3:22 یکشنبه که شد، عمه ام پدرم را آورد تا او را در قبرستان ما دفن کنند
3:29 سپس منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد
3:34 مردگان را به محل استراحتشان برگردانید
3:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
3:41 دو و سه مرد را در یک قبر جمع کنند
3:45 و دلیل آن
3:47 آنها قادر به حفر قبر نبودند
3:50 به خاطر زخم هایی که کشیده اند
3:53 ابوداود آن را در سنن خود آورده است
3:56 و ترمذی در مجموعه خود با سندی معتبر
4:00 تلفظ ابوداود است
4:02 از هشام بن عامر رضی الله عنهم گفت
4:06 انصار در روز احد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند.
4:13 ما زخمی و خسته بودیم
4:15 پس چگونه به ما سفارش می دهید؟
4:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:21 حفاری و گسترش دهید
4:23 و آن دو و سه مرد را در قبر بگذار
4:26 گفته شد: کدام یک از آنها جلو بیاید؟
4:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:33 اکثر آنها قرآنی هستند
4:35 هشام گفت
4:37 آن روز پدرم عامر بین دو نفر مجروح شد
4:41 یا یکی گفت
4:43 در کلام امام ترمذی
4:45 هشام گفت
4:47 پس پدرم فوت کرد
4:49 او در دستان دو مرد معرفی شد
4:51 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
4:55 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
4:59 پیامبر صلی الله علیه و آله دو مرد کشته شده را در یک لباس جمع می کرد
5:06 بعد می گوید
5:08 کدام یک از آنها بیشتر قرآن می خواند؟
5:11 اگر به یکی از آنها اشاره کنم
5:14 پاهایش در قبر است
5:16 امام بن قیم گفت
5:18 سنت در شهدا
5:20 در قبرشان دفن شوند
5:23 آنها به مکان دیگری منتقل نمی شوند
5:26 فضیلت شهدای احد
5:32 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:35 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:43 من شهید این مردم هستم
5:46 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
5:50 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:54 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
5:58 اگر از اصحاب کسی نام برده شود
6:01 به خدا سوگند ای کاش با اهل کوهستان به بیراهه می رفتم
6:06 یعنی پای کوه
6:09 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
6:11 ابوداود و حکیم با سند خوب
6:15 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
6:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:23 وقتی برادرانت مجروح شدند
6:26 خداوند روح آنها را در شکم پرنده ای سبز قرار داد
6:30 نهرهای بهشت باز می گردند
6:32 از میوه های آن بخورید
6:34 او به چراغ های طلایی آویزان در سایه تخت پناه می برد
6:40 وقتی غذا، نوشیدنی و استراحت خوب یافتند،
6:45 گفتند: چه کسی برادران ما را از ما آگاه می کند؟
6:49 ما در بهشت زنده ایم و روزی داریم
6:52 چون از جهاد غافل نمی شوند
6:55 در جنگ خسته نمی شوند
6:58 و خداوند متعال فرمود
7:00 من آنها را در مورد شما آگاه می کنم
7:02 گفت پس خدای متعال نازل کرد
7:06 و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند
7:14 بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند
7:21 حافظ بن کثیر گفت
7:23 و اما ارواح شهدا
7:26 در محصولات پرندگان سبز است
7:29 آنها برای روح همه مؤمنان مانند ستارگان هستند
7:34 خودشان پرواز می کنند
7:37 از خداوند بزرگوار رحمت او را خواستاریم
7:40 تا ما را در ایمان تقویت کند
7:43 خلاصه ای از سیره پیامبر
7:48 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
7:55 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:01 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:07 بقیه با لب هایش حرکت کرد