از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 83 از 162
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (122) | فضل شهداء أحد
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
شفای رسول خدا صلی الله علیه و آله
0:33
نبرد تمام نشده بود
0:37
صحابه رضی الله عنه آن را گرفتند
0:39
زخم های رسول خدا صلی الله علیه و آله را مداوا می کنند
0:44
ابن حبان در صحیح خود با سند قوی روایت کرده است
0:48
از زبیر بن عوام رضی الله عنه می فرماید.
0:52
فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:55
علی بن ابی طالب رضی الله عنه
0:58
پس مهاراها آمدند
1:00
آب در کوه احد است
1:03
برایش آب در کوزه اش آورد
1:06
یعنی در سپر چرمی اش
1:08
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست از آن بنوشد
1:13
بویی از او یافت و او را درمان کرد
1:16
پس خون روی صورتش را شست
1:19
و می گوید صلی الله علیه و آله و سلم
1:22
غضب خداوند بر کسانی که چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را خون آلود کردند شدت گرفت.
1:29
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:33
از سهل بن سعد رضی الله عنه
1:36
از او درباره زخم رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز احد سؤال شد.
1:42
گفت خدا از او راضی باشد
1:44
صورت مجروح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:48
چهارش شکسته بود
1:50
تخم مرغ روی سرش کوبید
1:53
فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در حال شستشوی خونها بود.
2:00
علی بن ابی طالب رضی الله عنه بر او آب ریخت
2:05
یعنی با سپر
2:07
وقتی فاطمه دید که آب فقط جریان خون را زیاد می کند
2:12
یک تکه حصیر برداشتم
2:14
پس او را سوزاند تا خاکستر شد
2:17
سپس آن را به زخم چسباندم
2:20
پس خون را نگه دارید
2:22
مسلمانان شهدای خود را از دست می دهند و آنها را دفن می کنند
2:28
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و یارانش برای تفتیش مردگانشان فرود آمدند.
2:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد تا شهدای احد را جمع کنند.
2:41
و در قبر خود دفن می شوند
2:43
نباید آنها را به شهر برد و در آنجا دفن کرد
2:47
ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است
2:52
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
2:56
ما مردگان را روز یکشنبه حمل کردیم تا دفن کنیم
3:00
سپس منادى پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و فرمود:
3:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما دستور می دهد که مردگان را در جای خود دفن کنید.
3:12
ما به آنها پاسخ دادیم
3:14
و در روایت امام ترمذی در جامع خود با سند صحیح.
3:19
جابر رضی الله عنه گفت
3:22
یکشنبه که شد، عمه ام پدرم را آورد تا او را در قبرستان ما دفن کنند
3:29
سپس منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد
3:34
مردگان را به محل استراحتشان برگردانید
3:37
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
3:41
دو و سه مرد را در یک قبر جمع کنند
3:45
و دلیل آن
3:47
آنها قادر به حفر قبر نبودند
3:50
به خاطر زخم هایی که کشیده اند
3:53
ابوداود آن را در سنن خود آورده است
3:56
و ترمذی در مجموعه خود با سندی معتبر
4:00
تلفظ ابوداود است
4:02
از هشام بن عامر رضی الله عنهم گفت
4:06
انصار در روز احد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند.
4:13
ما زخمی و خسته بودیم
4:15
پس چگونه به ما سفارش می دهید؟
4:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:21
حفاری و گسترش دهید
4:23
و آن دو و سه مرد را در قبر بگذار
4:26
گفته شد: کدام یک از آنها جلو بیاید؟
4:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:33
اکثر آنها قرآنی هستند
4:35
هشام گفت
4:37
آن روز پدرم عامر بین دو نفر مجروح شد
4:41
یا یکی گفت
4:43
در کلام امام ترمذی
4:45
هشام گفت
4:47
پس پدرم فوت کرد
4:49
او در دستان دو مرد معرفی شد
4:51
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
4:55
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
4:59
پیامبر صلی الله علیه و آله دو مرد کشته شده را در یک لباس جمع می کرد
5:06
بعد می گوید
5:08
کدام یک از آنها بیشتر قرآن می خواند؟
5:11
اگر به یکی از آنها اشاره کنم
5:14
پاهایش در قبر است
5:16
امام بن قیم گفت
5:18
سنت در شهدا
5:20
در قبرشان دفن شوند
5:23
آنها به مکان دیگری منتقل نمی شوند
5:26
فضیلت شهدای احد
5:32
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:35
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:43
من شهید این مردم هستم
5:46
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
5:50
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:54
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
5:58
اگر از اصحاب کسی نام برده شود
6:01
به خدا سوگند ای کاش با اهل کوهستان به بیراهه می رفتم
6:06
یعنی پای کوه
6:09
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
6:11
ابوداود و حکیم با سند خوب
6:15
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
6:19
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:23
وقتی برادرانت مجروح شدند
6:26
خداوند روح آنها را در شکم پرنده ای سبز قرار داد
6:30
نهرهای بهشت باز می گردند
6:32
از میوه های آن بخورید
6:34
او به چراغ های طلایی آویزان در سایه تخت پناه می برد
6:40
وقتی غذا، نوشیدنی و استراحت خوب یافتند،
6:45
گفتند: چه کسی برادران ما را از ما آگاه می کند؟
6:49
ما در بهشت زنده ایم و روزی داریم
6:52
چون از جهاد غافل نمی شوند
6:55
در جنگ خسته نمی شوند
6:58
و خداوند متعال فرمود
7:00
من آنها را در مورد شما آگاه می کنم
7:02
گفت پس خدای متعال نازل کرد
7:06
و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند
7:14
بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند
7:21
حافظ بن کثیر گفت
7:23
و اما ارواح شهدا
7:26
در محصولات پرندگان سبز است
7:29
آنها برای روح همه مؤمنان مانند ستارگان هستند
7:34
خودشان پرواز می کنند
7:37
از خداوند بزرگوار رحمت او را خواستاریم
7:40
تا ما را در ایمان تقویت کند
7:43
خلاصه ای از سیره پیامبر
7:48
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
7:55
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:01
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:07
بقیه با لب هایش حرکت کرد