المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (114) استشارة رسول الله صلى الله عليه وسلم أصحابه

◉ 0 بازدید ⏱ 7:44 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 پیام عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه
0:33 به رسول خدا صلی الله علیه و آله
0:38 او عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه بود
0:42 او تحرکات قریش و آمادگی نظامی آنها را زیر نظر دارد
0:46 وقتی این ارتش حرکت کرد
0:49 عباس رضی الله عنه به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیام عاجل فرستاد.
0:57 شامل تمام جزئیات ارتش است
1:00 حافظ بن عبدالبر گفت
1:02 عباس رضی الله عنه بود
1:05 با اخبار مشرکین به رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسد
1:11 مسلمانان در مکه خود را با آن تقویت می کردند
1:15 امام ذهبی فرمودند
1:17 عباس رضی الله عنه همچنان بر پیامبر صلی الله علیه و آله دلسوزی کرد.
1:24 دوست داشتن او
1:25 در برابر آسیب صبور باشید
1:27 و زمانی که او هنوز تحویل می دهد
1:29 پس شب عقبه است
1:32 دانست و شب با برادرزاده اش بلند شد
1:35 مستند بود که او هفتاد ساله بود
1:38 سپس با قومش به اجبار به سوی بدر رفت
1:42 پس اسیر شد
1:43 به آنها وحی کرد که مسلمان است
1:46 سپس به مکه بازگشت
1:48 نمی دانم چرا آنجا ماند
1:51 سپس در روز یکشنبه یا روز خندق از او خبری نیست
1:56 با ابوسفیان بیرون نرفت
1:58 قریش تا آنجا که می دانستند در این باره به او چیزی نگفتند
2:03 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
2:07 قبل از فتح مکه هجرت کرد
2:10 آمدنش ما را آزاد نکرد
2:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب خود مشورت کرد
2:22 پس از آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر قریش را تأیید کرد
2:28 دوستانش را جمع کرد و با آنها مشورت کرد
2:31 آیا باید پیش آنها برود یا در شهر بماند؟
2:35 این نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
2:39 نه اینکه شهر را ترک کنم
2:42 و برای محافظت از آنها
2:44 اگر مشرکان وارد آن شوند
2:48 مسلمانان در دهانه کوچه ها با آنها جنگیدند
2:52 و زنان از بالای خانه ها
2:54 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها گفت
2:58 با رؤیایی که در خواب دید
3:01 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
3:05 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
3:09 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
3:13 شمشیر او در روز بدر ذوالفقار بود
3:16 او کسی بود که رؤیای روز یکشنبه را در او دید
3:20 و او گفت
3:21 ذوالفقار را در شمشیر خود دیدم اما نشد
3:25 هر بریدگی در آن
3:27 اگر آن را تفسیر کنید در میان شما نخواهد بود
3:30 و دیدم که من قوچ قوچ هستم
3:33 بنابراین من آن را قوچ گردان کردم
3:36 دیدم که در زره قوی هستم
3:40 پس آن را به شهر دادم
3:42 دیدم گاوها را ذبح می کنند
3:45 پس به خدا گاوها خوبند
3:48 پس به خدا گاوها خوبند
3:51 امام نسایی در سنن کبری با سند صحیح روایت کرده است.
3:56 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
4:00 با رسول خدا صلی الله علیه و آله مشورت کرد
4:04 مردم در روز یکشنبه
4:06 و او گفت
4:08 من دیدم که خوابیده چه می بیند
4:11 انگار در سپر محکمی پیچیده شده بودم
4:14 انگار گاو را ذبح می کنند و می فروشند
4:17 پس سپر شهر را تفسیر کرد
4:20 و گاوها دسته دسته اند و خدا خوب است
4:23 اگر در راه آهن با آنها مبارزه کنید
4:26 زنان آنها را روی دیوارها انداختند
4:30 و در روایت امام احمد با سند معتبر
4:34 عن جابر رضی الله عنه گفت
4:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:41 اگر در شهر مانده بودیم
4:44 اگر در آنجا بر ما وارد شوند، با آنها می جنگیم
4:48 نظر کسانی که بدر را ندیده اند
4:54 پس گروهی از صحابه با فضیلت، رضی الله عنهم پیشقدم شدند
4:59 هر که روز بدر بیرون رفتن تنگ شد
5:02 به آنها علامت بدهد که بیرون بروند
5:05 در این باره بر رسول خدا صلی الله علیه و آله اصرار کردند
5:10 گفتند یا رسول الله
5:13 به خدا ما در دوران جاهلیت کاری به آن نداشتیم
5:17 چگونه در اسلام وارد آن شویم؟
5:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:25 پس کسب و کار شما
5:27 و در روایت النسایی در السنن الکبری با سند صحیح.
5:32 گفتند: بر ما وارد شهر خواهند شد.
5:36 او هرگز وارد ما نشد
5:38 اما ما به سمت آنها می رویم
5:42 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:46 پس به شما بستگی دارد
5:48 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
5:51 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
5:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
5:59 شمشیر او در روز بدر ذوالفقار بود
6:01 او کسی بود که رؤیای روز یکشنبه را در او دید
6:05 دلیلش این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:09 هنگامی که مشرکان در روز احد نزد او آمدند
6:13 نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
6:17 برای زندگی در شهر و مبارزه با آنها در آنجا
6:21 مردمی که بدر را ندیده بودند به او گفتند
6:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را نزد آنها می برد
6:30 با هرکسی باهاشون میجنگیم
6:32 امید داشتند به همان فضیلتی که بر اهل بدر رسیده بود دست یابند
6:37 حافظ بن کثیر گفت
6:40 بسیاری از مردم از بیرون رفتن برای پیوستن به دشمن خودداری کردند
6:44 به سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و نظر ایشان توجه نکردند.
6:50 اگر از كسى كه به آنها امر كرده راضى مى‏شدند
6:54 اما سرنوشت و سرنوشت پیروز شد
6:57 و به طور کلی کسانی که به او اشاره کردند که ترک کند
7:00 مردانی که شاهد بدر نبودند
7:03 آنها می دانستند که اصحاب بدر در باب فضیلت چه مقدماتی داشتند
7:07 خلاصه ای از سیره پیامبر
7:12 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
7:18 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:25 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:32 و حرکت شما با بقیه لب است