از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 79 از 164
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (114) استشارة رسول الله صلى الله عليه وسلم أصحابه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
پیام عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه
0:33
به رسول خدا صلی الله علیه و آله
0:38
او عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه بود
0:42
او تحرکات قریش و آمادگی نظامی آنها را زیر نظر دارد
0:46
وقتی این ارتش حرکت کرد
0:49
عباس رضی الله عنه به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیام عاجل فرستاد.
0:57
شامل تمام جزئیات ارتش است
1:00
حافظ بن عبدالبر گفت
1:02
عباس رضی الله عنه بود
1:05
با اخبار مشرکین به رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسد
1:11
مسلمانان در مکه خود را با آن تقویت می کردند
1:15
امام ذهبی فرمودند
1:17
عباس رضی الله عنه همچنان بر پیامبر صلی الله علیه و آله دلسوزی کرد.
1:24
دوست داشتن او
1:25
در برابر آسیب صبور باشید
1:27
و زمانی که او هنوز تحویل می دهد
1:29
پس شب عقبه است
1:32
دانست و شب با برادرزاده اش بلند شد
1:35
مستند بود که او هفتاد ساله بود
1:38
سپس با قومش به اجبار به سوی بدر رفت
1:42
پس اسیر شد
1:43
به آنها وحی کرد که مسلمان است
1:46
سپس به مکه بازگشت
1:48
نمی دانم چرا آنجا ماند
1:51
سپس در روز یکشنبه یا روز خندق از او خبری نیست
1:56
با ابوسفیان بیرون نرفت
1:58
قریش تا آنجا که می دانستند در این باره به او چیزی نگفتند
2:03
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
2:07
قبل از فتح مکه هجرت کرد
2:10
آمدنش ما را آزاد نکرد
2:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب خود مشورت کرد
2:22
پس از آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر قریش را تأیید کرد
2:28
دوستانش را جمع کرد و با آنها مشورت کرد
2:31
آیا باید پیش آنها برود یا در شهر بماند؟
2:35
این نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
2:39
نه اینکه شهر را ترک کنم
2:42
و برای محافظت از آنها
2:44
اگر مشرکان وارد آن شوند
2:48
مسلمانان در دهانه کوچه ها با آنها جنگیدند
2:52
و زنان از بالای خانه ها
2:54
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها گفت
2:58
با رؤیایی که در خواب دید
3:01
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
3:05
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
3:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
3:13
شمشیر او در روز بدر ذوالفقار بود
3:16
او کسی بود که رؤیای روز یکشنبه را در او دید
3:20
و او گفت
3:21
ذوالفقار را در شمشیر خود دیدم اما نشد
3:25
هر بریدگی در آن
3:27
اگر آن را تفسیر کنید در میان شما نخواهد بود
3:30
و دیدم که من قوچ قوچ هستم
3:33
بنابراین من آن را قوچ گردان کردم
3:36
دیدم که در زره قوی هستم
3:40
پس آن را به شهر دادم
3:42
دیدم گاوها را ذبح می کنند
3:45
پس به خدا گاوها خوبند
3:48
پس به خدا گاوها خوبند
3:51
امام نسایی در سنن کبری با سند صحیح روایت کرده است.
3:56
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
4:00
با رسول خدا صلی الله علیه و آله مشورت کرد
4:04
مردم در روز یکشنبه
4:06
و او گفت
4:08
من دیدم که خوابیده چه می بیند
4:11
انگار در سپر محکمی پیچیده شده بودم
4:14
انگار گاو را ذبح می کنند و می فروشند
4:17
پس سپر شهر را تفسیر کرد
4:20
و گاوها دسته دسته اند و خدا خوب است
4:23
اگر در راه آهن با آنها مبارزه کنید
4:26
زنان آنها را روی دیوارها انداختند
4:30
و در روایت امام احمد با سند معتبر
4:34
عن جابر رضی الله عنه گفت
4:37
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:41
اگر در شهر مانده بودیم
4:44
اگر در آنجا بر ما وارد شوند، با آنها می جنگیم
4:48
نظر کسانی که بدر را ندیده اند
4:54
پس گروهی از صحابه با فضیلت، رضی الله عنهم پیشقدم شدند
4:59
هر که روز بدر بیرون رفتن تنگ شد
5:02
به آنها علامت بدهد که بیرون بروند
5:05
در این باره بر رسول خدا صلی الله علیه و آله اصرار کردند
5:10
گفتند یا رسول الله
5:13
به خدا ما در دوران جاهلیت کاری به آن نداشتیم
5:17
چگونه در اسلام وارد آن شویم؟
5:21
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:25
پس کسب و کار شما
5:27
و در روایت النسایی در السنن الکبری با سند صحیح.
5:32
گفتند: بر ما وارد شهر خواهند شد.
5:36
او هرگز وارد ما نشد
5:38
اما ما به سمت آنها می رویم
5:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:46
پس به شما بستگی دارد
5:48
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
5:51
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
5:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
5:59
شمشیر او در روز بدر ذوالفقار بود
6:01
او کسی بود که رؤیای روز یکشنبه را در او دید
6:05
دلیلش این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:09
هنگامی که مشرکان در روز احد نزد او آمدند
6:13
نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
6:17
برای زندگی در شهر و مبارزه با آنها در آنجا
6:21
مردمی که بدر را ندیده بودند به او گفتند
6:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را نزد آنها می برد
6:30
با هرکسی باهاشون میجنگیم
6:32
امید داشتند به همان فضیلتی که بر اهل بدر رسیده بود دست یابند
6:37
حافظ بن کثیر گفت
6:40
بسیاری از مردم از بیرون رفتن برای پیوستن به دشمن خودداری کردند
6:44
به سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و نظر ایشان توجه نکردند.
6:50
اگر از كسى كه به آنها امر كرده راضى مىشدند
6:54
اما سرنوشت و سرنوشت پیروز شد
6:57
و به طور کلی کسانی که به او اشاره کردند که ترک کند
7:00
مردانی که شاهد بدر نبودند
7:03
آنها می دانستند که اصحاب بدر در باب فضیلت چه مقدماتی داشتند
7:07
خلاصه ای از سیره پیامبر
7:12
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
7:18
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:25
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:32
و حرکت شما با بقیه لب است