از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 107 از 146
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (163) | قصة الشاة المسمومة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:24
داستان چت مسموم
0:31
یهودیان در این غزوه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نام بردند
0:39
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
0:42
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
0:46
هنگامی که خیبر فتح شد
0:48
به رسول خدا صلی الله علیه و آله هدیه داده شد
0:53
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:57
تعدادی از یهودیان را برای من جمع کنید
1:01
پس برای او جمع شدند
1:03
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
1:07
من در مورد چیزی از شما می پرسم
1:10
آیا در مورد او صادق هستید؟
1:13
گفتند: آری ابوالقاسم
1:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
1:20
این چت رو به اسم سما ساختی؟
1:24
و گفتند بله
1:25
گفت: چه شد که چنین کردی؟
1:29
گفتند: اگر دروغگو بودی میخواستیم از تو راحت شویم
1:34
و اگر پیامبر باشی به تو ضرری نمی رساند
1:38
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:40
از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
1:44
زنی یهودی با گوسفندان مسموم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد.
1:52
پس از آن خورد
1:54
پس آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد
1:58
پس در این مورد از او پرسید
2:00
او گفت می خواهم تو را بکشم
2:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:08
خدا شما را مجبور به این کار نمی کند
2:11
یا علی گفت
2:13
گفتند او را نکش
2:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:20
خیر
2:21
او گفت
2:22
من هنوز هم آن را در هوس های رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانم
2:29
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
2:33
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
2:37
زنی یهودی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گوسفندی مسموم داد.
2:44
پس به دنبال او فرستاد و گفت:
2:47
چه شد که کاری را که انجام دادید انجام دادید؟
2:50
او گفت
2:51
من تو را دوست داشتم یا می خواستم پیامبر باشی
2:55
خداوند آن را به شما اطلاع خواهد داد
2:57
و اگر پیامبر نیستی مردم را از تو راحت می کنم
3:01
او گفت
3:03
هر گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چیزی از آن را یافت
3:08
حجامت
3:10
او گفت
3:11
پس یک بار سفر کرد
3:13
وقتی احرام کرد چیزی از آن را یافت و حجامت کرد
3:20
قطع شدن آئورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:26
اثر این زهر بود
3:29
قطع شدن آئورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:33
امام بخاری روایت کرده است
3:36
قال عایشه رضی الله عنها
3:39
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از بیماری خود که بر اثر آن درگذشت می فرمود
3:45
ای عایشه
3:47
هنوز درد غذایی که در خیبر خوردم را حس می کنم
3:51
این زمانی است که من توقفی ترسناک تر از آن سم یافتم
3:57
امام احمد و ابوداود و حکیم آن را به سند صحیح نقل کرده اند.
4:02
از ام مبشیر رضی الله عنه گفت
4:06
در دردی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستگیر شد بر او وارد شدم.
4:13
گفتم: پدرم فدای تو باد یا رسول الله.
4:16
خودت را به چه متهم می کنی؟
4:18
من پسرم را به هیچ چیز متهم نمی کنم جز غذایی که با تو در خیبر خورده است
4:24
پسرش بشر بن البراء بن معرور بود که خدا از آن دو راضی باشد.
4:29
او پیش از پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت
4:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:37
من شخص دیگری را متهم نمی کنم
4:40
این زمان برای بخش چشمگیرتر است
4:44
امام احمد و حکیم با سند صحیح روایت کرده اند
4:48
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
4:52
زیرا نه بار قسم خوردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد.
4:58
من دوست دارم بیش از یک قسم بخورم که او کشته نشده است
5:04
دلیلش این است که خداوند متعال
5:06
او را به نبوت و شهادت گرفت
5:11
امام ابن قیم گفت
5:13
چرا پیامبر صلی الله علیه و آله از حجامت استفاده می کرد؟
5:17
مچ پایش را کاسه کرد
5:19
نزدیکترین جایی است که حجامت در آن به قلب امکان پذیر است
5:24
ماده سمی با خون خارج شد
5:27
به طور کامل خارج نشده است
5:29
بلکه اثر آن ضعیف باقی ماند
5:32
وقتی خداوند متعال بخواهد همه مراتب شایستگی را برای او تکمیل کند
5:38
زمانی که خداوند خواست او را با شهادت شرفیاب کند
5:42
اثر آن اثر نهفته سم آشکار شد
5:46
تا خداوند امری را که قبلاً در جریان بوده انجام دهد
5:49
راز گفته خداوند متعال برای دشمنان او در میان یهودیان آشکار شد
5:54
آیا هر گاه رسولی با چیزی که دلتان نمیخواهد نزد شما بیاید، تکبر میکنید؟
6:01
برخی را انکار کردهاید و برخی را کشتهاید.
6:05
سپس با کلمه "در مورد گذشته دروغ گفتی" آمد.
6:08
اتفاقی که برای آنها افتاد و به حقیقت پیوست
6:11
و او با کلمه "تو می کشی" آمد.
6:14
با آینده ای که انتظار دارند و منتظرش هستند
6:18
و خدا داناتر است
6:30
امام نووی فرمودند
6:32
قاضی ایاد گفت
6:34
باستان شناسان و محققین مخالف بودند
6:37
آیا پیامبر صلی الله علیه و آله او را کشت یا نه؟
6:41
در صحیح مسلم یافت شد
6:44
گفتند او را نکش
6:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نه.
6:52
در مورد ابوهریره و جابر نیز همینطور است
6:55
عن جابر از روایت ابوسلام
6:58
رضی الله عنه او را کشت
7:02
و در روایت ابن عباس
7:04
صلوات الله علیه آن را به اولیای بشر بن البراء بن معرور داد که خدا از آن دو راضی باشد.
7:12
مقداری از آن را خورد و از آن مرد
7:15
پس او را کشتند
7:17
ابن صحنون گفت
7:19
همه علمای حدیث موافق بودند
7:21
که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را کشت
7:26
قاضی گفت
7:27
علت جمع این روایات و اقوال
7:31
زمانی که سم او را کشف کرد، او را اولین بار نکشت
7:36
به او گفته شد که او را بکشد
7:38
و او گفت نه
7:39
هنگامی که بشر بن البراء رضی الله عنه از آن دو مرد
7:44
او را به اولیای خود سپرد و آنها به قصاص او را کشتند
7:49
درست است که گفتند او را نکشته است
7:51
یعنی بلافاصله
7:53
درست است که او را کشتند
7:55
یعنی بعد از آن
7:57
و خدا داناتر است
7:59
امام سهیلی فرمودند
8:01
و صورت جمع
8:03
صلوات الله علیه او را بخشید
8:07
زیرا او رضی الله عنه از خود انتقام نگرفت
8:12
هنگامی که بشربن البراء رضی الله عنه از آن غذا درگذشت
8:17
او را کشت
8:18
به این دلیل که بشر هنوز از آن غذا مریض است
8:23
تا اینکه حدود یک سال بعد از دنیا رفت
8:26
حافظ در الفتح گفته است
8:28
این احتمال وجود دارد که او او را ترک کرده باشد زیرا او اسلام آورده است
8:33
اما کشتن او را به تأخیر انداخت تا اینکه بشر رضی الله عنه از دنیا رفت
8:38
زیرا با فوت او وجوب قصاص به شرط او انجام شد
8:50
حافظ در الفتح گفته است
8:52
و در حدیث
8:53
گفتن غیب به او رضی الله عنه
8:57
و صحبت کردن با جمادات
9:00
و سرسختی یهودیان وجود دارد
9:02
به خاطر تصدیقشان به اخلاص او رضی الله عنه
9:06
در مورد دسیسه سمی که بر سرشان آمد
9:09
با این حال آنها لجبازی کردند و همچنان او را انکار کردند
9:14
این شامل کشتن شخصی است که به عنوان انتقام با سم کشته شده است
9:18
بیانگر این است که چیزهایی مانند سموم و غیره به خودی خود تأثیری ندارند
9:23
بلکه انشاء الله
9:27
خلاصه ای از سیره پیامبر
9:32
و مثل دو دنیا که از هم مزه می کنند
9:38
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
9:45
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
9:52
بقیه را با لب هایش حرکت داد