المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (163) | قصة الشاة المسمومة

◉ 932 بازدید ⏱ 10:00 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:24 داستان چت مسموم
0:31 یهودیان در این غزوه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نام بردند
0:39 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
0:42 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
0:46 هنگامی که خیبر فتح شد
0:48 به رسول خدا صلی الله علیه و آله هدیه داده شد
0:53 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:57 تعدادی از یهودیان را برای من جمع کنید
1:01 پس برای او جمع شدند
1:03 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
1:07 من در مورد چیزی از شما می پرسم
1:10 آیا در مورد او صادق هستید؟
1:13 گفتند: آری ابوالقاسم
1:16 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
1:20 این چت رو به اسم سما ساختی؟
1:24 و گفتند بله
1:25 گفت: چه شد که چنین کردی؟
1:29 گفتند: اگر دروغگو بودی می‌خواستیم از تو راحت شویم
1:34 و اگر پیامبر باشی به تو ضرری نمی رساند
1:38 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:40 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
1:44 زنی یهودی با گوسفندان مسموم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد.
1:52 پس از آن خورد
1:54 پس آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد
1:58 پس در این مورد از او پرسید
2:00 او گفت می خواهم تو را بکشم
2:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:08 خدا شما را مجبور به این کار نمی کند
2:11 یا علی گفت
2:13 گفتند او را نکش
2:16 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:20 خیر
2:21 او گفت
2:22 من هنوز هم آن را در هوس های رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانم
2:29 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
2:33 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
2:37 زنی یهودی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گوسفندی مسموم داد.
2:44 پس به دنبال او فرستاد و گفت:
2:47 چه شد که کاری را که انجام دادید انجام دادید؟
2:50 او گفت
2:51 من تو را دوست داشتم یا می خواستم پیامبر باشی
2:55 خداوند آن را به شما اطلاع خواهد داد
2:57 و اگر پیامبر نیستی مردم را از تو راحت می کنم
3:01 او گفت
3:03 هر گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چیزی از آن را یافت
3:08 حجامت
3:10 او گفت
3:11 پس یک بار سفر کرد
3:13 وقتی احرام کرد چیزی از آن را یافت و حجامت کرد
3:20 قطع شدن آئورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:26 اثر این زهر بود
3:29 قطع شدن آئورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:33 امام بخاری روایت کرده است
3:36 قال عایشه رضی الله عنها
3:39 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از بیماری خود که بر اثر آن درگذشت می فرمود
3:45 ای عایشه
3:47 هنوز درد غذایی که در خیبر خوردم را حس می کنم
3:51 این زمانی است که من توقفی ترسناک تر از آن سم یافتم
3:57 امام احمد و ابوداود و حکیم آن را به سند صحیح نقل کرده اند.
4:02 از ام مبشیر رضی الله عنه گفت
4:06 در دردی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستگیر شد بر او وارد شدم.
4:13 گفتم: پدرم فدای تو باد یا رسول الله.
4:16 خودت را به چه متهم می کنی؟
4:18 من پسرم را به هیچ چیز متهم نمی کنم جز غذایی که با تو در خیبر خورده است
4:24 پسرش بشر بن البراء بن معرور بود که خدا از آن دو راضی باشد.
4:29 او پیش از پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت
4:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:37 من شخص دیگری را متهم نمی کنم
4:40 این زمان برای بخش چشمگیرتر است
4:44 امام احمد و حکیم با سند صحیح روایت کرده اند
4:48 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
4:52 زیرا نه بار قسم خوردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد.
4:58 من دوست دارم بیش از یک قسم بخورم که او کشته نشده است
5:04 دلیلش این است که خداوند متعال
5:06 او را به نبوت و شهادت گرفت
5:11 امام ابن قیم گفت
5:13 چرا پیامبر صلی الله علیه و آله از حجامت استفاده می کرد؟
5:17 مچ پایش را کاسه کرد
5:19 نزدیکترین جایی است که حجامت در آن به قلب امکان پذیر است
5:24 ماده سمی با خون خارج شد
5:27 به طور کامل خارج نشده است
5:29 بلکه اثر آن ضعیف باقی ماند
5:32 وقتی خداوند متعال بخواهد همه مراتب شایستگی را برای او تکمیل کند
5:38 زمانی که خداوند خواست او را با شهادت شرفیاب کند
5:42 اثر آن اثر نهفته سم آشکار شد
5:46 تا خداوند امری را که قبلاً در جریان بوده انجام دهد
5:49 راز گفته خداوند متعال برای دشمنان او در میان یهودیان آشکار شد
5:54 آیا هر گاه رسولی با چیزی که دلتان نمی‌خواهد نزد شما بیاید، تکبر می‌کنید؟
6:01 برخی را انکار کرده‌اید و برخی را کشته‌اید.
6:05 سپس با کلمه "در مورد گذشته دروغ گفتی" آمد.
6:08 اتفاقی که برای آنها افتاد و به حقیقت پیوست
6:11 و او با کلمه "تو می کشی" آمد.
6:14 با آینده ای که انتظار دارند و منتظرش هستند
6:18 و خدا داناتر است
6:30 امام نووی فرمودند
6:32 قاضی ایاد گفت
6:34 باستان شناسان و محققین مخالف بودند
6:37 آیا پیامبر صلی الله علیه و آله او را کشت یا نه؟
6:41 در صحیح مسلم یافت شد
6:44 گفتند او را نکش
6:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نه.
6:52 در مورد ابوهریره و جابر نیز همینطور است
6:55 عن جابر از روایت ابوسلام
6:58 رضی الله عنه او را کشت
7:02 و در روایت ابن عباس
7:04 صلوات الله علیه آن را به اولیای بشر بن البراء بن معرور داد که خدا از آن دو راضی باشد.
7:12 مقداری از آن را خورد و از آن مرد
7:15 پس او را کشتند
7:17 ابن صحنون گفت
7:19 همه علمای حدیث موافق بودند
7:21 که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را کشت
7:26 قاضی گفت
7:27 علت جمع این روایات و اقوال
7:31 زمانی که سم او را کشف کرد، او را اولین بار نکشت
7:36 به او گفته شد که او را بکشد
7:38 و او گفت نه
7:39 هنگامی که بشر بن البراء رضی الله عنه از آن دو مرد
7:44 او را به اولیای خود سپرد و آنها به قصاص او را کشتند
7:49 درست است که گفتند او را نکشته است
7:51 یعنی بلافاصله
7:53 درست است که او را کشتند
7:55 یعنی بعد از آن
7:57 و خدا داناتر است
7:59 امام سهیلی فرمودند
8:01 و صورت جمع
8:03 صلوات الله علیه او را بخشید
8:07 زیرا او رضی الله عنه از خود انتقام نگرفت
8:12 هنگامی که بشربن البراء رضی الله عنه از آن غذا درگذشت
8:17 او را کشت
8:18 به این دلیل که بشر هنوز از آن غذا مریض است
8:23 تا اینکه حدود یک سال بعد از دنیا رفت
8:26 حافظ در الفتح گفته است
8:28 این احتمال وجود دارد که او او را ترک کرده باشد زیرا او اسلام آورده است
8:33 اما کشتن او را به تأخیر انداخت تا اینکه بشر رضی الله عنه از دنیا رفت
8:38 زیرا با فوت او وجوب قصاص به شرط او انجام شد
8:50 حافظ در الفتح گفته است
8:52 و در حدیث
8:53 گفتن غیب به او رضی الله عنه
8:57 و صحبت کردن با جمادات
9:00 و سرسختی یهودیان وجود دارد
9:02 به خاطر تصدیقشان به اخلاص او رضی الله عنه
9:06 در مورد دسیسه سمی که بر سرشان آمد
9:09 با این حال آنها لجبازی کردند و همچنان او را انکار کردند
9:14 این شامل کشتن شخصی است که به عنوان انتقام با سم کشته شده است
9:18 بیانگر این است که چیزهایی مانند سموم و غیره به خودی خود تأثیری ندارند
9:23 بلکه انشاء الله
9:27 خلاصه ای از سیره پیامبر
9:32 و مثل دو دنیا که از هم مزه می کنند
9:38 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
9:45 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
9:52 بقیه را با لب هایش حرکت داد