المختصر في السيرة النبوية | موسى بن راشد العازمي | ح (4) | حادثة شق صدره صلى الله عليه وسلم الشريف

◉ 0 بازدید ⏱ 4:21 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول است
0:12 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:19 حادثه ای که باعث شکستگی سینه او شد
0:25 در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با پسران در صحرای بنی سعد بازی می کرد.
0:33 هنگامی که جبرئیل علیه السلام و فرشته دیگری نزد او آمدند
0:38 پس سینه شریفش را شکست
0:41 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
0:43 و الحکیم فی المستدرک با سند حسنه
0:47 از عتبه بن عبدالسلمی نقل شده است:
0:51 مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید
0:55 آغاز شما چگونه بود ای رسول خدا؟
0:59 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:03 پرستار من از بنی سعد بن بکر بود
1:06 بنابراین من و بن راه افتادیم تا آنها را پیش خود بیاوریم
1:10 هیچ غذایی با خود نبردیم
1:12 پس گفتم برادر
1:14 برو از مادرمان برایمان غذا بیاور
1:18 پس برادرم راه افتاد
1:19 و من در پایین باقی ماندم
1:22 سپس دو پرنده سفید مانند عقاب پرواز کردند
1:26 یکی از آنها به دوستش گفت
1:28 آهو
1:30 گفت بله
1:31 پس سریع به من نزدیک شد
1:34 پس مرا گرفتند و تا پشت سرم صاف کردند
1:37 شکمم را برید
1:39 سپس قلبم را بیرون آورد و شکافت
1:42 از آن دو زالو سیاه بیرون آورد
1:46 یکی از آنها به دوستش گفت
1:48 هوس
1:49 به معنای یک خط است
1:51 آن را بررسی کرد و بر آن مهر نبوت زد
1:55 بعد رفت و مرا ترک کرد
1:58 تفاوت فاحشی بود
2:01 بعد رفتم پیش مادرم
2:03 بنابراین آنچه را که پیدا کرده بودم به او گفتم
2:05 بنابراین برای او متاسف شدم که شوهر من است
2:09 و او گفت
2:10 به خدا پناه می برم
2:12 پس شتری برای او رفت
2:14 پس مرا به سفر واداشتی
2:16 و پشت سرم سوار شدم
2:18 تا اینکه به مادرم رسیدیم
2:20 و او گفت
2:22 امانت و وظیفه ام را انجام دادم
2:25 آنچه را که پیدا کردم به او گفتم
2:27 این او را نگران نکرد
2:29 او گفت
2:30 دیدم نوری از من بیرون می آید
2:33 کاخ های شام را روشن کرد
2:36 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
2:39 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:43 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:47 جبرئیل علیه السلام نزد او آمد
2:49 داره با پسرا بازی میکنه
2:51 پس او را گرفت و زد
2:53 دلش را شکست
2:55 پس قلب را استخراج کنید
2:57 پس از آن لخته خارج کرد
2:59 و او گفت
3:01 این شانس شیطان با شماست
3:04 سپس آن را در طشت طلایی با آب زمزم شست
3:08 سپس به مادرش و سپس آن را در جای خود قرار داد
3:12 پسرها به دنبال مادرش آمدند
3:15 یعنی پشتش
3:17 و گفتند
3:18 محمد کشته شد
3:21 او را در حالی پذیرفتند که غرق در رنگ بود
3:24 انس رضی الله عنه گفت
3:27 می توانستم رد آن را که روی سینه اش بخیه زده بود ببینم
3:32 خلاصه ای از سیره پیامبر
3:37 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
3:42 و توسط انجمن مواضع ارائه شد
3:46 در پادشاهی بحرین
3:59 محدوده آن احاطه شده است
4:03 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
4:09 و با بقیه ادامه داد
4:16 او شفا داد