المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (140) | سرية زيد بن حارثة رضي الله عنه إلى العيص

◉ 1209 بازدید ⏱ 8:56 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:25 غزوه زید بن حارثه رضی الله عنها به سوی آل عیس
0:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله زید بن حارثه رضی الله عنه را با 70 و 100 سوار فرستاد.
0:43 این در جمادی الاول سال ششم هجری اتفاق افتاد
0:47 هدف رهگیری کاروانی از قریش است که از شام می آید
0:52 رهبری آن بر عهده ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه است
0:56 شوهر زینب دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:01 او هنوز مشرک بود
1:03 سبقت گرفتند و آن را گرفتند و آنچه در آن بود
1:07 عده ای را که در کاروان بودند اسیر کردند
1:10 از جمله ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه است
1:14 آنها را به شهر آوردند
1:16 پس ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه فرستاد
1:20 به زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه
1:25 او به شهر مهاجرت کرد
1:27 بنابراین او را استخدام کرد
1:29 بنابراین او موافقت کرد
1:31 حکیم روایت کرده است
1:33 الطحاوی مشکل آثار باستانی را توضیح می دهد
1:36 با زنجیره انتقال خوب
1:38 از ام سلمه رضی الله عنه گفت
1:41 زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله است
1:45 ابوالعاص بن الربیع نزد او فرستاد
1:48 برای من از پدرت امنیت بگیر
1:51 پس بیرون رفت و سرش را از در اتاقش بیرون آورد
1:56 پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به نماز صبح می خواند
2:01 و او گفت
2:02 مردم
2:04 من زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم
2:08 و به ابوالعاص ثواب دادم
2:12 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از نماز فارغ شد
2:16 او گفت
2:17 مردم
2:19 من از این خبر نداشتم تا زمانی که شما آن را نشنیدید
2:23 همانا او با پست ترین مسلمانان پناه می برد
2:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله از اهل راز پرسید
2:32 پولی را که از قافله ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه گرفته اند برگردانید.
2:38 بدون اینکه ازشون متنفر باشم
2:41 هر چه از قافله بردند پس دادند
2:45 مرد حتی سطل را هم آورد
2:48 همراه با سنّت و ایلادواه است
2:50 حتی سر بند
2:52 تا اینکه تمام اموالش را به او بازگرداندند
2:55 چیزی از آن گم نمی شود
3:00 بازگشت ابوالعاص رضی الله عنه به مکه و اسلام آوردن او.
3:06 سپس ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه به مکه بازگشت.
3:11 پس به هر یک از قوم قریش پول خود را داد
3:15 و هر که بود برای او بهتر بود
3:17 سپس گفت
3:19 ای مردم قریش!
3:21 آیا کسی از شما پولی باقی مانده که نگرفته باشد؟
3:25 گفتند نه
3:26 خداوند به شما جزای خیر بدهد
3:28 ما شما را وفادار و سخاوتمند یافتیم
3:32 گفت خدا از او راضی باشد
3:34 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
3:37 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست
3:40 به خدا چه چیزی مرا از اسلام آوردن با او باز داشت
3:44 جز از ترس این که فکر کنی من فقط می خواستم پول تو را بخورم
3:49 وقتی خدا آن را به تو داد و تو تمامش کردی
3:53 من مسلمان شدم
3:55 سپس رفت، خدا از او راضی باشد
3:57 تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
4:02 امام ذهبی فرمودند
4:04 پنج ماه قبل از حدیبیه مسلمان شد
4:10 آیا پیامبر صلی الله علیه و آله زینب را با عقد جدید به ابوالعاص برگرداند؟
4:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله به زینب رضی الله عنه پاسخ داد.
4:24 از ابو العاص بن الربیع رضی الله عنه
4:27 در ازدواج اول
4:29 شهادت و دوستی در کار نبود
4:33 زیرا آیه زنان مسلمان را از کافر نهی می کند
4:36 آن موقع کاتارا نبود
4:39 از امام ترمذی، ابو داود و ابن ماجه روایت شده است
4:43 با زنجیره انتقال خوب
4:45 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
4:48 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دخترش زینب پاسخ داد
4:52 علی ابی العاص بن الربیع رضی الله عنهم
4:56 شش سال بعد از ازدواج اول
4:59 ازدواجی در کار نبود
5:02 امام سندی فرمودند
5:04 اگر گفته شود
5:05 حدیثش این است که صلوات الله علیه پس از شش سال آن را به او برگرداند.
5:11 دوره انتظار معمولاً به این مدت طولانی نمی شود
5:15 گفتیم
5:16 مسلمان شدن او و کافر ماندن او تأثیری در قطع ازدواج اول نداشت
5:21 مگر بعد از نزول آیه در امتحان
5:25 این بعد از عهدنامه حدیبیه بود
5:28 بنابراین ازدواج او متوقف شد
5:30 مدت انتظار از زمان پیاده شدن به پایان رسیده است
5:33 ابوالعاص اسلام آورد
5:35 اندکی بعد از حدیبیه
5:38 بنابراین ممکن است در اکثر موارد مدت انتظار وی تمام نشده باشد
5:43 گویی پاسخ به همین دلیل ازدواج اول بود
5:48 امام ابن قیم گفت
5:50 معلوم نیست در هیچ یک از احادیث، مدت انتظار در نظر گرفته شود
5:54 پیامبر صلی الله علیه و آله نیز از آن زن نخواست
5:59 آیا دوره انتظار او تمام شده است یا خیر؟
6:02 شکی نیست که اسلام فقط یک فرقه بوده است
6:06 این یک گروه ارتجاعی نبود، بلکه یک گروه بازسازی بود
6:10 مدت انتظار تأثیری در ادامه ازدواج ندارد
6:13 بلکه اثرش این است که او را از ازدواج با دیگران باز می دارد
6:17 اگر اسلام تفرقه بین آنها را انجام داده بود
6:21 او سزاوارتر از دوره انتظارش نبود
6:24 اما آنچه حكم او رضی الله عنه بر آن دلالت داشت
6:28 ازدواج به حالت تعلیق درآمده است
6:31 اگر قبل از تمام شدن عده اسلام آورد، زن اوست
6:35 اگر مدت انتظار او تمام شده باشد، می تواند با هر کس که بخواهد ازدواج کند
6:40 اگر دوست داشت منتظرش می ماند
6:42 اگر اسلام آورد، بدون نیاز به تجدید عقد، همسر اوست
6:48 ما کسی را سراغ نداریم که اصلاً ازدواج خود را مسلمان کرده باشد
6:53 بلکه واقعیت یکی از دو چیز بود
6:56 یا جدا می شوند و او با دیگری ازدواج می کند
6:59 یا روی آن می ماند
7:01 حتی اگر اسلام آوردن او یا اسلام آوردن او به تأخیر بیفتد
7:07 موسی بن عقبه رفت
7:09 تا ماجرای ابو العاص بن الربیع رضی الله عنه.
7:14 بعد از آتش بس حدیبیه اتفاق افتاد
7:17 و کسانی که به کاروان او حمله کردند
7:20 آنها ابوبصیر، ابوجندل و یارانشان در زمان آتش بس حدیبیه هستند.
7:26 این به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود
7:31 چون با شمشیر دریا طرف او بودند
7:35 هیچ کاروانی از قریش نمی گذشت که آن را نبردند
7:40 این چیزی است که الزهری گفته است
7:42 برخلاف آنچه الواقدی گفته است
7:45 و ابن سعد در دروس خود
7:48 و دیگر اصحاب مغازی
7:51 از راز زید بن حارثه رضی الله عنه
7:55 او بود که کاروان او را رهگیری کرد
7:57 امام بن قیم این را هدایت کرد
8:01 امام بن قیم گفت
8:03 قول موسی بن عقبه صحیح تر است
8:06 ابوالعاص در جریان آتش بس اسلام آورد
8:09 قریش تنها در زمان آتش بس نیروهای خود را به شام گسترش داد
8:15 زمینه الزهری برای داستان
8:17 به نظر می رسد که در زمان آتش بس بوده است
8:34 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:41 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:47 و با بقیه حرکت کرد
8:54 او شفا داد