از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 69 از 129
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (140) | سرية زيد بن حارثة رضي الله عنه إلى العيص
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:25
غزوه زید بن حارثه رضی الله عنها به سوی آل عیس
0:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله زید بن حارثه رضی الله عنه را با 70 و 100 سوار فرستاد.
0:43
این در جمادی الاول سال ششم هجری اتفاق افتاد
0:47
هدف رهگیری کاروانی از قریش است که از شام می آید
0:52
رهبری آن بر عهده ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه است
0:56
شوهر زینب دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:01
او هنوز مشرک بود
1:03
سبقت گرفتند و آن را گرفتند و آنچه در آن بود
1:07
عده ای را که در کاروان بودند اسیر کردند
1:10
از جمله ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه است
1:14
آنها را به شهر آوردند
1:16
پس ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه فرستاد
1:20
به زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه
1:25
او به شهر مهاجرت کرد
1:27
بنابراین او را استخدام کرد
1:29
بنابراین او موافقت کرد
1:31
حکیم روایت کرده است
1:33
الطحاوی مشکل آثار باستانی را توضیح می دهد
1:36
با زنجیره انتقال خوب
1:38
از ام سلمه رضی الله عنه گفت
1:41
زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله است
1:45
ابوالعاص بن الربیع نزد او فرستاد
1:48
برای من از پدرت امنیت بگیر
1:51
پس بیرون رفت و سرش را از در اتاقش بیرون آورد
1:56
پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به نماز صبح می خواند
2:01
و او گفت
2:02
مردم
2:04
من زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم
2:08
و به ابوالعاص ثواب دادم
2:12
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از نماز فارغ شد
2:16
او گفت
2:17
مردم
2:19
من از این خبر نداشتم تا زمانی که شما آن را نشنیدید
2:23
همانا او با پست ترین مسلمانان پناه می برد
2:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله از اهل راز پرسید
2:32
پولی را که از قافله ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه گرفته اند برگردانید.
2:38
بدون اینکه ازشون متنفر باشم
2:41
هر چه از قافله بردند پس دادند
2:45
مرد حتی سطل را هم آورد
2:48
همراه با سنّت و ایلادواه است
2:50
حتی سر بند
2:52
تا اینکه تمام اموالش را به او بازگرداندند
2:55
چیزی از آن گم نمی شود
3:00
بازگشت ابوالعاص رضی الله عنه به مکه و اسلام آوردن او.
3:06
سپس ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه به مکه بازگشت.
3:11
پس به هر یک از قوم قریش پول خود را داد
3:15
و هر که بود برای او بهتر بود
3:17
سپس گفت
3:19
ای مردم قریش!
3:21
آیا کسی از شما پولی باقی مانده که نگرفته باشد؟
3:25
گفتند نه
3:26
خداوند به شما جزای خیر بدهد
3:28
ما شما را وفادار و سخاوتمند یافتیم
3:32
گفت خدا از او راضی باشد
3:34
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
3:37
و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست
3:40
به خدا چه چیزی مرا از اسلام آوردن با او باز داشت
3:44
جز از ترس این که فکر کنی من فقط می خواستم پول تو را بخورم
3:49
وقتی خدا آن را به تو داد و تو تمامش کردی
3:53
من مسلمان شدم
3:55
سپس رفت، خدا از او راضی باشد
3:57
تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
4:02
امام ذهبی فرمودند
4:04
پنج ماه قبل از حدیبیه مسلمان شد
4:10
آیا پیامبر صلی الله علیه و آله زینب را با عقد جدید به ابوالعاص برگرداند؟
4:19
رسول خدا صلی الله علیه و آله به زینب رضی الله عنه پاسخ داد.
4:24
از ابو العاص بن الربیع رضی الله عنه
4:27
در ازدواج اول
4:29
شهادت و دوستی در کار نبود
4:33
زیرا آیه زنان مسلمان را از کافر نهی می کند
4:36
آن موقع کاتارا نبود
4:39
از امام ترمذی، ابو داود و ابن ماجه روایت شده است
4:43
با زنجیره انتقال خوب
4:45
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
4:48
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دخترش زینب پاسخ داد
4:52
علی ابی العاص بن الربیع رضی الله عنهم
4:56
شش سال بعد از ازدواج اول
4:59
ازدواجی در کار نبود
5:02
امام سندی فرمودند
5:04
اگر گفته شود
5:05
حدیثش این است که صلوات الله علیه پس از شش سال آن را به او برگرداند.
5:11
دوره انتظار معمولاً به این مدت طولانی نمی شود
5:15
گفتیم
5:16
مسلمان شدن او و کافر ماندن او تأثیری در قطع ازدواج اول نداشت
5:21
مگر بعد از نزول آیه در امتحان
5:25
این بعد از عهدنامه حدیبیه بود
5:28
بنابراین ازدواج او متوقف شد
5:30
مدت انتظار از زمان پیاده شدن به پایان رسیده است
5:33
ابوالعاص اسلام آورد
5:35
اندکی بعد از حدیبیه
5:38
بنابراین ممکن است در اکثر موارد مدت انتظار وی تمام نشده باشد
5:43
گویی پاسخ به همین دلیل ازدواج اول بود
5:48
امام ابن قیم گفت
5:50
معلوم نیست در هیچ یک از احادیث، مدت انتظار در نظر گرفته شود
5:54
پیامبر صلی الله علیه و آله نیز از آن زن نخواست
5:59
آیا دوره انتظار او تمام شده است یا خیر؟
6:02
شکی نیست که اسلام فقط یک فرقه بوده است
6:06
این یک گروه ارتجاعی نبود، بلکه یک گروه بازسازی بود
6:10
مدت انتظار تأثیری در ادامه ازدواج ندارد
6:13
بلکه اثرش این است که او را از ازدواج با دیگران باز می دارد
6:17
اگر اسلام تفرقه بین آنها را انجام داده بود
6:21
او سزاوارتر از دوره انتظارش نبود
6:24
اما آنچه حكم او رضی الله عنه بر آن دلالت داشت
6:28
ازدواج به حالت تعلیق درآمده است
6:31
اگر قبل از تمام شدن عده اسلام آورد، زن اوست
6:35
اگر مدت انتظار او تمام شده باشد، می تواند با هر کس که بخواهد ازدواج کند
6:40
اگر دوست داشت منتظرش می ماند
6:42
اگر اسلام آورد، بدون نیاز به تجدید عقد، همسر اوست
6:48
ما کسی را سراغ نداریم که اصلاً ازدواج خود را مسلمان کرده باشد
6:53
بلکه واقعیت یکی از دو چیز بود
6:56
یا جدا می شوند و او با دیگری ازدواج می کند
6:59
یا روی آن می ماند
7:01
حتی اگر اسلام آوردن او یا اسلام آوردن او به تأخیر بیفتد
7:07
موسی بن عقبه رفت
7:09
تا ماجرای ابو العاص بن الربیع رضی الله عنه.
7:14
بعد از آتش بس حدیبیه اتفاق افتاد
7:17
و کسانی که به کاروان او حمله کردند
7:20
آنها ابوبصیر، ابوجندل و یارانشان در زمان آتش بس حدیبیه هستند.
7:26
این به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود
7:31
چون با شمشیر دریا طرف او بودند
7:35
هیچ کاروانی از قریش نمی گذشت که آن را نبردند
7:40
این چیزی است که الزهری گفته است
7:42
برخلاف آنچه الواقدی گفته است
7:45
و ابن سعد در دروس خود
7:48
و دیگر اصحاب مغازی
7:51
از راز زید بن حارثه رضی الله عنه
7:55
او بود که کاروان او را رهگیری کرد
7:57
امام بن قیم این را هدایت کرد
8:01
امام بن قیم گفت
8:03
قول موسی بن عقبه صحیح تر است
8:06
ابوالعاص در جریان آتش بس اسلام آورد
8:09
قریش تنها در زمان آتش بس نیروهای خود را به شام گسترش داد
8:15
زمینه الزهری برای داستان
8:17
به نظر می رسد که در زمان آتش بس بوده است
8:34
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:41
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:47
و با بقیه حرکت کرد
8:54
او شفا داد