از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 120 از 141
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (181) | نزول الملائكة في غزوة حنين
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:29
هبوط فرشتگان
0:34
خداوند از رسولش صلی الله علیه و آله حمایت کرد
0:37
و کسانی که به نزول فرشتگان او ایمان دارند
0:40
حواز را شکست دادند
0:42
و خداوند متعال فرمود
0:44
خداوند در بسیاری از موقعیت ها به شما پیروزی عطا کرده است
0:49
یک روز دلتنگی
0:51
فراوانی خود را دوست داشتی
0:56
هیچ کاری برایت نکرد
1:00
و زمین بر تو تنگ است
1:03
چیزی که آن موقع از آن استقبال کردم
1:06
سپس خداوند آرامش خود را نازل کرد
1:11
بر رسولش و بر مؤمنان
1:15
و سربازانی فرستاد که شما آنها را ندیدید
1:20
و كسانى را كه كافر شدند عذاب كرد
1:23
این پاداش کافران است
1:27
سپس خداوند بعد از آن توبه می کند
1:31
روی هر کی که بخواد
1:34
خداوند آمرزنده و مهربان است
1:39
امام ابن جریر طبری گفت
1:42
خداوند متعال به آنها می گوید
1:44
پیروزی در دستان او و از اوست
1:47
و از نظر تعداد زیاد و از نظر وحشیگری شدید نیست
1:51
و اگر بخواهد قلیل را بر بسیاری پیروز می کند
1:55
خیلی و کمی مزاحم می شود
1:57
بسیاری شکست خورده اند
1:59
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
2:03
عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه آنچه گفت
2:07
و مردم شلاق خوردند
2:09
به خدا قسم از شکست مردم برنگشتم
2:13
یعنی کسانی که در آغاز جنگ از دست مسلمانان فرار کردند
2:17
تا اینکه زندانیان را راضی یافتند
2:20
با رسول خدا صلی الله علیه و آله
2:24
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
2:28
از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
2:32
وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این را دید، نازل شد
2:37
پس خداوند آنها را شکست داد و فرار کردند
2:40
پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با دیدن فتح برخاست
2:45
پس شروع کرد به اسیری، مرد به نفر
2:49
امام احمد در مسند و ابوداود در سنن به سند صحیح نقل کرده اند.
2:55
از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
2:59
پس خداوند مشرکان را شکست داد
3:01
نه با شمشیر زدند و نه با نیزه
3:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن روز فرمود
3:09
هر که کافری را بکشد غارت او به دست می آید
3:13
ابوطلحه در آن روز بیست مرد را کشت
3:17
و غارت آنها را گرفت
3:19
امام بغاوی فرمودند
3:22
در این حدیث شواهدی وجود دارد که هر مسلمانی در جنگ به عنوان مشرک کشته می شود
3:28
او سزاوار غارت از میان همه غنایم دیگر است
3:31
و غارت یک پنجم نیست، خواه زیاد باشد یا زیاد
3:36
جمع آوری غنائم حنین
3:41
حوازین زنان و کودکان و شترها و گوسفندان را در حنین رها کرد
3:46
کسانی که زنده مانده بودند به وادی اوطاس گریختند
3:50
برخی از آنها به طائف رسیدند
3:53
این غنایم بزرگ به دست مسلمانان افتاد
3:57
چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:01
این غنایم فردای مسلمین خواهد بود انشاءالله
4:05
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور غنایم داد
4:11
پس شتران و گوسفندان و غلامان را جمع کردم
4:15
دستور داد او را به الجیرانه ببرند
4:17
بنابراین او در آنجا حبس می شود
4:19
ابن اسحاق گفت
4:21
سپس اسیران حنین و اموال او نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری شد.
4:28
مسعود بن عمر الغفاری رضی الله عنه متولی غنائم بود.
4:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد اسیران و پول ها را به الجیرانه ببرند.
4:40
بنابراین من با آن حبس شدم
4:44
همسویی هوازین با وادی اوطاس
4:49
فرقه های حوازین طرف شدند
4:52
این پس از شکست آنها در حنین بود
4:55
به وادی اوطاس
4:57
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی آنان فرستاد
5:01
ابوعامر اشعری رضی الله عنه در خفا
5:05
با او برادرزاده اش ابوموسی اشعری رضی الله عنه بود
5:10
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:14
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید
5:18
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله حنین را تمام کرد
5:23
ابوعامر لشکری به سوی اوطس فرستاد
5:27
با دورید بن السماء ملاقات کرد
5:29
پس درید کشته شد و خداوند یارانش را شکست داد
5:33
گفت و مرا با ابوعامر فرستاد
5:37
ابوعامر از ناحیه زانو مورد اصابت گلوله قرار گرفت
5:40
مردی از بنی جشم با تیر به او شلیک کرد
5:44
بنابراین او را به زانویش چسباند
5:46
پس نزد او آمدم و گفتم
5:48
عمو کی پرتت کرد؟
5:51
ابوعامر به ابوموسی اشاره کرد
5:54
گفت: آن قاتل من است
5:57
اونی که منو انداخت میبینی
6:00
ابوموسی رضی الله عنه گفت
6:03
پس نزد او رفتم و او را به فرزندی پذیرفتم و به دنبالش رفتم
6:07
وقتی مرا دید و نمی رفت
6:10
پس دنبالش رفتم و شروع کردم به گفتن
6:13
خجالت نمیکشی مگه عرب نیستی؟
6:17
اگر آن را ثابت نکردی، بس کن
6:19
بنابراین من و او با هم آشنا شدیم
6:22
من و او دو بار با هم اختلاف نظر داشتیم
6:25
پس با شمشیر به او زدم و او را کشتم
6:28
سپس نزد ابوعامر برگشتم و گفتم:
6:31
خدا دوستت را کشته
6:34
سپس گفت: این تیر را بردارید.
6:37
بنابراین آن را برداشتم و آب از آن تمام شد
6:40
گفت: برادرزاده ام.
6:43
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
6:47
پس سلام مرا به او برسان
6:50
و به او بگو، ابوعامر به تو می گوید
6:53
برای من طلب بخشش کن
6:56
گفت: ابوعامر از من استفاده کرد
6:59
بر مردم و مدت کوتاهی ماند
7:02
سپس درگذشت
7:05
وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برگشتم
7:08
در حالی که در خانه بود وارد او شدم
7:11
روی تخت شنی با تشکی روی آن
7:14
پشت تخت تحت تاثیر شن و ماسه بود
7:17
و پیامبر صلی الله علیه و آله طرف من است
7:20
و تخت شنی
7:23
یعنی با ماسه ساخته شده است
7:26
اینها طناب های حصیر است که خانواده با آن می بافند
7:29
پس خبرمان را به او گفتم
7:32
به پدرم عامر گفتم و گفتم
7:35
گفت بگو برای من استغفار کند
7:38
پس بگذار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:41
با آب با آن وضو بگیرید
7:45
خدایا عبید ابی عامر را ببخش
7:48
تا اینکه سفیدی زیر بغلش را دیدم
7:51
سپس گفت: خدایا
7:54
او را در روز قیامت بر بسیاری برتر قرار ده
7:57
از خلقت شما یا از مردم
8:00
پس گفتم: وصى من اى رسول خدا.
8:03
پس استغفار کن و پیامبر فرمود
8:06
خدا رحمتش کند و درود فرستد
8:09
خدایا عبدالله بن قیس را ببخش
8:12
و در روز قیامت وارد آن می شود
8:15
ورودی سخاوتمندانه
8:19
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:22
از ابوسعید خدری رضی الله عنه
8:25
گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:28
در روز حنین لشکری فرستاد
8:31
به اوطاس با دشمنی برخورد کردند
8:34
پس با آنها جنگیدند و آنها را شکست دادند
8:37
و آنها را به اسارت گرفتند
8:40
عده ای از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند
8:43
آنها از خلسه او شرمنده شدند
8:46
به خاطر شوهران مشرکشان
8:49
پس خداوند متعال این را نازل کرد
8:52
و زنان پاکدامن
8:55
مگر آنچه که دست راست شما در اختیار دارد
8:58
یعنی برای شما حلال هستند
9:01
اگر دوره انتظار آنها به پایان رسیده باشد
9:04
خلاصه ای از سیره پیامبر
9:07
اگر آرزوی جهانیان طولانی است
9:10
به یکدیگر
9:13
در حسرت تو
9:16
محدوده آن محصور نیست
9:19
خداوند به شما برکت دهد
9:23
خدا صدا را بلند نکرد
9:26
و حرکت شما
9:29
با بقیه
9:32
او شفا داد