المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (181) | نزول الملائكة في غزوة حنين

◉ 697 بازدید ⏱ 9:37 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:29 هبوط فرشتگان
0:34 خداوند از رسولش صلی الله علیه و آله حمایت کرد
0:37 و کسانی که به نزول فرشتگان او ایمان دارند
0:40 حواز را شکست دادند
0:42 و خداوند متعال فرمود
0:44 خداوند در بسیاری از موقعیت ها به شما پیروزی عطا کرده است
0:49 یک روز دلتنگی
0:51 فراوانی خود را دوست داشتی
0:56 هیچ کاری برایت نکرد
1:00 و زمین بر تو تنگ است
1:03 چیزی که آن موقع از آن استقبال کردم
1:06 سپس خداوند آرامش خود را نازل کرد
1:11 بر رسولش و بر مؤمنان
1:15 و سربازانی فرستاد که شما آنها را ندیدید
1:20 و كسانى را كه كافر شدند عذاب كرد
1:23 این پاداش کافران است
1:27 سپس خداوند بعد از آن توبه می کند
1:31 روی هر کی که بخواد
1:34 خداوند آمرزنده و مهربان است
1:39 امام ابن جریر طبری گفت
1:42 خداوند متعال به آنها می گوید
1:44 پیروزی در دستان او و از اوست
1:47 و از نظر تعداد زیاد و از نظر وحشیگری شدید نیست
1:51 و اگر بخواهد قلیل را بر بسیاری پیروز می کند
1:55 خیلی و کمی مزاحم می شود
1:57 بسیاری شکست خورده اند
1:59 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
2:03 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه آنچه گفت
2:07 و مردم شلاق خوردند
2:09 به خدا قسم از شکست مردم برنگشتم
2:13 یعنی کسانی که در آغاز جنگ از دست مسلمانان فرار کردند
2:17 تا اینکه زندانیان را راضی یافتند
2:20 با رسول خدا صلی الله علیه و آله
2:24 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
2:28 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
2:32 وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این را دید، نازل شد
2:37 پس خداوند آنها را شکست داد و فرار کردند
2:40 پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با دیدن فتح برخاست
2:45 پس شروع کرد به اسیری، مرد به نفر
2:49 امام احمد در مسند و ابوداود در سنن به سند صحیح نقل کرده اند.
2:55 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
2:59 پس خداوند مشرکان را شکست داد
3:01 نه با شمشیر زدند و نه با نیزه
3:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن روز فرمود
3:09 هر که کافری را بکشد غارت او به دست می آید
3:13 ابوطلحه در آن روز بیست مرد را کشت
3:17 و غارت آنها را گرفت
3:19 امام بغاوی فرمودند
3:22 در این حدیث شواهدی وجود دارد که هر مسلمانی در جنگ به عنوان مشرک کشته می شود
3:28 او سزاوار غارت از میان همه غنایم دیگر است
3:31 و غارت یک پنجم نیست، خواه زیاد باشد یا زیاد
3:36 جمع آوری غنائم حنین
3:41 حوازین زنان و کودکان و شترها و گوسفندان را در حنین رها کرد
3:46 کسانی که زنده مانده بودند به وادی اوطاس گریختند
3:50 برخی از آنها به طائف رسیدند
3:53 این غنایم بزرگ به دست مسلمانان افتاد
3:57 چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:01 این غنایم فردای مسلمین خواهد بود انشاءالله
4:05 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور غنایم داد
4:11 پس شتران و گوسفندان و غلامان را جمع کردم
4:15 دستور داد او را به الجیرانه ببرند
4:17 بنابراین او در آنجا حبس می شود
4:19 ابن اسحاق گفت
4:21 سپس اسیران حنین و اموال او نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری شد.
4:28 مسعود بن عمر الغفاری رضی الله عنه متولی غنائم بود.
4:34 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد اسیران و پول ها را به الجیرانه ببرند.
4:40 بنابراین من با آن حبس شدم
4:44 همسویی هوازین با وادی اوطاس
4:49 فرقه های حوازین طرف شدند
4:52 این پس از شکست آنها در حنین بود
4:55 به وادی اوطاس
4:57 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی آنان فرستاد
5:01 ابوعامر اشعری رضی الله عنه در خفا
5:05 با او برادرزاده اش ابوموسی اشعری رضی الله عنه بود
5:10 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:14 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید
5:18 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله حنین را تمام کرد
5:23 ابوعامر لشکری به سوی اوطس فرستاد
5:27 با دورید بن السماء ملاقات کرد
5:29 پس درید کشته شد و خداوند یارانش را شکست داد
5:33 گفت و مرا با ابوعامر فرستاد
5:37 ابوعامر از ناحیه زانو مورد اصابت گلوله قرار گرفت
5:40 مردی از بنی جشم با تیر به او شلیک کرد
5:44 بنابراین او را به زانویش چسباند
5:46 پس نزد او آمدم و گفتم
5:48 عمو کی پرتت کرد؟
5:51 ابوعامر به ابوموسی اشاره کرد
5:54 گفت: آن قاتل من است
5:57 اونی که منو انداخت میبینی
6:00 ابوموسی رضی الله عنه گفت
6:03 پس نزد او رفتم و او را به فرزندی پذیرفتم و به دنبالش رفتم
6:07 وقتی مرا دید و نمی رفت
6:10 پس دنبالش رفتم و شروع کردم به گفتن
6:13 خجالت نمیکشی مگه عرب نیستی؟
6:17 اگر آن را ثابت نکردی، بس کن
6:19 بنابراین من و او با هم آشنا شدیم
6:22 من و او دو بار با هم اختلاف نظر داشتیم
6:25 پس با شمشیر به او زدم و او را کشتم
6:28 سپس نزد ابوعامر برگشتم و گفتم:
6:31 خدا دوستت را کشته
6:34 سپس گفت: این تیر را بردارید.
6:37 بنابراین آن را برداشتم و آب از آن تمام شد
6:40 گفت: برادرزاده ام.
6:43 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
6:47 پس سلام مرا به او برسان
6:50 و به او بگو، ابوعامر به تو می گوید
6:53 برای من طلب بخشش کن
6:56 گفت: ابوعامر از من استفاده کرد
6:59 بر مردم و مدت کوتاهی ماند
7:02 سپس درگذشت
7:05 وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برگشتم
7:08 در حالی که در خانه بود وارد او شدم
7:11 روی تخت شنی با تشکی روی آن
7:14 پشت تخت تحت تاثیر شن و ماسه بود
7:17 و پیامبر صلی الله علیه و آله طرف من است
7:20 و تخت شنی
7:23 یعنی با ماسه ساخته شده است
7:26 اینها طناب های حصیر است که خانواده با آن می بافند
7:29 پس خبرمان را به او گفتم
7:32 به پدرم عامر گفتم و گفتم
7:35 گفت بگو برای من استغفار کند
7:38 پس بگذار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:41 با آب با آن وضو بگیرید
7:45 خدایا عبید ابی عامر را ببخش
7:48 تا اینکه سفیدی زیر بغلش را دیدم
7:51 سپس گفت: خدایا
7:54 او را در روز قیامت بر بسیاری برتر قرار ده
7:57 از خلقت شما یا از مردم
8:00 پس گفتم: وصى من اى رسول خدا.
8:03 پس استغفار کن و پیامبر فرمود
8:06 خدا رحمتش کند و درود فرستد
8:09 خدایا عبدالله بن قیس را ببخش
8:12 و در روز قیامت وارد آن می شود
8:15 ورودی سخاوتمندانه
8:19 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:22 از ابوسعید خدری رضی الله عنه
8:25 گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:28 در روز حنین لشکری فرستاد
8:31 به اوطاس با دشمنی برخورد کردند
8:34 پس با آنها جنگیدند و آنها را شکست دادند
8:37 و آنها را به اسارت گرفتند
8:40 عده ای از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند
8:43 آنها از خلسه او شرمنده شدند
8:46 به خاطر شوهران مشرکشان
8:49 پس خداوند متعال این را نازل کرد
8:52 و زنان پاکدامن
8:55 مگر آنچه که دست راست شما در اختیار دارد
8:58 یعنی برای شما حلال هستند
9:01 اگر دوره انتظار آنها به پایان رسیده باشد
9:04 خلاصه ای از سیره پیامبر
9:07 اگر آرزوی جهانیان طولانی است
9:10 به یکدیگر
9:13 در حسرت تو
9:16 محدوده آن محصور نیست
9:19 خداوند به شما برکت دهد
9:23 خدا صدا را بلند نکرد
9:26 و حرکت شما
9:29 با بقیه
9:32 او شفا داد