از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 63 از 160
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (93) | هجرة النبي صلى الله عليه وسلم
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:12
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:24
هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:31
سپس خداوند به رسول خود صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است
0:37
و بگو: «پروردگارا، مرا به دریچه ی صدق وارد کن و از دریچه ی صدق خارج شوم».
0:44
و مرا به حق بیرون آور و از جانب خود به من قدرت و یاور عطا کن
0:54
نشانه جواز هجرت برای او رضی الله عنه است
0:59
حافظ بن کثیر در تفسیر آیه می گوید:
1:03
خداوند او را هدایت کرد و به او الهام کرد که این دعا را بخواند
1:07
و او را از آنچه در آن است رهایی فرما و خروجی سریع را
1:12
پس خداوند متعال به او اجازه داد تا به شهر پیامبر اکرم (ص) هجرت کند
1:17
جایی که حامیان و عزیزان هستند
1:19
خانه و سکونت او شد و مردمش حامیان او بودند
1:25
امام ترمذی در مسجد خود روایت کرده است
1:28
الحکیم در مستدرک و صحیح خود
1:31
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
1:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکه بود
1:39
سپس دستور هجرت داد و بر او نازل شد
1:42
و بگو: «پروردگارا، اجازه بده وارد درگاه حق شوم».
1:46
و او مرا با صداقت بیرون آورد
1:52
و از جانب خود به من دست یاری عطا کن
1:59
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:02
قال عایشه رضی الله عنها
2:05
از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه خواست
2:08
ابوبکر در راه خروج که آسیب بر او شدید شد
2:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
2:17
بایست، گفت یا رسول الله
2:20
امیدوارم به شما اجازه داده شود
2:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود
2:27
امیدوارم اینطور باشد
2:29
گفت پس ابوبکر منتظر او شد
2:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک روز ظهر نزد او آمد
2:38
پس او را صدا کرد و گفت: از آنجا برو بیرون.
2:42
ابوبکر رضی الله عنه گفت
2:45
آنها دختران من هستند
2:47
به عایشه و اسماء رضی الله عنها اشاره کرد
2:52
و در روایت دیگری در صحیح البخاری آمده است
2:56
آنها خانواده شما هستند
2:58
السهیلی در الروض الانف گفت
3:01
دلیلش این است که عایشه رضی الله عنها
3:04
پدرش پیش از آن او را به عقد رسول خدا صلی الله علیه و آله در آورده بود
3:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:15
احساس می کردم اجازه دارم بیرون بروم
3:19
گفت یا رسول الله
3:21
همراهی
3:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:26
همراهی
3:28
گفت یا رسول الله
3:29
ما دو حیوان داریم که آنها را برای بیرون رفتن آماده کردم
3:34
پس یکی از آنها را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد
3:38
او جدی است
3:42
عبدالله بن عریقات آنها را به عنوان راهنما استخدام کرد
3:47
عایشه رضی الله عنها گفت
3:50
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر مردی از ابن الدیل را اجیر کرد.
3:57
او از بنی عبد بن عدی است
3:59
ساکت، خاریتا
4:01
الخریط در هدایت ماهر است
4:04
او پیرو مذهب کفار قریش است
4:07
بنابراین او آن را ایمن کرد
4:08
پس شترانشان را به او سپرد
4:11
پس از سه شب از سفر، غرثور را به او وعده دادند
4:16
سه بامداد
4:20
مشرکان خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله را محاصره کردند
4:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به انتظار شب به خانه بازگشت
4:32
بیرون رفتن به خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه
4:37
او به سمت غار ثور می رود
4:40
او رضی الله عنه از فریبکاری که قریش تدبیر کرده بودند کاملا آگاه بود
4:47
این افراد قریش در اطراف خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شدند.
4:53
از در نگاه می کنند
4:56
یعنی از شکاف در
4:58
آنها او را زیر نظر دارند و به دنبال مرگ او هستند
5:01
آنها به این فکر می کنند که کدام یک از آنها بدبخت ترین او خواهد بود
5:05
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان بیرون رفت
5:09
مشتی خاک در دستانش گرفت
5:13
پس شروع كرد به پراكندن آن بر سرشان در حالى كه او را نمىديدند
5:17
همانطور که او تلاوت می کند
5:18
و پیشاپیش آنها سدی و پشت سرشان سدی قرار دادیم، پس آنها را پوشاندیم تا نبینند
5:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه نزدیک شد.
5:37
به غار ثور
5:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه رفت.
5:48
وقتی رسید
5:49
سپس ابوبکر رضی الله عنه را دید
5:52
وسایل خود را برای مهاجرت آماده کرده است
5:55
عایشه رضی الله عنها گفت
5:58
بنابراین آنها را برای استفاده از دستگاه آماده کردیم
6:01
سپس آنها را ترک کردند و به سمت غار ثور حرکت کردند
6:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله با نگاه خداحافظی به مکه ـ رضی الله عنه شروع کرد .
6:13
و او می گوید
6:14
به خدا سوگند تو بهترین زمین خدا و محبوب ترین زمین خدا نزد خدا هستی
6:20
اگر از تو بیرون نمی آمدم، نمی رفتم
6:24
امام ترمذی و حکیم آن را با سند صحیح نقل کرده اند.
6:28
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
6:32
رسول خدا صلی الله علیه و آله به مکه فرمود
6:36
چه کشور خوبی دارید و من شما را برای من دوست دارم
6:40
اگر قوم من مرا از شما بیرون نمی کردند، در هیچ کس دیگری ساکن نمی شدم
6:45
مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها فرمود
6:49
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه در کوه ثور به دنبال غار رفتند.
6:58
سه شب آنجا ماندیم
7:01
و در روایتی دیگر درباره او رضی الله عنه
7:04
گفت: سوار شدند و رفتند تا به غار آمدند.
7:09
جوش هایی است که در آن پخش شده است
7:12
خلاصه ای از سیره پیامبر
7:17
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
7:24
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:31
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:38
و شما با بقیه حرکت می کنید
7:44
او شفا داد