المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (93) | هجرة النبي صلى الله عليه وسلم

◉ 0 بازدید ⏱ 7:49 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:12 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:24 هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:31 سپس خداوند به رسول خود صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است
0:37 و بگو: «پروردگارا، مرا به دریچه ی صدق وارد کن و از دریچه ی صدق خارج شوم».
0:44 و مرا به حق بیرون آور و از جانب خود به من قدرت و یاور عطا کن
0:54 نشانه جواز هجرت برای او رضی الله عنه است
0:59 حافظ بن کثیر در تفسیر آیه می گوید:
1:03 خداوند او را هدایت کرد و به او الهام کرد که این دعا را بخواند
1:07 و او را از آنچه در آن است رهایی فرما و خروجی سریع را
1:12 پس خداوند متعال به او اجازه داد تا به شهر پیامبر اکرم (ص) هجرت کند
1:17 جایی که حامیان و عزیزان هستند
1:19 خانه و سکونت او شد و مردمش حامیان او بودند
1:25 امام ترمذی در مسجد خود روایت کرده است
1:28 الحکیم در مستدرک و صحیح خود
1:31 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
1:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکه بود
1:39 سپس دستور هجرت داد و بر او نازل شد
1:42 و بگو: «پروردگارا، اجازه بده وارد درگاه حق شوم».
1:46 و او مرا با صداقت بیرون آورد
1:52 و از جانب خود به من دست یاری عطا کن
1:59 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:02 قال عایشه رضی الله عنها
2:05 از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه خواست
2:08 ابوبکر در راه خروج که آسیب بر او شدید شد
2:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
2:17 بایست، گفت یا رسول الله
2:20 امیدوارم به شما اجازه داده شود
2:22 رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود
2:27 امیدوارم اینطور باشد
2:29 گفت پس ابوبکر منتظر او شد
2:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک روز ظهر نزد او آمد
2:38 پس او را صدا کرد و گفت: از آنجا برو بیرون.
2:42 ابوبکر رضی الله عنه گفت
2:45 آنها دختران من هستند
2:47 به عایشه و اسماء رضی الله عنها اشاره کرد
2:52 و در روایت دیگری در صحیح البخاری آمده است
2:56 آنها خانواده شما هستند
2:58 السهیلی در الروض الانف گفت
3:01 دلیلش این است که عایشه رضی الله عنها
3:04 پدرش پیش از آن او را به عقد رسول خدا صلی الله علیه و آله در آورده بود
3:11 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:15 احساس می کردم اجازه دارم بیرون بروم
3:19 گفت یا رسول الله
3:21 همراهی
3:22 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:26 همراهی
3:28 گفت یا رسول الله
3:29 ما دو حیوان داریم که آنها را برای بیرون رفتن آماده کردم
3:34 پس یکی از آنها را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد
3:38 او جدی است
3:42 عبدالله بن عریقات آنها را به عنوان راهنما استخدام کرد
3:47 عایشه رضی الله عنها گفت
3:50 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر مردی از ابن الدیل را اجیر کرد.
3:57 او از بنی عبد بن عدی است
3:59 ساکت، خاریتا
4:01 الخریط در هدایت ماهر است
4:04 او پیرو مذهب کفار قریش است
4:07 بنابراین او آن را ایمن کرد
4:08 پس شترانشان را به او سپرد
4:11 پس از سه شب از سفر، غرثور را به او وعده دادند
4:16 سه بامداد
4:20 مشرکان خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله را محاصره کردند
4:26 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به انتظار شب به خانه بازگشت
4:32 بیرون رفتن به خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه
4:37 او به سمت غار ثور می رود
4:40 او رضی الله عنه از فریبکاری که قریش تدبیر کرده بودند کاملا آگاه بود
4:47 این افراد قریش در اطراف خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شدند.
4:53 از در نگاه می کنند
4:56 یعنی از شکاف در
4:58 آنها او را زیر نظر دارند و به دنبال مرگ او هستند
5:01 آنها به این فکر می کنند که کدام یک از آنها بدبخت ترین او خواهد بود
5:05 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان بیرون رفت
5:09 مشتی خاک در دستانش گرفت
5:13 پس شروع كرد به پراكندن آن بر سرشان در حالى كه او را نمى‏ديدند
5:17 همانطور که او تلاوت می کند
5:18 و پیشاپیش آنها سدی و پشت سرشان سدی قرار دادیم، پس آنها را پوشاندیم تا نبینند
5:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه نزدیک شد.
5:37 به غار ثور
5:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه رفت.
5:48 وقتی رسید
5:49 سپس ابوبکر رضی الله عنه را دید
5:52 وسایل خود را برای مهاجرت آماده کرده است
5:55 عایشه رضی الله عنها گفت
5:58 بنابراین آنها را برای استفاده از دستگاه آماده کردیم
6:01 سپس آنها را ترک کردند و به سمت غار ثور حرکت کردند
6:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله با نگاه خداحافظی به مکه ـ رضی الله عنه شروع کرد .
6:13 و او می گوید
6:14 به خدا سوگند تو بهترین زمین خدا و محبوب ترین زمین خدا نزد خدا هستی
6:20 اگر از تو بیرون نمی آمدم، نمی رفتم
6:24 امام ترمذی و حکیم آن را با سند صحیح نقل کرده اند.
6:28 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
6:32 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مکه فرمود
6:36 چه کشور خوبی دارید و من شما را برای من دوست دارم
6:40 اگر قوم من مرا از شما بیرون نمی کردند، در هیچ کس دیگری ساکن نمی شدم
6:45 مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها فرمود
6:49 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه در کوه ثور به دنبال غار رفتند.
6:58 سه شب آنجا ماندیم
7:01 و در روایتی دیگر درباره او رضی الله عنه
7:04 گفت: سوار شدند و رفتند تا به غار آمدند.
7:09 جوش هایی است که در آن پخش شده است
7:12 خلاصه ای از سیره پیامبر
7:17 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
7:24 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:31 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:38 و شما با بقیه حرکت می کنید
7:44 او شفا داد