المختصر في السيرة النبوية | موسى بن راشد العازمي | ح (55-56) | خروج الرسول ﷺ إلى الطائف -وصوله إليها

◉ 0 بازدید ⏱ 5:23 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:22 عزیمت رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف
0:27 هنگامی که مصیبت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و یارانش پس از وفات ابوطالب شدید شد.
0:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف رفت
0:41 امید است که او را در پناه خود قرار دهند، از او در برابر قومش حمایت کنند و از او در برابر آنها محافظت کنند
0:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف رفت
0:51 یا به این دلیل که بعد از مکه دومین مرکز قدرت و حاکمیت در حجاز است
0:57 یا چون عموهایش رضی الله عنه از حلیمه السعدیه از بنی ثقیف هستند.
1:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم گرفت در حالی که روی پای من راه می رفت به طائف برود.
1:12 مولایش زید بن حارثه رضی الله عنه با او بود
1:16 او از ثقیف پیروزی و حفاظت از قوم خود را می خواهد
1:26 ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف
1:33 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف رسید
1:37 او سه برادر را غسل تعمید داد
1:40 در آن زمان از ارباب و اشراف ثقیف بودند
1:44 عبدالیا لیل، مسعود و حبیب هستند
1:48 فرزندان عمر بن عمیر
1:50 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنان نشست
1:55 آنها را به سوی خدا و حمایت از اسلام فرا خواند
1:59 شخصی گفت:
2:01 دارد لباس کعبه را میشوید اگر خدا شما را فرستاد
2:05 دیگری گفت
2:07 آیا خدا جز تو کسی را نیافت که بفرستد؟
2:11 سومی گفت
2:13 به خدا دیگه هیچوقت باهات حرف نمیزنم
2:16 چون تو به قول خودت فرستاده خدایی
2:19 چون تو برای من خطرناک تر از آن هستی که بتوانم با تو صحبت کنم
2:24 و چون به خدا دروغ می گویید
2:26 در مورد چه چیزی باید با شما صحبت کنم؟
2:29 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان آنان برخاست
2:34 او از حمایت از ثقیف ناامید شد
2:37 و به آنها گفت
2:38 اگر کاری را که انجام دادید انجام دهید
2:41 پس از من ساکت باش
2:42 آنها این کار را نکردند
2:44 رسول خدا صلی الله علیه و آله ده روز در میان آنان ماند
2:50 پس احمقان و بردگان خود را با آن وسوسه کردند
2:53 آنها را نفرین می کنند و بر سر او فریاد می زنند
2:55 و بیشترین آسیب را به او وارد کردند
2:59 و آنچه را که قوم او به دست نیاوردند به دست آوردند
3:02 گفتند از کشور ما برو بیرون
3:05 احمق هایشان در دو ردیف ایستاده بودند
3:08 شروع به پرتاب سنگ به سوی او کردند
3:11 تا این که پایش خون آلود شد، رحمت الله علیه
3:15 زید بن حارثه رضی الله عنه از او محافظت کرد
3:20 تا اینکه ضربه ای به سرش خورد
3:23 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
3:27 از طائف تا مکه غمگین
3:30 و در اشاره او رضی الله عنه
3:34 پروردگارش را با دعای معروف خواند
3:38 خدایا به تو شکایت دارم از ضعف قوت و عدم تدبیرم
3:43 و من مردم را دوست دارم
3:46 ای مهربان ترین مهربانان
3:48 تو پروردگار ستمدیدگانی
3:51 و تو پروردگار منی
3:53 منو به کی میسپاری؟
3:55 از دور، به من اخم می کند
3:58 یا به دشمنی که ملکه اش فرمان من است؟
4:01 اگر از دست من عصبانی نیستی، برایم مهم نیست
4:06 اما سلامتی تو از من بیشتر است
4:10 پناه می برم به نور چهره تو که تاریکی را روشن می کند
4:15 و امور دنیا و آخرت بر او سامان یافت
4:19 تا عصبانیتت را به من تحمیل کنی
4:21 وگرنه خشم تو بر من خواهد آمد
4:24 من شما را تا زمانی که راضی شوید، نصیحت می کنم
4:27 هیچ قدرت و نیرویی جز با تو نیست
4:49 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
4:56 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
5:03 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
5:10 بقیه با لب هایش حرکت کرد