از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 10 از 164
المختصر في السيرة النبوية | موسى بن راشد العازمي | ح (55-56) | خروج الرسول ﷺ إلى الطائف -وصوله إليها
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:22
عزیمت رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف
0:27
هنگامی که مصیبت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و یارانش پس از وفات ابوطالب شدید شد.
0:37
رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف رفت
0:41
امید است که او را در پناه خود قرار دهند، از او در برابر قومش حمایت کنند و از او در برابر آنها محافظت کنند
0:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف رفت
0:51
یا به این دلیل که بعد از مکه دومین مرکز قدرت و حاکمیت در حجاز است
0:57
یا چون عموهایش رضی الله عنه از حلیمه السعدیه از بنی ثقیف هستند.
1:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم گرفت در حالی که روی پای من راه می رفت به طائف برود.
1:12
مولایش زید بن حارثه رضی الله عنه با او بود
1:16
او از ثقیف پیروزی و حفاظت از قوم خود را می خواهد
1:26
ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف
1:33
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف رسید
1:37
او سه برادر را غسل تعمید داد
1:40
در آن زمان از ارباب و اشراف ثقیف بودند
1:44
عبدالیا لیل، مسعود و حبیب هستند
1:48
فرزندان عمر بن عمیر
1:50
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنان نشست
1:55
آنها را به سوی خدا و حمایت از اسلام فرا خواند
1:59
شخصی گفت:
2:01
دارد لباس کعبه را میشوید اگر خدا شما را فرستاد
2:05
دیگری گفت
2:07
آیا خدا جز تو کسی را نیافت که بفرستد؟
2:11
سومی گفت
2:13
به خدا دیگه هیچوقت باهات حرف نمیزنم
2:16
چون تو به قول خودت فرستاده خدایی
2:19
چون تو برای من خطرناک تر از آن هستی که بتوانم با تو صحبت کنم
2:24
و چون به خدا دروغ می گویید
2:26
در مورد چه چیزی باید با شما صحبت کنم؟
2:29
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان آنان برخاست
2:34
او از حمایت از ثقیف ناامید شد
2:37
و به آنها گفت
2:38
اگر کاری را که انجام دادید انجام دهید
2:41
پس از من ساکت باش
2:42
آنها این کار را نکردند
2:44
رسول خدا صلی الله علیه و آله ده روز در میان آنان ماند
2:50
پس احمقان و بردگان خود را با آن وسوسه کردند
2:53
آنها را نفرین می کنند و بر سر او فریاد می زنند
2:55
و بیشترین آسیب را به او وارد کردند
2:59
و آنچه را که قوم او به دست نیاوردند به دست آوردند
3:02
گفتند از کشور ما برو بیرون
3:05
احمق هایشان در دو ردیف ایستاده بودند
3:08
شروع به پرتاب سنگ به سوی او کردند
3:11
تا این که پایش خون آلود شد، رحمت الله علیه
3:15
زید بن حارثه رضی الله عنه از او محافظت کرد
3:20
تا اینکه ضربه ای به سرش خورد
3:23
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
3:27
از طائف تا مکه غمگین
3:30
و در اشاره او رضی الله عنه
3:34
پروردگارش را با دعای معروف خواند
3:38
خدایا به تو شکایت دارم از ضعف قوت و عدم تدبیرم
3:43
و من مردم را دوست دارم
3:46
ای مهربان ترین مهربانان
3:48
تو پروردگار ستمدیدگانی
3:51
و تو پروردگار منی
3:53
منو به کی میسپاری؟
3:55
از دور، به من اخم می کند
3:58
یا به دشمنی که ملکه اش فرمان من است؟
4:01
اگر از دست من عصبانی نیستی، برایم مهم نیست
4:06
اما سلامتی تو از من بیشتر است
4:10
پناه می برم به نور چهره تو که تاریکی را روشن می کند
4:15
و امور دنیا و آخرت بر او سامان یافت
4:19
تا عصبانیتت را به من تحمیل کنی
4:21
وگرنه خشم تو بر من خواهد آمد
4:24
من شما را تا زمانی که راضی شوید، نصیحت می کنم
4:27
هیچ قدرت و نیرویی جز با تو نیست
4:49
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
4:56
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
5:03
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
5:10
بقیه با لب هایش حرکت کرد