از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 62 از 143
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (96) | الطريق إلى المدينة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول است
0:12
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:24
جاده به شهر
0:30
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
0:35
قال عایشه رضی الله عنها
0:38
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد
0:41
از غار به خدای متعال به عنوان مهاجر
0:45
ابوبکر و عامر بن فهیره همراه او بودند
0:48
میردیفه ابوبکر جانشین او شد
0:51
و عبدالله بن عریقات اللیثی
0:54
پس آنها را از مکه پایین آورد
0:57
سپس با آنها رفت تا با آنها فرود آمد
1:00
در ساحل زیر اسفان
1:03
سپس آنها را به ته امگ برد
1:06
سپس پس از عبور از جاده از جاده گذشت
1:10
سپس خزرها با آنها رفتند
1:13
سپس اجازه داد که آنها را از یکدیگر جدا کنند
1:16
سپس یک سیم کشید
1:18
سپس به آنها اجازه داد که سوار دکه ماساژ شوند
1:21
سپس مادلاجه با آنان وارد شد
1:25
سپس آنها را با سیم وزنی استفاده کرد
1:28
سپس با شکم وزن دار ساخته شده از دو شاخه
1:31
سپس با شکم سفت
1:34
سپس کریکت را گرفت
1:37
سپس نردبانی از شکم دشمنان مدلاجا برداشت
1:40
بعد بی ادبی را کم می کنم
1:43
سپس لنگش فروکش کرد
1:46
سپس خندق سمت راست رکبه را گرفت
1:49
سپس شکم ریم افتاد
1:52
قبا نزد بنی عمر بن عوف آمد
1:57
اتفاقاتی که در راه افتاد
2:00
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله اتفاق افتاد
2:04
و چه کسی رویدادهایی دارد
2:07
آنها در راه هجرت به شهر پیامبر بودند
2:10
اینطور است
2:13
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:16
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:19
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد
2:22
به مدینه که محله ابوبکر است
2:25
ابوبکر شیخی است که می داند
2:28
و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:31
جوانی که نمی داند
2:34
گفت: آن مرد با ابوبکر ملاقات می کند
2:37
می گوید: ای ابوبکر
2:40
این مرد در دست شما کیست؟
2:43
پس این مرد می گوید
2:46
گفت مرا به راه هدایت کن
2:49
کامپیوتر فکر می کند که به معنای مسیر است
2:52
بلکه به معنای راه خیر است
2:55
چوپان در حال آب دادن به شیر
3:00
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
3:03
تلفظ بخاری است
3:06
عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت
3:09
ابوبکر رضی الله عنه آن را خرید
3:12
از یک نفر با سیزده درهم خروج می کنند
3:15
ابوبکر گفت
3:18
لذاب که خداوند از هر دو راضی باشد
3:21
البراء گذشت، او را به خروج من ببرند
3:24
عذاب گفت نه
3:27
تا اینکه در مورد چگونگی شما و رسول خدا صحبت کردیم
3:30
خدا رحمتش کند و درود فرستد
3:33
هنگامی که تو و مشرکان مکه را ترک کردی
3:36
آنها از شما درخواست می کنند. گفت خدا از او راضی باشد
3:39
از مکه حرکت کردیم
3:42
بنابراین ما زنده شدیم یا شب را ترک کردیم
3:45
و امروز تا زمانی که ما ظاهر شویم
3:48
ظهر بلند شد
3:51
پس نگاه می کنم ببینم چه کسی گمراه شده است
3:53
پس به او پناه بردم
3:56
و همچنین سنگی که به آن آمدی
3:59
بنابراین او به بقیه سرگردان خود نگاه کرد و آن را تعمیر کرد
4:02
سپس برای پیامبر صلی الله علیه و آله بستری ساختم
4:05
بعد به او گفتم
4:08
دراز بکش ای پیامبر خدا
4:11
پس پیامبر صلی الله علیه و آله دراز کشید
4:14
بعد شروع کردم به نگاه کردن به اطرافم
4:17
آیا من کسی را از درخواست می بینم؟
4:20
گوسفندش را به سمت صخره می راند
4:23
او همان چیزی را که ما می خواستیم می خواست
4:26
پس از او پرسیدم و به او گفتم
4:28
تو کی هستی پسر
4:30
به مردی از قریش گفت
4:33
اسمش را گذاشت و من او را شناختم
4:36
گفتم: گوسفندت شیر دارد؟
4:39
گفت بله
4:41
گفتم برای ما شیر دوشی؟
4:44
گفت بله
4:46
پس به او دستور دادم که گوسفندی را از گوسفندانش دستگیر کند
4:49
سپس به او دستور داد که پستان او را گردگیری کند
4:52
سپس دستور دادم با من دست بدهد
4:55
اینجوری گفت
4:57
با دست دیگرش زد
5:00
یک تکه شیر به من دوشید
5:03
یعنی کمی شیر
5:05
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ساخته شد
5:09
پارچه ای روی دهانش گذاشته شد
5:12
پس روی شیر ریختم تا زیرش خنک بشه
5:15
پس او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بردم
5:19
با او موافق بودم که از خواب بیدار شده است
5:22
گفتم: بنوش یا رسول الله.
5:25
پس نوشید تا سیر شد
5:28
سپس گفتم: وقت رفتن است یا رسول الله.
5:32
گفت بله
5:34
بنابراین در حالی که مردم به دنبال ما بودند به راه افتادیم
5:37
خلاصه ای از سیره پیامبر
5:43
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
5:48
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
5:55
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
6:02
و حرکت شما با بقیه لب است