از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 146 از 164
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (185) | استنفار النبي صلى الله عليه وسلم المسلمين لغزو الروم
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:25
پیامبر صلی الله علیه و آله مسلمانان را برای حمله به رومیان بسیج کرد
0:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر صحابه رضی الله عنه عزاداری کرد.
0:42
و اعراب اطراف او را برای حمله روم آماده می کردند
0:46
عادتش بود رضی الله عنه
0:50
او کارزار نمی خواهد مگر اینکه چیز دیگری ببیند
0:54
به جز دو حمله
0:56
این دو جنگ خیبر هستند
0:58
زیرا خداوند به او وعده داده است که آن را با متن قرآن بگشاید
1:02
و جنگ تبوک
1:04
برای آماده شدن
1:05
به دلیل شدت و تعداد دشمنانشان
1:08
به دلیل دوری و گرمای شدید
1:11
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:14
قال عن کعب بن مالک رضی الله عنه
1:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی خواست غزوه کند مگر اینکه فکر دیگری می کرد.
1:25
تا آن تهاجم
1:27
یعنی جنگ تبوک
1:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله در گرمای شدید به آنجا هجوم آورد
1:35
او سفری دور و ثواب و دشمنان زیادی دریافت کرد
1:40
برای مسلمانان روشن شد که باید برای تهاجم خود آماده باشند
1:44
پس با چهره به آنها گفت که می خواهم
1:48
اولین چیزی که از قرآن نازل شد جنگ تبوک بود
1:52
خداوند متعال فرمود
1:54
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، وقتى به شما گفته مىشود كه در راه خدا حركت كنيد، چه مشكلى داريد؟
2:02
آیا از زندگی دنیا راضی تر از آخرت هستید؟
2:10
بهره مندی از زندگی دنیا در آخرت اندک است
2:17
اگر متفرق نشوید، شما را به عذابی دردناک عذاب می کند
2:22
او شما را با افراد دیگری جایگزین خواهد کرد
2:28
و به هیچ وجه به او آسیب نرسانید
2:30
خداوند بر هر چیزی تواناست
2:36
حافظ بن کثیر گفت
2:39
این تلاشی است برای سرزنش کسانی که در جنگ تبوک پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و آله ماندند.
2:46
وقتی میوه ها و سایه ها در گرمای شدید شناور بودند
2:50
و یک الاغ
2:52
یعنی شدت گرما
2:56
پیامبر صلی الله علیه و آله به انفاق برای لشکر سختی سفارش کرد
3:02
رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را به حمایت و بره برای لشکر سختی فراخواند.
3:11
اصحاب رضی الله عنه همچنان در راه خدا برای لشکر سختی انفاق می کردند.
3:17
ابن اسحاق گفت
3:19
آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مجدانه سفر کرد
3:25
مردم دستور دادند دستگاه کوچک شود
3:27
او از مردم ثروتمند خواست تا در راه خدا انفاق کنند و بارهای خود را حمایت کنند
3:31
پس چند مرد ثروتمند را حمل کرد و پاداش او را طلبید
3:35
بزرگسالان برای خرج کردن با هم رقابت می کنند
3:41
صحابه رضی الله عنهم برای انفاق لشکر سختی دویدند
3:48
این عادت آنان رضی الله عنه در رسیدگی به امور آخرت بود
3:54
اینها بخشی از مخارج عمده برخی از صحابه است که خداوند از آنها راضی باشد
4:00
ابوبکر و عمر رضی الله عنه با هم رقابت کردند
4:05
امام ترمذی و ابوداود و حکیم به سند حسنه روایت کرده اند.
4:10
عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت
4:14
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور داد که صدقه بدهیم
4:20
با آنچه من داشتم مطابقت داشت
4:22
گفتم: امروز اگر از ابوبکر پیشی گرفتم از او پیشی گرفتم.
4:28
پس نصف پولم را آوردم
4:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:34
آنچه برای خانواده خود باقی گذاشته اید
4:36
من هم همین را گفتم
4:38
گفت: ابوبکر هر چه داشت آورد.
4:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:46
آنچه برای خانواده خود باقی گذاشته اید
4:48
گفت: من خدا و رسولش را برای آنها اختصاص دادم
4:52
گفتم: من هرگز در هیچ کاری با تو رقابت نمی کنم.
4:57
امام بن جوزی فرمودند
5:00
اگر جاهل مخالفت کند می گوید:
5:03
ابوبکر رضی الله عنه با تمام پولش آمد
5:07
پاسخ این است
5:09
ابوبکر رضی الله عنه رزق و تجارت دارد
5:13
اگر همه را بیرون آورد
5:15
او می توانست پول قرض کند و زندگی کند
5:19
کی اینجوری بود
5:22
من او را محکوم نمی کنم که پولش را بگیرد
5:25
انفاق عثمان بن عفان رضی الله عنه
5:30
ابن اسحاق گفت
5:32
عثمان بن عفان رضی الله عنه در این امر خرج زیادی کرد
5:37
هیچکس مثل او خرج نکرد
5:40
امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود به سند حسنه روایت کرده است.
5:46
از عبدالرحمن بن سمره رضی الله عنه گفت
5:50
عثمان بن عفان رضی الله عنه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد.
5:56
با هزار دینار در لباسش
5:58
زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله لشکر سختی را آماده کرد
6:03
پس آن را در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله ریخت
6:09
پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را با دست برگرداند و فرمود
6:15
اتفاقی که برای نافان افتاد همان کاری است که او پس از امروز انجام داد
6:18
بارها و بارها تکرار می کند
6:21
انفاق عبدالرحمن بن عوف
6:24
خداوند از او راضی باشد
6:27
در مورد مخارج عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه در لشکر سختی اختلاف شد.
6:33
حافظ در الفتح گزارش های متعددی در این باره ذکر کرده است
6:37
سپس گفت
6:39
این یک اختلاف شدید در سرنوشتی است که عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه برایش آورد.
6:45
صحیح ترین راه هشت هزار درهم است
6:49
خیلی ها خیلی خرج کردند
6:55
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
6:58
از ابو مسعود عقبه بن عمر البدری رضی الله عنه می فرماید.
7:03
وقتی به ما دستور داد که صدقه بدهیم
7:06
تعصب داشتیم
7:08
یعنی حق الزحمه را بر پشت خود حمل می کنیم
7:11
از آن شهریه صدقه می دهیم
7:14
یا همه را صدقه می دهیم
7:16
ابوعقیل با نیم صاع آمد.
7:19
یک نفر با بیشتر از او آمد
7:22
منافقین گفتند
7:24
خداوند برای این صدقه کافی است
7:27
این شخص دیگر جز ریا کاری انجام نداد
7:31
پس رفتم پایین
7:33
کسانی که مؤمنان داوطلب را به صدقه تشویق می کنند
7:39
و کسانی که فقط بهترین تلاش خود را می کنند
7:43
و کسانی که فقط بهترین تلاش خود را می کنند
7:47
آنها آنها را مسخره کردند، خدا آنها را مسخره کرد
7:51
و برای آنان عذابی دردناک است
7:54
و در صحیح مسلم
7:57
در ماجرای توبه کعب بن مالک رضی الله عنه
8:01
کعب رضی الله عنه گفت
8:04
در حالی که او در آن است
8:06
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله
8:09
او در راه تبوک است
8:12
مردی را دید که موی سفیدش توسط سراب برداشته شد
8:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:20
پدر خيثمه باش
8:22
پس او ابو خیثمه انصاری رضی الله عنه است
8:26
اوست که از خرما صدقه می دهد
8:29
زمانی که منافقین به او طعنه زدند
8:32
حافظ در الفتح گفته است
8:34
این نشان می دهد که افراد زیادی با Sa' آمده اند.
8:38
مؤید این مطلب این است که اکثر روایات حاوی آن هستند
8:41
او با یک ساع آمد
8:44
در مورد زکات هم همینطور است
8:46
سپس مردی آمد و صدقه ای به او داد
8:49
و در حدیث باب
8:52
ابوعقیل با نیم صاع آمد.
8:55
توبیخ خداوند متعال از بادیه نشینان و منافقان
9:03
عده ای از منافقین آمدند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواستند
9:09
دیر آمدن بدون بهانه
9:11
پس به آنها اجازه داد
9:13
آنها هشتاد و چند مرد هستند
9:16
بادیه نشینان معذور آمدند تا به آنها اجازه دهند
9:20
آنها از او عذرخواهی کردند، اما او آنها را معذور نکرد
9:23
آنها هشتاد و دو مرد هستند
9:26
پس خداوند آن را بر آنها نازل کرد
9:29
اگر این یک ملاقات اخیر و یک سفر مورد نظر بود، حتما شما را دنبال می کردند
9:36
اما آنها از آن دور بودند
9:40
به خدا قسم اگر توانستیم با تو بیرون می رفتیم
9:46
خود را هلاک می کنند و خدا می داند که دروغ می گویند
9:53
حافظ بن کثیر گفت
9:56
خداوند متعال می فرماید: مؤاخذه کسانی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عقب مانده اند.
10:02
در جنگ تبوک
10:04
پس از این که از او اجازه گرفتند، نشستند
10:07
معلوم است که بهانه دارند و نبودند
10:11
و او گفت
10:13
اگر یک ملاقات اخیر و یک سفر مورد نظر بود
10:17
یعنی به زودی
10:19
آنها شما را دنبال نمی کنند
10:21
یعنی برای این کار با شما می آمدند
10:24
اما از آن دور بودند
10:27
یعنی فاصله تا شام
10:30
و به خدا سوگند یاد می کنند
10:32
یعنی برای شما اگر به آنها برگردید
10:35
اگر می توانستیم با شما بیرون می رفتیم
10:38
یعنی اگر بهانه ای نداشتیم با شما بیرون می رفتیم
10:43
خداوند متعال فرمود
10:45
خود را هلاک می کنند و خدا می داند که دروغ می گویند
10:52
خداوند متعال رسولش صلی الله علیه و آله را سرزنش کرد
10:57
سرزنش خوب
10:59
و خداوند متعال فرمود
11:01
خداوند شما را ببخشد
11:04
تو به آنها اجازه دادی تا راستگویان برایت روشن شوند و دروغگویان را بیاموزی
11:13
امام ابن جریر طبری گفت
11:16
این نکوهش خداوند متعال است
11:19
او پیامبرش صلی الله علیه و آله را سرزنش کرد که به کسانی که به آنها اجازه ماندن داده است اجازه داده است.
11:26
هنگامی که شخصی به تبوک رفت تا از منافقین به رومیان حمله کند
11:31
تعدادی از اصحاب واقعی پشت سر گذاشتند
11:38
سپس در سفر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت و تصمیم به سفر گرفت.
11:45
گروهی از مسلمانان بودند که نیتشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله به تأخیر افتاد.
11:52
تا اینکه بدون شک و شبهه او را رها کردند
11:56
از جمله کعب بن مالک و مرارة بن الربیع.
12:01
هلال بن امیه و ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر
12:06
آنها گروهی راستگو بودند که متهم به مسلمانی نبودند
12:11
خلاصه ای از سیره پیامبر
12:16
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
12:22
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
12:29
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
12:36
بقیه با لب هایش حرکت کرد