المختصر في السيرة النبوية | موسى بن راشد العازمي | ح (62) | قصة الإسراء والمعراج

◉ 0 بازدید ⏱ 2:59 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:12 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:22 داستان سفر شب و معراج
0:27 از انس بن مالک
0:28 از مالک بن صعصع رضی الله عنه هر دو
0:32 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:35 او از شبی که اسیر شد به آنها گفت
0:37 و او گفت
0:39 در حالی که من در خرابه هستم
0:41 و شاید گفته بود
0:43 در سنگ
0:44 دراز کشیدن
0:46 وقتی یکی اومد پیشم باخت
0:49 گفت و شنیدم که گفت
0:51 پس بین این و این تقسیم شد
0:55 پس به الجارود گفتم در حالی که او در کنار من بود
0:58 منظور او از آن چیست
1:00 او گفت
1:01 از سوراخ گلویش تا موهایش
1:04 پس قلبم را استخراج کن
1:06 سپس یک طشت طلایی پر از ایمان به من داده شد
1:11 او قلب مرا پاک کرد
1:12 بعد پر شد و بعد تکرار شد
1:15 سپس به من یک حیوان سفید رنگ زیر قاطر و بالای الاغ داده شد
1:20 الجارود به او گفت
1:22 او البراق، ابوحمزه است
1:25 انس رضی الله عنه گفت
1:28 بله
1:29 او یک پله را در انتهای افراطی خود قرار می دهد
1:32 البراق زین و لگام زده بود
1:36 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواست سوار او شود
1:40 براش سخته
1:42 جبرئیل علیه السلام به او فرمود
1:45 ابی محمد این کار را بکن
1:48 هیچ کس تا به حال شما را سوار نکرده است
1:50 نزد خدا از او ارجمندتر
1:52 پس از گذاشتن یک تکه کاغذ خودداری کنید
1:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:58 پس سوار آن شدم تا به اورشلیم رسیدم
2:02 پس او را به پیوندی که پیامبران با آن پیوند دارند پیوند دادم
2:06 سپس وارد مسجد شدم
2:10 خلاصه ای از سیره پیامبر
2:15 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
2:20 و توسط انجمن مواضع ارائه شد
2:24 در پادشاهی بحرین
2:33 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
2:40 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
2:47 و شما بقیه کار را انجام دهید
2:52 او شفا داد