از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 49 از 168
المختصر في السيرة النبوية | موسى بن راشد العازمي | ح (62) | قصة الإسراء والمعراج
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:12
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:22
داستان سفر شب و معراج
0:27
از انس بن مالک
0:28
از مالک بن صعصع رضی الله عنه هر دو
0:32
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:35
او از شبی که اسیر شد به آنها گفت
0:37
و او گفت
0:39
در حالی که من در خرابه هستم
0:41
و شاید گفته بود
0:43
در سنگ
0:44
دراز کشیدن
0:46
وقتی یکی اومد پیشم باخت
0:49
گفت و شنیدم که گفت
0:51
پس بین این و این تقسیم شد
0:55
پس به الجارود گفتم در حالی که او در کنار من بود
0:58
منظور او از آن چیست
1:00
او گفت
1:01
از سوراخ گلویش تا موهایش
1:04
پس قلبم را استخراج کن
1:06
سپس یک طشت طلایی پر از ایمان به من داده شد
1:11
او قلب مرا پاک کرد
1:12
بعد پر شد و بعد تکرار شد
1:15
سپس به من یک حیوان سفید رنگ زیر قاطر و بالای الاغ داده شد
1:20
الجارود به او گفت
1:22
او البراق، ابوحمزه است
1:25
انس رضی الله عنه گفت
1:28
بله
1:29
او یک پله را در انتهای افراطی خود قرار می دهد
1:32
البراق زین و لگام زده بود
1:36
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواست سوار او شود
1:40
براش سخته
1:42
جبرئیل علیه السلام به او فرمود
1:45
ابی محمد این کار را بکن
1:48
هیچ کس تا به حال شما را سوار نکرده است
1:50
نزد خدا از او ارجمندتر
1:52
پس از گذاشتن یک تکه کاغذ خودداری کنید
1:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:58
پس سوار آن شدم تا به اورشلیم رسیدم
2:02
پس او را به پیوندی که پیامبران با آن پیوند دارند پیوند دادم
2:06
سپس وارد مسجد شدم
2:10
خلاصه ای از سیره پیامبر
2:15
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
2:20
و توسط انجمن مواضع ارائه شد
2:24
در پادشاهی بحرین
2:33
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
2:40
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
2:47
و شما بقیه کار را انجام دهید
2:52
او شفا داد