از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 165 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (165)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:39 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:03 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22 از انصار
0:24 من مسلمان شدم
0:26 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
0:31 در روز بدر
0:33 من با مسلمانان بیرون رفتم
0:35 در راه سنگی به من اصابت کرد
0:38 پس پایم شکست
0:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به مدینه برگرداند
0:44 با یک تیر به من زد
0:46 من مثل کسی بودم که شاهدش بودم
0:49 برادرم عبدالله بن جبیر رضی الله عنه است
0:53 شاهزاده رامت در روز یکشنبه
0:56 قبل از اینکه مسلمان شوم، شاعری فصیح بودم
1:01 من عاشق معاشقه با زنان و نگهداری از آنها هستم
1:05 و بعد از اسلام
1:07 من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سفر بیرون رفتم
1:11 بنابراین در خانه ای ماندیم
1:14 پس چادرم را ترک کردم
1:16 بنابراین اگر من یک زن صحبت می کنم
1:19 من آن را دوست داشتم
1:21 پس به چادر برگشتم و وسایلم را برداشتم
1:25 بنابراین من یک کت و شلوار زیبا از او استخراج کردم
1:28 بنابراین من آن را پوشیدم
1:30 آمدم کنارشان نشستم
1:32 رسول خدا صلی الله علیه و آله از خیمه خارج شد
1:38 مرا دید و شناخت
1:41 او به من گفت
1:42 اباعبدالله
1:44 چه چیزی باعث می شود با آنها بنشینید؟
1:46 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم
1:50 او متحیر و گیج شده بود
1:53 پس گفتم
1:54 ای رسول خدا
1:56 جمله ام منحرف شد
1:58 من به دنبال او هستم
2:01 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رهسپار شد
2:04 و من دنبالش رفتم
2:06 پس حاجت خود را برآورده و وضو گرفت
2:09 پس آمد و آب از ریشش روی سینه اش جاری شد
2:14 و او گفت
2:15 اباعبدالله
2:17 شتر سرگردان شما چه کرد؟
2:20 با خجالت از او سرم را پایین انداختم
2:23 بعد رفتیم
2:25 پس مرا در حال راه رفتن ندید مگر اینکه گفت
2:29 السلام علیک یا اباعبدالله
2:32 آن شتر سرگردان چه کرد؟
2:35 وقتی از او رضی الله عنه دیدم
2:40 زندگی صاحب من است
2:42 پس با عجله به شهر رفتم
2:45 از مسجد و همنشینی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پرهیز کردم
2:51 وقتی این را گفت
2:53 ساعت عزلت فرا رسیده است
2:56 پس به مسجد آمدم و به نماز ایستادم
3:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ناگهان از اتاقش بیرون آمد
3:06 پس وارد مسجد شد
3:08 دو رکعت نماز سبک خواند
3:11 و دعای من طولانی شد
3:13 لطفا برو و مرا رها کن
3:18 و او گفت
3:19 قد اباعبدالله به اندازه ای که می خواهی باشد
3:23 تا تمومش نکنی نمی ایستی
3:26 پس با خودم گفتم
3:29 به خدا قسم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عذرخواهی می کنم
3:34 و در حد دلش
3:37 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:41 السلام علیک یا اباعبدالله
3:44 آن شتر سرگردان چه کرد؟
3:47 گفتم
3:49 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
3:51 از زمانی که اسلام آوردم هیچ شتری از من دور نشده است
3:55 پیامبر صلی الله علیه و آله به من لبخند زد
4:00 و او گفت
4:02 خداوند شما را بیامرزد
4:04 بعد از آن دیگر به هیچ چیز مربوط به زنان برنگشتم
4:09 من کی هستم؟
4:26 انشاالله