از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 142 از 288
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (142)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22
از بنی اسد
0:24
یکی از شجاع ترین شوالیه های دوران پیش از اسلام و اسلام
0:28
داشتم هزار شوالیه می شمردم
0:31
من در سال نهم هجری اسلام آوردم
0:34
با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردم
0:38
بعد که با یک هیئت ملی به خانه هایمان برگشتم
0:42
اسلام را رها کردم
0:44
من ادعای نبوت کردم
0:46
این کمی قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بود
0:51
بعد موضوع من عالی شد
0:53
مردم پس از رحلت او رضی الله عنه از من پیروی کردند
0:58
پس خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه با من جنگید
1:03
او تعدادی از همراهان ارشد را کشت
1:06
سپس او را شکست دادم که با خالد بن ولید رضی الله عنه ملاقات کردم
1:11
پس به شام فرار کردم
1:14
سپس بعد از آن اسلام آوردم
1:16
به امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه تقدیم شد.
1:21
من با اسلام بیعت کردم
1:24
او قبول کرد و مرا بخشید
1:27
او در فتوحات مسلمانان شرکت کرد
1:32
من جوانمردی و شجاعت خود را برای خدمت به اسلام به کار بردم
1:36
برای جبران پاسخ من
1:40
در جنگ القادسیه
1:43
رهبری مسلمانان را سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه بر عهده داشت
1:48
روبروی پارسیان بودند
1:51
پارسی ها از نظر تعداد و تجهیزات برتر بودند
1:55
و قبل از شروع نبرد
1:58
سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه مرا فرستاد
2:02
در پیشاهنگ هفت نفره
2:05
برای کشف اخبار فارسی
2:07
او به ما دستور داد که اگر توانستیم یک مرد ایرانی را اسیر کنیم
2:12
یک بار از اردوگاه مسلمانان خارج شدیم
2:16
لشکر پارسی که روبرویمان بود غافلگیر شدیم
2:19
فکر می کردیم از ما دور هستند
2:23
دوستانم تصمیم گرفتند برگردند
2:26
پس قبل از انجام مأموریتی که سعد رضی الله عنه ما را به عهده گرفت از بازگشت خودداری کردم.
2:33
پس شش نفر از همراهانم به لشکر مسلمانان بازگشتند
2:37
در مورد من، من با اسبم به راه افتادم تا به تنهایی به لشکر ایرانی حمله کنم
2:43
پس به دور ارتش چرخیدم
2:45
تا اینکه به یک چادر سفید بزرگ رسیدم
2:50
در مقابل او تعدادی از بهترین اسب ها قرار داشتند
2:54
فهمیدم که خیمه رستم پیشوای ایرانی است
2:58
طناب هایش را برید و اسب ها را رها کرد
3:02
چادر بر سر کسانی که در آن بودند افتاد و سپس فرار کردند
3:07
منظورم توهین به آنها بود
3:10
و هنگامی که به سوی لشکر مسلمانان عقب نشینی کرد
3:15
سه تا از شوالیه های قهرمان آنها به دنبال من آمدند
3:19
وقتی از اردوگاه آنها رد شدیم
3:22
من ایستادم تا با آنها مبارزه کنم
3:24
بنابراین من دو نفر از آنها را کشتم
3:26
سومی اسیر شد
3:29
من آن را به اردوگاه مسلمانان ارائه کردم
3:32
سعد رضی الله عنه به زندانی گفت
3:36
از ارتشت بگو
3:38
پارسی با حیرت گفت
3:41
از ارتش من برای شما بگویم
3:43
بلکه از این مردی که مرا آورده است برای شما می گویم
3:48
ما هرگز این مرد را مانند او ندیده ایم
3:52
او از دو اردوگاه عبور کرد
3:54
هیچ ارتشی نمی تواند از آنها سبقت بگیرد
3:57
بعد چادر رهبر ما را برید
3:59
او یک اسب را شلیک کرد
4:01
سپس او دو تا از بهترین شوالیه های ما را کشت
4:04
و من را اسیر خود کند
4:06
فکر می کردم یکی از شجاع ترین ایرانی ها هستم
4:09
این چه نوع قهرمانی است؟
4:12
سپس آن پارسی اسلام آورد
4:14
خبر لشکر پارسی را به صعده گفت
4:18
من همچنان بر اسلام و جهادم ثابت قدم ماندم
4:23
دعواها را ادامه دهید
4:25
و برای رضای خدا می جنگم
4:28
تا اینکه در نبرد با ناد کشته شد
4:33
من کی هستم؟
4:39
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:43
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:47
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله