از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 251 از 283
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (258)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب انصار هستم
0:22
بیعت عقبه را با هفتاد مرد دیدم
0:26
من شاهد بدر و احد بودم و همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود.
0:33
من یکی از تیراندازان معروف بودم
0:36
پرچم بنی ظفر را در روز فتح مکه حمل می کردم
0:41
من اولین کسی بودم که با سوره مریم از قرآن وارد مدینه شدم
0:46
یک شب سوره قل هو الله احد را خواندم و تا سحر آن را تکرار کردم
0:54
او آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کرد
0:58
گفت: سوگند به کسی که جان من در دست اوست.
1:02
معادل نصف یا ثلث قرآن است
1:07
مردی منافق از بنی ابیرک به من تعرض کرد
1:11
ما یک انبار داریم که در آن مواد غذایی و اسلحه نگهداری می کنیم
1:15
پس آنچه در آن بود برداشت
1:17
بنابراین ما دنبال او رفتیم
1:19
بنابراین ما دزد را شناختیم
1:21
پس آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کردم
1:25
گفت: من دستور می دهم.
1:29
هنگامی که بنی ابیراق این را شنیدند
1:32
مردم در میان آنها جمع شدند
1:34
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند
1:38
گفتند یا رسول الله
1:41
از این افراد به عنوان اهل بیت ما، اهل اسلام و صالح یاد می شد
1:47
بدون هیچ مدرک و مدرکی آنها را متهم به دزدی می کنند
1:52
پس پیامبر صلی الله علیه و آله را صدا زد
1:56
با سرزنش گفت
1:58
رفتم نزد خانواده ای مرد که برخی از آنها مسلمان و صالح بودند
2:03
بدون هیچ مدرک و مدرکی آنها را متهم به دزدی می کنید
2:08
وقتی اینو شنیدم
2:10
من برگشتم
2:11
ای کاش مقداری از پولم را بیرون آورده بودم
2:15
من در این مورد با رسول خدا صلی الله علیه و آله صحبت نکردم
2:21
زیاد نموندم
2:23
تا اینکه کلام خدای تعالی نازل شد و مرا تأیید کرد
2:27
خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
2:31
ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم
2:40
بین مردم بر اساس آنچه خدا به شما نشان می دهد قضاوت کنید
2:46
دشمن عموها نباش
2:53
و از خدا طلب آمرزش کن. همانا خداوند آمرزنده و مهربان است
3:02
و از جانب کسانی که خود را ختنه می کنند مجادله نکنید
3:09
خداوند کسی را که خیانتکار و گناهکار است دوست ندارد
3:18
یعنی بنی ابیرک
3:21
و در جنگ احد
3:24
چشمام زخم شد
3:26
من اخیرا ازدواج کردم
3:29
می خواستند قطعش کنند
3:32
پس گفتم نه
3:33
تا اینکه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نصیحت می کنیم
3:38
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
3:41
و چشمانم در دستانم است
3:43
گفت: این چیست؟
3:46
گفتم: این همان چیزی است که می بینی یا رسول الله.
3:50
ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:53
اگر خواستی صبر کن تا بهشت نصیبت شود
3:56
در صورت تمایل آن را به شما پس می دهم
3:59
گفتم: به خدا سوگند یا رسول الله.
4:03
بهشت یک پاداش بزرگ و یک هدیه بزرگ است
4:08
اما با زنی که دوستش دارم
4:12
و اگر چشمان مرا دید
4:14
می ترسیدم از من قدردانی کنی
4:16
اما آن را به من برگردان ای رسول خدا
4:20
و از خدا برای من بهشت بخواه
4:22
ایشان رضی الله عنه فرمودند
4:25
انشاءالله خواهم کرد
4:28
پس آن را در دست گرفت
4:30
پس آن را به جای خود برگرداند
4:32
او مرا به بهشت فرا خواند
4:35
او بهترین و سالم ترین چشم ها را داشت
4:40
او بود که با من آشنا شد
4:42
نمی داند کدام چشم زخمی شده است
4:45
من کی هستم؟
4:57
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
5:01
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله