از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 150 از 288
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (150)
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من یکی از همراهان مهاجر هستم
0:21
من در گذشته در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در دارالارقم بود مسلمان شدم.
0:28
سپس هر دو بار مهاجرت کردم
0:30
مادرم عروه بنت عبدالمطلب بن هاشم است
0:34
عمه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:38
یک روز پیش مادرم آمدم و به او گفتم
0:43
من از محمد پیروی کردم و اسلام آوردم
0:47
گفت: سزاوارترین کسی که از او حمایت کردی و گاز گرفتی پسر عمویت است.
0:52
قسم می خورم، اگر ما قادر بودیم آنچه را که مردان می توانند انجام دهند
0:57
ما مانع او شدیم و از او دوری کردیم
1:00
پس گفتم ای مادر چه چیزی تو را از تسلیم شدن و تعقیب من باز می دارد؟
1:06
برادرت حمزه اسلام آورد
1:09
گفت: صبر کن خواهرانم چه کنند.
1:13
سپس من با آنها خواهم بود
1:16
پس گفتم به خدا از تو می خواهم
1:19
مگر اینکه نزد او آمدم و سلام کردم و به او ایمان آوردم
1:24
شهادت دادم که معبودی جز خدا نیست
1:28
گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست.
1:33
و اینکه محمد رسول خداست
1:36
سپس با زبان از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کرد
1:42
و مرا تشویق کنید که از او حمایت کنم و دستور او را انجام دهم
1:46
شنیدم که عوف بن صبیره السهمیه به رسول خدا صلی الله علیه و آله دشنام می داد.
1:54
پس پوست شتری را برداشتم و با آن زدم تا غرق در خون افتاد
2:01
روزی ابوجهل را دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را خطاب می کند
2:06
عده ای از کافران قریش با خود داشت که به او آسیب رساندند
2:11
پس نزد ابوجهل رفتم و او را سخت زدم
2:16
پس مرا گرفتند و بستند
2:19
سپس عمویم ابولهب برخاست و مرا از آنان جدا کرد
2:24
به مادرم گفت: مگر نمی بینی پسرت به جای محمد مدافع شده است؟
2:31
گفت: بهترین روز او روزی است که پسر عمویش را رها کند و حق را از جانب خداوند آورده است
2:40
گفتند: یا از محمد پیروی کرده ای؟
2:45
گفت بله من کی هستم؟