از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 203 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (203)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم
0:23
من اسلام آوردم و با هفتاد نفر در بیعت دوم عقبه بیعت کردم.
0:29
من از کسانی بودم که قبل از اسلام عربی می نوشتم
0:33
من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
0:38
من یکی از سه مردی بودم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برگزیده بود
0:44
دستور داد به مسجد دیرار بروند
0:48
تخریب و سوزاندن آن
0:50
و چون پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
0:55
مردم بر او گریه کردند
0:57
گفتند: ای کاش پیش از او مرده بودیم.
1:01
می ترسیم پس از او وسوسه شویم
1:03
پس گفتم
1:05
اما قسم می خورم که دوست ندارم قبل از او مرده باشم
1:09
تا اینکه باور کردم که او مرده است، همان طور که باور کردم زنده است
1:14
او در جنگ های ارتداد در ایام مسیلمه دروغگو شرکت کرد
1:21
هنگامی که روز الیمامه بود
1:23
مردم صف کشیدند تا بجنگند
1:26
ابوعقیل رضی الله عنه بود
1:28
اولین نفری که مجروح شد
1:30
با یک تیر پرتاب کنید
1:32
بدون کشته شدن بین شانه و قلبش افتاد
1:36
پس تیر را بیرون آورد
1:38
سمت چپش ضعیف بود
1:41
طلوع بر عشایر در پایان لشکر
1:44
وقتی درگیری شدید شد
1:46
مسلمانان از لشکر مرتد شکست خوردند
1:50
آنها عقب نشینی کردند تا اینکه از اردوگاه خود گذشتند
1:54
بلند شدم و سر مردم فریاد زدم
1:56
ای انصار
1:58
ای انصار
2:00
خدا خداست
2:02
و کارت در برابر دشمن شماست
2:04
ابوعقیل رضی الله عنه مرا شنید
2:07
او بلند شد که می خواست دعوا کند
2:09
بنابراین به او گفته شد
2:11
هر چه بخواهی
2:13
او گفت
2:14
تماس گیرنده نام من را ذکر کرد
2:16
بنابراین به او گفته شد
2:18
فقط می گوید ای انصار
2:21
به معنای صدمه دیدن نیست
2:23
و او گفت
2:24
من یک انصار هستم
2:26
و حتی اگر بخزد جوابش را می دهم
2:29
او با قاطعیت شمشیر را در دست راست خود گرفت
2:33
بعد کنارم بلند شد
2:35
و شروع کرد به زنگ زدن
2:37
ای انصار
2:39
توپی مثل یک روز نوستالژیک
2:41
پس جمع شوید خدا همه شما را بیامرزد
2:45
دور ما جمع شدند
2:47
ما در مقابل مرتدان محکم ایستادیم
2:49
تا اینکه آنها را به باغ آوردیم
2:52
شمشیرها بین ما و آنها مخلوط شد
2:55
تا اینکه مسیلمه دروغگو را کشت
2:58
خداوند مؤمنان را پیروز گرداند
3:01
و اما برادرم ابوعقیل
3:04
دست مجروح او از ناحیه کتف بریده شد
3:08
به زمین افتادم
3:10
او 14 زخم دارد
3:13
همه آنها در نهایت کشته شدند
3:16
ابن عمر رضی الله عنه او را ملاقات کرد
3:20
از او پرسید که متعلق به چه کسانی است؟
3:22
ابن عمر گفت
3:24
موعظه کن
3:25
دشمن خدا کشته شده است
3:27
انگشتش را به سوی آسمان بلند کرد و خدا را شکر کرد
3:31
و او درگذشت
3:33
بعد دنبالش رفتم
3:35
او نیز در آن جنگ کشته شد
3:39
این در سال دوازدهم هجری بود
3:43
در زمان خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه
3:48
من کی هستم؟
4:01
ان شالله قسمت بعدی که میاد نظر بدید