از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 125 از 288

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (125)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:38 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب انصار هستم
0:22 من یکی از تیراندازان معروف و شجاعان برجسته هستم
0:27 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
0:34 روزی صلوات الله علیه به من فرمود
0:37 رای تو در ارتش بهتر از هزار شوالیه است
0:42 ثابت شد که احد روزی بود که مردم خشمگین شدند
0:47 من جلوی رسول خدا صلی الله علیه و آله می انداختم و از او دفاع می کردم
0:53 من مردی بودم که تمایل زیادی به تیراندازی داشتم
0:57 آن روز دو سه تا کمان شکستم
1:01 آن مرد تیری از تیر را با خود حمل می کرد
1:05 پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد آن را برای من پراکنده کند
1:10 من از رسول خدا صلی الله علیه و آله پشت سرم محافظت می کردم
1:15 و تیرهایم را به سوی مردم پرتاب می کنم
1:18 اگر تیری پرتاب کنید، رسول خدا صلی الله علیه و آله با سر تکان می دهد.
1:24 ببین تیر من کجا می افتد
1:27 پس می گویم ای پیامبر خدا
1:30 شما و مامان من شرافتمند نیستید
1:34 هیچ یک از تیرهای مردم به شما اصابت نمی کند
1:37 بدون حرکت حرکت می کنیم
1:39 رستگاری برای خودت
1:42 و به چهره خود وقار بدهید
1:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز حنین فرمود
1:52 هر کس مرده ای را بکشد غنیمتش به دست می آید
1:56 آن روز بیست مرد را کشتم
1:59 و غارت آنها را گرفتم
2:03 و هنگامى كه قول حق تعالى نازل شد
2:06 تا از آنچه دوست دارید انفاق نکنید به نیکی نمی رسید
2:11 عرض کردم یا رسول الله
2:14 من ثروتمندترین انصار در مدینه از نظر درخت خرما هستم
2:18 و اگر پول من را دوست داشته باشد، می رود
2:22 صدقه ای برای خداست
2:26 پس ای رسول خدا آن را در جایی قرار ده که خدا به تو نشان می دهد
2:31 ایشان رضی الله عنه فرمودند
2:34 باخن باخ که پول سودآور است
2:38 این پول پرسود است
2:41 من فکر می کنم شما باید آن را در میان نزدیک ترین اقوام خود قرار دهید
2:45 پیامبر صلی الله علیه و آله در حجه الوداع سر خود را تراشید.
2:51 موی پهلوی راستش را در میان یارانش باز کرد
2:55 یک مو و دو تا به آنها می دهد
2:58 تمام موهای سمت چپم را به من داد
3:02 و هنگامی که مسلمانان تصمیم به هجوم در دریا گرفتند
3:08 در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه
3:12 داشتم خودم را آماده می کردم که با آنها بیرون بروم
3:15 بچه هایم به من گفتند
3:17 خداوند شما را بیامرزد
3:19 من یک پیرمرد بزرگ شده ام
3:22 من با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدم
3:26 و با ابوبکر و عمر رضی الله عنهم
3:30 لطفا بمانید و اجازه دهید ما برای شما حمله کنیم؟
3:34 گفتم خدای متعال می فرماید
3:38 برو جلو، چه سبک و چه سنگین
3:42 او همه ما را از پیر و جوان بسیج کرده است
3:47 لذا حاضر نشدم برای جهاد بیرون بروم
3:51 در راه دریا
3:54 وقتی در کشتی بودم مرگ سراغم آمد
3:57 جزیره ای پیدا نکردند که مرا در آن دفن کنند
4:00 فقط بعد از هفت روز
4:03 در این مدت
4:06 من همان جا ماندم و چیزی تغییر نکرد
4:10 من کی هستم؟
4:26 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله