از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 53 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (53)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:59 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16 من یکی از اصحاب هستم
0:21 ثقفی از طائف
0:24 من با قومم در سال هیئت ها نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
0:30 من کوچکترین آنها بودم
0:32 پس پیش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمدم
0:36 پس اسلام آوردم
0:37 و مرا از قرآن بخوان
0:40 من به ابی بن کعب رضی الله عنه تمسک کردم
0:43 برای من قرآن می خواندند
0:46 وقتی خواست بلند شو برو
0:49 گفتند یا رسول الله
0:51 یکی به ما دستور داد
0:54 پس به من دستور داد که آنها را کنترل کنم
0:56 و او گفت
0:57 این یک کیف است
0:59 منبعی از قرآن گرفت
1:02 تحمیل کردند و گفتند
1:04 ما شاهزاده ای را که رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما داده است تغییر نمی دهیم
1:11 پس با آنها به طائف بازگشتم
1:14 من شاهزاده و پیشوای آنها در نماز بودم
1:19 روزی از درد خود نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردم
1:25 از زمانی که اسلام آوردم آن را در بدنم پیدا کردم
1:28 نزدیک بود منو بکشه
1:30 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
1:34 دستت را بگذار روی کسی که به بدنت صدمه زد
1:38 و سه مرتبه بسم الله بگو
1:41 و هفت بار بگو
1:43 از شر آنچه می یابم به خدا و قدرت او پناه می برم و از آن برحذر هستم
1:49 بنابراین من انجام دادم
1:50 بنابراین درد از من دور شد
1:54 موقع نماز چیزی به من تعارف می کرد
1:57 من حتی نمی دانم برای چه چیزی دعا کنم
2:00 قرآن بر من تلاوت می کرد
2:03 وقتی آن را دیدم
2:05 به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله سفر کرد
2:10 و او گفت
2:11 چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟
2:13 گفتم
2:14 ای رسول خدا
2:16 در دعای من چیزی به من عرضه کن
2:19 من حتی نمی دانم برای چه چیزی دعا کنم
2:22 و قرآن از من دور می شود
2:25 او گفت
2:26 اون شیطان
2:28 نزدیکتر بیا
2:29 پس به او نزدیک شدم
2:31 او روی پاهای من نشست
2:34 با دستش به سینه ام زد
2:36 و تف در دهانم انداخت
2:38 و او گفت
2:39 دشمن خدا را بیرون کن
2:41 پس این کار را سه بار انجام دهید
2:44 سپس گفت
2:45 حق به کشور شما
2:47 به خدا سوگند هنوز در نمازم با من آمیخته نشده است
2:51 من چیزی را که می خواهم حفظ کنم فراموش نکرده ام
2:56 من در جلوگیری از ارتداد ثقیف نقش داشتم
3:00 جایی که پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنان نامزد کرد
3:06 و ارتداد همه اعراب
3:09 پس گفتم
3:10 ای اهل ثقیف!
3:12 شما آخرین کسانی بودید که به اسلام گرویدید
3:15 اولین کسی نباشید که عقب نشینی می کند
3:19 پس خداوند آنها را ثابت قدم قرار داد
3:21 بنده خود را تاجر فرستاده ام
3:25 وقتی آمدند
3:27 گفتم
3:28 با چیزی که اومدی
3:30 گفتند
3:31 تجارتی آوردیم
3:33 در آن ده درهم برد
3:36 گفتم
3:37 تجارتی که وارد آن شدید چیست؟
3:40 سود زیادی در این زمینه وجود دارد
3:43 گفتند
3:44 شراب
3:46 گفتم
3:47 شراب
3:48 شرب و فروش آن را حرام کرده ایم
3:52 بنابراین دهان ظروف را باز کردم و در خیابان ها ریختم
3:57 من کی هستم؟
3:59 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:04 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:08 وقتی قسمت بعدی میاد
4:11 انشاالله
4:13 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:19 هنگامی که رسول می خواست یا می گفت، از پیامبر پیروی می کردند
4:24 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:29 وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود
4:34 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:39 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:44 آنها زندگی خود را پر از غرور به ثروت خود کردند
4:49 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد