از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 240 از 287

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (242)

◉ 0 بازدید ⏱ 5:25 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب ارجمند هستم
0:21 و صاحب خرقه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:25 من در جهل بودم
0:27 یک جوان شجاع و یک شوالیه بی نظیر
0:32 داشتن اخلاق اصیل عربی
0:35 مانند جوانمردی، سخاوت و شجاعت
0:38 جوانمردی، رژیم غذایی و رویا
0:41 من بیشتر وقتم را به پرسه زدن در صحرا و شکار می گذراندم
0:47 من یکی از باتجربه ترین شاعران هستم
0:50 جایی که او با دوران پیش از اسلام و اسلام زندگی می کرد
0:53 خانواده من به شعر و مهارتش معروف بودند
0:57 پدرم از سرداران شاعران پیش از اسلام است
1:01 در میان صاحبان آویز
1:03 وجدی رابعه
1:05 ابوسلمه شاعر بود
1:08 عمه ام سلما شاعر است
1:10 برادرم بجیر شاعر است
1:13 بنی عقبه شاعر است
1:15 نوه ام العوام بن عقبه نیز شاعر است
1:19 پس عمر رضی الله عنه به من وعده داد
1:22 من شاعران دوران پیش از اسلام را حس می کنم
1:25 او همچنین به دلیل نفرت شدیدش از اسلام معروف بود
1:29 و هجو به مسلمانان و توهین به زنان آنها
1:35 وقتی برادرم بجیر مسلمان شد
1:38 من شعری نوشتم که در آن به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم طعنه زدند
1:43 و مسلمانان با او هستند
1:45 و با همسرانشان خود را در معرض آن قرار دادند
1:48 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را شنید
1:52 خونم را هدر داد
1:54 به دوستانش گفت
1:56 هر که او را یافت، او را بکشد
1:58 پس برادرم بجیر در این باره به من نوشت
2:01 به من گفت که نجات پیدا کردم
2:04 خودت را نجات بده و نمی بینم که دور می شوی
2:08 سپس گفت
2:10 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:13 هیچ کس نزد او نمی آید و شهادت نمی دهد که معبودی جز خدا نیست
2:17 و اینکه محمد رسول خداست
2:20 جز قبل از او
2:22 و آنچه قبل از آن بود را رها کنید
2:24 اگر این کتاب برای شما بیاید
2:27 پس پذیرفت و تسلیم شد
2:29 روی صورتم گرفتم
2:32 نمی دانم کجا بروم
2:34 هر بار که نزد قومی می آمدم تا به من پناه بدهند، امتناع می کردند
2:38 پس زمین باریکتر از آنچه استقبال کرده بود شد
2:41 من طرد شده ماندم
2:44 تا اینکه خداوند دلم را به اسلام باز کرد
2:48 بنابراین به شهر نزدیک شدم
2:50 شترم را جلوی در مسجد ایستادم
2:53 سپس وارد مسجد و رسول خدا صلی الله علیه و آله شدم
2:57 در میان دوستانش
2:59 بنابراین من او را با شخصیتش می شناختم
3:01 پس از مردم گذشتم تا در مقابل او نشستم
3:05 بعد گفتم
3:07 ای رسول خدا
3:09 اگر شاعری را بیاورم که تو را طنز می کرد، توبه می کند
3:13 آیا او را می‌پذیری و می‌بخشی؟
3:16 ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:19 بله
3:20 گفتم
3:21 من شاعرم
3:23 ای رسول خدا از تو سلامتی می خواهم
3:26 سپس برایش شعری خواندم که در آن می گویم:
3:30 سعاد احساس کرد که امروز قلبش ادرار می کند
3:34 او عاشق بود، اما نتوانست کاری انجام دهد
3:38 به من خبر دادند که رسول خدا به من وعده داده است
3:42 آرزوی عفو رسول خداست
3:46 اوست که قرآن نافله را به تو داده که تاریخ و جزئیات آن را در بر دارد
3:55 مرا به سخنان تهمت‌زنان نگیرید و گناهی نکرده‌ام، هر چند در مورد من شایعات فراوان باشد.
4:03 رسول نوری است که منور است
4:07 مهند از شمشیرهای خدا مسلول
4:11 رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراهان خود اشاره کرد
4:16 برای گوش دادن
4:18 تا اینکه تمام شعر را برایش خواندم
4:21 پس مرا عفو کرد
4:23 سپس از جا برخاست و با عبایی که پوشیده بود مرا پوشاند
4:27 بنابراین من از آن راضی بودم
4:29 پس معاویه رضی الله عنه خواست آن را به بیست هزار درهم از من بخرد.
4:35 بنابراین من آن را نفروختم
4:37 برای من قیمتی ندارد
4:40 تا زمان مرگم با من ماند
4:43 سپس آن را به چهل هزار درهم از خانواده من خرید
4:47 به خلفای اموی به ارث رسیده است
4:50 سپس عباسیان
4:52 تا اینکه به جانشینان امپراتوری عثمانی رسید
4:57 من کی هستم؟
5:00 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
5:08 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
5:12 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله