از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 39 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (39)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من پسر شیبه بن ربیعه هستم
0:22
خانواده من اهل سرزمین نینوا عراق هستند
0:27
یک قبیله عرب به ما حمله کردند
0:31
مرا اسیر کردند و در حجاز فروختند
0:35
من یک مسیحی بودم
0:37
من در باغی برای اربابانم کار می کنم
0:40
در جایی به نام فاکس قارن
0:43
نزدیک طائف
0:45
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت
0:49
از طائف، نگران و غمگین
0:52
پس از آن که بزرگانش او را بیرون کردند
0:55
و سفیهان و غلامان خود را با آن وسوسه کردند
0:58
به او توهین می کردند و بر سر او فریاد می زدند
1:01
به سمتش سنگ پرتاب می کنند
1:03
پس او رضی الله عنه رفت
1:06
در صورتش گم شده است
1:08
او فقط با شاخ روباه از خواب بیدار شد
1:12
پس او رضی الله عنه پناه برد
1:15
به نخلستانی از انگور برای اربابانم
1:18
عاطفه ای در دلم برانگیخت، ابن ربیعه
1:24
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدند
1:28
پس با من تماس گرفتند و به من گفتند
1:31
یک خوشه انگور بردارید
1:33
و او را نزد آن مرد ببرید
1:37
چنین کردم و رسول خدا صلی الله علیه و آله را نشناختم
1:42
وقتی آن را در دستانم گذاشتم
1:45
دستش را به طرفش دراز کرد و گفت
1:48
بسم الله پس بخور
1:51
پس گفتم این همان چیزی است که گفتم
1:54
آنچه مردم این شهر می گویند
1:57
او رضی الله عنه به من گفت
2:00
شما اهل کدام کشور هستید؟
2:03
گفتم من یک مسیحی اهل نینوا هستم
2:07
گفت: امنیت روستای مرد صالح
2:11
یونس بن متا
2:13
به او گفتم: تو نمی دانی یونس چیست.
2:17
ایشان رضی الله عنه فرمودند
2:20
آن برادر پیامبر بود و من پیامبرم
2:25
پس به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله خوابیدم
2:30
و پاهایش را می بوسم و از خوشحالی گریه می کنم
2:34
ابن ربیعه یکی به دیگری گفت
2:38
در مورد پسرت هم اون برات خرابش کرد
2:42
وقتی نزد آنها آمدم به من گفت
2:45
وای بر تو این چیه
2:48
من به آنها گفتم آنچه در زمین است
2:51
بهتر از این مرد
2:54
من کی هستم؟
3:01
بهترین قرن ها
3:04
موقعیت ها و مثال ها
3:07
اگر پیغمبر میخواست یا میگفت، از پیامبر پیروی میکرد
3:12
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
3:17
و امّا ما ذكر آنها بزرگ نيست
3:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:27
و امّا ما ذكر آنها بزرگ نيست
3:32
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
3:37
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
3:42
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
3:47
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد