از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 228 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (228)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:20 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از اهل مکه هستم.
0:24 من بزرگوار بودم که در خواب در میان قریش و اربابانشان شریف و مطیع توصیف شده بودم
0:31 دانشمند انساب عرب
0:33 من قبل از اسلام از ابوبکر صدیق رضی الله عنه نسب گرفتم.
0:39 عدن پیامبر صلی الله علیه و آله در میان چهار مرد مکه بود
0:45 آنها را از شرک دور می کند و می خواهد اسلام را قبول کنند
0:49 آنها من، عطاب بن آسید، حکیم بن حزام و سهیل بن عمر هستیم
0:57 همه ما مسلمان شده ایم
1:00 پیامبر صلی الله علیه و آله صد شتر به من داد تا دلم را پر کند
1:06 امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه مرا مسلح کرد.
1:11 با شمشیر نعمان بن المندیر
1:14 پدرم از بزرگان و بزرگوارترین قریش بود
1:19 او یکی از کسانی بود که در سرکوب روزنامه ناعادلانه مشارکت داشت
1:23 زمانی که بنی هاشم مردم را تحریم کردند
1:26 نسبت به آنان دلسوز بود و در نهان با آنان دعا می کرد
1:30 پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام ورود به مکه از آن استفاده می کرد
1:35 وقتی از طائف برگشت
1:38 بنابراین پدرم آن را اجاره کرد
1:40 پس پدرم سلاح خود را برداشت و پسران و قوم خود را صدا زد و گفت:
1:45 اسلحه بپوشید و در گوشه و کنار خانه باشید
1:49 من به محمد پاداش دادم
1:53 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد تا داخل شود
1:58 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد
2:02 و با او زید بن حارثه بود
2:05 تا اینکه به مسجد جامع رسید
2:08 پس پدرم بر شتر خود برخاست و صدا زد
2:11 ای مردم قریش!
2:13 من به محمد پاداش دادم
2:16 به هیچ یک از شما آسیب نرسانید
2:19 پس پیامبر صلی الله علیه و آله خانه را به سلامت طواف کرد
2:25 پیامبر صلی الله علیه و آله این مواضع پدرم را فراموش نکرد
2:31 وقتی برای فدیه دادن به اسیران خود در بدر به مدینه آمدم
2:35 به پیامبر صلی الله علیه و آله برخورد کردم که در نماز مغرب سوره تور را می خواند.
2:42 وقتی این آیه را فهمید
2:45 یا بدون هیچ چیز آفریده شده اند یا خالق هستند؟
2:51 یا آسمان ها و زمین را آفریده اند؟
2:55 اما آنها قطعی نیستند
2:58 قلبم تقریباً پرواز کرد
3:01 من را از خواندن آن مانند غم دور کرد
3:05 بنابراین به فکر اسلام افتادم
3:08 اما مسلمان شدن من تا قبل از فتح مکه به تأخیر افتاد
3:13 وقتی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد آزادی اسیران بدر صحبت کردم
3:19 او به من گفت
3:20 اگر پدرت زنده بود و از این بدبوها با من صحبت می کرد
3:25 برای هدیه آنها به او
3:27 او با زنی ازدواج کرد و جهیزیه او را نامگذاری کرد
3:32 سپس قبل از اینکه با او رابطه جنسی برقرار کنم او را طلاق دادم
3:36 پس این آیه از من گذشت
3:39 مگر اینکه عفو کنند یا آن که عقد در دست اوست عفو کند
3:45 پس گفتم
3:46 من سزاوار بخشش او هستم
3:49 پس تمام مهریه را به او سپردم
3:52 من کی هستم؟