از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 251 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (251)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب ارجمند هستم
0:21
استاد انصار
0:24
و در میان بزرگوارانشان محترم
0:27
من در پیری مسلمان شدم
0:30
من آخرین نفر از انصار بودم که اسلام آوردم
0:33
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا پیشوای قومم بنی سلمه قرار داد
0:39
او به سخاوت، سخاوت و عشق به فداکاری و فداکاری معروف بود
0:44
اگر گدای حاجت نزد من بیاید
0:47
پولم را به او دادم و به او گفتم
0:50
بگیر، در جواب برمی گردد
0:54
لنگش شدید در پاهایم داشتم
0:58
هنگامی که مسلمانان به سوی بدر رفتند
1:01
میخواستم باهاشون برم بیرون
1:03
فرزندانم به دلیل لنگش و کهولت سن مانع این کار شدند
1:07
دلم برای صحنه بدر تنگ شده بود
1:10
پس به پسرم گفتم
1:12
شما در روز بدر از بهشت محروم شدید
1:15
به خدا اگر بمانم وارد بهشت خواهم شد
1:19
وقتی یکشنبه بود
1:22
پسرانم هم می خواستند مرا حبس کنند
1:25
گفتند ما بانک هستیم
1:28
ما با پیامبر صلی الله علیه و آله قیام می کنیم
1:32
بنابراین گفتم: "تکان داد."
1:34
مردم به بهشت می روند
1:37
و من آنجا نشسته ام
1:39
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
1:43
و من به او گفتم
1:44
ای رسول خدا
1:46
پسرانم می خواهند مرا زندانی کنند
1:49
درباره بیرون رفتن با تو برای جهاد
1:52
به خدا امیدوارم
1:54
تا پا بر این لنگی ام در بهشت بگذارم
1:58
پیامبر صلی الله علیه و آله رو کرد
2:02
به فرزندانم و به آنها گفتم
2:05
دعا کنید خداوند شهادتش را نصیبش کند
2:10
بنابراین من اسلحه را حمل کردم
2:12
خوشحال و خوشحال رفتم
2:15
و خدا را صدا زدم و گفتم:
2:17
خدایا شهادت نصیبم کن
2:20
و مرا به خانواده ام برنگردان
2:23
و در میدان جنگ
2:25
پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدم
2:28
او می گوید
2:30
به بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین برخیز
2:34
برای صالحان آماده شده است
2:37
پس لنگ لنگان بلند شدم
2:39
پس گفتم
2:40
به خدا سوگند من در بهشت پا بر این لنگ خود خواهم گذاشت
2:45
پس به سوی مشرکان پیش رفتم
2:47
و پسرم خلاد با من است
2:50
پس جنگیدیم تا کشته شدیم
2:53
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار من گذشت
2:56
بعد از جنگ
2:58
و او گفت
3:00
به خدا قسم به تو نگاه می کنم
3:02
با پاهایت در بهشت راه می روی
3:05
و این درست است
3:07
و بعد از پایان نبرد
3:09
اصحاب شروع به دفن مردگان کردند
3:12
آن دو و سه نفر را با هم جمع می کردند
3:15
در یک قبر
3:17
پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد
3:20
که من و عبدالله بن حرم دفن شویم
3:24
خداوند از او راضی باشد
3:25
در یک قبر
3:27
و او گفت
3:28
این دوتا رو ببین
3:30
پس آنها را در یک قبر بگذارید
3:33
آنها در این دنیا پاک بودند
3:38
قبر ما را قبر دو برادر می گفتند
3:42
در سال 49 هـ
3:46
سیل شدید قبر شهدای احد را اصابت کرد
3:51
پس خرابش کرد
3:53
پس قبرهای ما را کندند تا جایمان را عوض کنند
3:57
آنها متوجه شدند که بدن ما تغییر نکرده است
4:00
انگار دیروز مردیم
4:03
او جراحی کرده بود
4:05
پس خودم را با دست روی زخمم دفن کردم
4:09
وقتی مرا حمل کردند
4:11
دستم از زخم فاصله گرفت
4:14
بنابراین او به جلو گسترش یافت
4:16
دستم را سر جایش گذاشتند
4:19
بنابراین به حالت قبل برگشت
4:21
و او در میان کشته شدگان ما بود
4:23
و این حادثه تغییر قبر
4:26
46 ساله
4:29
من کی هستم؟
4:32
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید
4:40
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:44
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله