از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 265 از 288
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (267)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب انصاری از بنی خزرج هستم
0:23
من از شعرای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:27
او یکی از 12 سروان انصار در بیعت عقبه بود
0:32
اوایل در مدینه بعد از ورود مصعب بن عمیر رضی الله عنه اسلام آوردم
0:38
من در نیکی و فضل پیشگام بودم
0:41
مشتاق جهاد و روزه در راه خدا
0:45
و اگر قرار بود در روز گرم با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باشیم.
0:52
هیچ کس در میان مردم روزه دار نیست جز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و من.
0:59
من مشتاق مجالس ذکر بودم
1:02
بارها مردی را در میان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله می دیدم
1:08
پس من به او می گویم: "بیا تا لحظه ای ایمان بیاوریم."
1:13
من به اهل ایمان وفادار بودم و با اهل کفر بسیار متنفر و دشمن بودم
1:20
مرا به خاطر خدا سرزنش مكن
1:23
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به عنوان رئیس گروه سی نفره فرستاد
1:30
برای کشتن اسیر بن رزم یهودی در خیبر
1:34
پس نزد او رفتم و او را کشتم و پیروزمندانه به مدینه بازگشتم
1:40
در عمره قضا بر دستان رسول خدا صلی الله علیه و آله راه می رفتم.
1:46
هنگامی که برای انجام عمره وارد مکه شد
1:49
پس گفتم: فرزندان کفار را از راه او رها کن.
1:54
امروز به شما توصیه می کنیم آن را دانلود کنید
1:57
کتکی که الهام را از رختخوابش می برد
2:00
دوست پسر از دوست پسرش شگفت زده شده است
2:03
عمر رضی الله عنه به من گفت
2:07
در حرم خدا و به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شعر می خوانند.
2:14
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
2:18
ولش کن عمر
2:20
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
2:22
سخنان او برای آنها قدرتمندتر از اشراف است
2:27
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا برگزید
2:30
سومین پیشوای مسلمانان در لشکر متعه باشد
2:34
آن ارتش که سه هزار جنگجو بیشتر نداشت
2:41
ما به دیدار رومی ها رفتیم
2:44
وقتی به سرزمین پارسیان نزدیک شدیم
2:47
خبر به ما رسید که دشمن
2:50
او برای ما لشکری دویست هزار نفری جنگجو آماده کرده است
2:54
از رومیان و غسانیان
2:57
سپاه اسلام متوقف شد
2:59
و شروع کردند به مشورت بین خودشان
3:02
پس مسلمانان را تشویق کردم و به آنها گفتم
3:05
ای مردم، به خدا سوگند این همان چیزی است که از آن متنفرید
3:09
که برای آن بیرون آمدی
3:11
گواهی است
3:13
ارتش فعال شد و برای جنگ پیش رفت
3:16
وقتی دو لشکر به هم رسیدند
3:19
و نبرد آغاز شد
3:21
آنها فقط لحظه ها هستند
3:23
تا اینکه اولین فرمانده کشته شد
3:25
زید بن حارثه رضی الله عنه
3:28
سپس پیشوای دوم جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه کشته شد
3:34
بنابراین پرچم به من منتقل شد
3:36
پس کمی تردید کردم
3:39
پس او را خطاب کردم و شعار دادم
3:42
قسم خوردی ای جان که فرود بیای
3:45
مطیعانه یا مطیعانه
3:48
تا زمانی که به شما اطمینان داده شود
3:51
چرا میبینم که از بهشت متنفری؟
3:55
آیا شما چیزی جز یک اسپرم در بوته نیستید؟
3:58
من ممکن است مردم و گوزن شمالی با طناب بیاورم
4:02
و من هم گفتم
4:04
ای جان اگر نکشی میمیری
4:07
این حمام مرگ است که شما پیدا کرده اید
4:10
و آنچه آرزو کردم به تو دادم
4:13
اگر آنها را انجام دهید، این هدیه من است
4:16
اگه دیر بیام بدبختت میکنم
4:19
سپس با مردم جنگیدم، پیشروی کردم و عقب نشینی نکردم
4:23
تا اینکه کشته شدم
4:25
پیامبر صلی الله علیه و آله پخش کنید
4:28
به دوستانش در زمانی که در شهر بود
4:31
خبر فوت من و دوستم
4:34
و چشمانش اشک میریزد
4:36
من کی هستم؟
4:38
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:46
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:50
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله