از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 282 از 288

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (284)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:24 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من یکی از همراهان مهاجر هستم
0:21 وی از اساتید مکه در زمان جاهلیت و اسلام بود
0:25 آنجا که نگهبان کعبه و بیت الحرام بودم
0:29 او به رهبری و شجاعتش معروف بود
0:32 جوانمردی و جوانمردی
0:35 او با خالد بن ولید به مدینه مهاجرت کرد
0:38 و عمر بن العاص
0:40 در دوران آتش بس پس از عهدنامه حدیبیه
0:43 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله ما را دید
0:47 او گفت
0:48 مکه تکه های جگرش را به سوی تو پرتاب کرد
0:52 پس ما در برابر او تسلیم شدیم
0:54 هنگامی که ام سلمه رضی الله عنه از مکه خارج شد
1:00 او می خواهد شوهرش در شهر باشد
1:02 او فقط پسر شیرخوارش را همراه داشت
1:05 من او را سرگردان یافتم
1:08 پس بهش گفتم
1:10 پدرم مادرم را کجا می برد؟
1:13 او گفت
1:14 من شوهرم را در شهر می خواهم
1:17 گفتم
1:18 یا کسی همراهت نیست
1:20 او گفت
1:21 هیچکس جز خدا و این پسرم با من نیست
1:25 پس گفتم
1:27 به خدا چاره ای نداری
1:30 پس افسار شتر خود را گرفت و با آن به راه افتاد
1:34 تا اینکه شهر را معرفی کردیم
1:36 پس بهش گفتم
1:38 شوهرت تو این روستا هست
1:40 با برکت خدا وارد آن شوید
1:43 سپس رفتم و به مکه برگشتم
1:46 این قبل از مسلمان شدنم بود
1:49 مادر مؤمنان ام سلمه رضی الله عنه از من تعریف و تمجید کرد
1:54 و او گفت
1:55 من مرد عرب را ندیده ام
1:58 سخاوتمندتر از او
2:00 ما در زمان جاهلیت روزهای دوشنبه و پنج شنبه کعبه را باز می کردیم
2:06 هرکی خواست واردش بشه
2:09 روزی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و خواست وارد کعبه شود
2:15 پس با او سخت صحبت کردم و با او قهر کردم
2:18 او مرا در خواب دید و سپس گفت
2:21 شاید روزی این کلید را در دست من ببینی
2:25 آن را در هر کجا که می خواهید قرار دهید
2:27 پس گفتم
2:28 قریش در آن روز هلاک و ذلیل شدند
2:32 و او گفت
2:33 بلکه در آن روز زنده شد و سرفراز شد
2:37 هنگامی که مکه در سال هشتم هجری فتح شد
2:41 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد آن شد
2:45 او به من گفت
2:46 کلید کعبه را برای من بیاور
2:49 پس برایش آوردم
2:51 پس آن را از من گرفت و وارد کعبه شد
2:54 سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه به سوی او قیام کرد
2:58 و او گفت
2:59 ای رسول خدا
3:01 حجاب و آبیاری را برای ما ترکیب کنید
3:04 پس خداوند متعال سخن او را بر او نازل کرد
3:07 خداوند به شما دستور می دهد که امانت ها را به صاحبانشان برگردانید
3:13 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا کرد و فرمود
3:18 اینجا کلید شماست
3:20 امروز روز عدالت و وفاداری است
3:23 برای ابد آن را بگیرید
3:26 هیچ کس جز ظالم آن را از شما نخواهد گرفت
3:29 پس وقتی رفتم
3:31 مرا صدا زد که درود خدا بر او باد
3:34 پس نزد او برگشتم
3:36 و او گفت
3:37 این چیزی نبود که بهت گفتم؟
3:40 پس به یاد آوردم که او قبل از هجرت در مکه به من گفت.
3:45 شاید روزی این کلید را در دست من ببینی و هر کجا که بخواهی بگذار
3:51 پس گفتم
3:52 آری شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی
3:57 من کی هستم؟
4:03 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:07 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:11 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله