از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 129 از 256

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (157)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:05 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم
0:23 من یکی از کسانی هستم که اغلب حدیث پیامبر را نقل می کنم
0:28 من در جوانی با پدرم شاهد بیعت دوم عقبه بودم
0:33 پدرم مرا از حضور در غزوه بدر و احد باز داشت تا از میان 9 دخترش جانشین او شوم.
0:40 وقتی در احد به شهادت رسید، من در صحنه ای با پیامبر صلی الله علیه و آله غیبت کردم.
0:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از احد با من ملاقات کرد
0:55 به من گفت: چرا تو را شکسته می بینم؟
0:59 عرض کردم یا رسول الله
1:02 پدرم شهید شد
1:04 او برای من فرزندان و بدهی گذاشت
1:07 گفت: آیا تو را به آنچه خدا پدرت را ملاقات کرد، مژده ندهم؟
1:12 گفتم: نه یا رسول الله.
1:15 او گفت که خدا هرگز با کسی صحبت نکرده است
1:19 جز از پشت حجاب
1:22 و پدرت زنده شد، پس در جنگ بدون حجاب با او سخن گفت
1:27 گفت: ای بنده من آرزو کن تا به تو عطا کنم.
1:32 گفت: پروردگارا مرا زنده کن تا دوباره به خاطر تو کشته شوم.
1:38 خداوند متعال فرمود
1:40 قبلاً هم گفته ام که به آن بازنمی گردند
1:46 گفت: پروردگارا، پشت سر من را آگاه کن
1:51 پس خداوند متعال این آیه را نازل کرد
1:55 و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند
2:02 بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند
2:07 قبر پدرم کشف شد
2:10 وقتی معاویه رضی الله عنه چشمه درست کرد
2:14 بر سر قبور شهدای احد
2:16 پس از بیش از نیم قرن
2:20 پس به سرعت به سمت قبر پدرم رفتم
2:23 وقتی دفنش کردیم، آن را نرم دیدم
2:28 و یک روز مریض شدم
2:30 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به دیدار من آمد
2:35 او متوجه شد که من بیهوش شده ام
2:37 پس وضو گرفت
2:39 سپس وضوی خود را بر من ریخت
2:41 پس بیدار شدم
2:43 پس گفتم یا رسول الله
2:46 چگونه پولم را خرج کنم؟
2:48 طرز تهیه در مالی
2:50 هیچ جوابی به من نداد
2:53 تا اینکه آیه ارث نازل شد
2:57 من مشتاق دانش و گسترش آن بودم
3:00 از مردی در شام مطلع شدم
3:03 از رسول خدا صلی الله علیه و آله حدیث شنید
3:08 بنابراین من یک شتر خریدم
3:10 بعد بهش استرس دادم
3:13 یک ماه پیشش رفتم
3:15 تا اینکه به دمشق آمدم
3:18 بنابراین من صحبت او را شنیدم
3:20 سپس یک ساعت بعد به شهر برگشتم
3:24 من همیشه افراد آگاه را توصیه می کردم
3:27 و من به آنها می گویم
3:29 دنیا باید دلش را بشوید
3:32 همانطور که انسان لباس خود را از آلودگی ها میشوید
3:36 من کی هستم؟
3:55 خدایا