از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 206 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (206)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:23
من در سال نهم هجری اسلام آوردم
0:26
وقتی با هیئت ملی از بنی تمیم به شهر آمدم
0:30
من یکی از شجاع ترین شوالیه های شبه جزیره عربستان هستم
0:35
من در طول نبردها بسیار باهوش و سریع بودم
0:41
من اولین نفری بودم که در تاریخ عرب شبانه جنگیدم
0:45
با آغاز جنگ های ارتداد در جنگ ها از من نافرمانی کردی
0:51
خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه بود
0:55
اغلب برای مبارزه با مرتدان به او تکیه می شود
0:59
او یک روز به من گفت
1:02
رای تو در ارتش از هزار مرد بهتر است
1:06
هنگامی که خالد بن الولید رضی الله عنه درخواست حمایت کرد
1:10
از خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه
1:14
او مرا به تنهایی فرستاد تا از او حمایت کنم
1:17
اصحاب از این امر شگفت زده شدند و به ابوبکر گفتند:
1:22
ارتش عراق تنها با یک نفر تامین می شود
1:26
به خلیفه اشاره کرد و به آنها گفت
1:31
ارتشی با چنین مردی را نمی توان شکست داد
1:35
بصیرت صدیق رضی الله عنه صادق بود
1:39
وقتی به لشکر خالد رسیدم خدا از او راضی باشد
1:43
در نبرد زنجیر
1:46
مسلمانان و پارسیان برای جنگ صف کشیدند
1:49
او هرمزد، فرمانده پارسی را فرا خواند
1:52
خالد بن الولید، فرمانده لشکر مسلمانان برای دوئل
1:57
هرمز با عده ای از سربازان خود به توافق رسیده بود که به خالد خیانت کنند
2:02
در جریان دوئل او را کشت
2:04
تا با این کار قدرت مسلمانان را بشکنند
2:08
خالد نزد او رفت و به او حمله کرد
2:11
و در آن لحظه
2:13
گروه ایرانی که هرمز با آنها توافق کرده بود، رفتند
2:18
آنها به خالد حمله کردند
2:20
از هر طرف او را محاصره کردند
2:23
بنابراین من خیلی سریع پیش آنها رفتم
2:26
گردان خیانت را خالد بن الولد رضی الله عنه آواره کرد.
2:31
سپس با هم جنگیدیم تا اینکه آنها را کشتیم
2:35
ما رهبر آنها هرمز را نیز به همراه آنها کشتیم
2:39
این نشان دهنده شکست ارتش ایران بود
2:46
من در جنگ القادسیه شرکت کردم
2:49
و من یکی از قهرمانان آن بودم
2:52
وقتی ایرانی ها با فیل به ما حمله کردند
2:55
جامعه مسلمانان متفرق شد
2:57
شکست تقریبا نصیب ما شد
3:00
بنابراین من به فیل ها نگاه کردم و به وضعیت آنها فکر کردم
3:04
او را دیدم که فیل سفید را دنبال می کند
3:07
بنابراین از گردان مسلمانان خواستم که نگهبانان فیل را اشغال کنند
3:12
به فیل حمله کردم
3:15
بنابراین چاقو به چشم او زد
3:17
بعد ضربه ای به تنه اش زدم و قطع کردم
3:20
فیل به پهلو افتاد
3:23
بقیه فیل ها پراکنده شدند
3:25
خداوند ما را بر آنان پیروز گرداند
3:28
و پس از پایان نبرد
3:30
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه را فرستاد
3:34
به سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه
3:38
از او درباره جنگ القادسیه می پرسد
3:41
و شجاع ترین شوالیه هایش
3:44
سعد جواب او را داد و گفت:
3:47
او هرگز کسی مثل من را در جنگ ندیده است
3:50
و در مورد من به او بگویید
3:52
من در یک روز سی بار باردار شدم
3:56
در هر کمپین یک قهرمان ایرانی را بکشید
4:01
من کی هستم؟