از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 17 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (17) | زيد بن الدثنة رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 3:38 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و علما آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب انصار هستم
0:22 من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و احد را شاهد بودم
0:27 سپس مشرکان مرا در سال سوم هجری کشتند
0:31 بعد از اینکه در روز رجعت به ما خیانت کردند
0:35 جمعی از مردم عدل و قاره پس از احد به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند.
0:44 گفتند یا رسول الله ما در میان خود اسلام داریم
0:49 پس گروهی از همراهان خود را با ما بفرستید
0:52 به ما دین می آموزند و به ما قرآن می آموزند
0:56 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا با آنها فرستاد
1:01 و شش نفر دیگر از اصحاب بزرگوار
1:04 بنابراین حتی وقتی برگشتیم با آنها بیرون رفتیم
1:09 قبیله او، ذیل، نزد ما آمدند تا ما را بگیرند و به اهل مکه بفروشند
1:15 به ما عهد و پیمان دادند
1:18 آیا اگر اسلحه خود را زمین بگذاریم از آنها به ما ضرری نمی رسد؟
1:23 برخی از ما پاسخی به آنها ندادیم و با آنها جنگیدیم تا کشته شدیم
1:28 و اما من اسلحه ام را زمین گذاشتم و مرا با خود اسیر کردند
1:34 وقتی به مکه رسیدیم، صفوان بن امیه مرا از آنها خرید تا از طرف پدرش مرا بکشد.
1:42 پس به استادش که نستاس نام داشت دستور داد
1:46 پس مرا به طنیم برد تا در بیرون حرم سرم را ببرد
1:51 وقتی مرا برای کشتن آوردند، ابوسفیان به من گفت
1:57 از تو پرسیدم خدایا دوست داری محمد الان به جای تو با ما باشد؟
2:03 پس در حالی که در میان خانواده خود هستید گردن او را می زنید
2:07 گفتم: به خدا سوگند من دوست ندارم محمد در جایگاهی که الان هست باشد.
2:14 در حالی که در میان خانواده ام نشسته ام، خاری به او می زند و او را آزار می دهد
2:20 ابوسفیان گفت: ندیدم کسی کسی را دوست داشته باشد
2:26 مانند عشق یاران محمد به محمد
2:30 سپس مرا جلو آوردند و گردنم را زدند
2:34 من کی هستم؟
2:36 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
2:42 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
2:46 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
2:50 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
2:56 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد
3:01 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
3:06 وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود
3:11 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
3:16 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
3:22 آنها سرشار از زندگی بودند و به کارهای خود افتخار می کردند
3:27 و جهان نفس برای آنها آشکار شده است