از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 27 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (27) | أبو هريرة رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من یکی از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مردم یمن هستم.
0:25
من در سال هفتم هجری اسلام آوردم
0:29
به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تمسک کرد
0:32
من با او به خانه همسرانش می روم و به او خدمت می کنم
0:36
هجوم می کنم و با او حج می کنم و پشت سر او نماز می خوانم
0:40
تا اینکه به گفتار او بیشتر آگاه شدم
0:44
من زن فقیری بودم
0:46
من با رسول خدا صلی الله علیه و آله همراهی می کنم تا شکمم را سیر کنم
0:52
یک روز با ما صحبت کرد و گفت:
0:56
چه کسی جامه اش را پهن می کند تا من مقاله ام را کامل کنم؟
1:00
سپس وقتی او را گرفت
1:02
او هرگز چیزی را که از من شنیده بود فراموش نکرد
1:06
پس گفتم یا رسول الله
1:09
و لباسم را پهن کردم
1:11
سوگند به کسی که او را به حق فرستاد
1:14
چیزی که از او شنیده بودم را هرگز فراموش نکردم
1:18
روزگارم را با فقرای سفاح می گذراندم
1:24
از گرسنگی بین قبر و منبر دست و پنجه نرم می کردم
1:28
او حتی مرا دیوانه خطاب می کند
1:31
من نیاز را برآورده کرده ام
1:34
من حتی به زمین وابسته هستم
1:37
حتی اگر از گرسنگی سنگی بر شکمم بگذارم
1:41
یک روز سر راه مردم نشستم
1:46
سپس ابوبکر رضی الله عنه از من گذشت
1:49
پس از او درباره آیه ای از کتاب خدا پرسیدم
1:53
فقط از او می خواهم که مرا برای خوردن غذا دعوت کند
1:57
او به من پاسخ داد و برای نیاز من کوتاه نیامد
2:01
عمر رضی الله عنه از آنجا گذشت
2:04
از او پرسیدم و او جوابم را داد اما این کار را نکرد
2:09
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله از من گذشت
2:13
گرسنگی روی صورتم را می دانست
2:16
او به من زنگ زد و من گفتم
2:19
به فرمان تو ای رسول خدا
2:22
پس با او وارد خانه شدم
2:24
شیر را در فنجانی یافت
2:27
به خانواده اش گفت این را از کجا آوردی؟
2:31
گفتند: فلانی برایت فرستاد
2:35
به من گفت: نزد اهل صوفه برو و آنان را دعوت کن.
2:40
ناامید شدم
2:42
من امیدوار بودم که برای تقویت خودم یک نوشیدنی از این شیر بخورم
2:48
احتمال اینکه این شیر در بین اهل سفاح باشد چیست؟
2:53
اما اطاعت از خدا و اطاعت از رسول او اشکالی نداشت
2:59
پس نزد آنها آمدم و آنها پاسخ دادند
3:03
چون نشستند، به من گفت که درود خدا بر او باد
3:08
فنجان را بردارید و به آنها شیر بدهید
3:11
پس شروع کردم به دادن آن به مرد و او مشروب خورد تا تشنگی خود را رفع کرد
3:16
سپس دیگری را به او می دهم و او می نوشد تا تشنگی خود را برطرف کند
3:21
تا اینکه به همه آنها رسیدی
3:24
سپس آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله داد
3:29
با لبخند سرش رو به سمتم بلند کرد و گفت
3:33
من و تو ماندیم و گفتیم: راست می گویی یا رسول الله.
3:39
گفت: بنوش، پس نوشیدم
3:43
گفت: بنوش، پس نوشیدم
3:47
مدام می گفت بنوش و من می نوشیدم تا اینکه گفتم
3:53
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد، من برای آن راه حلی نمی یابم
3:58
پس جام را از من گرفت و خدا را صدا زد
4:02
و از ضایعات بنوشید
4:05
تمام شب را در خانه بودم و مشغول عبادت بودم
4:09
پس شب را به ثلث تقسیم کرد
4:12
یک سوم برای من و یک سوم برای همسرم
4:15
و سومی برای بنده
4:17
قبل از خواب نماز وتر می خواندم
4:20
من هر ماه سه روز روزه میگیرم
4:24
نماز سحر را می خوانم
4:26
به خواست دوستم رضی الله عنه
4:30
روزی 12 هزار بار تلاوت می کنم
4:35
من کی هستم؟
4:37
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:42
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:46
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
4:51
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:56
اگر پیغمبر میخواست یا میگفت، از پیامبر پیروی میکرد
5:01
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
5:06
تا زمانی که در میان ما هستند، یادشان بلند است
5:11
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
5:16
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
5:21
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
5:26
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد